بین الملل  >>  آمریکاواروپا >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۸  ، 
شناسه خبر: ۳۰۸۴۸۴
تحلیل رویکرد سند جدید امنیت ملی آمریکا درباره غرب آسیا در گفتگوی تفصیلی دکتر گوهری مقدم با بصیرت:
تبدیل ایران به عنوان مهم ترین چالش آمریکا در غرب آسیا و ایجاد موازنه منطقه ای و تقویت دفاع موشکی جهت مهار ایران از اهداف اصلی آمریکا جهت مقابله با ایران در سند جدید امنیت ملی این کشور است
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل
طی هفته های اخیر سند جدید استراتژی امنیت ملی آمریکا منتشر شد. این سند که اولین سند امنیت ملی آمریکا در دولت ترامپ است، اتهامات زیادی را علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح می کند و در چندین فراز ایران را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا معرفی می کند. این موضوع در حالی است که دولت ترامپ این روزها در اعتراضات اقتصادی مردم ایران نیز مداخله کرده و سعی دارد رنگ و بوی سیاسی به آنها بدهد. خبرنگار گروه بین الملل بصیرت جهت بررسی بیشتر این موضوعات گفتگویی را با دکتر ابوذر گوهری مقدم، استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل آمریکا انجام داده است. دکتر گوهری مقدم در این مصاحبه تفصیلی بخش های مربوط به ایران و منطقه را در سند جدید امنیت ملی آمریکا تحلیل و بررسی کرده اند. متن کامل این مصاحبه در ذیل می آید:

آمریکایی ها به دنبال اتحادسازی جدیدی با همکاری اعراب و رژیم صهیونیستی علیه ایران در منطقه هستند/سند جدید امنیت ملی آمریکا برنامه خاصی جهت خنثی سازی توان موشکی ایران ارائه می کند/توئیت های ترامپ درباره اعتراضات در ایران با هدایت سازمان سیا منتشر می شود

بصیرت: جهت گیری های کلی سند جدید استراتژی امنیت ملی آمریکا را درباره منطقه غرب آسیا را لطفا توضیح دهید؟
سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، منطقه مطلوب در غرب آسیا را دارای ویژگی های زیر می داند:

ویژگی اول آنکه این منطقه پایگاهی برای گروه های ترویست جهادی نباشد. در اینجا نکته ای وجود دارد که سند جدید استراتژی امنیت ملی آمریکا نسبت به سندهای قبلی خیلی شفاف، بدون پرده و مستقیم خواسته های مقامات آمریکایی را بیان کرده است. یکی از ویژگی های سند جدید ترامپ، اشاره  مستقیم به گروه های تروریست جهادی اسلامی به عنوان تهدید امنیت ملی آمریکا است. در این سند هیچ پرده پوشی وجود ندارد. وقتی گروه های تروریستی جهادی اسلامی را بیان می کند یعنی هیچ تفکیکی بین گروه هایی مانند القاعده، داعش، حزب الله و حتی جمهوری اسلامی ایران قائل نمی شود.

ویژگی دوم در مورد منطقه غرب آسیا آنکه هیچ قدرت مسلط منطقه ای مخالف آمریکا در منطقه شکل نگیرد. در سندهای قبلی آمریکا به این موضوع اشاره می کردند که هیچ هژمون منطقه ای مخالف آمریکا در منطقه شکل نگیرد. به طور مشخص این مسائل به جمهوری اسلامی ایران اشاره دارد. در واقع از نظر آمریکا در منطقه، کشور جمهوری اسلامی ایران به عنوان دشمن اول تعریف می شود.

ویژگی سوم مرتبط به بحث ثبات امنیت انرژی است. در این سند آمریکایی ها می گویند غرب آسیای مطلوب ما به لحاظ امنیت انرژی و ثبات جایگاه مشخصی داشته باشد و در منطقه ناامنی نباشد. به طور خاص در مسئله انرژی از چهار دهه گذشته در همه اسناد امنیت ملی آمریکا به این مساله اشاره شده است. امروزه یک مقدار وابستگی و امنیت انرژی منطقه غرب آسیا کاهش یافته است و آمریکا به عنوان تولید کننده انرژی نیازهای خود از خارج را کمتر کرده است. اما به هرحال تلاش می کنند قیمت انرژی در منطقه را به خاطر بحران هایی که وجود دارد تا حدی بالاتر نرود و از این طریق اقتصاد دیگر کشورها تحت تاثیر قرار نگیرد.

نکته مهمی دیگر آنکه در سند امنیت ملی آمریکا مربوط به غرب آسیا، نوعی واقع بینی وجود دارد، یعنی نوعی ناامیدی از منطقه غرب آسیا، انجام اصلاحات و ثبات در منطقه دیده می شود. آمریکایی ها می گویند در غرب آسیا مسئله دموکراسی جواب نداده هست و این که بخواهیم از منطقه خارج شویم نیز جوابگو نیست. در طول سالیان گذشته آمریکایی ها به نوعی استیصال در منطقه خاورمیانه رسیده اند. به هر حال موضوع مهمی که در این سند مربوط به منطقه غرب آسیا وجود دارد، این که ایران بزرگترین حامی تروریست دولتی ذکر شده و این مسئله، غرب آسیا را بی ثبات کرده و ایران از این بی ثباتی بهره می برد.
در سند به این نکته اشاره می کند که ایران قدرتی است که از طریق نیروهای نیابتی خودش علیه منافع آمریکا در منطقه اقدام می کند. این سند ایران را در حال تکثیر تسلیحات سلاح های مختلف در منطقه نشان می دهد. کشوری که منابع مالی تروریسم را تامین می کند و به دنبال ساخت و توسعه موشک های بالستیک است. این ها تهدیداتی هست که به طور خاص در مورد ایران اشاره شده است.

در این خصوص آمریکایی ها به دنبال این هستند که از طریق یک اتحادسازی جدید منطقه ای علیه جمهوری اسلامی فضای مربوط به ایران را مدیریت کنند. در این سند صحبت از اصلاحات تدریجی در منطقه غرب آسیا به میان آمده هست. این که باید شراکت ها و اتحادهای جدیدی را ایجاد کنیم. با ایدئولوژی های افراطی مقابله کنیم. همچنین تقویت رابطه با شورای همکاری خلیج فارس در حوزه غرب آسیا در سند دیده می شود. خیلی اجمالی به مسئله سوریه در سند پرداخته شده است. اساسا آمریکا شکست را در سوریه پذیرفته و به این معنا در سند اشاره می کند که آوارگان سوری باید به سوریه برگردند و هیچ اشاره ای به آینده سوریه و شخص بشار اسد نمی کند. در مورد نفوذ منطقه ای ایران در غرب آسیا هشدار جدی می دهد و این که آمریکا تلاش خواهد کرد مسائل منطقه ای ایران را محدود کند.

مساله سازش اعراب و رژیم صهیونیستی به شکل تهدید بر خلاف اسناد گذشته در متن دیده نمی شود. آمریکایی ها به طور مشخص این مسئله را جزء اولویت های خودشان به شکل مستقیم مطرح نمی کنند و عدم رسیدن به صلح اعراب و رژیم صهیونیستی را تهدیدی در منطقه نمی دانند و این امر در سند کمرنگ شده است و البته در عوض به جای آن بر مسئله تهدید جمهوری اسلامی ایران در منطقه تاکید شده است.
از سوی دیگر توازن منطقه در غرب آسیا برای آمریکا مهم است و این که برای مبارزه با تروریسم و مقابله با جمهوری اسلامی ایران باید توازن منطقه ای جدید اتفاق بیفتد. ضرورت ایجاد سامانه دفاع موشکی برای متحدان آمریکا علیه جمهوری اسلامی نیز در سند مورد اشاره قرار گرفته است.

آمریکایی ها به دنبال اتحادسازی جدیدی با همکاری اعراب و رژیم صهیونیستی علیه ایران در منطقه هستند/سند جدید امنیت ملی آمریکا برنامه خاصی جهت خنثی سازی توان موشکی ایران ارائه می کند/توئیت های ترامپ درباره اعتراضات در ایران با هدایت سازمان سیا منتشر می شود

بصیرت: به طور مشخص این سند چه تعریفی از جمهوری اسلامی ایران دارد و در این باره چه سیاست ها و رویکردهایی را دنبال می کند؟
در استراتژی امنیت ملی جدید آمریکا به شکل تلویحی ظهور ایران به عنوان قدرت مسلط دشمن آمریکا در غرب آسیا تهدیدی برای آمریکا تلقی شده است.
ایران در این سند جزو سه چالش اصلی آمریکا، کشورهای یاغی و دشمن تعریف می شود، که به دنبال بی ثباتی منطقه ای و تهدید آمریکا و متحدان این کشور و به دنبال تغییر توازن منطقه ای به نفع خود است.
این سند ایران بزرگ ترین حامی تروریسم دولتی و بزرگ ترین تهدید همسایگان خود شمرده شده است که از بی ثباتی منطقه ای استفاده کرده و نفوذ منطقه ای خود را از طریق نیروهای نیابتی و شرکا گسترش داده است.
در سند جدید راهبرد امنیت ملی آمریکا، در مورد ایران آمده است که این کشور در پی توسعه قابلیت های موشک های بالستیک و افزایش ظرفیت اطلاعاتی خود و تکثیر تسلیحات و تامین مالی متحدانش است. همچنین این سند فعالیت های سایبری ایران را شرورانه دانسته و آن ها را تهدیدی برای آمریکا می داند.
این سند مدعی است ایران به گسترش چرخه خشونت در غرب آسیا کمک کرده است و توانایی از سرگیری سلاح اتمی را دارد. از سوی دیگر ذکر نام ایران در کنار کره شمالی در تمام سند به معنای رویکرد تقریبا یکسان آمریکا در خروجی سیاستگذاری این کشور و بخشی از عملیات روانی کاخ سفید برای سیاه نمایی چهره جمهوری اسلامی و ایران هراسی است.

بصیرت: این سند چه راهکارها یا شیوه هایی در مقابله با ایران مدنظر دارد؟
مهم ترین مسئله آن است که جهت توازن قوا در غرب آسیا، اتحادسازی جدید مبتنی بر همکاری اعراب و رژیم صهیونیستی مورد تاکید جدی قرار گرفته است. آمریکا در این سند رژیم صهیونیستی را دلیل اصلی مشکلات منطقه نمی داند و تلاش می کند ایران را به عنوان مهم ترین چالش منطقه تثبیت نماید.
در این راه تاکید بر جلوگیری از همه راه های رسیدن ایران به سلاح اتمی و خنثی سازی نفوذ منطقه ای ایران مورد تاکید است. همچنین توسعه دفاع موشکی پیشرفته و چند لایه علیه ایران شامل قابلیت دفع تهدیدات قبل از شلیک موشک ها و همکاری با اروپا مورد تاکید قرار گرفته است. در مجموع سند در مورد ایران نسبت به استراتژی قبلی اعلام شده حاوی نکته جدیدی نیست، اما تبدیل ایران به عنوان مهم ترین چالش آمریکا در غرب آسیا که در ابعاد مختلف مورد تاکید قرار گرفته است. ایجاد موازنه منطقه ای و تقویت دفاع موشکی جهت مهار ایران از اهداف اصلی آمریکا جهت مقابله با ایران است.

بصیرت: به نظر شما تا چه اندازه بین آنچه در این سند آمده با اقدامات ترامپ هماهنگی وجود خواهد داشت؟ یعنی تا چه اندازه سیاست های این سند اجرا خواهد شد؟
متن سند راهبرد امنیت ملی آمریکا حاصل تلاش های تیم شورای امنیت ملی آمریکا و خصوصا شخص دینا پاول و منعکس کننده نظرات کارشناسان این بخش و نیز تجمیعی از نظرات نهادهایی نظیر وزارت دفاع، سازمان سیا و تا اندازه ای وزارت امور خارجه آمریکا است.
با توجه به ویژگی های شخصی ترامپ متن را کامل مطالعه نکرده و به نظر می رسد به شکل شفاهی خواستار اصلاحاتی در برخی محورهای آن شده است. وجود برخی موارد تناقض در متن نشان از این تغییرات و دوگانگی میان نظرات شخص رئیس جمهور و تیم امنیتی وی است که تلاش کردند عقلانیت حاکم بر نهادهای خود را در سند بگنجانند.
پس از یک سال از تصدی ترامپ، در این سند تلاش شده استراتژی امنیت ملی متمایز از گذشته با محورهای موردنظر دولت جدید منتشر شود. رویه و عملکرد دولت ترامپ در یک سال گذشته در برخی محورهای سند کاملا قابل مشاهده است و در مواردی از آن فاصله می گیرد. مسلما انتشار اسناد راهبرد امنیت ملی نشان از رویکرد کلان آمریکا به مباحث مختلف امنیتی مرتبط دارد، اما وزن سند حاضر در عمل، بستگی به سنتز متغیر فردی ناشی از شخصیت و نقش ترامپ در سیاست گذاری خارجی آمریکا و نیز نقش نهادها و متغیرهای حکومتی دخیل در این فرآیند، دارد به این معنا که بسته به تسلط رویکرد تیم ترامپ یا شخص وی باید شاهد شکل گیری خاصی از سیاست در آمریکا بود و البته در نهایت هیات حاکمه آمریکا تلاش می کند رفتارهای خارج از قاعده ترامپ را مدیریت نماید.

بصیرت: در کنار انتشار سند امنیت ملی آمریکا، طی روزهای گذشته و اکنون شاهد حمایت و مداخله امریکا در اعتراضات معیشتی مردم ایران هستیم. این واکنش آمریکایی ها چه معنایی دارد؟
واکنش مقامات آمریکا به برخی ناآرامی های داخلی به لحاظ سرعت و محتوا حائز اهمیت و نشان از برنامه قبلی در راستای تاثیرگذاری بر محیط داخلی ایران است.
توئیت های ترامپ که قطعا با هدایت سازمان سیا در این موضوع منتشر گردید و نیز واکنش های سایر مقامات این کشور نظیر معاون رئیس جمهور، رئیس مجلس نمایندگان و برخی سناتورها، نشان از هماهنگی در اقدام و حاوی دو نکته به نسبت جدید در مقایسه با واکنش های قبلی مقامات آمریکایی در موارد مشابه بود.
تاکید بر فساد داخلی در ایران و دوم هدر دادن منابع ملی به دلیل ورود به مباحث منطقه ای، در این واکنش ها برجسته است. ادعاهای مربوط به حقوق بشر و حمایت از تظاهرکنندگان مسائلی فرعی در این اظهارات بود.
نتیجه این تحولات افزایش فشارهای تحریمی و استفاده از تمامی ظرفیت آن در قوانین موجود، حمایت از گروه های اپوزیسیون، مدیریت اقدامات خرابکارانه، عدم مماشات و صراحت بیشتر در مقابله با جمهوری اسلامی است. آمریکا در استفاده از اتحادهای منطقه ای خصوصا محور عربستان و رژیم صهیونیستی نیز فعال تر عمل خواهد کرد.
دولت ترامپ تلاش می کند به بهانه این تحولات با تاکید بر محوریت مسائل حقوق بشری، همراهی اروپا علیه ایران را جلب نموده و بر این اساس نیز قوانین شدیدتری با اجماع دو حزبی در کنگره علیه ایران وضع نماید. در مجموع هدف نهایی آمریکا از اعمال فشارها، افزایش نارضایتی های داخلی با هدف نشان دادن ناکارآمدی ساختار و جهت دهی افکار عمومی علیه اشخاص، نهادها و سیاست ها، به عنوان مهم ترین عامل عدم انتفاع مردم از منابع و امکانات کشور و نیز انحراف ایران از مسائل منطقه ای و درگیر ساختن در امور داخلی می باشد./

از جناب دکتر گوهری مقدم که وقت خود زیادی را جهت پاسخ به سوالات بصیرت اختصاص دارند، کمال تشکر را داریم
مصاحبه از: وحید قاسمی
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات