تاريخ :

86/12/14

 ساعت :

11:37:18

سرويس :

 گزارش

شماره مطلب :

I23243

نماينده ولي فقيه در سپاه : مجلسي كه پشتيبان ولايت باشد خواست دشمن نيست

                             

  بصيرت ـ  گزارش     

 

اينكه صحنه انتخابات مي تواند دوقطبي يا چندقطبي باشد، حالا نمي توان قضاوت صريحي را انجام داد و اين امر بستگي به نحوه آرايش جريان هاي سياسي موجود دارد.

 

اشاره


 آنچه كه مي خوانيد گفت وگوي اختصاصي صبح صادق با حجت الاسلام والمسلمين سعيدي نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است. در اين گفت وگو حجت الاسلام والمسلمين سعيدي درباب فضاي فعلي عرصه سياست در آستانه انتخابات، نحوه رقابت گروه هاي سياسي و جريانات فكري و بايسته هاي انتخاب اصلح و وظايف پاسداران و بسيجيان در انتخابات سخن مي گويند.


سردبير


¤ قبل از شروع گفت وگو، از شما براي اينكه در شرايط حاضر كه حساسيت هاي خاص خود را دارد، دعوت ما را پذيرفتيد تا از رهنمودهاي حضرتعالي درباره مسئله انتخابات بهره مند شويم تشكر مي كنم اولين سوال بنده معطوف به اين امر است كه محيط سياسي كه انتخابات در آن برگزار مي شود، از چه شاخصه ها و خصايصي برخوردار است؟


- بسم الله الرحمن الرحيم، عوامل متعددي در اين خصوص اثرگذار هستند كه برخي از آنان جنبه داخلي دارند و برخي جنبه بين المللي و خارجي، درخصوص عوامل داخلي، رقابت ميان جريان هاي سياسي و تفكرات موجود در صحنه سياسي كشور و نحوه آرايش سياسي موثر هست. است مولفه ديگر فضاي نشاط و اميدواري ميان مردم است به ويژه پيروزي در مسئله هسته اي بسيار تاثيرگذار مي باشد. البته اگر احزاب و گروه ها در مسير صحيح حركت كنند، مي توانند اين امر را تقويت كرده و اميد مردم به مشاركت را گسترده تر كنند.


طبيعتا موفقيت دولت و اصولگرايان در عرصه خدمت رساني نيز در ايام باقيمانده تاثيرگذار خواهد بود.


اما از حيث عوامل خارجي؛ مسئله هسته اي يك امر مهم محسوب مي شود و تهديدات دشمن و قطعنامه ها نيز ازجمله عواملي است كه دشمن اميدوار است كه تاثيرگذار عمل كنند، اما با توجه به هوشياري مردم عمليات رواني آنان موثر نخواهد بود بلكه تشديد فشار دشمن، اثر معكوسي خواهد گذاشت.


نكته مهم ديگر رعايت قواعد بازي از سوي احزاب و گروه ها و همچنين نوع آرايش اصولگرايان و توانايي آنها براي ايجاد يك ائتلاف حداكثري است كه قطعا در آرايش نيروهاي متدين و مذهبي تاثيرگذار خواهد بود و موفقيت آنها را هم دوچندان مي كند اما بحث درباب اينكه صحنه انتخابات مي تواند دوقطبي يا چندقطبي باشد، حالا نمي توان قضاوت صريحي را انجام داد و اين امر بستگي به نحوه آرايش جريان هاي سياسي موجود دارد.


البته مردم ما اميد خوبي به روند امور دارند و در22 بهمن ماه هم حضور فعال آنها مويد اين امر بود. براساس گزارش ها 20تا30 درصد نسبت به سال هاي گذشته حضور مردم افزايش داشته كه اين حضور فعال و همراه بانشاط و شادابي، نشان از اميدواري مردم به روند امور دارد.


¤ با توجه به توصيفي كه حضرتعالي راجع به محيط سياسي فعلي انجام داديد، مايلم نظر شما را در باب انتخابات مجلس هشتم بدانيم؟ و اينكه اهميت اين انتخابات در چه ابعادي متبلور است؟


- دموكراسي در غرب مراحل گوناگوني را پشت سر گذاشته، يك دوره به طور مستقيم به آراي مردم رجوع مي كردند كه اين امر منسوخ شد و پس از آن توسط برخي فلاسفه سياسي يك نوع «دموكراسي نمايندگي» مطرح شد تا نمايندگان در تحقق دموكراسي ايفاي نقش كنند. در مرحله بعدي گفتند دموكراسي امري است كه در آن نبايد آرا براساس دين و مذهب باشد، اما در مرحله اي كه ما اكنون قرار داريم كاملا شاهديم كه دموكراسي در حال حركت خلاف جهت منافع بانيان خويش است. در بسياري از كشورها، نظير آمريكاي لاتين، دموكراسي برخلاف ميل استكبار و استعمارگران پيش مي رود. مثلا در افغانستان عليرغم سرمايه گذاري آمريكا و ناتو بازهم 70درصد كرسي ها در دست مجاهدين است يا در تركيه پس از هفتاد سال تفوق لائيك ها، اسلامگرايان قدرت مي گيرند البته در ايران ما از آنجا كه حكومت و نظام ماهيت ديني دارد و 98 درصد ملت ايران، دين اسلام را به عنوان آيين و مكتب الهي و آسماني پذيرفته اند. تحقق اسلاميت نظام الزاماتي دارد، يعني حكومت ديني صرفا يك عقيده نيست و بايد به يك نظام سياسي تبديل شود تا دين مقدس اسلام بتواند همه عرصه هاي زندگي بشر را دربر بگيرد. اين امر چند مرحله دارد؛ مرحله اول آن است كه حاكميت در اختيار رهبري ديني باشد. يعني در راس حكومت يا نبي(ص) يا امام معصوم(ع) يا ولي فقيه حضور داشته باشند، دوم آنكه مقررات آن نظام بايد مقررات اسلامي و شرعي باشد و با قوانين قرآن و سنت منافاتي نداشته باشد. گام اول اين است كه مردم زمينه تحقق حاكميت ولي فقيه را مهيا كنند، گام دوم، آن است كه حمايت كنند كه شاكله نظام شكل بگيرد و آخرالامر در گام سوم، قواي اصلي نظام را به نحوي شكل دهند كه اسلاميت نظام جامه عمل بپوشد.


در يك جامعه دموكراسي قوه مقننه و قوه مجريه، به راي مردم وابسته است.اما اينجا مردم در اسلاميت نظام و جمهوريت آن نقش تعيين كننده اي دارند. يعني آگاهي، هوشياري و دقت مردم در تحقق اسلاميت يا در استحاله آن منشاء اثر است. اين امر در جمهوريت نظام هم به همين وجه خويش را نشان مي دهد. حضور مردم، نماد جمهوريت است. قانون اساسي شكل گيري چهار نهاد را به راي مردم منوط كرده است. ولي اين حضور براي تحقق چه امري است؟ براي شكل دادن به قوايي است كه آنها به اسلاميت نظام هويت ببخشند. بنابراين در طول سه دهه گذشته، همواره هر انتخابي از يك اهميت ويژه اي برخوردار بوده است. چه انتخابات خبرگان و چه انتخابات قواي ديگر. اما در هر زماني يك ويژگي هايي اهميت انتخابات را مضاعف مي كند. مرحله فعلي شرايط و ويژگي هايي دارد كه اهميت انتخابات پيش رو را مضاعف مي كند. يكي از اين عوامل، بحث عملكرد چندساله اصولگرايان است كه در واقع به منصه آزمايش گذاشته شده است و مردم ما در يك فرايند سه مرحله اي از شوراهاي سال81 و بعد هم انتخابات مجلس هفتم و بعد از آن هم انتخابات رياست جمهوري را به سمت متدينين و اصولگرايان و كساني كه به اصول و مباني اي كه حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري روي آنها تاكيد دارند، هدايت كردند. در اين فرايند سه مرحله اي مردم مجموعه اركان نظام را در اختيار افرادي قرار داده اند كه متصف به اوصافي چون؛ دينداري، تدين، تعهد و تقوا و پاكدامني هستند. اكنون هم مجلس شوراي اسلامي و هم دولت فعلي از اين شاخص ها برخوردار است. بنابراين براي تداوم اين امر حضور كساني كه وفادار به اصول و مباني هستند حائز اهميت است. البته بنده بحث جريان سياسي را مطرح نمي كنم و اساسا برداشتي هم از آن ندارم. وقتي مردم به مجموعه اي راي مي دهند كه اينها متصف به اصولگرايي و دينداري و پاكدامني و... هستند. از اين امر نمي توان به عنوان يك جريان سياسي صرف ياد كرد. دوم؛ بحث نقش جريان اپوزيسيون و جريان مقابل اصولگرايان كه اصلاح طلبان باشند موضوعيت دارد. اصلاح طلبان و جريان هاي افراطي در يك دوره 8 ساله اي قدرت را در اختيار داشتند كه در آن دوره اسلاميت نظام به شدت تضعيف شد، ارزش ها و معتقدات مردم و اصول نظام مورد تهاجم قرار گرفت. آن جريان افراطي عملكرد خود را نشان داده اند. آنها به شدت درصدند كه بخشي از مراكز قدرت را در دست بگيرند. از سوي ديگر مسئله سياست بين المللي ما نيز به اهميت انتخابات پيش رو مي افزايد. عملكرد و رويكرد تهاجمي دولت در عرصه بين المللي و مسائل هسته اي و اساسا تقابل با روحيه استكبارگري آمريكا و اسرائيل به تغيير وضعيت از حالت «انفعال» به «تهاجم» و از «پاسخگويي» به «پرسشگري» منجر شد. از اين جهت ما نقش بسيار فعالي را در عرصه بين المللي كسب كرديم. محبوبيت نظام ما و رهبران ما در ذهن ملت هاي مسلمان ناشي از همين روحيه شجاعت و تهاجمي است كه ملت ايران به خود گرفته است. اين امر كاملا برخلاف رويكرد انفعالي در دوره هاي پيشين است.


مسئله مهم ديگر به نظر بنده، نوع گرايش مثبت جهان اسلام به ايران عزيز است. عليرغم همه توطئه هايي كه آمريكايي ها به عمل آوردند تا يك «ايران- تهديدي» را جا بيندازند و به كشورهاي همسايه و عرب بقبولانند كه ايران تهديدي براي شما است.اما خوشبختانه هم سران كشورهاي عربي اين امر را نپذيرفتند و هم ملل مسلمان اين توطئه را پس زدند. اكنون نظرسنجي ها و ارزيابي ها نشان مي دهد كه ملت هاي مسلمان در كشورهاي اسلامي، نسبت به ايران يك علاقه و محبت خاصي را ابراز مي كنند و قدرت و عزت ايران را از آن خود مي دادند. اين مقوله، در اهميت اين انتخابات تاثيرگذار خواهد بود. ملل مسلمان و مستضعفي كه چشم اميدشان به ملت ايران است و قطعا برايشان مهم است كه در ايران چه مجلسي تشكيل مي شود و آيا اين مجلس، روحيه تهاجمي و روحيه پرسشگري و اتكا به درون و استقلال سياسي، امنيتي، نظامي و... را تقويت مي كند يا به سمت گرايشات غرب مآبانه حركت مي كند. پس از يك سو ملت هاي مسلمان و دولت هاي انقلابي چشم اميدشان به ما است كه مجلسي قوي داشته باشيم كه تركيبش از عناصر شجاع و ديندار، پاكدست و خدمتگزار و وفادار به اصول و مباني انقلاب باشد يا مجلسي جنجالي و چندبانده كه بدون هويت روشن و شفاف است.


بنابراين بديهي است كه اين عوامل اهميت مجلس را بالا برده است و همه منتظرند كه ببينند كه ملت عزيز و شريف ايران در اين عرصه، امور را چگونه رقم خواهد زد كه اميدواريم با عنايت باريتعالي مانند چند دوره گذشته، ملت آنچنان حركت كند كه مصالح انقلاب و نظام در حداكثر خود رعايت شود. ان شاءالله.


¤ سوال ديگر مرتبط با قضيه مهم شناسايي كانديداي اصلح است. به نظر شما توجه به چه اموري راي دهندگان را در انتخابات اصلح ياري مي كند؟


ببينيد دو عنصر مهم همواره در ذهن مردم ما تجلي بخش بوده است و به عبارت ديگر مردم ما همواره دو خواسته مهم را از دولت مردان و مجلسيان داشته اند. خواسته اول آن است كه مسئوليت همواره به اسلام توجه داشته باشند و ارزش هاي ديني را محترم شمارند و فرهنگ ديني را تقويت كنند. دوم؛ توسعه اقتصادي به شكل متوازن، توسعه عدالت اجتماعي و تامين نيازهاي مردم بايد در اولويت كاري آنان باشد.


دولت مردان و نمايندگان بايد اين دو خواسته را مدنظر قرار دهند و كانديداها نيز بايد به اين دو مسئله مهم توجه نشان دهند. مردم نيز بايد توجه داشته باشند كه طي 30-20 سال گذشته افراد نوعا مواضعشان مشخص شده است. كسي كه بنا است وارد مجلس شود، قطعا سوابقي دارد و عملكردي هم از خود به جاي گذاشته است. با توجه به اين مطالب درك اين امر كه فرد دو خصوصيتي كه ذكر شد را دارا است يا نه، كار چندان مشكلي نيست.


مقام معظم رهبري نيز در ديدار با مردم آذربايجان شرقي فرمودند كه مردم بايد ببينند شاخص هاي مطلوب در كانديداها هست يا خير؟ كه اين امر از جهات گوناگوني قابل بررسي است. البته به نظر بنده ميان شوراي نگهبان و شهروندان جمهوري اسلامي چهار فرق اساسي وجود دارد. اين امر را از اين منظر عرض مي كنم كه برخي ها مي گويند، هر كه را شوراي نگهبان تاييد كرد، قابل راي دادن است. بديهي است كه اينچنين نيست. حوزه وظايف شوراي نگهبان با تكاليف يك شهروند كاملا متفاوت است. فرق اول اين است كه شوراي نگهبان به دنبال «صالح» است اما شهروند بايد در جستجوي «اصلح» باشد. يعني هر فردي را كه شوراي نگهبان تاييد كند دلالت بر اصلح بودن او نيست. دوم آنكه؛ شوراي نگهبان در چارچوب قوانين بايد نظر دهد، اما شهروندان بايد در پي احراز صلاحيت واقعي باشند. پس ميان احراز صلاحيت و حركت در چارچوب قانون تفاوت است.


فرق ديگر، آن است كه شوراي نگهبان بايد در برابر كانديداها پاسخگو باشد. يعني اگر شهروندي براي ردصلاحيت خود دليل خواست حداقل بايد به شخص ردصلاحيت شده ابلاغ شود كه چرا رد شده است. اما هيچ شهروندي در قبال نمايندگان پاسخگو نيست. چرا كه راي مخفي است و او نمي تواند بگويد كه چرا به من راي نداده اي. بدين سان، محذوريت قانوني كه شوراي نگهبان دارد شهروندان ندارند.


مسئله چهارم اما اين است كه شوراي نگهبان در برابر حجم انبوهي از كانديداها قرار دارد، آن هم با زمان كم. اما شهروندان در برابر حجم كمي از كانديداها قرار دارند با زمان زياد. لذا فرصت براي رسيدن به كانديداهاي مطلوب، وجود دارد و در عين حال مردم بايد وسواس به خرج دهند چرا كه انتخاب نماينده مجلس، از انتخاب هر نوع كارشناسي مهم تر است. انسان براي امور شخصي خود دقت مي كند تا انتخاب، انتخاب خوبي باشد. انتخابات مجلس از هر نوع انتخابي بيشتر اهميت دارد و بايد مردم وسواس به خرج دهند و دقت بيشتري كنند تا مصالح انقلاب و نظام به حد اكمل رعايت شود.


¤ اكنون در موضوع انتخابات ما چه نكات مهمي نهفته است كه اينچنين توجه دشمنان را به خود جلب كرده است؟


- به طور طبيعي مردم در جابه جايي قدرت و احزاب و گروه ها نقش بنياديني را ايفا مي كنند و اساسا در شاكله قواي مقننه و مجريه تاثيرگزار هستند. از سوي ديگر احزاب و گروه ها و تفكرات گوناگون هم در انتخابات واجد اثر هستند كه طبيعتا انتخابات به مثابه صحنه رقابت جريانات فكري و احزاب بروز مي كند. البته ما در ايران خيلي احزاب باسابقه و ريشه دار نداريم، اما رقابت تفكرات و جريان هاي فكري را شاهد هستيم. در تاريخ صد ساله اخير ايران ما پنج جريان فكري را شاهد هستيم؛ يك جريان فكري ديني كه شاخص هاي خود را دارد و بايد مردم متدين به دنبال طرفداران جريان تفكر ناب ديني باشند.


مرحوم سيدجمال الدين اسدآبادي، اقبال لاهوري و آيت الله بروجردي، در گذشته در پي احياي تفكر ديني بودند و بازگشت به حاكميت ديني و دين را پي مي گرفتند، كه نقش اين حركت را در جنبش تنباكو، نهضت مشروطيت و نهضت ملي ايران با محوريت روحانيت مشاهده مي كنيم. اما در عصر ما، امام خميني ميراث همه مناديان تفكر ديني را جامه عمل پوشيد و دين در عرصه حاكميت حضور يافت اين تفكر شاخصه هاي مرتبط با خود را دارد كه در سخنان مقام معظم رهبري در جمع مردم تبريز نيز آشكار است. اين شاخص ها عبارتند از: عينيت دين با سياست، بديهي است اگر كسي رابطه دين و سياست را حقيقي نمي داند نمي تواند عهده دار نمايندگي مجلس شود يا فرد و حزبي كه مي گويد اسلام نظام سياسي- اقتصادي ندارد، آيا مي تواند در عرصه انتخابات حضور يابد؟ البته مي توانند شركت كنند، اما بحث من مرتبط با شهروندان است كه آيا اگر به چنين كساني راي دهند مصالح اسلام رعايت مي شود؟ يا كسي كه مبناي مشروعيت ولايت را از اراده مردم مي داند، مي تواند در مجلس از اسلام حمايت كند. در نظر حضرت امام(ره) مشروعيت ولايت فقيه منشاء الهي دارد نه مردمي و امام نقش مردم را فعليت بخشيدن به نظام ديني مي دانستند. جريان فكري دوم ليبراليسم بود كه مهم ترين شاخصه آن «سكولاريسم» است كه به تفكيك دين از حوزه سياست نظر داد. اين تفكر در تاريخ معاصر ما حضور داشته و انديشه دين منهاي مرجعيت و روحانيت و نظام منهاي شوراي نگهبان نيز از تبعات آن است.


سومين تفكر، تفكر ملي گرايانه است يعني قرار دادن مليت به جاي دين و مذهب اين تفكر با اسلام ناسازگار است و آنجايي خود را نشان مي دهد كه مليت كاملا به جاي مذهب قرار گيرد والا در مذهب «حب الوطن» جايگاه خاصي دارد و اگر ما اصالت را به دين بدهيم هويت اصلي ملت را منبعث از دين بدانيم. آنگاه «حب الوطن من الايمان» جايگاه پيدا مي كند.


تفكر چهارم، تفكر ماترياليستي و ماده گرايانه است كه ماده را به جاي «الله» قرار مي دهد و بر نفي توحيد و ردكردن منابع وحي استوار است.


پنجمين تكفر تفكر التقاطي است كه از تلفيق آموزه هاي ديني با آموزه هايي از ناسيوناليسم، ليبراليسم و ماترياليسم شكل مي گيرد و اصلي ترين مصداق آن مشي و مرام، گروهك منافقين بود كه با حفظ اعتقاد توحيدي آن را با نظام سوسياليستي ادغام مي كرد و هر جريان فكري كه شاخصه هاي تفكر ناب ديني را نداشته باشد به نوعي التقاطي خواهد بود.


نتيجه اي كه بنده از اين سخنان مي خواهم بگيرم اين است كه در تاريخ معاصر حدود 280 حزب شناسنامه دار وجود داشته كه همگي نشأت گرفته از اين 5 جريان فكري هستند. حال براي مردم مهم است كه بدانند هر حزب يا گروه يا فردي كه در عرصه انتخابات حاضر شد در اين 5 نحله فكري جانب كدام را مي گيرد؟ برخي از جريان هاي امروز تفكرات التقاطي دارند و بديهي است با حضور در مجلس مي توانند به ساختارشكني يا هنجارشكني و حوادث گذشته را تكرار كنند.


در شرايط حاضر ما بدون آنكه زيربار قراردادهاي استعماري برويم، صرفا در چارچوب پروتكل توانسته ايم خواسته هاي هسته اي خود را عملياتي كنيم و استقلال نظامي ما هم با جهش بالايي كه داشتيم، حفظ و تقويت شده است. با اين وصف دشمن به دنبال حضور جريان هايي در مجلس است كه بتواند با حضور آنها جلوي اين رشد را بگيرد. لذا اين مهم ايجاب مي كند كه مردم به سمت شكل دادن مجلسي بروند كه اميد دشمن را قطع كند. دشمن به دنبال يك مجلس جنجالي، ضعيف و چندقطبي است كه اصلا وكلاي آن قادر به تصميم گيري نباشند و در هر مرحله اي از تصويب قوانين با اختلاف و بحث فزاينده به تصميم واحد نرسند. مجلسي كه پشتيبان ولايت باشد خواست دشمن نيست بنابراين مردم بايد براي مايوس كردن دشمن طوري عمل كنند كه مجلس بتواند روند رو به رشد فعلي را ادامه دهد.


¤ چنانچه انتخابات پيش رو براساس ويژگي هايي كه شما به آن اشاره كرديد، برگزار شود و مجلس برآمده از انتخاب مردم به لحاظ اكثريت مطابق با فرمايشات شما باشد، اين امر چه تاثيري در موقعيت بين المللي جمهوري اسلامي ايران خواهد گذاشت؟


در باب سوال شما، بايد بگويم، اگر ان شاءالله مجلسي داشته باشيم كه اكثريت قريب به اتفاق آن از عناصر شجاع، متدين، انقلابي و وفادار واقعي به خط امام(ره)- نه اهل برداشت گزينشي از خط امام(ره) باشند- پيرو واقعي ولي فقيه و مقاوم در برابر تهديدات باشند، چنين مجلسي قطعا در قوه مجريه بعدي تاثير قوي و آشكاري خواهد داشت چرا كه قوه مجريه عامل مهمي است براي اقتدار و پيشبرد اهداف نظام و ادامه اين سياست تهاجمي در برخورد با دشمنان. اگر چنين شد تاثيرات مهمي حادث مي شود؛ اول آنكه روند عزت و اقتدار ايران ادامه مي يابد و در عرصه هايي مانند نظامي، علمي، پزشكي و... گام هاي بلندتري را برخواهيم داشت و استقلال ما در همه عرصه ها تضمين خواهد شد و از همه مهم تر، مسئله هسته اي قطعا به يك مرحله كاملا روشني خواهد رسيد.


از سوي ديگر، پشتيباني بسيار خوبي را كه در عرصه جهان اسلام و ملل مسلمان اكنون داريم، بسيار بيشتر خواهد شد.


كشورهاي آزاديخواه آفريقا و آمريكاي لاتين نيز در پرتو اقتدار نظام اسلامي و چنين مجلسي ارتباط خود را با ما در جهت مقابله با توطئه ها و تهديدات آمريكا افزايش خواهند داد و در يك كلام، رشد و بالندگي «اسلام انقلابي» در «مجلسي انقلابي» متجلي خواهد شد. اگر يك مجلسي انقلابي و ولايتمدار داشته باشيم، تضمين كننده روند گرايش به اسلام در خاورميانه و سطح منطقه خواهد بود. ان شاءالله.


¤ سوال ديگري كه قابليت طرح دارد اين است كه مخالفين با طرح چه مسائلي در پي مخدوش كردن انتخابات هستند؟


- از دشمن انتظاري جز نيت سوء نمي توان داشت. دشمنان ما و رسانه ها و حركت هاي ژورناليستي در طول اين سه دهه اخير، حجم انبوهي از جنگ رواني را عليه ملت ما به راه انداخته اند تا انتخابات را مخدوش كنند يا زمينه سازي كنند كه مردم شركت نكنند يا اگر شركت كردند اصل انتخابات را مورد هجمه قرار دهند. آنان تا به حال از هيچ حركتي فروگذار نكرده اند اما مردم ما درس آنها را خوانده اند و توجهي به سخنان پوچ آنان ندارند. اما آنچه كه مهم است، اين است كه در عرصه داخلي واقعا انتظار نيست كه جرياناتي كه دل در گرو انقلاب و نظام دارند، يك «آتش تهيه اي» را برپا كنند تا اگر يك روزي راي نياوردند، بتوانند يك سري تحليل غلط را ارائه دهند في المثل، طرح نگراني از سلامت انتخابات، يكي از موضعگيري ها واقعا بي ربط و ناصحيح است. آن هم در حالي كه وزارت كشور و دستگاه هاي مختلف، هماهنگي لازم را با يكديگر دارند و دقت فوق العاده اي را در باب انتخابات اعمال مي كنند، اما باز هم برخي عناصري كه مدعي خط امامي بودن هستند و مدعي آن هستند كه ما در درون نظام و جزء خودي ها هستيم، حرف هايي را مي زنند كه جاي تعجب دارد. البته از نهضت آزادي و امثالهم ما انتظاري بيش از اين نداريم كه حتي از خارج هم درخواست نظارت بر انتخابات داشته باشند!! واقعا افراد بايد خيلي دور از انصاف و حميت ايراني باشند كه چنين سخناني را بر زبان بياورند.


در بحث احراز صلاحيت ها هم كه جنجال عجيبي به راه انداختند و در واقع قضاوت ناصحيح و حكم باطل را جلوه دادند، آن هم در حالي كه ما شاهديم شوراي نگهبان نسبت به هيأت هاي اجرايي به مراتب دايره را وسيع تر مي كند چرا كه هيات هاي اجرايي افراد زيادي را احراز صلاحيت نكردند و يا ردصلاحيت كردند كه شوراي نگهبان تا حد قابل توجهي در حال جبران اين امر است. اما بازهم برخي از ايجاد جنگ رواني دست برنمي دارند.


به طور طبيعي تا مادامي كه بررسي صلاحيت ها به پايان نرسيده اين مسائل ادامه دارد و وقتي كه اين امر به پايان برسد، باز هم برخي وارد فازهاي ديگري مي شوند و منافع خود را در ايجاد جنگ رواني التهاب در جامعه مي جويند. بهتر است اين افراد از گذشته عبرت بگيرند. از روزنامه هايي كه در درون جمهوري اسلامي در حال فعاليت هستند دامن زدن به اين مسائل جاي تعجب دارد. آنچه كه براي ما اهميت دارد، اين است كه مردم بايد هوشياري خود را حفظ كنند و توجه به اين جريان سازي ها ننمايند.


¤ سوال آخر اينكه به نظر شما اصلي ترين وظيفه پاسداران و بسيجيان در انتخابات پيش رو ، چيست؟


- آنچه كه درباب نقش پاسداران و بسيجيان عرض مي كنم، بايدها و نبايدهايي است كه عزيزان ما بايد مدنظر قراردهند. توصيه ام به دوستان سپاه و بسيج اين است كه مشاركت فعال داشته باشند و با همه توان، خود و خانواده شان حضور فعالي را در عرصه داشته باشند. دوم آنكه تلاش كنند رايشان هدفمند باشد. يك راي ارزش بالايي دارد و مبادا كه هدر برود. براي تامين راي هدفمند بايد يك بررسي هوشمندانه اي را سامان دهند و تحقيق لازم را به عمل آورند و ملاك و معيارشان سخنان رهبر معظم انقلاب باشد كه همواره ايشان ما را هدايت فرموده اند به سمت عناصر متدين، انقلابي، ولايتمدار و كساني كه به صورت واقعي دل در گروه خط امام دارند و پايبند به اصول و مباني هستند كه امام(ره) پايه گذار آنها بود. افراد پاكدستي كه در برابر جيفه دنيا متزلزل نشوند و در برابر دشمن هم مرعوب نشوند، براي رسيدن به اين شاخص ها يا بايد خودشان به صورت مباشر پيگيري كنند يا از افرادي كه مورد اعتمادشان هست، سوال كنند و يا به تشكل هايي تكيه كنند كه به آنها اعتماد دارند. پس در درجه اول «مشاركت فعال» و در مرحله دوم «راي هدفمند» كه راه كارهاي نيل به آن مشخص است و به قول معروف «اشتغال يقيني»برائت يقييني مي خواهد، وقتي ذمه انسان بر يك امر وجوبي مشغول شد، خروج از اين امر وجوبي و بري الذمه شدن او مستلزم انجام درست آن عمل است. اين امر مانند احرام مي ماند كه اگر كسي محرم شد بايد عمل احرام را صحيح انجام دهد تا از حالت احرام خارج شود. والا محرم است.


اما نبايدها، همان نكاتي است كه حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري ما را از آنها منع كرده اند. ما نبايد به سمت حمايت از يك ليست يا يك فرد برويم يا از يك حزبي حمايت كنيم يا از يك سازمان و تشكل سياسي اي اعلام هواداري كنيم. اين امور جز مناطق ممنوعه است و دوستان بايد مراقبت كنند تا وارد اين حوزه ها نشوند و سپاه و بسيج بي جا هزينه نشود. سپاه و بسيج براي كل انقلاب و نظام معنا دارد و نبايد ما موردي اين سرمايه را هزينه كنيم تا خلاف تدبير عمل شود. اما آنچه كه مهم است، اين است كه بين وظيفه تكليفي و وظيفه ممنوعه خلط نشود. صورت صحيح اين است كه ما از ورود در احزاب و گروه ها پرهيز كنيم و احزاب و گروه ها هم نبايد منافع خود را در سپاه و بسيج بجويند، اما در پاسداري از انقلاب نيز ما حد و مرز نخواهيم شناخت. امام (ره) همانطور كه فرمودند سپاه نبايد وارد دسته بندي هاي حزبي و گروهي شوند، در عين حال فرموده اند كه من زنده باشم يا نباشم نگذاريد كه انقلاب دست نامحرمان و نااهلان بيفتد. براي جمع بين اين دو، بايد دقت كنيم كه در احزاب و گروه ها وارد نشويم، اما در دفاع از انقلاب و پاسداراي از آن هم حد و مرزي نشناسيم و هر كجا كه زمنيه حفظ انقلاب هست، ولو با دادن يك راي درست به يك نماينده، از اداي وظيفه دريغ نكنيم و وظيفه انقلابي خود را به صحيح ترين وجه انجام دهيم.

صبح صادق شماره 342


نظر شما :

نام و نام خانوادگي :
پست الكترونيك :
متن :