تهران بزرگ  >>  عمومی >> یادداشت
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۷ - ۰۹:۱۰  ، 
شناسه خبر: ۳۱۲۸۱۸
نیم نگاهی به رفتارها و ارزیابی عملکرد ترامپ در طول یک و نیم سال گذشته، به خوبی حکایت از این دارد که سیاست و حکومت در عالی ترین سطح و به طور کلی «دموکراسی» در آمریکا به یک دمکراسی هوچی گر، شومن گونه و انحصارجو حرکت کرده است
پایگاه بصیرت / حمید خوش آیند
چهره آمریکا با اینکه در بین ملت های آزادیخواه جهان همواره یک چهره منفور بوده است، اما پس از انتخابات ریاست جمهوری 2016 و انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری این کشور که «دلار» و «عوام فریبی» و «سیاست های پوپولیستی» در تحقق آن نقش عمده ای داشته است، منفورتر شده و بیشتر از قبل چهره بدی از آن در بین افکار عمومی جهان نقش بسته است. نیم نگاهی به رفتارها و ارزیابی عملکرد ترامپ در طول یک و نیم سال گذشته، به خوبی حکایت از این دارد که سیاست و حکومت در عالی ترین سطح و به طور کلی «دموکراسی» در آمریکا به یک دمکراسی هوچی گر، شومن گونه و انحصارجو حرکت کرده است؛ البته این به معنای ارائه یک ارزیابی مثبت از دموکراسی آمریکای پیشاترامپ نیست، چرا که حتی پیشتر از ترامپ نیز دموکراسی آمریکا یک دموکراسی آلوده، ناکارآمد، فاسد، معیوب و ناقض حقوق بشری بوده است که رفتارهای ترامپ این وضعیت را تشدید نموده است.  
دونالد ترامپ که قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری آمریکا فاقد هرگونه سابقه سیاسی و تجارب دیپلماتیکی بوده و به عنوان یک «بیزینس من» و میلیادر نیویورکی پرحاشیه که به کسب و کار تجارت، بازرگانی، ساخت و ساز و بنگاه داری می پرداخت، در طول مدتی که از ریاست جمهوری اش می گذرد مشخصاً در دو مورد از حوزه اقتصاد داخلی یعنی اصلاح مالیاتی و بهبود نرخ بیکاری توانسته است دستاوردهای مثبتی برای جامعه آمریکایی ایجاد کند و شاخص های اقتصادی در این دو حوزه را به یک جایگاه قابل قبول برساند. این هرگز به معنای حل و فصل مشکلات ساختاری در عرصه اقتصاد آمریکا نیست. چرا که در سایر حوزه ها به ویژه در عرصه های سیاست خارجی و دیپلماسی بین المللی، ترامپ آمریکا را به یک کشور منزوی که حتی دوستانش نیز از او بریده اند، تبدیل ساخته است. 
تنها کارنامه روشن ترامپ در طی مدتی که از حضورش در کاخ سفید می گذرد، عمل به وعده های انتخاباتی اش بوده است که او را به «مرد عمل به وعده ها» معروف کرده است؛ وعده هایی که بخش عمده ای از آن ها برخلاف منافع ملی و امنیت ملی آمریکا و مبانی دموکراسی در جهان بوده است. علاقه عجیب ترامپ به نقض قوانین و خروج از معاهدات بین المللی از قبیل پیمان تجاری شرکت فراآتلانتیک (تی پی پی)، پیمان تغییرات آب و هوایی پاریس موسوم به توافقنامه پاریس، سازمان یونسکو، برنامه اقدام جامع اقدام مشترک (برجام) و معاهدات و پیمان های دیگری از این دست که در انتظار خروج آمریکا هستند، نه تنها باعث سرشکستگی ملت و تمسخر مقامات آمریکایی شده بلکه اعتماد جامعه جهانی به اقدامات و رفتارهای دولت آمریکا در محیط بین الملل را نیز به شدت کاهش داده و مهم تر از همه، این تصور و برداشت و باور را در اذهان عمومی و حتی نزدیک ترین دوستان و متحدان کاخ سفید به وجود آورده است که دولت آمریکا در اثر اقدامات نسنجیده، سئوال برانگیز و انحصارطلبانه ترامپ که پیش از این هیچ سر رشته ای از دنیای سیاست در دست نداشته است، به یک دولت «ضد دموکراسی» در جهان تبدیل کرده است. اقدامات و اظهارات عجیب و رفتارهای قرون وسطایی ترامپ که نخبگان آمریکایی نیز بر آن اذعان و اعتراف دارند، چیزی جز تهدید و تضعیف دموکراسی آمریکایی که بر روی سرمایه، پول و شهوت بنا شده، در پی نداشته است. 
حضور ترامپ که هر روز ابعاد جدید از پرونده مفاسد اخلاقی و جنسی او برملا می شود، در رأس نظام تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجرا در ایالات متحده که یک روز آفریقایی ها را به چاه توالت و رئیس جمهور سوریه را به حیوان تشبیه می کند و روز دیگر ملت ایران را تروریست می نامد و ده ها توهین و بی احترامی از این دست به ملت ها و کشورهای دیگر، کافی است تا کل سیستم آمریکا در اثر سیاست ها و اقدامات ضد دموکراتیک وی زیر سئوال برود. نفس وجود ترامپ به عنوان یک رئیس جمهور پرحاشیه که در جهان به عنوان نماد جامعه آمریکایی شناخته می شود، کافی بوده است تا افکار عمومی جهان به طور روز افزون به این باور برسند که لیبرال دموکراسی، شکل بدنامی از حکومت سیاسی است که نابودی آزادی دیگران و تحریم و تهدید مخالفان دو وجه بارز آن است. 
به هر حال آنچه روشن است این است که امروز و در دوران حکمرانی دونالد ترامپ که حتی حرکات بدنش نیز همانند رفتارها و اظهاراتش شبیه فاشیست ها است، دموکراسی آمریکا با همه ضعف ها و عیب هایی و پلیدی هایی که دارد، دچار یک عقب گرد تاریخی شده و ملت آمریکا را سرافکنده ساخته است. تأسف برانگیزتر اینکه کنگره و مجلس سنای آمریکا نیز به عنوان دو نهاد مهم قانون گذار که اکثریت کرسی های آن در اختیار جمهوری خواهان و هم حزبی های ترامپ است، رئیس جمهور آمریکا را در رویکردهای ضد دموکراتیک اش همراهی و همیاری می کنند؛ رویکردهایی که حیثیت مردم آمریکا را در جهان بشدت مخدوش ساخته و قدرت آمریکا را نه در خدمت به دیگران که به خیانت به بشریت و ملت های دیگر در آورده است. 
اما برای مقابله با روند مذکور که تنها کلیاتی از آن مورد اشاره قرار گرفت چه باید کرد؟ راهکار غلبه بر شرایط فوق الذکر چیست؟ راه حل جلوگیری از فرسایش رو به افزایش حیثیت مردم آمریکا که ترامپ همچون «غده سرطانی» بر آن چنبره انداخته است، کجاست؟ 
راهکار و درمان این غده سرطانی هر چه باشد، باید آن را در داخل آمریکا جستجو نمود. فوری ترین و مؤثرترین راه حل دفع این غده سرطانی را باید در اراده عمومی مردم جستجو کرد که قرار است سه شنبه 6 نوامبر (16 آبان 1397) در انتخابات میان دوره ای کنگره و سنای آمریکا خود را نشان دهند. این، نخستین انتخابات در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ است که با انتخاب واقع گرایانه مردم آمریکا، می تواند به فرصتی برای احیای حیثیت و اعتبار از دست رفته ملت آمریکا تبدیل شود. قرار است در این انتخابات که در 6 نوامبر 2018 برابر 15 آبان 1397 برگزار می شود، همه ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان ایالات متحده و ۳۴ کرسی از ۱۰۰ کرسی مجلس سنای ایالات متحده برگزیده شوند. همچنین ۳۹ فرماندارایالتی و منطقه‌ای و تعداد زیادی از انتخابات دولتی و محلی نیز همزمان با آن برگزار می‌گردد. 
این انتخابات همچنان که بیان شد، همزمان می تواند به یک تهدید و در عین حال فرصت رهایی از شر اقدامات رئیس جمهوری مانند ترامپ در داخل آمریکا تبدیل شود. مطمئناً ورود بیشتر دموکرات ها به کنگره و سنای آمریکا در انتخابات میان دوره ای نوامبر که طبیعتاً موجب کاهش وزن جمهوری خواهان در مجالس قانونگذاری می شود، با این که در یک نگاه کلان چیزی از سیاست های امپریالیستی و سلطه طلبی آمریکا در جهان نمی کاهد، لیکن می تواند با ایجاد موانع قانونی در مقابل اقدامات و رفتارهای خودسرانه و خلاف عرف های شناخته شده سیاسی و دیپلماتیکی ترامپ، آبروی از دست رفته ملت آمریکا را برگرداند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات