فرهنگی >>  فرهنگی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۴  ، 
کد خبر : ۲۹۹۹۹۰
مروری بر جایگاه زن در اسلام

عزت زن در تناسب حقوقی و نه تشابه

نظام حقوق زن و مرد هر دو بایستی با تکیه گاه اصیل و آرمانی بر اساس اهداف نهایی خلقت زن و مرد در دنیا و آخرت سنجیده شود تا بتوان قضاوتی درست درباره فراتری یا فروتری نظام حقوقی هر یک داشت؛ موضوعی که در اندیشه اسلامی با در نظر داشتن هر دو بعد مادی و معنوی وجود انسان، به خوبی به آن پرداخته شده است و ضمن پذیرش تفاوت های دو جنس زن و مرد آنها را در رسیدن به کمال و غایت انسانی همسان می داند.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/ فهیمه عشرتی خلیل آباد
حضرت فاطمه سلام الله علیها در دوره کوتاه زندگی خود، درس های بزرگی از نقش و اهمیت زن مسلمان را در تاریخ به جا گذاشته اند. فاطمه زهرا (س)، در مقام اسوه زنان مسلمان، نگاه اسلام به زن را در حوزه خانه و خانواده، جامعه و سیاست معرفی می کنند و در جامعه ای که حق حیات زنان، دستاویز افتخارات جاهلانه مردان بود، فصل درخشانی از نگاه مترقی و انسان دوستانه اسلام به زن را برای جامعه امروز که مدعی دفاع از حقوق زن است، به یادگار می گذارند. با این همه چندین دهه است که دیدگاه اسلام درباره زن از سوی مدعیان غربی حقوق زن همواره زیر سؤال می رود و از این رو ضرورت دارد هر از چندی دیدگاه اسلام درباره زن را یادآوری کرد و به این شبهات پاسخ داد. در این مطلب به اعادی از این موضوع می پردازیم:
اسلام مکتب مهرورزی و رحمت است و زن با دارا بودن رسالت مادری و همسری از ارزش و اهمیت والایی در نظام تربیتی و حقوقی اسلام برخوردار است. این اهمیت تا بدان جاست که خداوند در قرآن، همسر فرعون را به عنوان الگوی مومنان معرفی می کند؛ در عفیف بودن، دختران شعیب را مثال می زند؛ در اندیشه ورزی و سیاستمداری زن فرمانروایی را ترسیم می کند که ملکه سبا است؛ و همچنین حضرت مریم را به عنوان انتخابی از جانب خود، برای نشان دادن ارزش زن از دیدگاه اسلام انتخاب می کند. 
بنابراین با نگاه واقع بینانه می توان دریافت که با ظهور اسلام، ، زن، حریّت، شخصیت، استقلال فکر و نظر خود را بازیافته است و حقوق طبیعی او در این دین آسمانی به رسمیت شناخته شده است، اما آنچه سبب تمایز اسلام از سایر مکاتب و ادیان دیگر شده این است که در کنار عطایای الهی به زن، استقلال و احترام پدران و شوهران را نیز نزد آنان از بین نبرده و اساس خانواده را متزلزل نکرده است؛ مسئله ای که توسط برخی از روشنفکران، با گسترش موج زن گرایی و فمنیسم و در واقع آغاز جاهلیت مدرن، به دستاویزی برای طرح شبهات گوناگون تبدیل شده است و همواره سعی داشتند نظام حقوقی اسلام درباره زن را متزلزل و ناقص و حتی تبعیض آمیز معرفی کنند. با عنایت به این موضوع، پرداختن به حقوق و جایگاه زنان در خانواده و اجتماع در چارچوب مکتب اسلام امری ضروری است. 

