خراسان رضوی  >>  عمومی >> یادداشت سیاسی
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۲  ، 
شناسه خبر: ۳۰۹۴۹۷
دلیل و رمز و راز همه این پیروزی ها برای ملت انقلابی ایران و تمامی ناکامی ها و شکست های جریان مقابل انقلاب اسلامی از دشمنان خارجی تا منحرفین و دنیا طلبان داخلی، به ماهیت دینی و انقلاب اسلامی و حرکت الهی به ملت ایران برمی گردد.
پایگاه بصیرت / محمدقاسمی نوبهاری

قریب چهار دهه از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ملت ایران به رهبری یک مرد الهی از جنس انبیاء می گذرد و طی این دوره، برخی از جریانهای فکری سیاسی، احزاب و گروهها و نخبگان سیاسی و غیرسیاسی ، با انگیزه ها و اهداف مختلف، در برخورد و چگونگی مواجهه با انقلاب اسلامی دچار اشتباهات راهبردی شده، جز خسارت، بی آبرویی و منفور ملت شدن، چیز دیگری عایدشان نشد.
این جماعت رنگارنگ و عمدتاً منفعت گرای قدرت طلب، با این تصور که انقلاب اسلامی یک وصله نا هم رنگ با نظام بین الملل،معارض با قدرتهای برتر جهان و غیر همسو با هنجارهای پذیرفته شده در جهان است،بر این باور بودندکه عمرش کوتاه خواهد بود، فلذا همراه شدن با آن یک خسارت بزرگ است. صاحبان این نوع نگاه به انقلاب اسلامی، از یک طرف و به قدرتهای مادی و پر زرق و برق و به ویژه آمریکا از طرف دیگر، انقلاب اسلامی را رفتنی و آمریکا را به عنوان قدرت برتر و کدخدای جهان در قرن بیست و یکم می پنداشتند. آنان براساس همین تصورات غلط، برای برخورداری از آینده آب و نان دار،از یک سو به مقابله با انقلاب اسلامی به طرق مختلف پرداختند و از دیگر سو با سر تعظیم فرود آوردن در برابر قدرتهای جهانی و خصوصاً قدرتهای غربی با محوریت آمریکا، عملاً به پیاده نظام دشمنان خارجی انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و ملت ایران تبدیل شدند.
مروری گذرا بر مواضع و رفتار این گروه ها و اشخاص از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون، این واقعیت را نمایان می سازد ، مواردی ازقبیل :
1- جریانهای فکری- سیاسی با ماهیت چپ مارکسیستی، با این تصور که انقلاب اسلامی ناپایدار و رفتنی بوده و آینده از آن سوسیالیزم است، از یک طرف با تمام توان و شیوه های مختلف به مقابله با انقلاب اسلامی پرداختند و از طرف دیگر به خوش خدمتی برای شوروی سابق پرداختند. حزب توده، سازمان پیکار و سازمان چریکهای فدایی خلق، نمونه ای از این جریان هستند.
2-گروهک های تجزیه طلب قومی در کردستان، سیستان و بلوچستان، ترکمن صحرا، خوزستان و مناطق آذری نشین،عمدتاً با رویکردی مسلحانه به مقابله با انقلاب و نظام نوپای جمهوری اسلامی پرداختند. دشمنان خارجی با تمام توان این گروهک هارا مورد حمایت های مالی، تجهیزاتی، سیاسی و اطلاعاتی قرار دادند. احزاب منحله ای چون دمکرات، کومله، خلق عرب مسلمان نمونه هایی از این جریان هستند.
3- طراحی چند کودتا علیه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی از سوی بقایای طاغوت در ارتش و همراه شدن افراد قدرت طلب و متوهمی چون شریعتمداری و قطب زاده با جریان کودتا مانند کودتای نوژه، با برخورداری از حمایت قدرتهای خارجی، بر اساس همان تصورات انجام گرفت.
4-جریان فکری- سیاسی غرب گرا با عناوین مختلف و در قالب تشکل های رنگارنگ مانند نهضت آزادی،در برخورد با انقلاب اسلامی و نظام نوپای برخاسته از آن،غرب را بر اسلام و انقلاب ترجیح دادند و از هیچ کوششی برای تضعیف جمهوری اسلامی دریغ نکردند.
5- بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور منتخب ملت ایران،به دلیل وابستگی به بیگانه از یک طرف، و ناپایدار پنداشتن انقلاب اسلامی و نظام ولایت فقیه از طرف دیگر، رو در روی امام و جریان انقلابی ایستاد و دست به خیانت زد.
6- جریان التقاط و در راس این جریان سازمان منافقین،به زعم خود برای مقابله با انقلاب اسلامی و فرو ریختن جمهوری اسلامی،دست به قیام مسلحانه زدند و بسیاری از شخصیتهای برجسته انقلاب و بعضاً مردم عادی انقلابی را ترور کردند. بنی صدر و منافقین بعد از فرار از ایران، با تصور بازگشت دو سه ماهه به کشور با سقوط نظام ،هر نوع خوش خدمتی ممکن را به بیگانه ،استکبار جهانی، صهیونیسم بین الملل و ارتجاع عرب در راستای مقابله با جمهوری اسلامی انجام دادند. همراه شدن صد درصدی و همه جانبه منافقین در جنگ تحمیلی با دشمنان ملت ایران، نمونه ای از این نوع رفتار است. منافقین بر اساس همان پنداشت های غلط پیش گفته، در عملیات مرصاد، قصد فتح 48 ساعته تهران را داشتند!
7- جریان قدرت طلب نفوذ در بیت منتظری به عنوان قائم مقام رهبری با محوریت سید مهدی هاشمی معدوم،با تصور پایان یافتن انقلاب با رفتن امام، خود را با لیبرال ها و منافقین و غرب همراه ساخت و در مقابل جریان انقلاب و امام(ره) ایستاد.
8-جریان تکنوکرات و فن سالار در دوره سازندگی، با تصور از بین رفتن شور و نشاط انقلابی در کشور با پایان یافتن جنگ و رحلت امام(ره)، شتابان به سمت غرب به حرکت در آمده و با عمل به الگوهای توسعه غربی،با پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا و تلاش برای مادام العمری کردن شخص رئیس جمهور، در پی ختم و اتصال به آمریکا به عنوان یک قدرت ماندگار بودند.
9-تجدیدنظر طلبان،ریزش های انقلاب و از نفس افتاده،چون تصور کردند با پایان انقلابی گری آنان انقلاب هم پایان یافته،با پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری 76،ذیل شعارهای جامعه مدنی و پیام دوم خرداد،ختم انقلاب را اعلام کرده ، با ایده های به ظاهر جذاب تنش زدایی و گفت وگوی تمدن ها با هدف تأمین قدرت و دنیای خود، برای دست دادن با آمریکا اعلام آمادگی علنی و عملی کردند.
10-جریان توصیف شده در بند نهم در پیوند عمیق با تمامی جریانهای مخالف و ضد انقلاب داخل و خارج و اتصال با بیگانه ،با تصور پایان عمر انقلاب و جمهوری اسلامی،با تمام توان برای حفظ دنیای خود، فتنه88 را پدید آوردند و به صورت نانجیبانه با ادعای تقلب در انتخابات، بر چهره نظام اسلامی پنجه زدند.
11-و اکنون، تمامی جریانها، گروهها و نخبگانی که طی 38 سال گذشته با انقلاب نبودند و یا با گذر زمان از انقلاب زاویه گرفتند و به مقابله با جریان انقلاب پرداختند،یک صدا حل مشکلات کشور را در سازش با آمریکا اعلام می کنند و پایان انقلابی گری و ارتباط با آمریکا را تنها راه پیشرفت ایران می دانند!
اما واقعیت ریشه دار در حقیقت ،متفاوت از همه این پنداشتهایی است که گوشه هایی از آن به اختصار آمد.واقعیت آن است که جمهوری اسلامی به یک قدرت منطقه ای تبدیل شده و امواج گفتمانی انقلاب اسلامی در منطقه و جهان،جبهه مقاومت و جریان بیداری اسلامی را پدید آورده و با فروپاشی بلوک شرق با محوریت شوروی سابق،آمریکا هم به عنوان سرکرده استکبارجهانی و بلوک غرب درحال فروریختن است.کسانی که این نگاه را باور ندارند، در انتخابات اخیر آمریکا، در گفتمان رأی آور آقای ترامپ و مسائل بعد از انتخابات این کشور، بیشتر تامل کنند. به طور قطع تأمل کنندگان با انصاف و واقع بین، در خواهند یافت که انقلاب اسلامی ماندنی و آمریکا رفتنی است.
و اما دلیل و رمز و راز همه این پیروزی ها برای ملت انقلابی ایران و تمامی ناکامی ها و شکست های جریان مقابل انقلاب اسلامی از دشمنان خارجی تا منحرفین و دنیا طلبان داخلی، به ماهیت دینی و انقلاب اسلامی و حرکت الهی به ملت ایران برمی گردد. حرکتی که مصداق ان تنصراالله است.به طور قطع این حرکت، طبق وعده الهی، از نصرت خداوند برخوردار است. فلذا جریان انقلاب اسلامی با پشتوانه حرکت الهی مردم ایران تحت رهبری ولی فقیه که ولایتش در سلسله مراتب ولایت الهی قرار دارد، جریانی شکست ناپذیر خواهد بود. این شکست ناپذیری را خداوند تضمین می نماید، چون می فرماید: ان ینصرکم الله فلا غالب لکم؛ و آن جمله قصار و پر معنای حضرت روح الله که فرمود: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشورتان آسیب نرسد؛ متکی و مستند به همین وعده تخلف ناپذیرالهی است. آری ملت ایران بر این باور است و تا ظهور دولت یار، دست از انقلابی گری و سربازی ولایت بر نمی دارد و اعتقاد راسخ دارد ساخت تمدن نوین اسلامی و رسیدن به حیات طیبه،امری ممکن و قابل دسترس است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات