پيروزى انقلاب شکوهمند 1357 به رهبرى حضرت امام خميني(ره) نقطه عطفى در تحولات بينالمللى دوران دو قطبى تلقى مىشود. اين انقلاب نه با حمايت شرق وغرب ونه با ماهيت کاپيتاليستى يا کمونيستى بلکه با ماهيت اسلامى به موفقيت رسيد. اما همين ماهيت اسلامى خودش متفاوت از جنبشهاى رهايى بخش معاصر قلمداد مىشود. اگر قبل از انقلاب اسلامى ايران، اغلب جنبشهاى اسلامى در مواجهه با مظاهر زندگى مدرن و خيره کننده غرب مواضع انفعالى داشته و در مورد کارآمدى تعاليم دينى در مديريت معقول وشايسته جوامع اسلامى در شک و ترديد به سر مىبردند، تحول همهجانبه انقلاب اسلامى اين باور وثيق را دراذهان نيروهاى مسلمان جاى داد که اسلام بهعنوان يک مکتب آسمانى مىتواند مهمترين تحولات جهانى را رقم زده و براى پرسشهاى عصر جديد و مديريت جوامع اسلامى نسخه شفابخشى را ارائه نمايد.
در ساختار نظام دو قطبى ارائه چنين مدلى از نظام سياسى مىتوانست براى ملتهاى مظلوم الگوى مناسب و شايستهاى باشد طبيعى بود که در همان آغاز راه، اين انقلاب مىتوانست در آينده منافع کشورهايى که طى ساليان سال کشورهاى جهان سوم را استثمار مىکردند به خطر بيندازد.
به همين جهت از همان آغاز يک مخالفت شديد با انقلاب اسلامى ايران از سوى کشورهاى داراى نظام سياسى کاپيتاليسم اعلام وبعدها اعمال شد چرايى اين مخالفتها به دلايل زير بود:
1 -ماهيت جهانى بودن انقلاب اسلامي: انقلاب اسلامى ايران با تاکيد بر حمايت از مظلومان جهان ونهضتهاى رهايى بخش تاکيد بر امت اسلامى و آرمانگرايى امت محور، تاکيد بر اصول ثابت دعوت ،نفى سبيل،استکبار ستيزى وظلمستيزى در ذات خود شاخصهاى يک نهضت رهايى بخش را داشت .همين جهانى بودن انقلاب سبب شد که ديدگاه جديدى در روابط بينالمللى متفاوت از ديدگاههاى شرقى و غربى به وجود آيد. کشورهاى غربى موسوم به بلوک غرب که هوادار نظام سياسى کاپيتاليسم بودند بيشترين مخالفتها را عليه جمهورى اسلامى ايران اعمال نمودند. اينکه چرا غرب بر خلاف شرق بيشترين مخالفتها را در ساختار نظام دو قطبى بينالملل آن روز عليه جمهورى اسلامى ايران اعمال نمود،دلايل گوناگونى مطرح است .يک ديدگاه ماهيت تهاجمى فرهنگى وايدئولوژى و اقتصاد غرب مىباشد بر اساس اين ديدگاه بلوک غرب به منظور تسلط بر بازارهاى جهانى ونيز مواد خام مورد نياز خود استعمار کشورهاى ديگر بويژه کشورهاى آسيايى و آفريقايى را که داراى اقتصاد و قدرت نظامى ضعيفى بودند برگزيده بود . جمهورى اسلامى ايران نيز که براساس احکام اسلامى پايه گذارى شده بود هرگونه استثمار و بردگى را نفى مىنمود واز ديدگاه غربىها اين نفى استثمار خود به خود يک آنتىتز بود در مقابل تز تهاجم و استثمار ملتهاى مظلوم.
ديدگاه ديگر وجود رژيم صهيونيستى بودکه به صورت يک غده سرطانى در قلب سرزمينهاى اسلامى از طريق يک برنامهريزى از پيشتعيين شده طى سالهاى پس از جنگ جهانى دوم به وجود آمد. آمريکاييان و کشورهاى اروپاى غربى که بيشترين نقش را در پيدايش اين رژيم نامشروع در خاورميانه داشتند نسبت به شوروىها يا بلوک شرق ديدگاه بدبينانهتر نسبت به جمهورى اسلامى ايران وانقلاب مردمى ايران اتخاذ کردند.
حمايت انقلاب نوظهور اسلامى ايران از جنبشهاى آزاديبخش بويژه نهضتهاى آزاديبخش اسلامى سبب شد که رهايى ملت مظلوم فلسطين از چنگال اسرائيل غاصب به صورت يک ايده اسلامى درآيد. ايدهاى که حمايت از آن وظيفه ملى و دينى براى هر فرد مسلمان عرب وعجم شمرده شد. اين ايده اسلامى از آن جهت رشد و گسترش يافت که چپ ناسيوناليست عرب به رهبرى ناصى که از حمايت اردوگاه شرق برخوردار بود شکست خورده بود.
با تثبيت موقعيت جمهورى اسلامى ايران در منطقه خاورميانه نهضتهاى رهايى بخش حماس، حزبالله،جهاد اسلامى که از دل ملت مظلوم فلسطين برخاسته بودند جان تازهاى گرفت.
از آن زمان به بعد که بلوک غرب و اردوگاه کاپيتاليسم فعاليتهاى خود برعليه انقلاب اسلامى را آغاز نمود. استکبار غرب در دو حوزه فعاليتهاى خود بر عليه جمهورى اسلامى ايران را آغازنمود:
-1 فعاليتهاى غرب در حوزه سخت افزاري:
در اين حوزه غرب اقدامات ويژهاى را آغاز نمود وبا سوء استفاده از وضعيت موجود در سالهاى آغازين انقلاب اسلامى ايران سعى نمودکه با براندازى ناگهانى جمهورى اسلامى ايران به اهداف خود دست يابد. بدين منظور کودتاى نوژه را طرحريزى نمودند که با ناکامى (به علت هوشيارى نيروهاى مسلمان) مواجه شد.
6گام بعدى آنان براى تضعيف جمهورى اسلامى ايران بالکانيزه نمودن جمهورى اسلامى ايران بود. اردوگاه غرب سعى داشت که با حمايت از اقليتهاى مذهبى و قومى در ايران اسلامى مقدمات تجزيه ايران را فراهم نمايد. در اين راستا آمريکاييان به حمايت از گروههاى تجزيه طلب در کردستان،ترکمن صحرا ،خوزستان وسيستان وبلوچستان پرداخت.
در کردستان شدت درگيرىها به حدى بودکه مسئولين وملت مظلوم ايران را نگران نمود.وقايع کردستان نشان داد که تمامى طرحهاى استکبارى از پيش تعيين شده است چرا که در رژيم شاهنشاهى پهلوى ملت مظلوم کرد جايگاهى نداشتند و غرب با استفاده از محروميت ملت کرد مىخواست شکاف بين ملت کرد و جمهورى اسلامى ايران را عميق نمايد. اما نظام جديد از آنجا که ماهيت اسلامى داشت واکثريت عظيم تودههاى کرد و وابستگى عميق به اسلام داشتند. طرحهاى آمريکا در کردستان با شکست مواجه شد. در اهواز ،بلوچستان وترکمن صحرا نيز طرحهاى استکبار بىنتيجه ماند. درايت و کاردانى معمار کبير انقلاب اسلامى در اداره نمودن تحولات کردستان سبب شد که استکبار توطئه جديد ديگرى را طرحريزى کند و آن ترور رهبران سياسى کشور بود. استاد شهيد دکتر مرتضى مطهري،شهيد حوزه و دانشگاه دکتر مفتح، از جمله کسانى بودند که در نتيجه توطئههاى شوم استکبار به شهادت رسيدند.
شديدترين و بزرگترين توطئه استکبار جهانى براى نابودى انقلاب اسلامى تحميل جنگ 8 ساله عليه جمهورى اسلامى ايران بود. در31 شهريور ماه 1359 رژيم دست نشانده بعثى عراق به رهبرى صدام حسين به منظور سقوط جمهورى اسلامى ايران با همکارى دوستان استکبارى خود حملات ناگهانى عليه جمهورى اسلامى ايران را آغاز نمود و در نواحى غربى وجنوب غربى توانست بخشهايى از کشور را اشغال نمايد.
پايدارى و مقاومت جمهورى اسلامى در طى 8 سال جنگ تحميلى و بيرون راندن دشمن متجاوز از کشور باعث شد که استکبار جهانى به رهبرى آمريکا و رژيم صهيونيستى واقدامات ديگرى را آغاز نمايد که نگارنده از آن تحت عنوان “ اقدامات نرم افزاري”استکبار جهانى نام مىبرد.
دومين حوزه فعاليت غرب بر رهبرى آمريکا در حوزه نرم افزارى انجام گرفت.
در اين حوزه استکبار جهانى با آگاهى از توان مقاومت ملت ايران در برابر اقدامات سختافزاري،اقدامات نرمافزارى خود را آغاز نمود. در راستاى رسيدن به اين هدف استکبار جهانى در دو بعد اقتصادى وفرهنگى وارد عمل شد.
بعد فرهنگي: جنگ فرهنگى برخلاف جنگ نظامى داراى ويژگىهاى خاص خود مىباشد. يعنى جنگ فرهنگى برخلاف جنگ نظامى دشمن مستقيم وارد عمل نمىشود و بهطور غيرمستقيم به بنيادهاى يک جامعه حمله نموده وبه جاى کشتن افراد، اذهان و روان آدمها را هدف قرار مىدهد. در همان ابتداى انقلاب به منظور فريب اذهان ملت مظلوم ايران اسلامى استکبار جهانى گروه فرقان را تقويت نمود تا تودههاى ميليونى را از نظام سياسى جدا کند . گروه فرقان که خواستار اسلام منهاى روحانيت بود سعى نمود با تبليغات مداوم مانع از پيروزى اهداف مقدس انقلاب اسلامى شود اما به علت عدم پشتوانه مردمى اين گروه رفته رفته به حيات خود خاتمه داد. با ظهور انقلاب به ارتباطات بويژه پس از دهه 1990 و فروپاشى شوروى سابق که مبتنى بر دهکده جهانى مک لوهان بود استکبار جنگ فرهنگى را مقدم بر حمله نظامى شمرد. در مورد جمهورى اسلامى ايران هم غرب و استکبار جهانى آمريکا با حمايت لابى يهود از طريق شبکههاى ماهوارهاى واينترنت اقدامات خود را افزايش داده است اينان با دعوت از اشخاص روشنفکر ماب همچون عليرضا نورىزاده ومحسن سازگارا اعملا مبارزات فرهنگى را به صورت يک ابزارى کارآمد و دنبال مىکنند .تحقير کرامت وشخصيت انسانى منتخب ملت ايران دکتر محموداحمدىنژاد که منافات با اهداف متعادل انسانى است عملا و بارها و بارها از سوى مدعيان روشنفکرى از راديو و کانالهاى ماهوارهاى دنبال مىشود درحالى که تکيه بر ويژگىهاى ظاهرى اشخاص و غفلت ازجوهر وذات انسانها نه تنها روشنفکرى نيست بلکه نوعى تاريکبينى جهالت قرن 21 مى محسوب مىشود. رهبر فرزانه انقلاباسلامى ايران ، مقام معظم رهبرى در جمع دانشآموختگان سمنان با اشاره به اقدامات نرمافزارى غرب و استکبار جهانى از آن بهعنوان “ ناتوى فرهنگي” ياد مىکند و با دعوت ازتودههاى ميليونى ملت ايران اسلامى و مسلمانان جهان به اتحاد ملى وانسجام اسلامى نشان مىدهدکه ملت ايران هنوز به خون شهيدان خود پايبند و امت واحده اسلامى هستندو توهين به ساحت مقدس حضرت رسول(ص) طرح حمله به قبله مسلمان “کعبه”، تخريب مسجدالاقصى نشان داد که ا قدامات غرب واستکبار جهانى از پرورش سلمان رشتىها واسلام ستيزان دست بردار نيست. اين اقدامات نه تنها انسجام اسلامى را پراکنده نکرد بلکه يک نوع وحدت و يکدلى اسلامى را در بين مسلمانان به وجود آورد.
-2 بعد اقتصادي: در ابعاد اقتصادى استکبار جهانى در سطح جهان دست به اقداماتى زده است که هدف آن استيلاى اقتصادى است . تشکيل صندوق بينالمللى پولموافقتنامه گات وبعدها سازمان تجارت جهانى و بانک جهانى همه اقداماتى هستندکه غرب در راستاى استيلاى اقتصادى خود انجام داده است.
اقتصادهاى اسلامى که بيشتر در کشورهاى جهان سوم مبتنى بر احکام اسلامى است با ليبراليسم اقتصادى غرب و اقتصاد بازار منافات دارد. به منظورتسلط بر اقتصاد اسلامى غرب يک نوع تحريمهاى مدت دار را بر کشورهاى اسلامى تحميل به منظور فرسايش اقتصاد اسلامى ايران در همان بدو انقلاب دارايىهاى ايران توسط آمريکا در بانکهاى اين کشور بلوکه شد و با جنگ تحميلي8 ساله استکبار در صدد برآمد که به اهداف شوم خود دست يابد. با طرح داماتو وتحريم نفتى ايران اين فشارها به حد زيادى افزايش يافت. با کارشکنىهاى آمريکا هم رابطه ايران با صندوق بينالمللى پول در سال1371 دچار وقفه شد چرا که اين صندوق تحت کنترل ايالات متحده بود.
با شروع مسئله هستهاى ايران وتحت فشار قرار دادن آژانس بينالمللى انرژى اتمى توسط آمريکا مبنى بر فشار بيشتر بر ايران و خارج ساختن موضوعات حقوقى وفنى از دستور کار آژانس ايالات متحده قطعنامههاى 1969 ، 1737 و 1747 را عليه جمهورى اسلامى ايران اعمال نمود و همزمان به اعمال تحريمهاى اقتصادى بويژه عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى اعمال نمود.
نتيجه گيري:
در بررسى و ارزيابى موفقيت يا عدم موفقيت جمهورى اسلامى ايران در قبال استکبار جهانى بايد گفت بر اساس احکام اسلامى ونيز تجربيات استکبار جهانى در کشورهاى جهان سوم مىتوان گفت که استکبار به خودى خود نمىتوانددردل کشورهاى اسلامى وانقلاب اسلامى ايران نفوذ کند . اين امر بستگى به محيط داخلى يک نظام سياسى دارد . هر جا که محيط داخلى يک کشور از اتحاد و انسجام ملى واسلامى بيشترى برخوردار باشد نفوذ استکبار جهانى به حداقل مىرسد.
و هرجا که يک نظام سياسى از اتحادو يکپارچگى کمترى برخوردار باشد ومنافع ملى و مصالحه عاليه يک نظام سياسى جاى خود را به نفع شخصى و حزبى بدهد ظهور و بروز استکبار امرى متحمل و قطعى خواهد بود.در مورد ايران اسلامى هم اين قضيه صدق مىکند و جمهورى اسلامى ايران از اين قاعده مستثنى نيست.
درمورد اينکه تحريمهاى ايالات متحده و استکبار جهانى که با حمايت و لابىگرى اسرائيل انجام مىشود آيا مىتواند بين ملت و دولت در ايران فاصله بيندازد؟ خيلى از پژوهشگران و محققان سياست بينالملل اعتقاد دارند که اعمال تحريمهاى اقتصادى بيشتر بر ايران مىتواند به مانند عراق بين مردم و نظام يا به عبارتى ملت و دولت فاصله بيندازد و هرچه تحريمها بيشتر باشد مردم ايران فشار بيشترى را تحمل خواهند کرد و تحمل فشار بيشتر عملا مردم را در برابر نظام سياسى قرار خواهد داد. اما بايد گفت که همانطور که انقلاب اسلامى ايران انقلابى بىمانند وبىنظير در تئورىهاى انقلاب محسوب مىشود . تحميل فشارهاى اقتصادى هم عواقب و نتايج متفاوتى از عراق يا کشورهاى آمريکاى لاتين را رقم خواهد زد. باورهاى ملى و مذهبى مردم از بستن لولههاى نفت در زمان مصدق تا جنگ تحميلى 8 ساله ومقاومت بىنظير مردم ايران اسلامى نشان مىدهد که تحريمهاى اقتصادى واعمال فشار بيشتر مردم را در برابر نظام قرار نمىدهد. بلکه نفرت و کينه توده ميليونى ملت ايران از گذشته تا کنون از استکبار جهانى پشتوانه تاريخى مستحکمى است که آينده درخشانى را براى مردم ايران ترسيم مىکند. حضور ميليونها مسلمان ايرانى درنهادهاى ملى ومذهبى ايران اسلامى از روز جهانى قدس گرفته تا راهپيمايى ملي22 بهمن نشان مىدهد که مردم همچنان در صحنه و در کنار انقلاب واسلام هستند .