تناسب در حقوق و مشابهت در غایت
بدون تردید یکی از پرسش هایی که فراروی جوامع کنونی قرار گرفته است، این است که جایگاه واقعی زن کدام است؟
در پاسخ به این سوال، برخی تفکرات و دیدگاه ها، نه تنها زن را همتای مرد نمی دانند، بلکه او را حتی فروتر از مرتبه انسانی معرفی می کنند. این دیدگاه اگر چه در عصر کنونی جایگاه گسترده ای ندارد، اما در برخی جوامع می توان جنبه هایی از چنین نگرشی را مشاهده نمود. برای مثال به تازگی در کشور عربستان که معروف است در عرصه عمومی به زنان بها نمی دهد در حرکت نمایشی نهادی با عنوان شورای دختران به راه انداخته است. اما نکته جالب توجه این است که این شورا بدون حضور دختران افتتاح شد! در مقابل این طرز تفکر، در طی دو قرن اخیر دیدگاه دیگری زاده شد که مرد را عامل بدبختی زن و زن را جنس برتر معرفی می کند. انواع مختلف فمنیست رادیکال، لیبرال، و حتی فمنیست اسلامی با چنین تفکری معتقدند همه مردان به زنان ستم روا داشته و باید علیه این ستمگران بپاخاست. 
و اما نقطه مشترک هر دو دیدگاه، استیلاجویی و برتری یک جنس بر جنس دیگر است که با قرائتی مادی گرایانه داشته ها و نداشته های یکدیگر را مورد قضاوت قرار می دهند. غافل از اینکه نظام حقوق زن و مرد هر دو بایستی با تکیه گاه اصیل و آرمانی بر اساس اهداف نهایی خلقت زن و مرد در دنیا و آخرت سنجیده شود تا بتوان قضاوتی درست درباره فراتری یا فروتری نظام حقوقی هر یک داشت. موضوعی که در اندیشه اسلامی با در نظر داشتن هر دو بعد مادی و معنوی وجود انسان، به خوبی به آن پرداخته شده است و ضمن پذیرش تفاوت های دو جنس زن و مرد آنها را در  رسیدن به کمال و غایت انسانی همسان می داند. 
آیه 35 سوره احزاب که از غرر آیات مرتبط با موضوع زن و گویای تساوی زن و مرد در پیمودن مدارج کمال است به بهترین شکل به این موضوع می پردازد:
 إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصّادِقِینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرِینَ وَ الصّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمِینَ وَ الصّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذّاکِرِینَ اللّهَ کَثِیراً وَ الذّاکِراتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً.
در این آیه مراحل مختلف کمال: اسلام، ایمان، قنوت، صدق، صبر، خشوع، تصدق، صوم، پاکدامنی، ذکر کثیر برای مرد و زن به طور یکسان مطرح است و زن و مرد می توانند این مدارج را طی کرده و به شخصیت والای انسانی دست یابند. 
در آیه یک سوره نساء آمده است: یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده ... متبادر از لفظ نفی عبارت از ماهیت و حقیقتی است که بواسطه آن انسان از سایر موجودات متمایز می گردد. اینکه قران می فرماید همه مردم از نفس واحد بوجود آمده اند، زیرا جملگی (زن و مرد) در انسانیت هم سن و برابرند. 
با این همه، همانطور که گفته شد در اسلام هرچند تفاوتی بین زن و مرد به لحاظ هویتی وجود ندارد و زن مرد هر دو انسان بوده و دارای شخصیت انسانی هستند، اما خصلت ها و ویژگی های روانشناسی و جسمانی متفاوتی دارند که طرح آن در متن آفرینش ریخته شده است. و خداوند از این دوگونگی ها، هدف حکیمانه ای داشته است. در ادامه به طرح برخی از شبهات علیه نظام حقوقی زن در اسلام، با استناد به آیات و روایات به آنها پاسخ داده می شود. 

عزت زن در تناسب و نه تشابه

- تفاوت در ارث و دیه
سهم زنان از ارث و پرداخت دیه در اسلام نصف سهم مردان است. «يوصيكم الله في اولادكم للذّكر مثل حظ الانثيين». «يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم القصاص في القتلي الحرّ بالحرّ والعبد بالعبد والانثي بالانثي فمن عفي له من اخيه شيء فاتباع بالمعروف و اداء اليه باحسان ذلك تخفيف من ربكم و رحمة فمن اعتدي بعد ذلك فله عذاب اليم.» این آیات با اصل یکم اعلامیه حقوق بشر که حقوق تمامی افراد بشر را یکسان می داند در تضاد است. از این رو درست نقطه مقابل دیدگاه های فمنیستی قرار دارد و آنها با استناد به قوانین غربی، حکم به  وجود بی عدالتی در قوانین اسلامی می کنند. اما با اندک دقتی در قوانین اسلام و مقایسه صحیح آن با قوانین غربی می توان دریافت که اسلام به بهترین شکل تساوی حقوق بین زن و مرد را رعایت نموده و سهم بیشتر مرد نسبت به زن در ارث و دیه نه تنها به معنای بی عدالتی نیست بلکه در با حکمتی خاص حقوق هر دو جنس را به بهترین شکل تأمین کرده است.
برای مثال در حدیثی از امام جواد (ع)، در توضیح اینکه چرا سهم ارث زنان نصف مردان است، به دلایلی چون عدم پرداخت دیه عاقله (مالي كه اقوام در برابر انجام اعمال خطايي به عنوان ديه مي پردازند)، نداشتن مخارج جبهه و دریافت مهریه اشاره شده است. درحالیکه مرد مهريه مي دهد، خرج زن را هم عهده دار است. بنابراین زن، بي هيچ مسئوليتي سهم ارث دريافت مي كند و حالت پس انداز دارد و در بهره گيري از همان سهم مرد بهره مي گيرد. گرچه دريافتي ارث زن نصف مرد است ولي بهره گيري اش دو برابر مرد مي باشد. 
اما درباره دیه باید گفت،  مفهوم آيه اين نيست كه مرد نبايد در برابر زن قصاص شود بلكه همان طور كه در فقه اسلام مشروحاً بيان شده اولياي زن مقتول مي توانند مرد جنايت كار را به قصاص برسانند به شرط آن كه نصف مبلغ ديه را بپردازند. اما پرداخت نصف ديه براي اجراي قصاص نه به خاطر اين است كه زن از مرتبه انسانيت دورتر است و يا خون او كم رنگ تر از خون مرد است، پرداخت نصف ديه تنها به خاطر جبران خساراتي است كه از قصاص گرفتن از مرد متوجه خانواده او مي شود. لذا اسلام با قانون پرداخت نصف مبلغ ديه در مورد قصاص مرد رعايت حقوق همه افراد را كرده و از اين خلاء اقتصادي و ضربه اي كه به يك خانواده مي خورد جلوگيري نموده است. البته ممكن است استثنائاً زناني براي خانواده خود نان آورتر از مردان باشند ولي مي دانيم احكام و قوانين بر محور موارد استثنائي دور نمي زند بلكه كل مردان را با كل زنان بايد سنجيد.

- حق طلاق و حضانت فرزند
حق طلاق و حضانت فرزند در اسلام بر عهده مرد است و این مسئله نیز مورد انتقاد مخالفان و دشمنان اسلام قرار گرفته است. درحالیکه هر دوی این موارد در واقع نه تنها اجحافی در حق زنان نیست، بلکه با در نظر گرفتن مصالح آنها توسط شارع مقدس صورت وضع شده است. چرا که زن موجودی احساسی است و داشتن حق طلاق سبب می شود تحت تأثیر احساسات زودگذر خود درخواست طلاق بدهد. اما بعد از مدتی ممکن است از عمل خود پشیمان شده، در این صورت بازگشت او در واقع منجر به تضعیف جایگاهش شده و بنیاد خانواده را متزلزل می کند. از طرف دیگر زن پس از طلاق حق زندگی دارد، و می تواند مجدداً ازدواج کند و صاحب فرزند شود، اما داشتن فرزندی از ازدواج قبلی او می توان مانع ادامه ازدواج و تشکیل زندگی جدید برای زن شود و همچنین تأمین هزینه های فرزند بدون حضور پدر، برای یک زن می تواند سنگین باشد. 

عزت زن در تناسب و نه تشابه

-خشونت اسلام علیه زنان
ستم بر جنس زن در تعالیم و آموزه های اسلامی، انتقاد دیگری است که توسط برخی نظريه هاي ستمگري جنسي فمينيستي مطرح می شود. دستاویز این گروه آیه ای از قرآن است که در آن تنبیه بدنی زن را مجاز شمرده است. «و الُلاتی تخافونَ نشوزَهنَّ فعِظوهنَّ و اهجُروهنَّ فی المضاجع و اضربوهنَّ.» (نساء/34) در این آیه تنبیه زنان از مرحله موعظه شروع شده و پس از آن، دوری جستن از آنان در بستر را طرح کرده و سپس به تنبیه بدنی ختم می شود. در پاسخ به این شبهه با ذکر دلایلی می توان خشونت آموزه های اسلامی و قرآن علیه زنان را رد کرد:
1- این ترتیب نشان می دهد تنبیه بدنی سومین مرحله حل اختلاف در خانه است و بدون گذار از مراحل پیشین روا نیست. از طرف دیگر تنبیه زن در قرآن در حد نازل ترین مرتبه ضرب است و نباید موجب کمترین آسیبی بر بدن زن شود؛ موقتی بوده و باید به زودی از آن دست کشید.
2- هدف خداوند از این آیه نشان دادن برتری مرد و ترویج تنبیه زنان نبوده، بلکه شرایط نزول آیه (جنگ احد) را باید در نظر گرفت. پیامبر که همواره بر نهی تنبیه زنان تأکید می کرد، در شب احد به سبب بیم از میان رفتن اتحاد داخلی میان مسلمانان، به امر خداوند حکم عوض شد تا از این طریق از گسست میان مسلمانان جلوگیری شود.
2- در کنار این آیه، در قران کریم به تأکیدهای فراوان تری در اجتناب از ستمگری بر زنان، بر می خوریم. در واقع فرهنگ روابط زوجین در قرآن، هرگز به دنبال آن نیست که زوجین، همچون دو مدعی در مقابل یکدیگر قرار گیرند و خواهان حق و حقوق خود باشند، بلکه در این فرهنگ، آموزه های اخلاقی همچون مودت و گذشت و معاشرت به معروف همواره محوریت دارند. در قرآن آمده است: و عاشروهن بالمعروف يعني با زنان به نيكي رفتار كنيد. 
3- روایاتی که از پيغمبر اكرم (ص) و ائمه (ع) نيز نقل شده كه ضمن تكريم مقام زن، از ستم بر آنها نهي مي كنند. از جمله: و انهن امانه الله عندكم فلاتضاروهن ولاتعضلوهن؛ و به درستي كه زنان نزد شما امانت الهي هستند؛ پس بر آنها ستم نكنيد. خيركم خيركم لنسائكم وبناتكم؛ بهترين شما آن است كه بهترين برخورد را با زنان و دختران خود داشته باشد. 

عزت زن در تناسب و نه تشابه

- مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان
برای پاسخ به این شبهه با حدیثی از امام علی (ع) شروع می کنیم. «عن عمروبن ب ابی المدام و عن ابی عبدالله (ع) قال فی رساله امیرالمومنین (ع) الی الحسن (ع): لا تملک المراه من الامر ما یجاوز نفسهافان ذلک انعم لحالها و ارضی لبالها و ادوم لجمالها فان المراه و لیس بقهرمانه/ به زن بیش از توانش کار واگذار نکن و این برای حال او بهتر و برای زندگی او مناسب تر است زیرا زن ریحانه است و قهرمانه نیست.» این روایت به این مطلب اشاره دارد که با توجه به وضعیت عاطفی و احساسی زن، شایسته نیست کارهایی بیش از توانش به او واگذار شود. بنابراین به نظر می رسد مناسب ترین کار برای زن همسرداری و تربیت فرزند است، ولی هیچ گاه در اسلام وظایف خانوادگی زن با تمامیت و کلیت مشاغل اقتصادی تزاهم ندارد.
اما اسلام جهت حفظ بنیاد خانواده و همچنین حفظ روحیه لطیف زنان، شروطی جهت اشتغال آنان وضع کرده است. از جمله این شروط منع اختلاط زن و مرد است. آیه 33 سوره احزاب که قرآن در خطاب به زنان پیامبر (ص) می فرماید: و قرن فی بیوتکن و لاتبرج الجاهلیه الاولی و اقمن الصلوه و اتین الزکوه و اطعن الله و رسوله/ در خانه های خود قرار بگیرید و ظاهر مسازید زینت به مردان بیگانه ظاهر ساختن جاهلیت پیشین، نماز را به پا دارید و زکات بدهید و از خدا و رسول او اطاعت نمایید. این آیه بر حضور پاک و بدون گناه مردان و زنان در صحنه های اجتماعی تأکید دارد. بنابراین چنانچه شغلی به جهت اختلاط زن و مرد منجر به گناه شود جایز نیست. از شروط دیگر، رضایت شوهر جهت خروج همسر از خانه و اشتغال به کاری است. البته این حق جواز منع برای شوهر در صورتی است که اشتغال به حرفه منافی با استمتاعات زوج و مصالح خانوادگی باشد. بنابراین در اسلام نقش و رسالت زن در حفظ بنیاد خانواده همواره از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است. مسئله ای که امروز غرب متوجه آن شده است و با احیا نهاد خانواده سعی دارد از بحران کنونی خود رهایی یابد. 

فرجام سخن
تکیه بر حقوق بدون توجه به اخلاق سبب شده در بسیاری از جوامع غربی، علی رغم ادعاهای واهی در حمایت از حقوق زنان، زنان حتی از حقوق اولیه انسانی خود نیز بهره مند نباشند. برای مثال در آلمان دختران 15 تا 60 ساله شاغل که حدود 40 درصد از نیروی کار در این کشور تشکیل می دهند بیش از 70 درصد آنها در رده های پایین اشتغال و اغلب در زمینه مشاغل خدماتی بکار مشغولند. همچنین قانون برخی از کشورهای اروپایی مانند فرانسه که جز کامل ترین قوانین اروپایی است، اداره کلیه اموال زن اعم از اینکه پیش از زناشویی تحصیل شده یا پس از آن به مرد محول گردیده است. افزایش بیماری های روحی و آمارهای خیره کننده خودکشی و اعتیاد و طلاق در بین زنان غربی نیز شاهد دیگری بر این ادعاست. 
البته غرب نیز متوجه اشتباه خود شده است، جنبش احیای پدرسالاری، جنبش احیای لباس عفیفانه و ... در واقع جهت بازگشت به تعالیم دینی است که با فعالیت دیدگاه های سکولاریستی و مادی گرایانه فمنیست به فراموشی سپرده شده بود. بنابراین جوامع اسلامی در انتخاب الگوی زن باید هوشیار باشند. چرا که با داشتن بهترین و کامل ترین نمونه زن در کل تاریخ، یعنی حضرت فاطمه زهرا شایسته نیست در جهت الگوبرداری از نمونه های ناموفق غربی گام بردارند. از طرف دیگر دولت های اسلامی نیز موظفند در جهت آشنایی با نقاط قوت و رفع شبهات از حقوق و تکالیف زن در اسلام و همچنین بیان نقاط تاریک و سرنوشت شوم زن غربی اقدامات فرهنگی گسترده تری را انجام دهند. الف/مق

نظرات بینندگان
آخرین مطلب
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات