تبيين رهنمودها- بايگاني
ساعت   
جمعه 29 ارديبهشت 1391
الجمعة 26 جمادى الثانية 1433
Friday 18 May 2012

جستجو :  

 

 

 
  سال سوم - شماره ۱۰۶ - شنبه بيست و دوم اسفندماه ۱۳۸۸ زمان بارگذاري (۱۳:۵۰)
 
 

بيانات مقام معظم رهبری در ديدار مسئولان نظام و قشرهاي مختلف مردم

- تاریخ:13/12/88

مناسبت: سالروز ولادت پیامبر مکرم اسلام(ص)

محورهای مهم بیانات رهبری در این دیدار:

اگر در دنيا نامى از شرافتهاى انسانى، فضيلتهاى اخلاقى و برجستگى‌هاى وجود انسان ديده مي شود، به خاطر وجود مبارك پیامبر اعظم(ص) است؛

نیاز شدید امروز امت اسلامی: بازتولید حقایق اسلامی؛

برگشت به اسلام و محور قرار دادن تعاليم رسول مكرم اسلام عامل جبران عقب ماندگی دنیای اسلام؛

بيشترين تكيه‌ امروزی دشمنان بر روى ايجاد اختلاف و تفرقه؛

تلاش تحلیلگران آمریکایی و انگلیسی بر مطالعه جهت جدا سازی اسلام سنی از اسلام شیعی؛

هدف دشمن از اختلاف افکنی میان مسلمانان: غافل شدن مسلمانان از موضوعات اصلی جهان اسلام؛

اتفاق نظر همه مذاهب اسلامی بر وجوب دفاع از فلسطین؛

از نظر ملت ایران دفاع از فلسطین یک واجب شرعی است.

 

 

تبيين مدیریت رهبر معظم انقلاب اسلامي

در حوادث قبل و بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري

 

مروري بر حوادث و تحولات سه دهه اخير به خوبي نقش و جايگاه رهبري الهي را در مديريت بحرانها نشان مي دهد. در دهه اول انقلاب اسلامي بحرانهايي چون کودتاي نظامي، تحرکات تجزيه طلبانه، ترورهاي کور منافقانه، نفوذ ضدانقلاب در صفوف مسئولين نظام اسلامي، تجاوز نظامي و جنگ تحميلي، از جمله حوادثي بود که هر يک از آنها به تنهايي براي سرنگوني انقلاب کافي بود.اما آنچه در عمل موجب شکست اين اقدامات براندازانه شد، هوشياری و مديريت حضرت امام(ره)، و اعتماد و همراهي ملت با امام راحل بود.

در دهه دوم و سوم انقلاب دشمنان ديرينه اسلام و انقلاب سناريوهاي مختلفي را براي براندازي و ضربه زدن به نظام اسلامي طراحي نمودند که يکي پس از ديگري با تدبير و درايت رهبر معظم انقلاب اسلامي و همراهي و پشتيباني مسئولين و ملت حزب الله ناکام ماند.

آخرين سناريوي براندازي و ضربه زدن به نظام اسلامي سناريوي کودتاي مخملين بود که در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري در دستورکار دشمنان انقلاب و دنباله های داخلی آنها قرار گرفت.

اما همانگونه که همیشه رهبری اسلامی با مدیریت ولائی خود جامعه را از فتنه ها نجات داده است در این فتنه ی عمیق وکم سابقه هم، مدیریت اسلامی رهبر معظم انقلاب سبب شد تا نه تنها طرح های دشمنان نقش برآب شود؛ بلکه این تهدید پیچیده تبدیل به فرصت شود. هرچند تحلیل جامع چگونگی مدیریت معظم له در خنثی کردن این فتنه نیازمند تألیفات بیشتری است؛ اما سعی می شود در این نوشتار به محورهای اساسی مدیریت ایشان اشاره شود.

 رهبر معظم انقلاب اسلامي از ابتداي آغاز فعاليتهاي انتخاباتي در نيمه دوم سال 1387 با تيزبيني و دورانديشي ملت را نسبت به شرایط پیش رو آگاه نموده و رهنمودهایی را هم برای چگونگی برخورد با مسائل احتمالی بیان فرمودند:

 

الف- رهنمودهاي رهبري پيش از انتخابات

1- تبيين ابعاد انتخابات در ايران

يکي از مسائل مهمي که حکيم فرزانه انقلاب اسلامي در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري به طور خاص از ابتداي سال 1388 بدان همت گماشتند، تبيين ابعاد مختلف انتخابات در اسلام و در نظام مردم سالاري ديني بود. معظم له ابعاد مختلف اين مساله را همانطور که پيش از اين نيز تبيين کرده بود، برشمردند تا جايگاه ممتاز مردم در نظام و حکومت اسلامي آشکار شود. برخي از مهمترين آنها عبارتند از:

1-1- انتخابات در كشور ما يك حركت نمايشي نيست.1

2-1- مردم‏سالاري، عامل پايداري ملت ايران است.2

 

2- تبيين سناريوي دشمن

حوزه تبييني ديگري که رهبر معظم انقلاب اسلامي در آستانه انتخابات بدان پرداختند، تبيين و تحليل سناريوها و اهداف دشمن در انتخابات پيش رو بود. معظم له در سخنراني هاي متعدد در اين زمينه نکات مهمی را در مورد اهداف دشمن در انتخابات فرمودند. از دیدگاه ایشان دشمن سه هدف مرحله ای را دنبال می کند:

1-2- تعطيل شدن انتخابات؛3

2- 2- انتخابات سبك و سرد برگزار بشود؛4

3-2- زير سوال بردن سلامت انتخابات: يکي از مسائل مهمي که توسط دشمنان انقلاب اسلامي در دستورکار قرار گرفته بود، مساله القاء تقلب در انتخابات بود. ستاد کودتا که طرح ادعاي تقلب را در صورت شکست در انتخابات در دستورکار داشت، از مدتها قبل تلاش نمود تا زمينه هاي پذيرش افکار عمومي را در اين زمينه فراهم کند. تشکيل کميته صيانت از آراء نيز در قالب همين توطئه قابل تحليل مي باشد. لذا رهبر معظم انقلاب اسلامي به طور جد از همان ابتدا در برابر اين توطئه و جنگ رواني ايستادند و ملت را نسبت به اين مساله هوشيار نمودند:

«انتخابات به فضل الهي و به حول و قوه‏ي الهي انتخابات سالمي است. من مي‏بينم بعضي‏ها در انتخاباتي كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع كرده‏اند به خدشه كردن. اين چه منطقي است؟ اين چه فكري است؟ اين چه انصافي است؟ اين همه انتخابات در طول اين سي سال انجام گرفته است - در حدود سي انتخابات - مسئولان وقت در هر دوره‏اي رسماً متعهد شده‏اند و صحت انتخابات را تضمين كرده‏اند، و انتخابات صحيح بوده است؛ چرا بيخود خدشه مي‌كنند، مردم را متزلزل مي‌كنند، ترديد ايجاد مي‌كنند؟ كه البته در ذهن مردم عزيز ما با اين حرفها ترديد ايجاد نخواهد شد.» 5

ایشان همچنین با تأکید بیشتری خطاب به برخی نخبگان فرمودند:

«يكي از دشمني‏ها همين است كه اين پديده‏ي باارزشِ تأثير حضور مردم و نقش‏آفريني مردم در اداره‏ي كشور و مديريت كشور را در تبليغات خودشان نفي كنند يا نديده بگيرند يا انكار كنند. بارها و بارها در اظهارات صريحشان، در اظهارات كنايه‏آميزشان، در انتخابات كشورمان خدشه كردند. نه؛ انتخابات كشور ما از انتخابات اكثر اين كشورهاي مدعي دمكراسي، هم آزادتر است، هم پرشورتر است، هم انگيزه‏ي مردم در اين انتخابات بيشتر است. انتخابات پرشور، انتخابات خوب، سالم. دشمن خدشه مي‌كند. از دشمن انتظاري هم جز دشمني نيست؛ چه انتظاري هست؟ بي‏توقعي از دوستان است. بي‏توقعي از كساني است كه جزو اين ملتند؛ واقعيات را دارند مي‏بينند؛ مي‏بينند كه اين انتخابات چگونه سالم و متقن انجام مي‌گيرد، در عين حال، همان حرفي را كه دشمن مي‌زند، اينها هم مي‌زنند! من انتظارم اين است: كساني كه با ملت ايرانند، جزو ملت ايرانند، توقع دارند ملت ايران به آنها توجه كنند، اينها ديگر عليه ملت ايران حرف نزنند و انتخابات ملت ايران را زير سؤال نبرند. مرتب تكرار نكنند كه آقا اين انتخابات سالم نيست؛ انتخابات، انتخابات نيست. چرا دروغ مي‌گويند؟ چرا بي‏انصافي مي‌كنند؟ چرا خلاف واقع مي‌گويند؟ چرا اين همه زحماتي را كه اين ملت و مسئولين در طول اين سالهاي متمادي متحمل شدند، نديده مي‌گيرند؟ چرا؟ چرا ناسپاسي مي‌كنند؟ انتخابات در دوره‏هاي گذشته سالم بوده. در مواردي كه شبهاتي پيش مي‏آمد، ما فرستاديم تحقيق كردند، دنبال كردند. در يكي از مجالس گذشته شايعاتي پيدا شد، بعضي‏ها دلائلي آوردند، حرفهايي زدند كه انتخابات ناسالم است؛ توقع داشتند كه در برخي از شهرهاي مهم از جمله تهران، انتخابات ابطال شود. ما افراد وارد و مطلعي را فرستاديم تحقيق كردند، مطالعه كردند؛ ديدند نه، خدشه در انتخابات نيست. در بين هزارها صندوق ممكن است در دو تا، پنج تا صندوق خدشه‏هايي به وجود بيايد. اين، انتخابات را خراب نمي‌كند. اين هم مال بعضي از اوقات بوده است....»6

4-2- مخدوش كردن چهره‏ي انتخابات: با آغاز مناظرات تلويزيوني، رقابت انتخاباتي وارد مرحله جديدي شد و در 13/3/88 جنجالي ترين مناظره بين دو رقيب اصلي (احمدي نژاد و موسوي) برگزار شد که نقش تعيين کننده‌اي در نتيجه انتخابات داشت. فرداي اين مناظره، رهبر معظم انقلاب اسلامي در صحن مطهر حضرت امام(ره) به ايراد سخن پرداختند و خطاب به حضار فرمودند: «از دو سه ماه قبل از اين، راديوهاي بيگانه شروع كردند به بدنام كردن و مخدوش كردن چهره‏ي انتخابات در كشورمان، براي بدبين كردن مردم.

- گاهي گفتند: اين انتخابات نيست، انتصابات است.

- گاهي گفتند: اين يك بازي كنترل شده‏ي درون حكومت است؛ گفتند: اين كانديداها خودشان دارند بازي مي‌كنند؛ نامزدهاي مختلف كه مي‏بينيد با هم اختلاف نظر دارند، اينها همه ظاهرسازي است، بازي است.

- گاهي گفتند: در انتخابات قطعاً تقلب انجام خواهد گرفت؛

مقصود از همه‏ي اين تخريبها يك چيز است و او اينكه مي‌خواهند ملت در انتخابات، مشاركت قوي و نماياني نكند؛ اين را مي‌خواهند.

- واي به حال آن كساني كه نادانسته، از روي غفلت، همان حرف آنها را تكرار كنند و همان مقصود آنها را در داخل تحقق ببخشند.»7

 

3- پاسخ به شبهات

در اين بين سوالات و شبهاتي نيز پيرامون مواضع و عملکرد رهبر معظم انقلاب اسلامي توسط دشمنان و معاندين و در جهت تشويش اذهان عمومي در سطح جامعه القاء می شد که     معظم له برای خنثی شدن شبهات به تبيين و پاسخگويي آنها پرداختند. به نمونه هايي از آن اشاره مي شود:

1-3- رأي رهبري مخفي است: «درباره‏ي موضع رهبري در مورد انتخابات، گمانه‏زني و شايعه و اينها هميشه بوده و خواهد بود. بنده يك رأي دارم، آن را در صندوق مي‏اندازم. به يك نفري رأي خواهم داد، به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت كه به كي رأي بدهيد، به كي رأي ندهيد؛ اين تشخيص خود مردم است». 8

2-3- حمايت از دولت به منزله حمايت از رئيس جمهور در انتخابات نيست: «بنده گاهي از دولت حمايت مي‌كنم، دفاع مي‌كنم؛ بعضي سعي مي‌كنند براي اين كار معناي نادرستي جعل و ابداع كنند. نه، من از دولتها هميشه دفاع مي‌كنم؛ منتها اگر دولتي بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانه‏اي مي‌شود، بيشتر دفاع مي‌كنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من مي‌گويم بايد منصف باشيم. رفتارها را نگاه كنيم؛ اين ربطي به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بي‏انصافي است. حمايت كردن از خدمتگزاران در كشور، وظيفه‏اي است كه هم من دارم، هم همه دارند؛ اين مربوط به اعلام موضع انتخاباتي نيست. بنده از هر حركت خوبي، از هر اقدام خوبي، از هر پيشرفتي، از هر خدمتي به مردم، از هر دلجوئي‏اي از محرومين، از هر ايستادگي‏اي در مقابل ظلم و استكبار استقبال مي‌كنم و از آن كسي كه اين كار را كرده است، تشكر و سپاسگزاري مي‌كنم؛ هر دولتي باشد، هر شخصي باشد؛ اين وظيفه‏ي من است.»9

 

4- توصيه به نامزدهاي انتخاباتي و جريانهاي سياسي

رهبر معظم انقلاب همانند سنت همیشگی و از باب امر به معروف و نهی از منکر توصیه های مهمی را به نامزدها انتخاباتی داشتند تا لوازم برگزاری یک انتخابات سالم فراهم و حجت بر همگان تمام شود. ایشان خطاب به نامزدها فرمودند:

1-4- انتخابات ابزاري براي قدرت‏طلبي نيست. 10

2-4- مبادا نامزدها در اثناي فعاليتهاي انتخاباتي خودشان جوري رفتار كنند و حرفي بزنند كه دشمن را به طمع بيندازند. 11

3-4- رقابتها را منصفانه كنند، حرفها را منصفانه كنند، از جاده‏ي انصاف خارج نشوند. 12

4-4- با انصاف عمل كنند. 13

5-4- اثبات و نفي‏تان با توجه به حق و صدق باشد. 14

6-4- اذهان عمومي را تخريب نكنند: «اين همه نسبت خلاف دادن به اين و آن، تخريب كننده‏ي اذهان مردم است؛ واقعيت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده كه از همه‏ي اين آقايان اوضاع كشور را بيشتر مي‌دانم و بهتر خبر دارم، مي‌دانم كه بسياري از اين مطالبي كه بعنوان انتقاد درباره‏ي وضع كشور و وضع اقتصاد و اينها مي‌گويند، خلاف واقع است؛ اشتباه مي‌كنند. ان‏شاءاللَّه اشتباه است» 15

7-4- مراقبت از تبليغات خياباني: «مواظب باشيد، مراقب باشيد كه اين علاقه‏مندي‏ها به اصطكاك نينجامد؛ به اغتشاش نينجامد. شما داريد براي عقيده‏ي خودتان، براي ايمان خودتان تلاش مي‌كنيد؛ نگذاريد دشمنِ اين ايمان، دشمنِ اين آرمان از شما سوء استفاده كند. من شنيدم و اطلاع پيدا كردم كه در خيابانها بعضي از جوانان طرفداران نامزدها ميروند - حالا من درباره‏ي اين رفتن تو خيابانها حرفي نمي‌زنم - اما مؤكداً مي‌گويم: مبادا اين خيابان‏گردي‏ها به مقابله، به مجادله، به درگيري بينجامد؛ مواظب باشيد. اگر كسي ديديد كه اصرار بر اغتشاش و درگيري دارد، بدانيد او يا خائن است، يا بسيار غافل است.» 16

 

5- معرفي کانديداي اصلح

رهنمود مهم ديگر رهبري به ملت ايران تاکيد بر انتخاب صالحترين فرد بود. معظم له تاکيد کردند که «در انتخابات مردم سعي كنند صالح‏ترين را انتخاب كنند.»17. ایشان در ادامه به معرفي اصلح پرداختند و  فرمودند بهترين، آن كسي است كه:

1-5- درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند18

2-5- با مردم يگانه و صميمي باشد19

3-5- از فساد دور باشد، دنبال اشرافيگري خودش نباشد20

 

ب- رهنمودهاي پس از انتخابات

سرانجام روز موعود فرا رسيد و انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري با حضور باشکوه ملت در 22 خرداد برگزار شد. حضور 40 ميليوني ملت در پاي صندوقهاي رأي يکي از باشکوهترين انتخابات تاريخ ايران زمين را رقم زد. اين انتخابات که مي‌توانست، پشتوانه عظيمي براي رئيس جمهوري منتخب ملت و پيروزي بزرگي براي ملت و نظام جمهوري اسلامي باشد، با فتنه گري جريان سياسي شکست خورده در انتخابات با چالش هایی مواجه شد که قبلا سابقه نداشت. این فتنه ها می توانست بدعت بسیار بدی را در نظام اسلامی به وجود آورد و آن اینکه اگر نظام اسلامی با مدیریت رهبری در قبال خواسته های غیر قانونی این جبهه فتنه گر نمی ایستاد، بیم آن می رفت که بعد از هر انتخاباتی جناح شکست خورده از اردوکشی خیابانی برای تأمین هر خواسته ای استفاده کند؛ اما مدیریت اسلامی مقام عظمای ولایت مانع شکل گیری چنین بدعتی شد.

معارضان در اولين اقدام ادعاي تقلب در انتخابات را مطرح کردند و خواستار ابطال انتخابات شدند و بلافاصله هواداران سازمان يافته خود را به خيابانها کشاندند تا با اغتشاشگري و ايجاد ناآرامي، نظام اسلامي را مجبور به پذيرش خواسته های غيرقانوني خود کنند. اين مسير بعدها با اقدامات سلسله واري ادامه يافت. در مجموع مي‌توان موارد زير را به عنوان بخش هاي مختلفي از سناريوی کودتاي مخملين فتنه گران برشمرد که در قبال آنها حکيم فرزانه انقلاب اسلامي واکنش نشان داد و با روشنگري هاي حکيمانه، بصیرت مردم و نخبگان را نسبت به ماهیت اصلی این فتنه و خواسته های ساختارشکنانه معارضان فراهم کردند. این موارد عبارتند از:

1- طرح دروغ بزرگ تقلب در انتخابات؛

2- درخواست ابطال انتخابات؛

3- بيانيه نويسي و صدور اطلاعيه هاي زنجيره اي؛

4- آغاز اردوکشي هاي خياباني و کشاندن هواداران به خيابان ها؛

5-  ناامن سازي و ايجاد اغتشاشگري و تخريب اموال عمومي؛

6- حمله به مراکز نظامي و انتظامي و ضرب و شتم و قتل نيروهاي انتظامي و امنيتي؛

7- تلاش براي مستندسازي دورغ بزرگ"تقلب"؛

8- فرصت سوزي و عدم استفاده از ظرفيت هاي قانوني براي رسيدگي به تخلفات انتخابات و عدم ارائه مستندات قابل قبول براي اثبات ادعاي تقلب؛

9- بزرگ نمايي و متهم کردن نظام اسلامي به کشتار مخالفين؛

10- متهم کردن نظام اسلامي به تجاوز در زندانها؛

11- متهم کردن نهادهاي قانوني کشور به ناپاکي؛

12- دروغ پردازي و جعل شهداي دروغين براي ادامه فتنه گری؛

13- عدم همراهي با ملت و نظام اسلامي در مراسم تحليف و تنفيذ و نامشروع خواندن دولت منتخب مردم؛

14- ايجاد اغتشاش و ناآرامي در مناسبتهاي ملي و مذهبي و ايجاد شکاف در صفوف ملت با طرح شعارهاي ساختارشکنانه و استفاده از نمادهاي اختلاف برانگيز و رفتارهاي اغتشاش آمیز؛

15- تلاش براي بي گناه جلوه دادن مجرمين محکوم شده دادگاههاي اسلامي و تلاش براي آزادي آنها؛

16- راه اندازي شبکه هاي اجتماعي در فضاي مجازي( الگوگیری از کودتاهای مخملین)؛

17- مقاله نويسي، هجو نويسي، طراحي کاريکاتور و پوستر، مونتاژ عکس هاي غيرواقعي و ... در دنياي مجازي؛

18- شعارنويس و ديوارنويسي عليه آرمانها و ارزش های نظام اسلامي.

در مقابل این اقدامات ساختار شکنانه، مقام معظم رهبری با تشریح حقایق انتخابات و بیان روشن آنها سعی کردند تا عظمت انتخابات و جایگاه آن در تحکیم مردم سالاری دینی و پشتیبانی از نظام و دولت اسلامی حفظ شود. بنابراین محورهای ذیل را در این باره بیان فرمودند:

 

1- تشريح عظمت حماسه تاريخي 22 خرداد

1-1- انتخابات زلزله‌اي سياسي براي دشمنان و جشني تاريخي براي دوستان ايران: «اين انتخابات، عزيزان من! براي دشمنان شما يك زلزله‏ي سياسي بود؛ براي دوستان شما در اكناف عالم يك جشن واقعي بود؛ يك جشن تاريخي بود»21

2-1- انتخابات 40 ميليوني، نشانه اعتماد مردم به نظام اسلامي22

3-1- ويژگي رقابت‌هاي انتخاباتي

1-3-1- کاملا آزاد، جدي و شفاف، در چارچوب نظام اسلامي: «اين رقابتها كاملاً رقابتهاي آزاد، جدي و شفاف بين نامزدهاي مختلف بود؛ همه ديدند. به قدري اين رقابتها و اين گفتگوها و اين مناظره‏ها شفاف و صريح بود، كه عده‏اي به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم كرد - حق هم تا حدودي با آنهاست. التهاباتي هم به وجود آورد كه الان هم هنوز آثارش را داريم مشاهده مي‌كنيم.

1-3-2- چهار نامزد انتخابات؛ همگي از عناصر نظام؛

1-3-3- بعضي را براي خدمت به كشور مناسب‌تر از بعضي ديگر مي‌دانم، اما حق انتخاب با مردم است؛

1-3-4- مناظرات تلويزيوني؛ ابطال کننده ادعاي دشمنان مبني بر نمايشي بودن رقابت‌هاي انتخاباتي در ايران؛

1-3-5- راي دهندگان به چهار نامزد، مأجورند. 23

4-1- پيامهاي انتخابات

1-4-1- اولين پيام اين انتخابات اين بود كه جمهوري اسلامي با گذشت سي سال، قدرت به صحنه آوردن و بسيج ملي را در حدي دارد كه نصابهاي متعارف جهاني را رد كرده است و از همه‏ي اينها عبور كرده است.

1-4-2- يك پيام ديگر اين انتخابات و اين حضور عظيم مردمي، وجود اعتماد متقابل ميان نظام اسلامي و مردم است.

1-4-3- يك پيام ديگر هم در اين انتخابات وجود نشاط و اميد در مردم است. 24

 

2- تشريح سناريوي کودتاي مخملين

2-1- بلواهاي بعد از انتخابات؛ سناريويي طراحي شده: «قطعاً اين بلواهاي بعد از انتخابات، به نظر آدمهاي خبره و آگاه، برنامه‌‌ريزي شده بود. يعني انسان با هر كسي از انسانهاي فهيم كه با مسائل كشور و با مسائل جهاني آشنا هستند، در ميان مي‌گذارد، ميفهمد. پريروز من به ايشان(حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني‌‌) همين را عرض كردم؛ گفتم اينها برنامه‌‌ريزي شده بود. ايشان گفتند: قطعاً. يعني همه اين را ميفهمند كه اين كار برنامه‌‌ريزي شده بوده و اين يك كار دفعي نبود كه بخواهيم بگوئيم يك چيزي پيش آمده. مثلاً دفعتاً كسي بلند شد حرفي زد؛ نه، اين كار برنامه‌‌ريزي شده بود؛ از يك مركزي هدايت مي‌شد. خوب، شكست خوردند ديگر؛ ان‌‌شاءاللَّه اين شكست‌‌شان ادامه هم پيدا خواهد كرد. منتها دائم دارند توطئه مي‌كنند.» 25

«البته ايني كه عرض مي‌كنم، تحليل است؛ خبر نيست. به اعتقاد من، با تحليل من، اين مسئله از بعد از انتخابات يا از روزهاي حول و حوش انتخابات شروع نشده؛ اين از قبل شروع شده، اين از قبل طراحي شده، برنامه‏ريزي شده. من متهم نمي‌كنم افرادي را كه دست‏اندركار بودند، كه اينها دست‏نشانده‏ي بيگانه‏هايند يا انگليسند يا آمريكايند - اين را من ادعا نمي‌كنم، چون براي من اين قضيه ثابت نيست؛ چيزي كه ثابت نيست، نمي‌توانم بگويم - اما آني كه مي‌توانم بگويم، اين است كه اين جريان، چه پيشقراولانش دانسته باشند، چه ندانسته باشند، يك جرياني بود طراحي‏شده؛ تصادفي نبود. همه‏ي نشانه‏ها نشان مي‌دهد كه اين جريان طراحي‏شده بود، حساب‏شده بود. البته آنهايي كه طراحي كرده بودند، يقين نداشتند كه خواهد گرفت» 26

2-2- ظلم بزرگ این بلواها به نظام اسلامی: «يك عده‏اي آنچه را كه بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمي كه به مردم شد، آن ظلمي كه به نظام اسلامي شد، آن هتكي كه از آبروي نظام در مقابل ملتها به وسيله‏ي بعضي انجام گرفت، اينها همه را نديده مي‌گيرند، فرضاً مسئله‏ي فلان حادثه را، زندان كهريزك را، يا قضيه‏ي كوي را قضيه‏ي اصلي دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد مي‌كنند؛ اين خودش يك ظلم ديگر است. مسئله‏ اصلي، مسئله‏ي ديگري است. مسئله‏ي اصلي اين است كه مردم در يك حركت عظيمي، در يك انتخابات پرشورِ خوبِ كم‏نظيري حضور پيدا كردند و اين رأي بالا را توي صندوقها ريختند. هشتاد و پنج درصد شوخي است؟ اين انتخابات، نظام را كه در اين يكي دو سال اخير همين طور پي‏درپي پيشرفتهاي اقتصادي و علمي و سياسي و امنيتي و بين‏المللي براي خودش كسب كرده بود، در يك مرحله‏ي عالي از امتياز و آبرو قرار مي‌دهد، بعد ناگهان مشاهده مي‌كنيم يك حركتي صورت مي‌گيرد براي نابود كردن اين حادثه‏ي افتخارآميز! مسئله‏ اصلي اين است. » 27

 

3- تشریح سناریوی جنگ نرم

مقام معظم رهبری بعد از بیان واقعیت حوادث بعد از انتخابات مسأله را در ذیل یک موضوع کلی تر و مهم تر مطرح کردند و نوع مواجهه دشمن با نظام اسلامی در شرایط کنونی را جنگ نرم عنوان کردند تا با این توضیح مخالفان ومعارضان با انتخابات متوجه شوند که از این بلواها تنها دشمن سود برده و آنها در زمین طراحی شده دشمن گام برمی دارند.

1-3- وضعیت امروزی جمهوری اسلامی: «ببينيد عزيزان! شماها ميدانيد امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با يك جنگ عظيمى مواجه است، ليكن جنگ نرم . خوب، حالا در جنگ نرم، چه كسانى بايد ميدان بيايند؟ قدر مسلّم نخبگان فكرى‏اند.»

2-3- تفاوت جنگ سخت و جنگ نرم: « در جنگ نظامي دشمن به سراغ سنگرهاي مرزي ما مي‌‌آيد، مراكز مرزي ما را سعي مي‌كند منهدم بكند تا بتواند در مرز نفوذ كند؛ در جنگ رواني و آنچه كه امروز به او جنگ نرم گفته مي‌شود در دنيا، دشمن به سراغ سنگرهاي معنوي مي‌‌آيد كه آنها را منهدم كند؛ به سراغ ايمانها، معرفتها، عزمها، پايه‌‌ها و اركان اساسي يك نظام و يك كشور؛ دشمن به سراغ اينها مي‌‌آيد كه اينها را منهدم بكند و نقاط قوت را در تبليغات خود به نقاط ضعف تبديل كند؛ فرصتهاي يك نظام را به تهديد تبديل كند. اين كارهايي است كه دارند مي‌كنند؛ در اين كار تجربه هم دارند، تلاش هم زياد دارند مي‌كنند، ابزار فراواني هم در اختيارشان هست. بايد ابعاد دشمن و ابعاد دشمني را بدانيم تا بتوانيم بر او فائق بيائيم. البته ما مدد الهي داريم، كمك غيبي داريم بدون شك؛ اين را انسان دارد مشاهده مي‌كند؛ لكن ما مادامي كه هوشيارانه، آگاهانه در ميدان نباشيم، تدبير لازم را به كار نبريم، كمك الهي به سراغ ما نخواهد آمد.» 28

3-3- جنگ نرم، اولويت اول دشمنان انقلاب اسلامي: «همه اين را امروز فهميده‌اند و دانسته‌اند كه مواجهه‌ي استكبار با نظام جمهوري اسلامي، ديگر از نوع مواجهه‌ي دهه‌ي اول انقلاب نيست... اولويت، آن چيزي است كه امروز به آن مي‌گويند جنگ نرم؛ يعني جنگ به وسيله‌ي ابزارهاي فرهنگي، به وسيله‌ي نفوذ، به وسيله‌ي دروغ، به وسيله‌ي شايعه‌پراكني؛ با ابزارهاي پيشرفته‌اي كه امروز وجود دارد، ابزارهاي ارتباطي‌اي كه ده سال قبل و پانزده سال قبل و سي سال قبل نبود، امروز گسترش پيدا كرده. جنگ نرم يعني ايجاد ترديد در دلها و ذهنهاي مردم» 29

4-3- ايجاد بدبيني و اختلاف از ابزارهاي جنگ نرم: يكي از ابزارها در جنگ نرم اين است كه مردم را در يك جامعه نسبت به يكديگر بدبين كنند، بددل كنند، اختلاف ايجاد كنند؛ يك بهانه‌اي پيدا كنند، با اين بهانه بين مردم ايجاد اختلاف كنند؛ مثل همين قضاياي بعد از انتخابات امسال كه ديديد يك بهانه‌اي درست كردند، بين مردم ايجاد اختلافي كردند. خوشبختانه مردم ما بابصيرتند. اينجور كاري در كشورهاي ديگر اوضاع كشور را بكلي عوض كرد؛ در جاهاي ديگر، ترديدافكني در دلهاي مردم نسبت به يكديگر؛ يك بهانه‌اي مثل بهانه‌ي انتخابات را پيش بكشند، ايجاد ترديد كنند، دلها را نسبت به يكديگر چركين كنند، مردم را در مقابل هم قرار بدهند؛ بعد در ميانه، عناصر دست‌آموزِ مغرضِ معاند را به كارهاي خلاف وادار كنند و مسئولين كشور نتوانند تشخيص بدهند كي بود، چي بود، چه شد. اين جزو طرحهاي اساسي است. اينجور كاري را دنبال مي‌كنند. 30

5-3- دانشجويان افسران جوان جنگ نرم: «در جنگ نرم، چه كساني بايد ميدان بيايند؟ قدر مسلّم نخبگان فكري‏اند. يعني شما افسران جوانِ جبهه‏ي مقابله‏ي با جنگ نرميد.» 31

6-3- اساتيد دانشگاه؛ فرماندهان جنگ نرم: «در اين جنگ نرم... استاد دانشگاه چه رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي دارد؟ اگر در زمينه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي مسائل اجتماعي، مسائل سياسي، مسائل كشور، آن چيزهايي كه به چشم باز، به بصيرت كافي احتياج دارد، جوان دانشجوي ما، افسر جوان است، شما كه استاد او هستيد، رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي بالاترِ افسر جوانيد؛ شما فرمانده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي هستيد كه بايد مسائل كلان را ببينيد؛ دشمن را درست شناسايي بكنيد؛ هدفهاي دشمن را كشف بكنيد؛ احياناً به قرارگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي دشمن، آنچناني كه خود او نداند، سر بكشيد و بر اساس او، طراحي كلان بكنيد و در اين طراحي كلان، حركت كنيد. در رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي مختلف، فرماندهانِ بالا اين نقشها را ايفا مي‌كنند.»32

7-3- تبيين؛ وظيفه‏ي مجموعه‏ي فرهنگي و ادبي و هنري در عرصه جنگ نرم: «هميني كه حالا معمول شده كه در بيانها و در تلويزيون و توي تبليغات و توي دادگاه و توي زبان همه، مي‌گويند: جنگ نرم؛ راست است، اين يك واقعيت است؛ يعني الان جنگ است. البته اين حرف را من امروز نميزنم، من از بعد از جنگ - از سال 67 - هميشه اين را گفته‏ام؛ بارها و بارها. علت اين است كه من صحنه را مي‏بينم؛ چه بكنم اگر كسي نمي‏بيند؟! چه كار كند انسان؟! من دارم مي‏بينم صحنه را، مي‏بينم تجهيز را، مي‏بينم صف‏آرائي‏ها را، مي‏بينم دهانهاي با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاي با غيظ به هم فشرده شده عليه انقلاب و عليه امام و عليه همه‏ي اين آرمانها و عليه همه‏ي آن كساني كه به اين حركت دل بسته‏اند را؛ اينها را انسان دارد مي‏بيند، خب چه كار كند؟ اين تمام نشده. چون تمام نشده، همه وظيفه داريم. وظيفه‏ي مجموعه‏ي فرهنگي و ادبي و هنري هم وظيفه‏ي مشخصي است: بلاغ، تبيين؛ بگوئيد، خوب بگوئيد. من هميشه تكيه بر اين مي‌كنم: بايستي قالب را خوب انتخاب كنيد و هنر را بايستي تمام عيار توي ميدان بياوريد؛ نبايد كم گذاشت، تا اثر خودش را بكند.» 33

 

4- توصيه به مخالفان و معارضان

معظم له بعد از تشریح ابعاد مختلف انتخابات و ماهیت بلواهای پیرامون آن، با استدلاهای منطقی و مستندات قانونی خطاب به مخالفان که در شکل معارضان با نظام قد علم کرده بودند توصیه ها و هشدارهایی را فرمودند تا حجت بر همگان روشن شود. توجه به محورهای بیانات رهبری ذیل این موضوع شجاعت معظم له و ملاک بودن اسلام و قانون اساسی برای ایشان در حفظ نظام اسلامی را نشان می دهد:  

1-4- پيگيري شکايات از طريق قانوني: «در دوره‌هاي قبلي انتخابات نيز برخي افراد و نامزدها، مسائلي داشتند كه از طريق شوراي نگهبان به عنوان مرجع قانوني رسيدگي به شكايات انتخاباتي، پيگيري كردند و طبعاً در اين دوره نيز مسائل بايد از طريق قانوني دنبال شود.»34

2-4-  سياسيون مراقب رفتار و گفتار خود باشند35

3-4- سياسيون! آخرين وصاياي امام را به ياد آريد: "قانون، فصل‏الخطاب است!"36

4-4- مسئوليت تبعات هرج و مرج طلبي به عهده‏ي سياسيون است!: «من از همه مي‌خواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستي نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‏ي آنهاست.»37

5-4- بين مردم انشقاق ايجاد نکنيم: «ما بايد سعي كنيم، دقت كنيم كه انتخابات مايه‏ي انشقاق نشود؛ اين حرف اصلي من است. اينكه ما تصور كنيم كه يك گروه مثلاً بيست و چهار ميليوني يك طرفند، يك گروه چهارده ميليوني يك طرفند، اين به نظر من يك خطاي بسيار بزرگي است؛ قضيه اينجور نيست. همه در يك طرف قرار دارند. آن كساني كه به رئيس جمهور منتخب اين دوره‏ي از انتخابات رأي دادند، همانقدر وابسته‏ي به انقلاب و كشور و نظامند، كه آن كساني كه رأي ندادند. مجموعه‏هاي مردمي، فرزندان اين كشورند؛ فرزندان اين ملتند. اين خطاست كه ما اين دو مجموعه‏ي رأي دهنده را كه يك عده‏اي رأي به يك نامزدي دادند، يك عده‏اي رأي به آن نامزد ندادند، اينها را ما متخاصم و متقابل فرض كنيم؛ نه، در يك مسئله‏اي، در يك گزينشي، اينها سليقه‏شان يك جور نبوده، لكن در اصل قضيه، در اعتقاد به نظام، در پشتيباني از جمهوري اسلامي، همه‏ي اينها با هم يكي هستند. ما نگاه كنيم به رأي قريب چهل ميليوني مردم در اين دوره؛ اين مهم است.»38

6-4- از اقدامات تشنج آفرين بپرهيزيد: «هر كاري كه تشنج‏آفرين باشد، واقعاً نكنند؛ يعني همديگر را عصباني نكنند. اين را هم من بد نيست در اينجا خطاب به مردمي كه خارج از اين مجموعه‏ي شما برادران عزيز هستند، توصيه بكنم، كه اگر اين صحبتها پخش شد، خطاب به مردم هم باشد. من به مردم عزيزمان هم عرض مي‌كنم: دو جناح و دو گروه، همديگر را عصباني نكنند؛ نه آن كساني كه نامزد مورد علاقه‏شان پيروز شده، جوري حرف بزنند، جوري رفتار كنند كه آن طرف مقابل را عصباني كند، جريحه‏دار كند؛ نه آن كساني كه نامزد مورد علاقه‏شان رأي نياورده، جوري حرف بزنند، جوري اقدام كنند كه آن طرف را عصباني كند؛ نه، همه يك جهت مشترك داريد كه آن عبارت است از حضور در اين صحنه‏ي انتخابات و دفاع از نظام اسلامي؛ اين اساس قضيه است.» 39

7-4- موضع گيري صريح نامزدها در برابر اغتشاشات: «صريح موضع بگيرند، روشن كنند كه اين خواستِ آنها نيست.» 40

8-4- چرا صفوفتان را از ضدانقلاب جدا نمي سازيد؟!: «خب، اينها ايجاد فتنه مي‌كند؛ يعني فضا را فضاي غبارآلود مي‌كند. شعار طرفداري از قانون مي‌دهند، عمل صريحاً بر خلاف قانون انجام مي‌دهند. شعار طرفداري از امام مي‌دهند، بعد كاري مي‌كنند كه در عرصه‌ي طرفداران آنها، يك چنين گناه بزرگي انجام بگيرد؛ به امام اهانت بشود، به عكس امام اهانت بشود. اين، كار كمي نيست؛ كار كوچكي نيست. دشمنان از اين كار خيلي خوشحال شدند. فقط خوشحالي نيست، تحليل هم مي‌كنند. بر اساس آن تحليل، تصميم مي‌گيرند؛ بر اساس آن تصميم، عمل مي‌كنند؛ تشويق مي‌شوند عليه مصالح ملي، عليه ملت ايران. اينجا آن چيزي كه مشكل را ايجاد مي‌كند، همان فريب، همان غبارآلودگي فضا و همان چيزي است كه در بيان اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) هست: «و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان فهنالك يستولي الشّيطان علي اوليائه»؛ (نهج البلاغه، خطبه‌ي 50 : "و همواره پاره‌اي از حق و پاره‌اي از باطل را در هم مي‌آميزند و در چنين حالي شيطان بر ياران خود مسلط مي‌شود." ) يك كلمه‌ي حق را با يك كلمه‌ي باطل مخلوط مي‌كنند، حق بر اولياء حق مشتبه مي‌شود. اينجاست كه روشنگري، شاخص معين كردن، مايز معين كردن، معنا پيدا مي‌كند.

آن كسي كه براي انقلاب، براي امام، براي اسلام كار مي‌كند، بمجردي كه ببيند حرف او، حركت او موجب شده است كه يك جهتگيري‌اي عليه اين اصول به وجود بيايد، فوراً متنبه مي‌شود. چرا متنبه نمي‌شوند؟ وقتي شنفتند كه از اصلي‌ترين شعار جمهوري اسلامي - «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» - اسلامش حذف مي‌شود، بايد به خود بيايند؛ بايد بفهمند كه دارند راه را غلط مي‌روند، اشتباه مي‌كنند؛ بايد تبري كنند. وقتي مي‌بينند در روز قدس كه براي دفاع از فلسطين و عليه رژيم غاصب صهيونيست است، به نفع رژيم غاصب صهيونيست و عليه فلسطين شعار داده مي‌شود، بايد متنبه بشوند، بايد خودشان را بكشند كنار، بگويند نه نه، ما با اين جريان نيستيم. وقتي مي‌بينند سران ظلم و استكبار عالم از اينها حمايت مي‌كنند، رؤساي آمريكا و فرانسه و انگليس و اينهايي كه مظهر ظلمند - هم در زمان كنوني، هم در دوره‌ي تاريخي صد سال و دويست ساله‌ي تا حالا - دارند از اينها حمايت مي‌كنند، بايد بفهمند يك جاي كارشان عيب دارد؛ بايد متنبه بشوند. وقتي مي‌بينند همه‌ي آدمهاي فاسد، سلطنت‌طلب، از اينها حمايت مي‌كند، توده‌اي از اينها حمايت مي‌كند، رقاص و مطرب فراري از كشور از اينها حمايت مي‌كند، بايد متنبه بشوند، بايد چشمشان باز بشود، بايد بفهمند؛ بفهمند كه كارشان يك عيبي دارد؛ بلافاصله برگردند بگويند نه، ما نميخواهيم حمايت شما را. چرا رودربايستي مي‌كنند؟ آيا مي‌شود با بهانه‌ي عقلانيت، اين حقايق روشن را نديده گرفت، كه ما عقلانيت بخرج مي‌دهيم! اين عقلانيت است كه دشمنان اين ملت و دشمنان اين كشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براي شما كف و سوت بزنند، شما هم همين طور خوشتان بيايد، دل خوش كنيد؛ اين عقلانيت است؟! اين نقطه‌ي مقابل عقل است. عقل اين است كه بمجردي كه ديديد برخلاف آن مباني‌اي كه شما ادعايش را مي‌كنيد، چيزي ظاهر شد، فوراً خودتان را بكشيد كنار، بگوئيد نه نه نه، ما نيستيم؛ بمجردي كه ديديد به عكس امام اهانت شد، به جاي اينكه اصل قضيه را انكار كنيد، كار را محكوم كنيد؛ بالاتر از محكوم كردنِ كار، حقيقت كار را بفهميد، عمق كار را بفهميد؛ بفهميد كه دشمن چه جوري دارد برنامه‌ريزي مي‌كند، چه مي‌خواهد، دنبال چيست؛ اين را بايد اين آقايان بفهمند. من تعجب مي‌كنم! كساني كه اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضي از اين آقايان يك سيلي براي انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به بركت انقلاب اسم و رسمي پيدا كردند و همه چيزشان از انقلاب است، مي‌بينيد كه دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف كشيدند، خوشحالند، مي‌خندند؛ اينها را كه مي‌بينيد؟ به خود بيائيد، متوجه بشويد.» 41

9-4- با مسجد ضرار نمي‌توان ملت را شکست داد!: «دشمنان ما هم از اين انتخابات به نظر من يك تجربه‏اي اندوخته‏اند، و اگر نيندوختند، بايد بيندوزند. و آن اين است كه: دشمن بداند با چه حقيقتي روبه‏رو است؛ در فهم نظام اسلامي و انقلاب اسلامي دچار اشتباه نشوند؛ خيال نكنند انقلاب اسلامي و نظام اسلامي را با اين‏جور كارهاي پيش پا افتاده مي‌توان به زانو درآورد. نظام اسلامي زنده است. خيال نكنند با يك تقليد مغلوط از حضور عظيم مردمي در انقلاب سال 1357، يك كاريكاتور از آن انقلاب، مي‌توانند به عظمت انقلاب و نظام اسلامي ضربه بزنند. اين تجربه براي دشمن بايد پيش آمده باشد. اشتباه نكنند؛ نظام اسلامي با اين حرفها شكست نخواهد خورد.

عظمت اين انقلاب و عظمت اين نظام و ريشه‏داري نظام جمهوري اسلامي در حوادث اين يكي دو ماه اخير، بيشتر براي دشمنان جمهوري اسلامي آشكار شد. اين ملت، ملت با ايماني است؛ ملت هوشياري است؛ ملت بااستعدادي است. با مسجد ضرار نمي‌شود اين ملت را شكست داد. ما در تاريخ خودمان نمونه‏هايي را از اين داريم: «و الّذين اتّخذوا مسجدا ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب اللَّه و رسوله». (توبه: 107) با تقليد از رهبر عزيز و عظيم‏الشأن انقلاب، امام بزرگوار ما، كه از دل، از جان، با همه‏ي وجود غرق در قرآن بود، نمي‌شود اين مردم را فريب داد. اين مردم دلشان به ايمان روشن است؛ اين مردم آگاهند؛ جوانهاي ما آگاهند. اين تجربه‏اي است براي دشمن.» 42

10-4- هواي نفس عامل ايستادگي در برابر قانون: « انتخاباتي بود، عمومي هم بود، درست هم بود، اشكالي هم نتوانستند بر انتخابات بگيرند و ثابت كنند؛ حالا هي ادعا كردند، فرصت هم داده شد؛ گفتيم بيائيد، نشان بدهيد، ثابت كنيد؛ نتوانستند، نيامدند؛ تمام شد. پابندي به قانون اقتضاء مي‌كند كه انسان ولو اين رئيس جمهوري را كه انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتي براي قانون احترام قائل بود، بايستي در مقابل قانون، خضوع كند. خب، معلوم است هيچ كسي نميتواند بگويد اين كسي كه انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفي كه انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسني دارند، قبحي دارند؛ اين طرف هم حُسني دارد، قبحي دارد؛ آن طرف هم حُسني دارد، قبحي دارد. قانون، ملاك است، معيار است. چرا اينجوري مي‌شود؟ چرا؟ اين، هواي نفس است.» 43

 

5- توصيه به نهادهاي قانوني

اما رهبر معظم انقلاب با این بیان قاطع در خطبه های تاریخی نماز جمعه تهران(29/3/88) که « بنده زیر بار بدعت های غیر قانونی نخواهم رفت» بزرگترین همت و تلاش را در راه حفظ قانون اساسی انجام دادند و نشان دادند که رهبر جامعه اسلامی بیشتر از هر کس دیگری برای حفظ قانون و چارچوب های نظام اسلامی دلسوزی می کنند و مدعیان قانون -که البته به روشنی قانون را زیر پا گذاشتند- می بایست از ایشان الگو بگیرند. معظم له با تأکید بر اجرای قانون در همه حوزه ها و برای همه افراد، مسائل اساسی را که حفظ عظمت انتخابات و دفاع از وجهه نظام اسلامی است، مهم تر از مسائل دیگری همانند حمله به کوی دانشگاه و ماجرای کهریزک دانستند؛ اما مخالفان با علم کردن این مسائل جزئی وجهه نظام اسلامی و چارچوبهای قانونی را زیر پا گذاشته و اگر نبود ویژگی شجاعت رهبر جامعه اسلامی چه بسا این بلواها به مسأله ای عادی در سالهای بعد تبدیل می شد. از همین جا است که باید گفت این گونه افراد از شکل مخالف خارج شده و در هیأت معارض با نظام اسلامی قد علم    نموده اند. از همین رو مقام معظم رهبری در مورد این افراد طی بیاناتی در اجلاس اخیر خبرگان(6/12/88) فرمودند: «مسئله اساسی، حفظ هویت نظام و مرزها و شاخص های آن است و کسانیکه هندسه و هویت نظام را که در قانون اساسی و حکمیت و داوری قانون متبلور شده است قبول دارند جزو مجموعه نظام بشمار می آیند اما افرادی که با حرف و عمل و تحریک، این مبانی را زیر پا می گذارند به دست خودشان صلاحیت حضور در مجموعه عظیم نظام را از دست می دهند.»

محورهای بیانات رهبری در دفاع از قانون به این شکل است:

1-5- به شکايات بطور کامل رسيدگي شود: «ممكن است كساني همانطور كه حالا آقايان هم ذكر كرديد، اشكالات و اعتراضاتي را بر مجاري گوناگون امور در انتخابات ثبت كرده باشند و اعتراض داشته باشند، كه البته، راه‏هاي قانوني وجود دارد. رسيدگي به اينها حتماً بايد انجام بگيرد. مواردي را آقايان ذكر كرديد. من درخواست مي‌كنم از آقايان مسئول در وزارت كشور و همچنين در شوراي نگهبان كه به اين موارد دقيقاً رسيدگي كنند. اگر چنانچه بعضي از اشكالات مقتضي اين هست كه پاره‏اي از صندوقها بازشماري بشود، اشكالي ندارد. حالا مثلاً يك مورد را آقايان ذكر كردند كه آن شخص گفته كه رأي فلان نامزد اين تعداد است، بعد در شمارش تعداد ديگري معرفي شده؛ خيلي خوب، كاري ندارد؛ صندوقهاي مورد اشكال را، يا به طور تصادفي تعدادي از صندوقها را بازشماري كنند؛ خودِ نمايندگان ستادها هم حضور داشته باشند و ببينند، تا اطمينان كامل براي همه حاصل بشود.» 44

2-5- رسيدگي قاطع به تخلفات بعد از انتخابات: «موضوع ديگري كه در بيانات دوستان مطرح شد، تخلفات يا حتّي جناياتي است كه در خلال اين حوادث از سوي نيروهاي ناشناس انجام گرفته. شما اشاره كرديد به مسائل كوي دانشگاه يا از اين قبيل مسائل - حالا كوي دانشگاه را چند نفر از دانشجويان عزيز تكرار كردند؛ شبيه كوي دانشگاه، مسائل ديگري هم در اين مدت اتفاق افتاده - يا مثلاً قضيه‏ي كهريزك را گفتند. اين قضايا واقعاً يكي از آن مشكلات و معضلات كار دستگاه‏هاي اجرايي است. اولاً اين را به طور قاطع بدانيد كه با اينها برخورد خواهد شد. حالا نميخواهيم جنجال بكنيم كه دستور بدهيم، اين دستور توي رسانه‏ها پخش بشود، باز يك پيوست زده بشود، باز يك پيرو زده بشود؛ من دوست ندارم كار تبليغاتي انجام بگيرد؛ اما از اولين روزها دستور داده شده و كساني دنبال هستند؛ منتها كارها بايد درست با دقت و با مراقبت پيش برود.

در كوي دانشگاه، در آن شب معين، قطعاً تخلفات بزرگي انجام گرفته، كارهاي بدي انجام گرفته. ما گفته‏ايم پرونده‏ي ويژه‏اي براي اين كار تهيه شود و به طور دقيق دنبال بگردند و مجرمان را پيدا كنند و وقتي پيدا كردند، به وابستگي‏هاي سازماني آنها هم هيچ نگاه نكنند و بايد مجازات شوند؛ اين را من به طور قاطع گفتم. من از فعاليتهاي پليس امنيتي‏مان، پليس انتظامي‏مان، دستگاه بسيجمان تشكر مي‌كنم؛ اينها خيلي كارهاي بزرگي كردند، كارهاي خوبي كردند؛ ليكن اين يك بحث جداست. اگر كسي در وابستگي به هر كدام از اين سازمانها يك تخلفي انجام داده، يك جرمي انجام داده، او هم بايد جداگانه بررسي شود. نه خدمت اينها را به حساب جرم آنها نديده مي‌گيريم، نه جرم آنها را به حساب خدمت اينها نديده مي‌گيريم؛ حتماً بايد دنبال بشود و دنبال خواهد شد. همين طور قضيه‏ي كهريزك، كه حالا آن اعلام شد، پخش شد. قضيه‏ي كوي دانشگاه هم دنبال مي‌شود؛ حتّي افرادي كه كسانشان در اين قضايا يا به قتل رسيدند - تعداد معدودي هستند - يا آسيب ديدند، آسيب مالي ديدند. بنا شده براي هر كدام اينها پرونده‏ي جداگانه‏اي تشكيل بدهند. دستور داده‏ايم، گفته‏ايم و اين قضايا را دنبال خواهيم كرد؛ منتها توجه كنيد كه اين مسائل هيچكدام نبايد با مسئله‏ي اصلي بعد از انتخابات خلط شود. حادثه‏ي اصلي نبايد تحت‏الشعاع اين حوادث قرار بگيرد.» 45

 

6- پاسخ به شبهات

جنبه دیگر از مدیریت اسلامی معظم له در رفع شبهات است؛ چرا که اساس فتنه بر شبهه افکنی و غبارآلوده کردن فضا است و در این شرایط رشد می کند. بنابراین باید هرچه زودتر شبهات را پاسخ داد. محورهای مهم بیانات رهبری در این موضوع به صورت ذیل است:

1-6- نظام حق دفاع از خود را دارد: «ما درباره‌‌‌‌‌ي افرادي كه به آنها اهانت ميشود، تهمت زده ميشود، مي‌گوئيم اينها حق دفاع دارند؛ خوب، نظام هم همين جور است؛ نظام هم حق دفاع از خودش را دارد. اين خطاست كه كسي خيال كند چون نظام حاكميت است و قدرت سياسي است، نبايد دفاع كند؛ بي‌‌‌‌‌دفاع بماند؛ در مقابلش هرگونه مخالفتي، معارضه‌‌‌‌‌اي، قانون‌‌‌‌‌شكني‌‌‌‌‌اي، مرزشكني‌‌‌‌‌اي انجام بگيرد، بايد عكس‌‌‌‌‌العمل نشان ندهد؛ اين درست نيست؛ هيچ جاي دنيا هم چنين نيست.»46

2-6- اعتماد به مسئولين، نافي رسيدگي به شکايات و شبهات نيست!: «من به مقام مسئولي كه مي‌شناسم و قاعده‏ي كار او را مي‌دانم، اعتماد مي‌كنم. در اين نوبت هم همين جور است؛ من اعتماد مي‌كنم، اما اين اعتماد من موجب نمي‌شود كه اگر چنانچه شبهه‏اي در ذهن كساني هست، اين شبهه دنبال نشود و تعقيب نشود و بررسي نشود و حقيقت قضيه آشكار نشود؛ نه، شبهات را برطرف كنيد»47

3-6- جمهوري اسلامي اهل خيانت در آراء مردم نيست: «مردم اطمينان دارند؛ اما برخي از طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه جمهوري اسلامي اهل خيانت در آراء مردم نيست. ساز و كارهاي قانوني انتخابات در كشور ما اجازه‏ي تقلب نمي‌دهد. اين را هر كسي كه دست‏اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق مي‌كند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلافِ بين دو رأي، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جوري تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور مي‌شود تقلب كرد!»48

4-6- چرا به مجرمين پشت پرده فتنه رسيدگي نمي شود؟: « اينكه چرا اينها محاكمه نمي‌شوند، چرا مجازات نمي‌شوند، چرا با اينها برخورد نمي‌شود. من به شما عرض بكنم؛ در قضايايي به اين اهميت، با حدس و گمان و شايعه و اين چيزها نمي‌شود حركت كرد. ما اين انقلاب و اين نظام عظيم را محصول مجاهدت يك ملت بزرگ و فداكاري‏هاي عظيم جواناني مي‌دانيم كه چه در دوره‏ي انقلاب، چه در دوره‏ي دفاع مقدس، چه بعد از آن تا امروز فداكاري كردند؛ مثل خود شماها، كه در صحنه‏هاي مختلف حضور داريد و گاهي كارهاي بزرگي انجام مي‌گيرد. نمي‌توانيم تداوم اين نظام را و حركت كلي اين نظام را در سطحي كه تصميم‏گيري كلان رهبري در او لازم است، به حدس و گمان و اين چيزها مبتني كنيم. اين را شما بدانيد، هيچگونه اغماضي از جرم و جنايت وجود نخواهد داشت؛ منتها ما - يا من يا شما، فرق نمي‌كند؛ چه شما كه دانشجو هستيد و زبانتان باز است و راحت حرف مي‌زنيد، چه من كه يك مجموعه‏اي از تجربه و سالهاي متمادي كاركرد در ميدان را با خودم همراه دارم؛ در اين جهت با هم فرقي نداريم - نميتوانيم حكم كنيم كه بايد دستگاه قضا اينجور قضاوت كند؛ نه، دستگاه قضا بايد نگاه كند، اگر دلائلي براي مجرميت كسي، چه در زمينه‏ي سياسي، چه در زمينه‏ي اقتصادي، چه در زمينه‏ي مفاسد گوناگون پيدا كرد، بر طبق او حكم كند. اين شايعاتي كه شما شنيده‏ايد، بنده هم خيلي از اين شايعات را مي‌شنوم؛ ممكن است بسياري از اين شايعات مطابق واقع هم باشد و انسان شواهد و قرائني هم برايش داشته باشد؛ اما قرينه و شاهد متفرق نميتواند جرمي را عليه كسي اثبات كند؛ به اين نكته توجه داشته باشيد. لذا اينجور نيست كه فرض كنيم يك مجرم قطعي پشت پرده‏اي وجود دارد كه دستگاه بنا دارد از جرم او به يك دليلي بگذرد. اين يك نكته.

 نكته‏ي ديگري در كنار اين هست: كارهايي كه نظام در سطح كلان با جنبه‏ي شمولي كه بعضي از مسائل دارد، انجام مي‌دهد، بايستي با ملاحظه‏ي همه‏ي جوانب باشد؛ يك بعدي نمي‌شود به مسائل نگاه كرد. فكر مي‌كنم اگر شما با اين ملاحظات نگاه كنيد، آنچه كه تاكنون انجام گرفته و آنچه در آينده انجام خواهد گرفت، هر ذهن باانصافي را قانع خواهد كرد.» 49

5-6- چرا رهبري علني موضع‌گيري نمي‌کند؟: «حالا يكي از سؤالها اين بود كه چرا علني موضع نمي‌گيريد؟ چون لازم نيست علني موضع گرفتن؛ چه لزومي دارد؟ علني موضع گرفتن نسبت به يك نقطه‏ي ضعف در يك مسئول، شما خيال مي‌كنيد كه چقدر كمك مي‌كند به حل آن مشكل؟ هيچي. گاهي اوقات هست كه انسان اگر يك چيزي را بدون علني كردن دنبال علاجش باشد، بهتر علاج خواهد شد، تا اينكه يك چيزي را انسان جنجالي كند. بله، يك وقت هست كه هيچ چاره‏اي جز علني شدن نيست؛ آنجا بله، انسان علني مي‌كند؛ ليكن اينجور نيست كه تصور بشود اگر چنانچه يك ايرادي، اشكالي در مجموعه‏ي مسئولين اجرايي كشور وجود دارد و رهبري با آنها مخالف است، حتماً بايستي اين را در بلندگوها بيان كند؛ نه، گاهي اوقات مصلحت قطعي در اين است كه انسان يك چيزي را علني نكند.» 50

6-6- چرا رهبري ملاحظه فتنه گران را مي‌کند؟: «گاهي هم از بنده گله ميكنند كه چرا فلاني صبر ميكند؟ چرا فلاني ملاحظه ميكند؟ من عرض ميكنم؛ در شرائطي كه دشمن با همه‌‌‌ي وجود، با همه‌‌‌‌ي امكاناتِ خود درصدد طراحي يك فتنه است و ميخواهد يك بازي خطرناكي را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازي كمك نكرد. خيلي بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌هاي مسئولي وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطي از قانون، بايستي مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادي كه شأن قانوني و سمت قانوني و وظيفه ي قانوني و مسئوليت قانوني ندارند، قضايا را خراب ميكند. خداي متعال به ما دستور داده است: «و لايجرمنّكم شنئان قوم علي ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوي». بله، يك عده‌‌‌‌اي دشمني ميكنند، يك عده‌‌‌‌اي خباثت به خرج ميدهند، يك عده اي از خباثت‌‌‌كنندگان پشتيباني ميكنند - اينها هست - اما بايد مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخي از قضايا بشود، بي‌‌‌‌گناهاني كه از آنها بيزار هم هستند، لگدمال ميشوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. من برحذر ميدارم جوانهاي عزيز را، فرزندان عزيز انقلابي خودم را از اينكه يك حركتي را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون.» 51

 

7- راهکارهاي عبور از  فتنه

معظم له علاوه بر دفاع از قانون، الزامات برون رفت از فتنه را برای افزایش بصیرت افکار عمومی و نخبگان نیز به این شرح بیان کردند:

1-7- جلوگیری از بدعت‌هاي غيرقانوني: «بنده زير بار بدعتهاي غيرقانوني نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاي قانوني شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتي ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتي بعضي برنده‏اند، بعضي برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتي ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد. بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاي درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‏اي هست، از راه‏هاي قانوني پيگيري بشود. قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالي در قانون نيست. همانطور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسي بشود. بنده از شوراي محترم نگهبان خواستم كه اگر مواردي خواستند صندوقها را بازشماري بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضاء كنند. بنابراين، هيچ مشكلي در اين جهت وجود ندارد. اين راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزيز.» 52

2-7- عمل به قانون، تنها راه مناقشات: «در همين قضاياي جاري هم بنده مُصر بودم و هستم و خواهم بود بر اجراي قانون؛ يعني يك قدم از قانون فراتر نخواهيم رفت؛ قانون كشورمان، قانون جمهوري اسلامي. مطمئناً نه نظام، نه اين مردم به هيچ قيمتي زير بار زور نخواهند رفت. نقطه‌ي مقابل قانون‌گرايي و انقياد در مقابل قانون، ديكتاتوري است. اين هم دوستان حتماً مي‌دانند و بدانند - اگر نمي‌دانند - كه در زمينه‌ي روحي همه‌ي ما يك ميل به ديكتاتوري وجود دارد؛ اين را بايد سركوب كنيد. همين طور كه عرض كرديم، اين فيلِ مستِ درون را با چكش قانون و دين و تعبد دائماً سر به راه نگه داريم. اگر خود ما علاج نكنيم، علاجش مشكل خواهد شد. اگر انقياد به قانون نبود، روح ديكتاتوري يواش يواش بروز خواهد كرد. در جوامع، ديكتاتوري همين جور به وجود مي‌آيد.» 53

«در همين جا هم براي حل و فصل قضايا، معيار قانوني وجود دارد. اگر قانون حاكم نشد، آن چيزي كه از بي‏قانوني بر سرِ همه خواهد آمد، بسيار تلخ‏تر است از آنچه كه اجراي قانون ممكن است در كام بعضي تلخي به وجود بياورد»54

3-7- اهميت بصيرت افزايي: «در زندگي پيچيده‌ي اجتماعي امروز، بدون بصيرت نمي‌شود حركت كرد. جوانها بايد فكر كنند، بينديشند، بصيرت خودشان را افزايش بدهند. معلمان روحاني، متعهدان موجود در جامعه‌ي ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهي و حوزوي، بايد به مسئله‌ي بصيرت اهميت بدهند؛ بصيرت در هدف، بصيرت در وسيله، بصيرت در شناخت دشمن، بصيرت در شناخت موانع راه، بصيرت در شناخت راه‌هاي جلوگيري از اين موانع و برداشتن اين موانع؛ اين بصيرتها لازم است. وقتي بصيرت بود، آنوقت شما مي‌دانيد با كِي طرفيد، ابزار لازم را با خودتان برميداريد.»55

«جوانان عزيز! هر چه مي‌توانيد در افزايش بصيرت خود، در عمق بخشيدن به بصيرت خود، تلاش كنيد و نگذاريد، نگذاريد دشمنان از بي‌بصيرتي ما استفاده كنند؛ دشمن به شكل دوست جلوه كند، حقيقت به شكل باطل و باطل در لباس حقيقت... آن كساني كه مردم را مي‌خواهند گمراه بكنند، باطل را به صورت خالص نمي‌آورند؛ باطل و حق را آميخته مي‌كنند، ممزوج مي‌كنند، آن وقت نتيجه اين مي‌شود كه «فهنالك يستولي الشّيطان علي اوليائه»؛ حق، براي طرفداران حق هم مشتبه مي‌شود. اين است كه بصيرت مي‌شود اولين وظيفه‌ي ما. نگذاريم حق و باطل مشتبه بشود.» 56

4-7- ضرورت مرزبندي با دشمن در زمان فتنه: «حالا در مقابل يك چنين پديده‌اي، علاج چيست؟ عقل سالم حكم مي‌كند و شرع هم همين را قاطعاً بيان ميكند: علاج عبارت است از صراحت در تبيين حق، صراحت در بيان حق. وقتي شما مي‌بينيد يك حركتي به بهانه‌ي انتخابات شروع ميشود، بعد يك عامل «دشمن»ي در اين فضاي غبارآلوده وارد ميدان شد، وقتي مي‌بينيد عامل دشمن - كه حرف او، شعار او حاكي از مافي‌الضمير اوست - آمد توي ميدان، اينجا بايد خط را مشخص كنيد، اينجا بايد مرز را روشن كنيد. همه وظيفه دارند؛ بيشتر از همه، خواص؛ و در ميان خواص، بيشتر از همه، آن كساني كه مستمعين بيشتري دارند، شنوندگان بيشتري دارند. اين وظيفه است ديگر: مرزها روشن بشود و معلوم بشود كه كي چي ميگويد. اينجور نباشد كه باطل، خودش را در لابه‌لاي گرد و غبارِ برخاسته‌ي در ميدان مخفي كند، ضربه بزند و جبهه‌ي حق نداند از كجا دارد ضربه ميخورد. اين است كه حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نيست. خواص بايد حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بيان كنند. اين، مخصوص يك گرايش سياسي خاص هم نيست. در داخل نظام اسلامي، همه‌ي گرايشهائي كه در مجموعه‌ي نظام قرار دارند، اينها بايد صريح مشخص كنند كه بالاخره آن حمايتي كه مستكبرين عالم ميكنند، مورد قبول است يا مورد قبول نيست. وقتي كه سران استكبار، سران ظلم، اشغالگران كشورهاي اسلامي، كُشندگان انسانهاي مظلوم در فلسطين و در عراق و افغانستان و خيلي جاهاي ديگر، مي‌آيند وارد ميدان ميشوند، حرف ميزنند، موضع ميگيرند، خوب، بايد معلوم بشود اين كسي كه در نظام جمهوري اسلامي است، در مقابل اين چه موضعي دارد؛ حاضر است تبرّي بجويد، بگويد من دشمن شمايم؟ من مخالف شمايم؟ وقتي در داخل محيط فتنه، كساني با زبانشان صريحاً اسلام و شعارهاي نظام جمهوري اسلامي را نفي ميكنند، با عملشان هم جمهوريت و يك انتخابات را زير سؤال ميبرند، وقتي اين پديده در جامعه ظاهر شد، انتظار از خواص اين است كه مرزشان را مشخص كنند، موضعشان را مشخص كنند. دوپهلو حرف زدن، كمك كردن به غبارآلودگي فضاست؛ اين كمك به رفع فتنه نيست، اين كمك به شفاف‌سازي نيست. شفاف‌سازي، دشمنِ دشمن است؛ مانع دشمن است. غبارآلودگي، كمك دشمن است. اين، خودش شد يك شاخص. اين يك شاخص است: كي به شفاف‌سازي كمك ميكند و كي به غبارآلودگي كمك ميكند. همه اين را در نظر بگيرند، اين را معيار قرار بدهند.» 57

5-7- در فتنه همه بايستي روشنگري كنند: «گاهي سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستي روشنگري كنند؛ همه بايستي بصيرت داشته باشند.» 58«يكي از كارهاي مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند.»59

 

8- توصيه به نخبگان

در اندیشه مقام معظم رهبری خواص و نخبگان نقش تعیین کنندگی دارند و سرنوشت تاریخ را رقم می زنند. علت اصلی انحراف جامعه اسلامی مدت کوتاهی بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) از دیدگاه مقام معظم رهبری، دنیاگرایی خواص بود. ایشان این تحلیل را در سال 74 و به مناسبت های مختلف بیان کردند تا نخبگان و خواص جامعه نسبت به وظیفه خود هوشیار باشند. در این فتنه ی اخیر هم معظم له نخبگان را در کانون توصیه ها و هشدارهای مهم خود قرار دادند تا از کانال آنها قضایا حل شود:

1-8- خواص، نقطه هدف تهاجم دشمنان: «دشمن انواع و اقسام كار را مي‌كند؛ انواع و اقسام فعاليت را مي‌كند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئه‌‌هاي دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مي‌‌نشينند طراحي مي‌كنند تا ذهن خواص را عوض كنند؛ براي اينكه بتوانند مردم را بكشانند؛ چون خواص تأثير مي‌گذارند و در عموم مردم نفوذ كلمه دارند.» 60

2-8- نخبگان مراقب رفتارهايشان باشند: «نخبگان بدانند هر حرفي، هر اقدامي، هر تحليلي كه به آنها كمك بكند، اين حركت در مسير خلاف ملت است. همه‏‌ي ما خيلي بايد مراقب باشيم؛ خيلي بايد مراقب باشيم: مراقب حرف زدن، مراقب موضع‏گيري كردن، مراقب گفتن‏ها، مراقب نگفتن‏ها. يك چيزهايي را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نكرده‏ايم. يك چيزهايي را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل كرده‏ايم. نخبگان سر جلسه‏ي امتحانند؛ امتحان عظيمي است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است. اگر بخواهيم به اين معنا دچار نشويم، راهش اين است كه خرد را، كه انسان را به عبوديت دعوت مي‌كند، معيار و ملاك قرار بدهيم؛ شاخص قرار بدهيم.» 61

3-8- اهميت بصيرت نخبگان در حوادث اخير: «بايد بصيرت داشت. آنچه كه انسان از نخبگان جامعه و جريانات سياسي و گروه‌‌هاي سياسي انتظار دارد، اين است كه با اين حوادث، با اين خطوط دشمن، با بصيرت مواجه بشوند؛ با بصيرت. اگر بصيرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خيلي از رفتارهاي ما ممكن است تغيير پيدا بكند؛ آنوقت وضعيت بهتر خواهد بود. بعضي از كارها از روي بي‌‌بصيرتي است.» 62

4-8- وظيفه خطير تببين و روشنگري خواص: «يكي از كارهاي مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند.»63 «نقش نخبگان و خواص هم اين است كه اين بصيرت را نه فقط در خودشان، در ديگران به وجود بياورند» 64

 

9- تجربيات انتخابات

از دیدگاه مقام معظم رهبری «تجربه‏هايي هم اين انتخابات داشت. يك تجربه براي ملت ما و مسئولان ما بود كه من اصرار دارم بر اينكه اين تجربه را همه‏مان جدي بگيريم؛ هم مسئولان جدي بگيرند، هم آحاد مردم جدي بگيرند.» کسب تجربه از تاریخ و عبرت گرفتن از آن یکی دیگر از محورهای مدیریتی مقام معظم رهبری بوده وهست:

1-9- دشمن همواره در کمين: «آن تجربه اين است كه باور كنيم كه هميشه امكان ضربه زدن از سوي دشمنان انقلاب و دشمنان ايران اسلامي هست؛ حتّي در بهترين شرائط. هميشه كمين دشمن را در نظر داشته باشيم».65

2-9- عدم غفلت از دشمن: «اگر تو خوابت برد، بايد بداني كه دشمن ممكن است بيدار باشد».66

3-9- اهميت بصيرت: »اگر بصيرت نداشته باشيم، اگر فراموش كنيم كه دشمناني در كمين انقلابند، ضربه خواهيم خورد؛ اين براي ما تجربه شد67

4-9- انقلاب اسلامي را نمي توان از بين برد!: «برادران عزيز! خواهران عزيز! شما بدانيد و ميدانيد كه انقلاب اسلامي يك حقيقت است، برخاسته‌ي از يك سنت الهي است؛ اين را نميشود از بين برد، اين را نميشود متزلزل كرد. تا وقتي كه آحاد مردم ايمان دارند، علاقه دارند، عشق دارند، اقدام ميكنند، بدانند اگر همه‌ي قدرتهاي عالم هم دست به دست بدهند، نخواهند توانست به اين انقلاب و به اين نظام و به اين ملت صدمه‌اي وارد كنند».68

5-9- آبديده شدن انقلاب اسلامي: «حوادث بعد از انتخابات را كه عده‌اي از روي ناداني و محاسبه‌ي غلط ايجاد كردند، دشمن بهانه كرد، شايد بتواند جمهوري اسلامي را تضعيف كند؛ اما بعكس شد؛ همين حوادث موجب قدرت جمهوري اسلامي شد. اگر تا قبل از اين حوادث كسي ميخواست با استدلال به مردم اثبات كند كه دشمن در كمين است، بعد از اين حوادث مردم به چشم خودشان ديدند كه دشمن در كمين است. و ملت ايران اينجوري است؛ وقتي كه ديد دشمن در كمين است، معطل نميكند، مي‌آيد توي ميدان»69

 

10- دستاورد موفقیت آمیز مدیریت مقام معظم رهبری: حماسه حضور ملت در عرصه دفاع از انقلاب اسلامي

اما با هدایت ها و تلاش های ویژه ی مقام معظم رهبری و اطاعت نیروهای ولایی در این عرصه از ایشان، فتنه هایی که در ابتدا کام شیرین ملت از انتخابات راتلخ نمود، در پایان بار دیگر شیرینی مضاعفی برای ملت و دلسوزان نظام اسلامی به ارمغان آورد که پشتوانه مردمی نظام اسلامی را مستحکم تر نمود. دشمن به همراه فتنه گران داخلی امیدوار بود با ایم بلواها وجهه و جایگاه مردمی نظام اسلامی را تضعیف کند تا ضربات بعدی را وارد کند؛ اما با هدایت ها، رهنمودها، تلاش های عملی مدیریتی مقام عظمای ولایت -که تداعی کننده ویژگی های ناب مدیریت اسلامی است- این فتنه ها به حمایت گسترده تر و البته هوشیارانه تر مردم از نظام اسلامی انجامید. دشمن و فتنه گران داخلی با مشاهده این حضور مردمی در روز 9 دی و 22 بهمن پی به پوچی طرح ها و اقدامات خود برده و خود را ناکام دیدند. اینکه راهکارهای مضحکی همچون استفاده از چهارشبه سوری و... را تجویز می کنند، نمایان کننده ماهیت آنارشیستی، بی برنامه گی و سردرگمی آنها است.

اهمیت این حماسه مردمی در بیانات مقام معظم رهبری به این شکل آمده است:

1-10- حماسه بزرگ ملت ايران در نهم دي: «مطمئن باشيد كه روز نهم دي امسال هم در تاريخ ماند؛ اين هم يك روز متمايزي شد. شايد به يك معنا بشود گفت كه در شرائط كنوني - كه شرائط غبارآلودگي فضاست - اين حركت مردم اهميت مضاعفي داشت؛ كار بزرگي بود. هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر ميكند، دست خداي متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن علي (عليه السّلام) را مي‌‌‌بيند. اين كارها كارهائي نيست كه با اراده‌‌‌‌ي امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست، اين دست قدرت الهي است؛ همان طور كه امام در يك موقعيت حساسي - كه من بارها اين را نقل كرده‌‌‌‌ام - به بنده فرمودند: «من در تمام اين مدت، دست قدرت الهي را در پشت اين قضايا ديدم». درست ديد آن مرد نافذِ بابصيرت، آن مرد خدا.» 70

2-10- نهم دي ماه حجت را بر مسئولين تمام کرد: «مسئولين كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مي‌‌‌‌بينند؛ مي‌‌‌‌بينند مردم در چه جهتي دارند حركت ميكنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظيم روز چهارشنبه ي نهم دي ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولين قوه‌‌‌‌‌ي مجريه، مسئولين قوه‌‌‌ي مقننه، مسئولين قوه‌‌‌‌ي قضائيه، دستگاه‌‌‌هاي گوناگون، همه ميدانند كه مردم در صحنه‌‌‌اند و چه ميخواهند. دستگاه‌‌‌‌‌‌ها بايد وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنيت و اينها، هم وظائفشان در زمينه‌‌‌ي اداره‌‌‌‌‌‌ي كشور«.71

3-10 - راهپيمايي 22 بهمن نشان داد كه مردم كجايند: «يك عده هم در داخل، بعضي از روي غفلت، بعضي از روي بي‌عقلي، بعضي از روي عناد و دشمني، هي عليه نظام جمهوري اسلامي، عليه اين حركت كلي نظام حرف زدند؛ هي گفتند: مردم، مردم، مردم! خوب، اين مردم. بيست و دوي بهمن نشان داد كه مردم كجايند، چه ميخواهند، چه ميگويند. غرّه شدند به توهّمهائي كه به آنها القاء شد. خيال كردند يا خودشان را به ناداني زدند كه مردم از انقلاب دست شستند، مردم از امام دست شستند. روز بيست و دوي بهمن، آگاهي و بصيرت مردم، همت مردم، ايمان مردم و توفيق الهي كه شامل حال مردم شد، پاسخ كوبنده‌اي به آنها داد» 72

 

پي‌نوشت‌ها:

1-  در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)، 1/1/88.

2- در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)، 1/1/88.

3- در جمع مردم سنندج، 22/2/88.

4- در جمع مردم سنندج، 22/2/88.

5- در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)، 1/1/88.

6- در ديدار جمعي از معلمان، پرستاران و كارگران، 9/2/88.

7-  در صحن مطهر حضرت امام(ره) ، 14/3/88.

8- در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)، 1/1/88.

9- در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)، 1/1/88.

10- در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)، 1/1/88.

11 - در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)، 1/1/88.

12- در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)، 1/1/88.

13- در جمع مردم سنندج، 22/2/88.

14- در جمع مردم سنندج، 22/2/88.

15- در جمع مردم سنندج، 22/2/88.

16- در صحن مطهر حضرت امام(ره) ، 14/3/88.

17- در جمع مردم سنندج، 22/2/88.

18- در جمع مردم سنندج، 22/2/88.

19- در جمع مردم سنندج، 22/2/88.

20- در جمع مردم سنندج، 22/2/88.

21- خطبه هاي نماز جمعه تهران، 29/3/88.

22- خطبه هاي نماز جمعه تهران،20/6/88.

23- خطبه هاي نماز جمعه تهران، 29/3/88.

24- در مراسم تنفيذ ، 12/5/88.

25- در ديدار با نمايندگان مجلس خبرگان، 2/7/88.

26- در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي، 4/6/88.

27- در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي، 4/6/88.

28- در ديدار جمعي از شعرا ، 14/6/88.

29- بيانات در ديدار جمع كثيري از بسيجيان كشور، 4/9/88.

30- بيانات در ديدار جمع كثيري از بسيجيان كشور، 4/9/88.

31- در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي، 4/6/88.

32- در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي، 4/6/88.

33- در ديدار اساتيد دانشگاههاي کشور، 8/6/88.

34- در ديدار جمعي از شعرا ، 14/6/88.

35- ديدار با موسوي، 25/3/88.

36- خطبه هاي نماز جمعه تهران، 29/3/88.

37- خطبه هاي نماز جمعه تهران، 29/3/88.

38- خطبه هاي نماز جمعه تهران، 29/3/88.

39- ديدار با نمايندگان نامزدهاي انتخابات، 27/3/88.

40- خطبه هاي نماز جمعه تهران، 29/3/88.

41- ديدار با نمايندگان نامزدهاي انتخابات، 27/3/88.

42- ديدار با نمايندگان نامزدهاي انتخابات، 27/3/88.

43- ديدار با نمايندگان نامزدهاي انتخابات، 27/3/88.

44- بيانات در ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون, 22/9/88.

45- در مراسم تنفيذ ، 12/5/88.

46 -بيانات در ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون, 22/9/88.

47- ديدار با نمايندگان نامزدهاي انتخابات، 27/3/88.

48- در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي، 4/6/88.

49 - خطبه هاي نماز جمعه تهران،20/6/88.

50- ديدار با نمايندگان نامزدهاي انتخابات، 27/3/88.

51- خطبه هاي نماز جمعه تهران، 29/3/88.

52- در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي، 4/6/88.

53- در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي، 4/6/88.

54- بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دي، 19/10/88.

55- خطبه هاي نماز جمعه تهران، 29/3/88.

56- در ديدار با نمايندگان محترم مجلس، 3/4/88.

57- در ديدار رئيس و مسئولان قوه قضائيه، 7/4/88.

58- بيانات در ديدار عمومي مردم چالوس و نوشهر، 15/7/88.

59- بيانات در ديدار عمومي مردم چالوس و نوشهر، 15/7/88.

60- در ديدار با شوراي هماهنگي تبليفات اسلامي، 29/10/88.

61- در ديدار با نمايندگان مجلس خبرگان، 2/7/88.

62- در ديدار با اعضاي دفتر رهبري و سپاه حفاظت ولي امر، 5/5/88.

63- در ديدار با نمايندگان مجلس خبرگان، 2/7/88.

64- در سالروز ولادت حضرت علي(ع)، 15/4/88.

65 - در ديدار با نمايندگان مجلس خبرگان، 2/7/88.

66- در ديدار با اعضاي دفتر رهبري و سپاه حفاظت ولي امر، 5/5/88.

67- در ديدار با اعضاي دفتر رهبري و سپاه حفاظت ولي امر، 5/5/88.

68- در مراسم تنفيذ ، 12/5/88.

69- در مراسم تنفيذ ، 12/5/88.

70- در مراسم تنفيذ ، 12/5/88.

71 - در ديدار با شوراي هماهنگي تبليفات اسلامي، 29/10/88.

72 - بيانات در ديدار جمعي از مردم آذربايجان، 28/11/88.

 
  فايل (هاي) پيوستي :  
18531.pdf 18532.doc

نظر شما :

نام و نام خانوادگي :
پست الكترونيك :
متن :