فرهنگی  >>  فرهنگی >> تیتر یک فرهنگی
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۵  ، 
شناسه خبر: ۳۱۰۸۷۳
گفتگوی بصیرت با دکتر حسن ذوالفقاری عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛
زبان فارسی وسیله و ابزاریست برای انتقال مسائل مختلف ما، از جمله گسترش مفاهیم انقلاب اسلامی، مفاهیم دینی و پیام های ملی و آثار ادبی.زبان فارسی با توجه به اینکه علاقه مندان بسیار زیادی دارد یک امتیازی است برای ما که بتوانیم این زبان را در جاهای مختلف گسترش دهیم و کرسی هایمان را در دانشگاه ها توسعه دهیم.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی
امروز 25 اردیبهشت روز پاسداشت زبان فارسی است به همین مناسبت گفتگویی با دکتر حسن ذوالفقاری دانشیار دانشگاه تربیت مدرس و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی داشته ایم تا وضعیت کنونی زبان فارسی در سطح ملی و بین المللی و به ویژه اقدامات صورت گرفته برای گسترش زبان فارسی را مورد بررسی قرار دهیم. اقداماتی که به گفته دکتر ذوالفقاری در برابر عظمت زبان فارسی و البته توانایی هایی که وجود دارد بسیار اندک بوده است.
 در ادامه  این گفتگو را با ما همراهی کنید:
بصیرت: درباره وضعیت رشد و توسعه زبان فارسی بعد از انقلاب توضیحی بفرمایید.
یکی از زمینه های خیلی خوبی که باعث رشد ادبیات انقلاب اسلامی می شود و خواهد شد، تقویت زبان است. هرچه ما بیشتر تلاش کنیم که زبان فارسی را به یک زبان نیرومند و قوی تبدیل کنیم جنبه های ادبی آن هم در واقع قوت می گیرد و تقویت می شود، چراکه موضوع زبان و ادبیات با هم داد و ستد دارند. هرچه ادبیات یک کشور قوی تر باشد زبان آن کشور هم قوی تر است و هرچه زبان یک کشور محکم تر باشد، می تواند ادبیات خیلی قوی را تولید کند.
در گذشته ادبیات ما خیلی ادبیات پرمغزی بود برای اینکه این زبان از ناحیه فرهنگ های مهاجم و مهاجر آسیب نمی دید، اما در یک صد سال گذشته به واسطه اتفاقاتی که در حوزه فناوری، در حوزه گسترش سواد عمومی و در حوزه رسانه ها افتاده است، به خصوص ترجمه و اتفاقات دیگر باعث شده است که زبان آسیب ببیند، آنقدری که می توان گفت در طول یک صد سال گذشته و به خصوص 50 سال گذشته و باز هم به خصوص بیست سال گذشته، زبان ما آسیب دیده در طول هزار سال گذشته این آسیب را ندیده است. برای اینکه سواد، عمومی شده و کاربرد زبان همگانی شده است و وقتی که یک چیز همگانی و عمومی شود آسیبش هم بیشتر می شود. بنابراین امروز وظیفه ما نسبت به صد سال گذشته وظیفه سنگین تری برای حفظ زبان فارسی است. زبانی که فردوسی با شاهنامه بزرگ خودش که هویت بخش این زبان و ادبیات و قوم ایرانی بود، برای ما آن را زنده کرد، حالا چقدر می توانیم از این دست آوردهای شاعران و نویسندگان که یکی از آنها فردوسی است حفاظت کنیم؟ امروز وظیفه ما چیست؟ بعد از این دوران چه باید بکنیم؟ قطعا یکی از وظایف ما این باید باشد که این میراث کهن را که با سختی و مجاهدت به دست آمده است حفظ کنیم. این زبان امروز نیاز دارد به مراقبت یکایک مردم، حالا رسانه ها جای خودشان را دارند، صدا و سیما جای خودش را دارد، مدارس و آموزشگاه ها و دانشگاه ها و هر کسی که از این زبان استفاده می کند باید در حفظ آن هم بکوشد. ما امروز در این فرهنگ زندگی می کنیم. وقتی شما از یک وسیله ای به اسم زبان استفاده می کنید و تمام امکانات مادی و معنوی و روحانی ما با این زبان شکل می گیرد، آیا شایسته نیست یک نیم نگاهی هم به حفظ آن داشته باشیم. البته روز 25 اردیبهشت روز پاسداشت زبان فارسی یک روز نمادین است برای اینکه ما دوباره برگردیم و ببینیم که این زبان نیاز به مراقبت دارد و اینکه زبان هم مثل یک موجود زنده تاریخ تولدی دارد، دوره رشد و شکوفایی دارد و واژگانش و نحوش همه اینها در حال تغییر است و می طلبد که ما از این موجود زنده و البته موجود زنده ای که زندگی ما به آن بستگی دارد خوب مراقبت کنیم.



بصیرت: به نظر شما توسعه زبان فارسی در فرهنگ عامه می تواند باعث کاستن آسیب های این حوزه شود؟
اگر ما نگاه دقیق داشته باشیم باید بگوییم نه. فرهنگ عامه به این معنی نیست که به زبان آسیب می زند. در طول زمان های مختلف یک فرهنگی به نام فرهنگ کتبی و کلاسیک بوده و در کنارش یک فرهنگ شفاهی هم بوده است. فرهنگ شفاهی مکتوب نمی شده، دهان به دهان می گشته و سینه به سینه نقل می شده است. در واقع عواطف و احساسات مردم را بیشتر انتقال می داده و این یک کارکرد خیلی مهمی برای زندگی مردم داشته است. آنها هنگام رفتن به سرکار خود شعر می خواندند، در هنگامیکه از کار برمی گشتند شعر می خواندند، موقع شب نشینی های خود از این ادبیات استفاده می کردند، هنگام غم و اندوه و سوگ و سرورشان از این شعرها استفاده می کردند. پس می بینید یک چیز کاربردی است و نمی شود از زندگی جدایش کرد، اما اینکه ما این دو مقوله را قاطی نکنیم باید کارکرد هر یک را بدانیم و بدانیم در کجا باید از هریک استفاده کنیم. ادبیات شفاهی و عامه ما در کنار ادبیات کلاسیک و مکتوب و رسمی مکمل هم هستند، دو بال پرواز هستند برای کسی که می خواهد این زبان و ادبیاتش را حفظ کند. اما اگر ما همین زبان عامه را، از همین زبانی که داریم استفاده می کنیم بخواهیم در زبان معیار و رسمی استفاده کنیم، عناصر این یکی را در آن یکی بیاوریم، یعنی عناصر زبان عامه را بریزیم در زبان کلاسیک، طبیعتاً این موجب آسیب می شود. بنابراین نه اینها با هم هیچ تداخلی ندارند بلکه مکمل هم هستند به شرط اینکه ما بدانیم که از این زبان در کجا می خواهیم استفاده کنیم. من یک مثالی می زنم از تزاحم هایی که به وجود می آید. فرضاً ما در فضاهای مجازی از زبان عامه و زبان گفتاری استفاده می کنیم. برخی از واژگان گفتاری را در نوشتن و پیامک های خود می آوریم که باعث آسیب دیدن خط می شود، یعنی به محضی که مکتوب شد و همان گفتار عامیانه را در قالب پیامک انتقالش دادید حتی بدتر، صورت خط را هم تغییر دادید دیگر زبان کلاسیک در خطر است.

بصیرت: درباره زبان و ادبیات فارسی به عنوان یکی از سازوکارهای دیپلماسی فرهنگی به ویژه در ارتباط با کشورهای مسلمان بگویید.
زبان فارسی بعد از زبان عربی دومین زبان جهان اسلام است. 110 میلیون گویش ور در کشورهای مختلف منطقه از ایران، تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان، در شبه قاره، پاکستان در آسیای صغیر، ماوراء النهر و در خیلی از کشورها هم مهاجران ما هستند. فرض بفرمایید در امریکا و اروپا ایرانیانی که زندگی می کنند اینها همه فارسی زبان هستند و در مجموع این تعداد گویش ور فارسی یک امتیازی هست برای زبان فارسی. از طرفی زبان فارسی  وسیله و ابزاریست برای انتقال مسائل مختلف ما، از جمله گسترش مفاهیم انقلاب اسلامی، مفاهیم دینی و پیام های ملی و آثار ادبی. همه اینها با این زبان است پس این زبان را باید به عنوان یک زبان خیلی موثر در انتقال پیام های ما جدی بگیریم. ما نمی توانیم ادعا بکنیم که کاری را در خارج از مرزها انجام می دهیم و زبان را نادیده می گیریم و با یک ابزار دیگر این کار را انجام می دهیم. اتفاقا زبان فارسی با توجه به اینکه علاقه مندان بسیار زیادی دارد یک امتیازی است برای ما که بتوانیم این زبان را در جاهای مختلف گسترش دهیم  و کرسی هایمان را در دانشگاه ها توسعه دهیم، البته عکس این دارد اتفاق می افتد، یعنی در واقع خیلی از کرسی ها به دلیل مسائل مالی در حال برچیده شدن هستند و کشورهای دیگر و رقبای ما جای این کرسی ها را می گیرند. متاسفانه زبان فارسی به جای اینکه توسعه پیدا کند یک مقداری به جهت اختلافات بین المللی و مسائل مالی و از این قبیل دچار آسیب شده است. درحالیکه که این توان را هم زبان ما دارد و هم مراکز علمی ما که بتوانند زبان فارسی را در دنیا گسترش دهند. 

کرسی های زبان فارسی به علت مسائل مالی و بین المللی جای خود را به رقبا داده اند/ از اقدامات مهم در گسترش زبان فارسی تفکیک نگاه فرهنگی از سیاسی است

بصیرت: نظر شما درباره تلاش هایی که تاکنون برای توسعه زبان فارسی در سطح بین المللی صورت گرفته است چیست؟ و تا چه اندازه موفق بوده اند؟
اقدامات زیادی صورت گرفته است از جمله، اعزام استاد و توسعه کرسی های آموزشی در خارج، تأسیس بنیاد سعدی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی تلاش هایی می کند، در سازمان های دیگر کتاب هایی را از زبان فارسی به زبان های مختلف ترجمه می کنند، حوزه هنری، سازمان تبلیغات، وزارت ارشاد اقداماتی را انجام می دهند، جشنواره های ملی و بین المللی مثل فارابی در حوزه علوم انسانی برگزار می شود و جشنواره های دیگر جوایزی اهدا می شود. همه اینها اقداماتی بوده که تابحال انجام شده، اما اینها با توجه به عظمت زبان فارسی و کاری که ما می توانیم بکنیم بسیار اندک است. طبیعتاً ایرانی های زیادی که مهاجرت کردند، سفیران ایران و فرهنگ ایرانی برای گسترش زبان فارسی هستند، علی رغم اینکه مهاجرت به طور کلی خوب نیست، اما اگر مهاجرت کردند به هر ضرورتی، تصور این است که زبان فارسی گسترش پیدا کند. همچنین سالانه تعداد زیادی دانشجوی خارجی به ایران می آیند اینها هم امکان خیلی خوبی هستند که زبان فارسی را در خارج از مرزها گسترش دهند. دوره های دانش افزایی که توسط بنیاد سعدی برگزار می شود، آنها هم کمک می کند به توسعه زبان فارسی. تعداد زیادی از علاقه مندان دوره های یک ماهه در ایران طی می کنند یا آموزش هایشان را تکمیل می کنند و اینها در واقع باعث می شود که روز به روز وسعت و گستره زبان فارسی افزوده شود.

بصیرت: در پایان اگر پیشنهادی برای توسعه بیشتر زبان فارسی در داخل و خارج از کشور دارید بفرمایید.
یکی از کارهای مهم باید این باشد که ما مراوداتمان را با تمام کشورها توسعه دهیم، برای اینکه زبان و ادبیات یک مقوله ای جهانی است. همانطور که پیام های مولانا تنها برای ما فارسی زبان ها نیست. امروزه برای همه دنیا در روزگاری که همه تشنه دیدن و شنیدن مسائل معنوی هستند، مولانا می تواند بهترین نسخه باشد. در واقع زبان فارسی می تواند با پیام های جهانی که در شعر شاعران ما چون فردوسی، نظامی، سعدی، خاقانی، حافظ، مولانا و ... وجود دارد جهانی شود. ما باید این پیام های جهانی را به گوش همه برسانیم و راهش هم این است که دیپلماسی ها، دیپلماسی های فعالی باشد تا در واقع حرف ما را بشنوند و ایران پایگاهی شود برای حضور همه کسانی که علاقه مند هستند به این فرهنگ. چنانکه می بینیم هر توریست و گردشگری که از هر کشوری وارد ایران شده است دیدش و نگاهش به فرهنگ ما و ادبیات ما تغییر پیدا کرده است.

با تشکر از آقای دکتر ذوالفقاری که وقت خود را در اختیار پایگاه بصیرت قرار دادند. 
مصاحبه از: فهیمه عشرتی 

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات