سیاسی >>  اندیشه سیاسی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۹۵ - ۰۸:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۲۹۶۳۳۸
ضدیت با استکبار یک خواست فطری بشر است و انسان ها به اقتضای انسانیتشان با برتری طلبی و گردن کشی قلدرمآبانه دیگران مخالفت می ورزند. اما امتیاز انقلاب اسلامی این بود که در نقش خط شکن ظاهر شد و توانست مسیر مقابله با جریان استکبار جهانی را باز کند.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ روح الامین سعیدی
انقلاب اسلامی و آرمان استکبارستیزیانقلاب اسلامی ایران که در بیست و دوم بهمن ماه 1357 به رهبری حضرت امام خمینی (ره) به پیروزی رسید، از جهات بسياري يك پديده كاملاً استثنایی و ممتاز بود: اولاً در زمانه‌اي كه تحت سيطره سنگين مكاتب مادي گراي الحادي از جمله سرمايه‌داري ليبرال غربي و كمونيسم شرقي، جداانگاري دين از دنيا و سياست (سكولاريسم) به مثابه ايده‌اي نهادينه تلقی مي‌شد، انقلاب اسلامی صبغه‌هاي دينيِ فوق‌العاده پررنگي به خود گرفت و ساختمان سياسي را تماماً بر شالوده ايدئولوژي اسلامي بنا نهاد. آمیختگی كامل دين و سياست در صحنه مدیريت جامعه سياسي و تأسیس حكومتي كه يك رهبر ديني در رأس آن قرارمی گرفت، تصوير بديعي را خلق كرد كه براي جهانيان بسيار تازگي داشت و لذا تحليل گران مسائل سياسي از آن پس توجه ويژه‌اي را 
به نقش عوامل فرهنگي و ايدئولوژيك در شكل‌دهي به پديده انقلاب معطوف نمودند.
ثانياً اين پيروزيِ چشمگير در كشوري تحقق يافت كه از حد اعلاي حمايت همه جانبه از سوي بزرگ ترين قدرت مادي محيط بين‌الملل يعني ايالات متحده آمريكا سود مي‌جست و لذا عجز و ناتواني اين منبع عظيم قدرت در مهار امواج خروشان انقلاب بسيار عجيب و غيرقابل باور به نظر می رسید.
ثالثاً در حالي كه جریانات مقاومت چپ پيروِ ماركسيسم از رمق افتاده بودند و شعله‌هاي اميد به ايستادگي 
در برابر امپرياليسم نظام سلطه در گوشه گوشه جهان خاموش مي شد، انقلاب توفنده امام خميني (ره) با ارائه يك جهان بيني تازه و يك الگوي نوين زندگي كه مي‌توانست گزينه بديلي براي صدور به جوامع مسلمان و غيرمسلمان خصوصاً در جهان سوم باشد، راه سومي را از ميان ليبراليسم غربي و كمونيسم شرقي گشود و حصارهای ايدئولوژيك حاكم بر محيط بين‌الملل را شكست تا روحي حيات بخش در كالبد ملت هاي اسير در يوغ استعمارِ ابرقدرت ها دميده باشد.
رابعاً نهضت امام هرگز ماهيتي ساكن و ايستا و نداشت و به همين خاطر ابداً در حدود قلمرو جغرافيايي ايران نمي‌گنجيد بلكه بسيار پويا و پرشتاب در فراسوي مرزهاي موطن خود حركت مي‌كرد و امواج سهمگينش كرانه‌هاي عالم را درمي‌نورديد. امام با افق ديدي ژرف و جهانشمول نه فقط جامعه سياسي ايران بلكه سراسر ملت هاي جهان را هدف قرار داد و با ورودي مقتدرانه به عرصه روابط بين‌الملل و ايجاد يك سنگر مقاومت ايدئولوژيك، به رويارويي با عظيم‌ترين كانون¬هاي قدرت و ثروت جهاني برخاست. رويارويي‌هايي كه جملگي به طرز 
معجزه¬آسايي با پيروزي قاطع و خيره كننده انقلاب اسلامی به پايان مي‌رسيد.
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و سرنگونی رژیم طاغوت، استکبار داخلی پس از سالیان دراز در سرزمین ایران ریشه کن گردید و سرانجام نخستین حکومت اسلامیِ حامی مستضعفین قدرت را در دست گرفت. اما غلبه بر سلطنت مستکبر پهلوی به معنای پایان مبارزات نبود بلکه نظام سیاسیِ برخاسته از انقلاب به پشتوانه حمایت توده های مردمی این بار در عرصه مبارزه ای بسیار گسترده تر رویاروی جبهه عظیم استکبار جهانی قرار داشت و باید در برابر انبوه توطئه ها و فشارهای ابرقدرت هایی ایستادگی می کرد که از سقوط بزرگ ترین هم پیمان منطقه ای شان و شکل گیری یک جریان مقاومت ضد امپریالیستی شدیداً به خشم آمده بودند.
به همین دلیل از همان ابتدای شکل گیری انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، تلاش همه جانبة ابرقدرت های جهانی به رهبری آمریکا و اسرائیل با همراهی متحدان مرتجع آن ها در خاورمیانه 
به منظور نابودی و سرنگونی انقلاب آغاز شد. این تلاش ها ابتدا ماهیت سخت افزاری داشت که اوج آن تحریک و حمایت کامل از رژیم بعث عراق برای حمله به ایران بود که جنگی هشت ساله را به ملت ما تحمیل کرد. دفاع مقدس ملت ایران در طول این هشت سال به صحنه رویارویی تمام عیار دو جبهه مستضعفین و مستکبرین مبدل شد و همه ناظران جهانی به چشم خویش دیدند که رزمندگان ایرانی چگونه با ساده ترین امکانات در مقابل ده ها لشکر بسیار مجرب و ورزیده عراقی با انبوهی از تجهیزات پیشرفته مقاومت کردند و چگونه با دستان خالی اما با عزمی راسخ و ایمانی پولادین توانستند ماشین جنگی صدام را علی رغم بهره مندی آن از میگ های روسی، آواکس ها، میراژها و سوپر اِتانداردهای فرانسوی، تسلیحات مدرن ساخت ایالات متحده، بمب های شیمیایی تولید شرکت های آمریکایی و اروپایی و نیز با وجود در اختیار داشتن قریب به 2000 مستشار نظامی شرقی و غربی، اطلاعات ارزشمند سرویس های جاسوسی غرب و سازمان منافقین و میلیاردها دلار سرمایه شیخ نشین های متموّل خلیج فارس و در کنار سکوت و چراغ سبز شورای امنیت متوقف و منهدم کنند. این جنگ نابرابر هشت ساله در حقیقت نمود آشکار تحقق این ایدة انقلاب اسلامی بود در صورت مقاومت و پایداری مستضعفین در برابر جبهه استکبار، یقیناً پیروزی و پیشرفت عزتمندانه نصیب آن ها خواهد شد.  
تجربة انوع شیوه های سخت و نیمه سخت برای سرنگونی انقلاب اسلامی ـ مانند تهاجم نظامی، کودتا، ترور، خرابکاری، نفوذ امنیتی، تجزیة سرزمینی، تحریم اقتصادی و... ـ و اثبات ناکارآمدی آن ها،‌ دشمنان انقلاب اسلامی را به فکر استفاده از روش های براندازی نرم مانند تهاجم فرهنگی، انقلاب مخملی و استحاله انداخته اما کاربرد این روش ها نیز تا کنون در به زانو درآوردن و تسلیم ملت ایران ناکام مانده است. بررسی رفتارها و سیاست های جمهوری اسلامی طی دهه های گذشته حاکی از آن است که نظام جمهوری اسلامی با همراهی ملت پیوسته کوشیده است تا علی رغم تحمل فشارها و پرداخت هزینه های گزاف، به اصول بنیادین انقلاب پایبند بماند و از آرمان های اعلام شده عدول نکند. در نتیجه شاهد هستیم که افکار عمومی جهانی همواره جمهوری اسلامی ایران را به عنوان کشوری اسلام گرا، استکبارستیز، عدالتخواه، مستقل، اخلاق مدار، حامی محرومان و مستضعفان و پشتیبان جنبش های آزادی بخش شناخته اند. اکنون انقلاب ایران سی و هفت سال در مقابل انبوه حربه های براندازنده تاب آورده و مسیر اعتلای خود را مقتدرانه پیموده است. پس چیزی که ایالات متحده آمریکا و همپیمانان غربی اش را به هراس انداخته و آتش خصومت و کینه توزی شان را شعله ور می سازد، نه توانمندی هسته ای و موشکی ایران بلکه گفتمان اسلام سیاسی است که در نهضت امام خمینی (ره) تبلور یافته و پیروان خود را به مقاومت و جهاد علیه مستکبرین و نقش آفرینی فعال در عرصة سیاست فرامی خواند که امروز می توان رویش های آن را در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن، بحرین، نیجریه و بسیاری نقاط دیگر مشاهده کرد.
پس نباید چنین پنداشت که آرمان استکبارستیزی تنها به ملت ایران اختصاص دارد و انقلاب اسلامی نیز موردی استثنایی و غیرقابل تکرار در جهان محسوب می شود. زیرا اصولاً ضدیت با استکبار یک خواست فطری بشر است و انسان ها به اقتضای انسانیتشان با برتری طلبی و گردن کشی قلدرمآبانه دیگران مخالفت می ورزند. اما امتیاز انقلاب اسلامی این بود که در زمانه ای که تحت تأثیر القائات و تبلیغات گسترده استعماری، تغییر وضع موجود جهانْ ناممکن و پذیرش مناسبات ظالمانه نظام بین الملل و سلطه ی ابرقدرت ها اجتناب ناپذیر به نظر می رسید، در نقش خط شکن ظاهر شد و توانست مسیر مقابله با جریان استکبار جهانی را باز کند. انقلاب اسلامی با رهبری روشنگرانه حضرت امام خمینی (ره) به همه مستضعفان جهان نشان داد که در صورت اتکال به خدا، بیداری از خواب غفلت و ایستادگی در مقابل مستکبرین، امکان غلبه بر آنان و برون رفت از شرایط استضعاف کنونی وجود دارد. به همین خاطر بود که حضرت امام از ابتدای پیروزی انقلاب همواره ملت های مسلمان منطقه و سایر مستضعفان جهان را به پیروی از الگوی ضد استکباری ملت ایران و قیام سراسری علیه دیکتاتورهای مستکبر فرامی خواند.
امروز نیز انقلاب اسلامی برخلاف تمامی ادعاها و تبلیغات رسانه های غربی در راستای پروژه اسلام هراسی و ایران هراسی، پرچم استکبارستیزی و عدالت خواهی را در دست گرفته است و علی رغم اتخاذ موضع مستقل و سازش ناپذیر در برابر ابرقدرت ها، برای تمامی ملت های آزاده جهان پیام صلح و دوستی و برادری و همکاری دارد که نمود آشکار آن دو نامة رهبر انقلاب اسلامی به جوانان غربی در سال 2015  بود. بر اساس منطق روشن انقلاب اسلامی که در این دو نامه متبلور می شود، در شرایطی که متأسفانه سیاستمداران و دولتمردان کشورهای غربی آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده اند و با اتخاذ سیاست هایی مُزوّرانه در عین سر دادن شعار مبارزه با تروریسم، خود به نُضج و گسترش این پدیدة شوم دامن می زنند، مسئولیت بسیار سنگینی برعهدة تمامی آزادی خواهان و عدالت جویانِ سراسر جهان به ویژه روحانیون،‌ نخبگان، اندیشمندان و روشنفکران و جوانان متعهد به آرمان های الهی است تا همدلانه برای مقابله با سلطه گری ظالمانه ابرقدرت ها و نجات انسان های بی گناه اقدام کنند. به نظر می رسد نیاز امروز جهان بیش از هر چیز گشایش مسیری برای تعامل است که طی آن مردمان آزادمنش و ژرف اندیش جامعة جهانی در جایگاهی برابر و در فضایی مبتنی بر منطق و استدلال و رها از القائات گفتمان نظام سلطه و مناسبات قدرت، به بحث و گفتگو و هم اندیشی سازنده برای نیل به درک متقابل و یافتن راهکارهایی جهت رفع سوءتفاهم ها و مشکلات مشترک جوامع بشری بپردازند.
باید اذعان کرد که بزرگان قدرت و ثروت در روزگار کنونی تنها منافع مادی را سرلوحة سیاست های خود قرار داده اند و در این میان، موضوعی که ظاهراً هیچ اهمیتی برای آنان ندارد،‌ همانا ریختن خون بی¬گناهان در جنگ های ویرانگر و لکه دار شدن نام ادیان آسمانی است که در ذات خود همواره مُنادی صلح و دوستی هستند. همچنین مکاتب فکری دست ساز بشر همچون لیبرالیسم و کمونیسم با وجود تمامی ادعاهای خود نتوانسته اند گره از مشکلات بشریت بگشایند و جهانی سرشار از جنگ و تهدید و ناامنی را برای او ساخته اند. لذا چه بسا تنها راه باقی مانده برای بشر امروز بدون تردید بازگشت به تعالیم پیامبران الهی و گوش سپردن به ندای فطرتی باشد که در نهاد تمامی انسان ها به ودیعه گذارده شده است (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا) [1] شاید اختلافات فکری و سلیقه ایِ بسیاری میان پیروان ادیان مختلف وجود داشته باشد، لکن به فرمودة قرآن کریم توجه به نقاط اشتراک (کلمة سواء) می تواند دریچه ای به سوی وحدت و همگرایی فراروی تمامی اهل ایمان بگشاید. (قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَوَآءٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّنْ دُونِ اللَّهِ) [2]     

منابع:
1_ قرآن کریم، سوره روم، آیه 30. 
2_ قرآن کریم، سوره آل¬عمران، آیه 64.

نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات