تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۲:۵۸  ، 
شناسه خبر: ۳۰۰۱۵۳
قنادباشی با اشاره به چرایی آزادی مبارک و روابط اخیر مصر و آمریکا، در گفتگو با بصیرت:
دستگاه قضایی مصر از جمله بخش هایی از حکومت دوران دیکتاتوری مبارک است که در جریان بیداری اسلامی و انقلاب مردم این کشور، دست نخورده باقی ماند و ماهیت ضد مردمی خود را همچنان حفظ کرده است. البته علت این امر را باید در به سرانجام نرسیدن انقلاب مردم در فروپاشی کامل رژیم سیاسی مبارک و شکست آن در این خصوص، جستجو کرد.
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل
هفته قبل در خبری تعجب آمیز، اعلام شد که حسنی مبارک، دیکتاتور مخلوع مصر از اتهاماتش تبرئه شده است. این در حالی است که پیش تر دادگاه کیفری مصر در ماه جولای ۲۰۱۲ حکم به حبس ابد برای حسنی مبارک داده بود و وی را به کشتن معترضان محکوم کرد. با وجود تقاضای تجدید نظر، دادگاه تجدید نظر وی را تبرئه کرد که این حکم قطعی و نهایی است. مسئله دیگر درباره مصر سفر السیسی به آمریکاست که با توجه به آغاز دولت ترامپ می تواند مهم ارزیابی شود. چرا مبارک با سابقه ای از کشتار و استبداد تبرئه شد؟ آیا در دولت السیسی، همچنان عوامل حسنی مبارک حضور دارند؟
خبرنگار گروه بین الملل بصیرت، این سوالات و نیز هدف از سفر السیسی به آمریکا را با جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل منطقه در میان گذاشته است که در ادامه پاسخ های ایشان می آید:

بصیرت: علت تبرئه حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر با سابقه دیکتاتوری و کشتار انقلابیون مصر را در چه می دانید؟

قنادباشی: علل تبرئه حسنی مبارک و آزادی او را از زندان باید در یک سلسله اقدامات پیدا و پنهان دستگاه قضایی مصر جستجو کرد؛ به عبارت دیگر تبرئه و آزادی این دیکتاتور سابق مصر، دو چهره علنی و غیر علنی دارد به این معنا که مقامات دستگاه قضایی مصر با همکاری تنگاتنگ با وکلای حسنی مبارک کوشیده اند تا در صحنه ظاهری، روند محاکمه و صدور حکم آزادی وی به گونه ای صورت گیرد که در انظار عمومی و در نزد مردم مصر، اقدامی منطبق با قانون و امری عادلانه وانمود شود و این همان اقدام پیدا با چهره هایی علنی است که در صورت ظاهر زمینه تبرئه و آزادی وی را فراهم کرده است. در این بخش برای هر یک از اتهامات مبارک، سناریوی خاصی با چهره ای قانونی و عادلانه و به تدریج به اجرا درآمده است و لیکن در نهایت حکم صادره دستگاه قضایی برای تمامی این موارد اتهامی، یکسان یعنی همان تبرئه بوده است.
اما در بخش پنهان ماجرا، جریان دیگری به موازات اقدامات علنی در کار بوده و آن توسل به انواع زد و بندها و توسل به انواع حیله ها برای رهایی حسنی مبارک از چنگال قانون و در نتیجه رهایی منصوبین و همکاران او از  اتهامات وارده است. 
پیداست که چنانچه مبارک در هر یک از موارد اتهامی مقصر شناخته می شد، قاعدتاً همکاران و عوامل و مباشرین او نیز در معرض همان اتهام قرار می گرفتند و به ناگزیر باید به محاکمه قضایی تن داده و به عنوان شریک جرم، مجازات های سنگینی را تحمل می کردند که دراین خصوص، شخص السیسی و دیگر ژنرال های نظامی مصر که از یاران و منصوبین مبارک بودند و همچنین مقامات قضایی این کشور نیز به ناگزیر باید بیش از دیگران، اتهامات را پذیرفته و خود را برای تحمل مجازات های قانونی مهیا می کردند.
با این حال در بخش پنهان ماجرا، هدف بسیار مهم تر دیگری هم دنبال می شد و آن زیر سوال بردن جریان بیداری اسلامی یا همان انقلاب مردم مصر بود که دیکتاتور مصر را از قدرت به زیر کشید.
در واقع کوشش دستگاه قضایی مصر و کودتاگران نظامی این بود تا با کتمان و انکار اتهامات مبارک و تبرئه او، مخالفت ها و اعتراض های مردمی و انقلاب علیه حکومت وی را، اقدامی غیر قانونی و مخالف با منافع مردم مصر وانمود کنند و بر اساس آن زمینه زندانی کردن انقلابیون و اعمال انواع مجازات علیه اسلامگرایان مصر و از آن بالاتر  ایجاد شرایط ذهنی جهت ممنوعیت فعالیت های سیاسی مخالف را فراهم نمایند.  

بصیرت: با این وضعیت آیا دستگاه قضایی کنونی مصر از همان عوامل دستگاه قضایی دوران مبارک تشکیل شده است؟
قنادباشی: دستگاه قضایی مصر از جمله بخش هایی از حکومت دوران دیکتاتوری مبارک است که در جریان بیداری اسلامی و انقلاب مردم این کشور، دست نخورده باقی ماند و ماهیت ضد مردمی خود را همچنان حفظ کرده است. البته علت این امر را باید در به سرانجام نرسیدن انقلاب مردم در فروپاشی کامل رژیم سیاسی مبارک و شکست آن در این خصوص، جستجو کرد.
می دانیم شتاب اولیه انقلاب مردم مصر که مبتنی بر جریان بیداری گسترده در شمال آفریقا بود، اجازه نداد تا راهبرد مشخص و مؤثری در فروپاشی کامل رژیم سابق به کار گرفته شود و زمینه برای انتصاب افرادی صالح و انقلابی در دستگاه قضایی این کشور فراهم گردد، بنابراین مقامات منصوب مبارک همچنان در پست های خود در دستگاه قضایی مصر باقی ماندند و علاوه بر فراهم کردن زمینه تبرئه مبارک و یارانش و افزون بر نقشی که در به زندان افکندن ده ها هزار تن از مخالفان ایفا کردند، در تأیید حکومت کودتا و مشروعیت بخشی به حاکمیت نظامیان سهم زیادی را به خود اختصاص دادند.
همین مقامات منصوب مبارک در دستگاه قضایی بودند که به موازات فراهم کردن مقدمات تبرئه مبارک، نتایج نخستین انتخابات پارلمانی بعد از سرنگونی مبارک را نیز زیر سوال بردند و با انحلال مجلس قانونگذاری، اولین رئیس جمهور منتخب مردم یعنی محمدمرسی را در اداره کشور  و پیشبرد امور انقلاب تنها گذاشتند. مداخله در روند انتخاب اعضای کابینه دوران انقلاب و کوشش های آن ها برای تأیید انتخابات فرمایشی در زمان کودتا از دیگر فعالیت های ضد انقلابی دستگاه قضایی مصر بشمار می رود.

بصیرت: بنابراین آیا می توان گفت آزادی مبارک به معنای بازگشت بیشتر عوامل و عناصر دوران حکومت وی به قدرت باشد؟
 قنادباشی: همان گونه که در پاسخ به سوالات قبلی گفته شد، تعبیر مناسب تر آن است که آزادی مبارک کوششی برای تثبیت حکومت نظامیان و ردّ نظراتی است که حاکمیت کودتاگران را به علت نزدیکی به مواضع مبارک غیرمشروع می داند.

آمریکا و مصر به دنبال احیاء روابط راهبری نظامی خود هستند!
 
اما در خصوص بازگشت عوامل حسنی مبارک به قدرت باید گفت که: متأسفانه چنین موضوعی قبل از تبرئه و آزادی وی تحقق یافته و همزمان با روی کار آمدن السیسی در سه سال پیش، جنبه عملی پیدا کرده است، زیرا که نه تنها السیسی و دوستان نظامی اش جملگی از یاران و دوستان مبارک بوده و هستند، بلکه مقامات و اعضای تنها حزب فعال در دوران دیکتاتوری مبارک در قالب گروه و ائتلاف هایی جدید، مجددا بر روی کرسی های مجلس قانوگذاری مصر جای گرفته اند، به طوری که می توان گفت، حکومت کنونی مصر در امتداد حکومت پیشین و از نوع تازه نفس آن است؛ حکومتی که در صدد است تا مقام ژاندارمی را برای حفظ منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی بپذیرد، چنان که دیدار اخیر السیسی با ترامپ و مذاکره با وی چنین موضوع شومی را در اذهان متبادر می سازد.
 
بصیرت: درباره سفر اخیر السیسی رئیس جمهور نظامی مصر به آمریکا و دیدار او با ترامپ، تحلیل شما چیست؟
قنادباشی: سفر اخیر السیسی به آمریکا را باید سرآغاز تحولی جدید در روند همکاری های قاهره- واشنگتن به شمار آورد و این به معنای آن است که این سفر، یک سفر عادی و معمولی نبود، زیرا مذاکراتی که در این سفر میان سران دو کشور صورت گرفت و نتایج آن، ابعادی کلیدی، راهبردی و درازمدت داشت و همکاری ها و روابط دو کشور را بعد از سال ها، مجدداً وارد مرحله ای اساسی ساخت.
پیش از این، در دوران انورسادات، روابط آمریکا و مصر وارد مرحله ای راهبردی شده و آمریکا می کوشید تا از مصر به عنوان یکی از پایگاه های سیاست منطقه ای خود در غرب آسیا بهره برداری کند، چنان که در دوران انور سادات و در اوایل حکومت حسنی مبارک، مانورهای نظامی مشترکی بین آمریکا و مصر با نام «مانور ستاره درخشان» برگزار می شد، آن هم با این هدف که ارتش مصر این آمادگی را پیدا کند تا در زمان لازم به نفع آمریکا و رژیم صهیونیستی عمل کند. البته برگزاری چنین مانورهایی در سایه حضور گسترده مستشاران نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در ارتش مصر صورت می گرفت. با این حال فضای ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی در مصر، اجازه نداد تا این همکاری نظامی بین آمریکا و مصر به صورت فعال آن ادامه پیدا کند.
پیداست آغاز جریان بیداری اسلامی در مصر (در شش سال پیش) و سرنگونی مبارک نیز به معنی توقف این همکاری ها به صورت فعال آن بود. اما اکنون بعد از کودتای نظامی ژنرال السیسی و سرکوب شدید و گسترده  اسلامگرایان، سران آمریکا و مصر (ترامپ و مبارک ) در صدد برآمده اند تا روابط راهبردی نظامی بین دو کشور را احیا کنند، آن هم به این معنی که رژیم مصر مجددا، ماموریت حفظ منافع واشنگتن را در منطقه بپذیرد و در عوض واشنگتن هم در عرصه های سیاسی و بین المللی از حکومت کودتا در مصر حمایت کند؛ یعنی تحقق شرایطی که هم رژیم صهیونیستی و هم رژیم آل سعود، خواستار و مشوّق آن هستند.

از جناب آقای قنادباشی که به سؤالات بصیرت پاسخ دادند، تشکر می کنیم.
مصاحبه از: وحید قاسمی

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات