صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ دی ۱۴۰۰ - ۰۷:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۳۳۵۲۴۰

روزنامه کیهان**

کاری که «ایرلو» کرد! / سعدالله زارعی

«درگذشت شهادت‌گونه» کلمه خاص پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی برای حاج حسن ایرلو بود. بدون شک سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشور یمن به واسطه ابتلا به کرونا به لقاءالله پیوسته و در عین حال تردیدی در این نیست که حضور ایرلو به‌عنوان سفیر در کشور یمن، حضوری مجاهدت‌آمیز و به شوق شهادت انجام شده است.
حاج حسن ایرلو با هدف‌گذاری اجتماعی و سیاسی کمک به مردم مظلوم یمن و هدف‌گذاری شخصی مفتخر شدن به «شهادت» پا به میدان یمن گذاشت. یکی از دوستان چندین و چندساله او، در مراسم ختم این شهید برای صاحب این قلم نقل کرد که وقتی ایرلو عازم یمن شد، عکس روی پاسپورت خود را به من نشان داد و گفت این آخرین باری است که عکسی رسمی از من گرفته می‌شود و این آخرین سفری است که می‌روم و با شهادت باز می‌گردم. با این وصف هدف‌گذاری شخصی حاج حسن ایرلو و پیش‌بینی او شهادت در سرزمین یمن بوده است.
ایرلو برادر دو شهید بود و تأکید زیادی در خدمت به مادر تا زمان حیات آن مرحومه داشت. یکی از نزدیکان شهید می‌گوید این شهادت اثر دعای مادر است. مادرش از او شدیداً ابراز رضایت می‌کرده و حاج حسن می‌گوید اگر راضی هستی دعا کن شهید شوم و مادرش دعا می‌کند. این شهادت پس از فوت مادر، نشان از عنایت خاص خدای متعال به آن مادر و این فرزند دارد. در واقع ایرلو با شهادت به دیدار مادر رفته و اینک «مادر سه شهید» افتخار دارد که در میانسالی و کهنسالی شهیدپرور بوده است. دو شهید در دفاع مقدس و حالا یک «شهید غریب»!
شهید حاج حسن ایرلو، نقش بسیار برجسته‌ای در کمک به مردم یمن داشت. این کمک ۱۰ ـ ۱۲ سالی به درازا کشیده و دو سال آخر در سرزمین یمن در کسوت سفیر جمهوری اسلامی انجام شده است. برخلاف تبلیغات سعودی ها، شهید حاج حسن ایرلو یکسره در کار افزایش توانمندی سیاسی و مدیریتی یمنی‌ها با استفاده از مدل «سیاسی و مدیریتی دوران دفاع مقدس» بوده و از این‌رو یک امتداد بین فعالیت‌های او در کسوت مدیریت و در کسوت سفارت به چشم می‌خورد. یمنی‌ها در بخش نظامی از توانمندی ویژه‌ای برخوردار شده‌اند و این برخورداری با اقدامات مستقیم خود یمنی‌ها که - به تعبیر آیت‌الله سیدحسن نصرالله- انسان‌های بسیار باهوشی هستند، حاصل شده است.
شکل‌گیری یک سازمان منسجم، معنوی و کارآمد کفایت می‌کند تا خود سلاح و به خصوص سلاح‌های مؤثر را به دست آورد. بررسی وضع موشک‌ها و پهپاد‌های یمنی و مقایسه آن‌ها با موارد ایرانی هم بیانگر یمنی بودن سلاح‌های ارتش و کمیته‌های مردمی یمن است. یمنی‌ها حدود سه سال پس از شروع جنگ، با طی ۱۳۰۰ کیلومتر دبی را مورد حمله پهپادی قرار دادند که فن‌آوری آن به طور کامل یمنی بود. پس از آن این پهپاد برد بیشتر پیدا کرد و تهاجمی‌تر شد و از نظر حجم هم بسیار گسترده شد به‌گونه‌ای که رزمندگان یمنی در همین یک ماه اخیر، در یک روز در استان‌های جنوبی عربستان و استان‌های جنوبی یمن ده نقطه اساسی متعلق به ائتلاف متجاوز را به وسیله موشک‌ها و پهپاد‌های تهاجمی خود مورد حمله قرار دادند.
با توجه به محاصره شدید هوایی، زمینی و دریایی یمن و توانمندی‌های الکترونیکی و فنی آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها که کاملاً بر دریای سرخ احاطه دارند، امکان انتقال تسلیحات فراهم نیست. در عین حال سعودی‌ها و آمریکایی‌ها برای سرپوش گذاشتن
بر شکست مفتضحانه از یک ملت در محاصره، گاه و بی‌گاه ادعا می‌کنند این تسلیحات، ایرانی هستند.
عزیمت حاج حسن ایرلو به یمن، عزیمت به کشوری در حال جنگ بود که به وسیله شورای امنیت سازمان ملل و در واقع به وسیله قدرت‌های مطرح دنیا به محاصره مطلق درآمده بود و دولت مستقر در صنعا از سوی آنان غیرقانونی تلقی می‌شد. کشور عربی و اسلامی مظلومی که از سوی هیچ کشور عرب یا مسلمان مورد حمایت نبود و حتی به رسمیت هم شناخته نمی‌شد و سفارت‌خانه‌ها و نمایندگی‌های سیاسی آن در خارج از یمن در اختیار مخالفان دولت صنعا بود.
ایرلو در چنین فضایی، «برون‌رفت یمن» از حصار و حدود‌های غیرقانونی و ظالمانه و بعضاً با پوشش قانونی - مصوبه شورای امنیت-
را وظیفه اصلی سفیر جمهوری اسلامی در یمن می‌دانست و این در کشوری با مختصات یمن که سفیر نمی‌توانست یک تیم ایرانی را به‌کار بگیرد و دستش هم در رفت و آمد و ملاقات با هیئت‌ها و حتی با کشوری که از آن اعزام گردیده، قطع بود، بسیار دشوار و در مرز «ناشدنی» قرار داشت. طبعاً در محاسبات عقلانی، فرد هر چقدر در امور سیاسی و دیپلماتیک، مجرب هم باشد، چنین مأموریتی را قطعاً شکست‌خورده دانسته و از پذیرفتن آن امتناع می‌کند. اما حاج حسن ایرلو این مأموریت را عاشقانه و با اطمینان از موفقیت قبول کرد!
ایرلو کاملاً مطمئن بود که در هدف‌گذاری به‌ظاهر «ناممکن»، به موفقیت می‌رسد. او در همان حال به سختی و صعوبت این کار هم توجه داشت چرا که هم آدم باتجربه‌ای بود و دست‌کم چهل سال با این‌گونه مأموریت‌ها آشنایی داشت و هم یمن و اوضاع آن و هم جبهه
سعودی- آمریکایی و برنامه‌های آن را به خوبی می‌شناخت. او ده - دوازده
سال با جزئیات یمن درگیر بود. از این‌رو در مناجات خویش، پاداش این صبوری و مجاهدت را فقط «شهادت» می‌دانست و به این هم اطمینان داشت.
چرا ایرلو مطمئن بود که این مأموریت سخت را با موفقیت به سرانجام می‌رساند؟ برای این موضوع سه دلیل عمده وجود دارد.
یکی اعتقاد عمیق به وعده‌های الهی که در کتب آسمانی و به ویژه در قرآن مجید درخصوص نصرت مؤمنین و پیروزی جریان حق در معرکه‌های دشوار به دفعات آمده است. شهید از یک‌سو معتقد بود سفر به یمن مورد رضایت خداوند است و از سوی دیگر اعتقاد داشت مردم یمن به طور قطع طرف مظلوم این جنگ تحمیلی و بی‌رحمانه‌اند و از نظر شهید ایرلو در چنین معادله‌ای «جای خدا» معلوم است. خداوند سمت مظلوم و در مقابل ظالم - أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ (حج/۳۹) - قرار دارد.
دوم شناخت عمیق ایشان از روند تحولات منطقه و صحنه بین‌الملل بود. شهید ایرلو تحلیل دقیقی از صحنه منطقه و به‌خصوص مسایل یمن و جبهه متجاوز آمریکایی- سعودی داشت. وی با اشاره به سرعت رشد عِده و عُده انصارالله که از ۱۰۰ نفر عضو محافل قرآنی شروع کردند و امروزه به چند صدهزار نیروی رزمنده و چندین میلیون «هوادار پای‌کار» رسیده‌اند، معتقد بود این ملت به پیروزی می‌رسد و بر جبهه کفر با همه امکانات و هزینه‌های هنگفت آن غلبه می‌کند.
سوم تأثیر سردار شهید سلیمانی بر شهید ایرلو بود. ایرلو تحت تربیت سردار سلیمانی قرار داشت. در مکتب شهید سلیمانی پیروزی و مجاهدت و وظیفه و نتیجه و اجر و سرانجام معانی رفیعی داشتند؛ پیروزی در مکتب سلیمانی به حرکت لحظه به لحظه بر مدار توحید و معنویت بود؛ مجاهدت در گمنامی معنا و مفهوم پیدا می‌کرد؛ وظیفه در به‌کارگیری همه ظرفیت؛ نتیجه در غلبه بر جبهه کفر و استکبار و شرک و نفاق معنا می‌یافت؛ اجر مجاهدت شبانه‌روزی، شهادت در راه خدا در نظر گرفته می‌شد نه جلوه‌های مادی و سرانجام کار، اعتلای دین خدا بود. یعنی از توحید شروع می‌شد و به توحید ختم می‌گردید. حاج حسن ایرلو
در این فرهنگ و در این فضا پرورش پیدا کرده و خود بخشی از مدیریت چنین فضایی را برعهده داشت.
حضور شهید حاج حسن ایرلو در یمن که برای آنان نامی نامأنوس نبود، یک علامت اساسی برای مردم مظلوم آن سامان به حساب می‌آمد؛ علامت این بود که ایران با اعزام سفیر به پایتختی که هیچ کشوری آن را به رسمیت نمی‌شناخت و هیچ سازمان بین‌المللی آن را به درون خود راه نمی‌داد، اقدامی ویژه و مسئولیت‌پذیرانه انجام داده و در واقع در مقابل دنیایی زورگو و پرنیرنگ قرار گرفته است. در واقع ایران با اعزام سفیر به صنعا به مردم یمن اطمینان داد که تنها نیستند و این برای مظلومان قوت قلب مهمی به حساب می‌آمد. شهید ایرلو در این فضا، فقط یک حضور نمادین در صنعا نداشت بلکه شب و روز خود را برای برقراری اتصالات منطقه‌ای و بین‌المللی یمن در مقابل متجاوزین به‌کار گرفت و در واقع برای خارج کردن این ملت از حصار، دست به کار شد و به مرور توانست این حصار را بشکند. هم‌اینک دولت صنعا با بعضی دولت‌های عربی رابطه سیاسی دارد؛ با نماینده دبیرکل سازمان ملل در امور یمن و فرستادگان ویژه سران کشور‌ها مراوده سیاسی دارد؛ با کشور‌هایی مثل روسیه و چین به عنوان دو عضو شورای امنیت سازمان ملل مراوده سیاسی برقرار کرده و در حال گفتگو با کشور‌هایی در اروپا هم هست. این همه در حالی است که ذره‌ای از تهدیدات انصارالله نسبت به رژیم صهیونیستی، نیرو‌های نظامی آمریکا و عوامل منطقه‌ای آن‌ها کاسته نشده است.

**************

روزنامه وطن امروز**

پرچم تسلیم ناتوی ناتوان/ شروین طاهری
 هشدار‌های صریح رئیس‌جمهور و وزیر خارجه روسیه درباره عواقب پیوستن اوکراین به ناتو، هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد که شرق اروپا بر سر یک دوراهی قرار دارد: تضمین منطقه‌ای یا جنگ جهانی!
ولادیمیر پوتین پنجشنبه گذشته در سومین و آخرین نشست مطبوعاتی سالانه خود در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره خواسته‌های روسیه از غرب، فهرستی طولانی از نارضایتی‌های مسکو درباره وضعیت اوکراین و اقدامات ناتو را برشمرد.
رهبر کرملین درخواست‌های دولتش طی هفته‌های اخیر درباره عدم توسعه ناتو به شرق بویژه مخالفت با استقرار سامانه‌های موشکی آمریکا در نزدیکی مرز‌های روسیه را تکرار کرد و خواستار دریافت فوری تضمین‌های امنیتی از سوی غرب شد.
اشاره پوتین به سامانه فراگیر پدافندی- آفندی از پرتابگر‌های تیوب‌شکل موشکی زمینی- دریایی است که آمریکایی‌ها در لهستان و رومانی تحت سپر دفاع موشکی مستقر کرده‌اند و بهانه‌شان دفاع از اعضای ناتو در برابر احتمال حملات موشکی ایران است. اگرچه هر ۲ طرف تایید می‌کنند این سپر دفاعی در بحث پدافندی برابر زرادخانه موشکی روسیه کارآیی ندارد، اما پنتاگون ریاکارانه اشاره‌ای به قابلیت هجومی این سامانه نمی‌کند که موشک‌های مورد استفاده‌اش قابلیت تجهیز به کلاهک هسته‌ای دارند.
رئیس‌جمهور روسیه در نشست پنجشنبه خود گفت: «آیا ما در نزدیکی مرز‌های آمریکا سامانه‌های موشکی مستقر کرده‌ایم؟ خیر! این آمریکاست که در نزدیکی سرزمین ما و در نزدیکی خانه ما سامانه‌های موشکی مستقر کرده است. آیا درخواست ما غیرعادی است؟ فقط می‌خواهیم سامانه‌های موشکی بیشتری در نزدیکی سرزمین ما مستقر نکنند. کجای این درخواست عجیب است؟»
او در آخر رو به خبرنگار شبکه انگلیسی اسکای‌نیوز - گویی که دارد با غرب اتمام حجت می‌کند- گفت: «شما باید به ما تضمین دهید. شما! و بدون تاخیر؛ اکنون!»
لحن پوتین کاملا گویای آن بود که مطمئن است دست برتر را در بحران اوکراین و مواجهه با ناتو در شرق اروپا دارد. او اگرچه ادعا‌های طرف غربی درباره افزایش تجمع نیرو‌های روسی در ۳ نقطه نزدیک مرز‌های شرقی اوکراین را رد کرد و در عوض از تدارک یک عملیات نظامی - احتمالا مشترک توسط اوکراین و آمریکا - در دونباس (شرقی‌ترین استان اوکراین) خبر داد، اما در عین حال تاکید کرد کشورش آمادگی دارد در صورت اقدام نظامی کی‌یف - علیه استان‌های روس‌نشین شرق این کشور - به آن پاسخ دهد.
سپس ضمن ابراز امیدواری درباره حل تنش در اوکراین از طریق دیپلماتیک گفت مسکو خواستار اجتناب از درگیری نظامی با اوکراین و غربی‌هاست. سپس تایید کرد درباره مذاکراتی که قرار است در نخستین روز‌های سال آتی میلادی بین روسیه و آمریکا و احتمالا سایر اعضای ناتو انجام شود، خوشبین است.
همان‌گونه که پیش‌تر در «وطن امروز» (شماره چهارشنبه اول دی‌ماه ۱۴۰۰/ صفحه ۵) اشاره داشتیم، حتی پیش‌نویس آنچه پیمان ضمانت‌های امنیتی خوانده می‌شود نیز در ۸ بند به زبا‌ن‌های روسی و انگلیسی بین مسکو و واشنگتن رد و بدل شده است.
درخواست‌های روسیه از ناتو، جمعه ۲ هفته پیش (۱۷ دسامبر) در جریان گفت‌و‌گوی برخط پوتین با شی‌جین‌پینگ، همتای چینی‌اش علنی شده بود و آنچه غربی‌ها را شوکه کرد حمایت تمام و کمال شی از این درخواست‌ها بود: «ممنوع شدن گسترش ناتو به سمت شرق اروپا و حفظ چند کشور اروپای شرقی از جمله اوکراین به عنوان یک محدوده حائل بین ناتو و روسیه».
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز دیروز متعاقب اتمام حجت پوتین، بار دیگر درباره عواقب کارشکنی‌های دولت اوکراین همراه با سیاست ناتو هشدار داد. او به روزنامه اوسلوبودنژی گفت: «سیاست کشاندن کی‌یف به ناتو با چشم‌انداز ظهور سامانه‌های موشکی تهاجمی در نزدیکی مرز‌های ما، خطرات امنیتی غیرقابل قبولی برای روسیه ایجاد می‌کند و خطرات نظامی جدی‌ای را برای همه طرف‌های درگیر تا درگیری در مقیاس بزرگ در اروپا به وجود می‌آورد».
لاوروف برای نخستین‌بار زمان‌بندی تعاملات مسکو و واشنگتن برای رسیدن به پیش‌نویس پیمان امنیتی دوجانبه را تشریح کرد. به گفته او، نخست در دیدار همتای آمریکایی‌اش، آنتونی بلینکن در حاشیه نشست شورای وزیران سازمان امنیت و همکاری اروپا در استکهلم در دوم دسامبر مذاکرات آغاز شده و هفتم دسامبر در گفت‌و‌گوی ولادیمیر پوتین و جو بایدن از طریق ویدئوکنفرانس، اجرای توافقات مینسک برای حل‌و‌فصل اوضاع در شرق اوکراین در رأس دستور کار این مذاکرات قرار گرفت. سپس مسکو ۱۵ دسامبر پیش‌نویس توافقنامه بین جمهوری فدراتیو روسیه و ایالات‌متحده آمریکا درباره تضمین‌های امنیتی و توافقنامه بین روسیه و کشور‌های عضو ناتو درباره اقدامات امنیتی را به طرف آمریکایی تحویل داده و حال منتظر پاسخ است.
جالب اینکه تعیین این چارچوب زمانی برای آغاز مذاکرات بر سر مفاد پیمان ضمانت‌های امنیتی، حاکی از هراس واقعی آمریکا و متحدانش از حمله روسیه به اوکراین است، چراکه هم دستگاه‌های اطلاعاتی ایالات‌متحده و بریتانیا و هم اوکراین احتمال یورش مزبور را در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۲ برآورد کرده‌اند و هفته گذشته نیز الکسی ریزنیکوف، وزیر دفاع اوکراین بار دیگر بر همین موضوع تاکید کرد. برآورد ویلیام برنز، رئیس سیا در این باره نیز به اندازه کافی محافظه‌کارانه بود. او در آخرین اظهارنظر خود گفت: «بیش از ۱۷۵ هزار نیروی روس تا اوایل ژانویه در حال آماده‌باش خواهند بود. پوتین نیرو‌های نظامی و سرویس‌های امنیتی روسی را طوری سازماندهی کرده است که بتوانند به طور فراگیر و گسترده وارد عمل شوند».

* ناتو؛ وحشت خارجی، واگرایی داخلی
به نظر می‌رسد جدا از برآورد‌های موجود، آن‌چه آمریکا و اعضای ناتو را به تجدیدنظر جدی درباره سیاست مواجهه با روسیه در شرق اروپا واداشته، اعلام موضع صریح چین همسو با روسیه درباره بحران اوکراین است به طوری که شی‌جین‌پینگ نیز همنوا با پوتین تاکید کرده که آمریکا باید در این باره تضمین بدهد.
طرف روس نیز به نوبه خود نگرانی‌هایی جدی درباره نیات اوکراین دارد. طبق برآورد سازمان اطلاعات ارتش روسیه، ارتش اوکراین نیمی از نیرو‌ها و توان نظامی‌اش را در محدوده ۳ استان روس‌نشین دونباس (شرق کشور) متمرکز کرده است. با این حال رئیس‌جمهوری اوکراین هفته گذشته متعاقب توافقات اولیه مسکو و واشنگتن برای پیمان امنیتی دوجانبه در شرق اروپا، مدعی شد طرح ابتکاری صلح خود را در چارچوب گروه مثلث لوبلین (کمربند ۳ کشور هم‌مرز لهستان و لیتوانی و اوکراین که روسیه را از بقیه اروپا جدا می‌کند) و نشست مینسک، برای حل و فصل مسالمت‌آمیز بحران دونباس ارائه کرده است. اگر چه کی‌یف همچنان می‌گوید به آتش‌بس در این منطقه پایبند است، اما فرمانده نیرو‌های استقلال‌طلب دونباس موسوم به نواراسیا مدعی شده که رویکرد نظامی کی‌یف غیرقابل اعتماد است و چنین به نظر می‌رسد دولت زلنسکی با حمایت آمریکایی‌ها و متحدانش در ناتو مثل ترکیه و رومانی قصد نسل‌کشی اکثریت روس‌تبار این منطقه را دارد؛ نگرانی بزرگی که در صحبت‌های اخیر پوتین نیز منعکس بود. بر اساس آمار رسمی حدود یک‌پنجم جمعیت ۴۴ میلیون نفری اوکراین روس‌تبار هستند که اکثریت آن‌ها در ۳ استان جدایی‌طلب شرقی یعنی دونتسک، لوهانتسک و خارکی‌یف به علاوه شبه‌جزیره کریمه که به روسیه ملحق شده، زندگی می‌کنند. سازمان‌های روس‌های اوکراینی، اما مدعی‌اند شمارشان در این کشور دست‌کم ۲ برابر این آمار است.
هر چند به نظر می‌رسد در دوراهی جنگ یا صلح در اروپا، دولت دست‌نشانده «ولودیمیر زلنسکی» کمدین یهودی در کی‌یف و برخی دیگر از کشور‌های درجه ۳ اروپایی بویژه در حوزه بالتیک یا دریای سیاه با توجه به تسلط اقتصادی و امنیتی سنگین آمریکا و ناتو بر امورشان، اختیاری برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود نداشته باشند، اما هنوز در این منطقه کشور‌هایی واقعی وجود دارند که دولت‌های‌شان منافع ملی را در نظر بگیرند و وارد قمار هژمونیک غرب نشوند. از شمال تا جنوب منطقه اروپای شرقی، فنلاند، لهستان، مجارستان، صربستان و یونان، ۵ دولت - ملت مهمی هستند که اگر چه چهارتای‌شان عضو اتحادیه اروپایی و سه تا از آن‌ها عضو ناتو هستند، اما هنوز آنقدر استقلال دارند که یک کمربند ثبات را برای جلوگیری از طرح جنون‌آمیز «جنگ جهانی دائمی متحدان و دشمنان آمریکا» توسط واشنگتن و لندن ایجاد کنند. قطعیت بلاروس در اتحاد با محور اوراسیایی و در مقابل عدم قطعیت امثال ترکیه به عنوان مهم‌ترین پایگاه شرقی ناتو، اسلواکی، چک و مولداوی در همراهی با یک ماجراجویی نظامی بزرگ آنگلوساکسونی علیه روسیه، لاف‌زنی‌های جنگ‌طلبانه رهبران اروپای غربی همنوا با مقر فرماندهی ناتو در بلژیک را برملا می‌کند؛ مقر محله «هارن» بروکسل که همه کاره‌اش ژنرال آمریکایی «تاد ولترز»، فرمانده ارشد پنتاگون در اروپاست نه «ینس استولتنبرگ» دبیرکل دانمارکی پرمدعا، اما تشریفاتی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی که نهایت اختیارش در موضع‌گیری‌های سازمان، ترجمه منویات واشنگتن به زبان‌های ۳۰ کشور عضو است. طبیعی است ژرمن‌ها که آشفتگی اوضاع قاره‌ای، موقعیت برترشان به عنوان پیشاهنگ سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپایی را تهدید می‌کند، با وجود سرسپردگی امنیتی و نظامی به آمریکا در خفا از کمربند ثبات شرق اروپا حمایت می‌کنند. با وجود آنکه وزارت خارجه دولت ائتلافی جدید آلمان ظاهرا تحریم‌هایی را بویژه علیه خط گاز روسی نورد استریم ۲، وضع کرده، اما همزمان، دست به افشاگری درباره تبلیغات جنگی توخالی ناتو می‌زند تا درست سر بزنگاه جنگ، پرچم تسلیم از اردوگاه ناتوی ناتوان برافراشته شود.
آنکا فلدهوسن، سفیر آلمان در اوکراین پنجشنبه گذشته با نقض تمام ادعا‌های یک ماه اخیر مقامات ارشد آمریکا و اعضای ناتو به خبرگزاری دویچه وله گفت تجمع چشم‌گیری از نیرو‌های روسیه در مرز‌های اوکراین وجود ندارد و حمله روس‌ها به اوکراین محتمل نیست!

**************

روزنامه خراسان**

احتمال جنگ غرب و روسیه در اوکراین جدی است ؟/ نبی شریفی
 آتشی در مرز روسیه و اوکراین روشن شده که طی چند هفته اخیر توجه بسیاری از سیاستمداران و رسانه ها را به خود جلب کرده است. در این میان متحدان غربی اوکراین با کمک های نظامی شان و پیگیری لحنی تند و هشدارآمیز، در موضعی حمایتگرانه ظاهر شده اند و اگر لازم باشد بر آن آتش خواهند دمید. در مقابل، روسیه مدعی است که حریم پیرامونی اش با تحرکات ناتو در خطر است. بنابراین، مسکو با برگزاری مانورهای گسترده نظامی، شرکت دادن دو فروند بمب‌افکن با قابلیت حمل سلاح هسته‌ای در مانوری در بلاروس و استقرار نزدیک به 175 هزار نیرو، این پیام را مخابره کرده که اگر تحت فشار قرار بگیرد، حاضر است بنزین روی این آتش خالی کند. مسکو اکنون با صراحت بیشتری در پیشنهادهایی که به غرب ارائه کرده، روی تغییر سیاست خود و اولویت های امنیتی جدیدش انگشت گذاشته است. روسیه تحت ریاست ولادیمیر پوتین نه تنها عقب نشینی از مرزهای شرقی اوکراین را به لغو دایم فرایند عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو منوط کرده، بلکه خواهان تعلیق فعالیت های نظامی این سازمان در لهستان و جمهوری های حوزه بالتیک هم هست. روسیه در این امر یک گام فراتر نیز رفته و خواستار تضمینی محکم هم برای پیشروی نکردن سرزمینی اعضای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) شده است. رئیس جمهوری روسیه هفته گذشته در دیدار با فرماندهان نظامی گفت: «نمی‌توان به تضمین‌های حقوقی بلندمدت واشنگتن اعتماد کرد، چون این کشور به راحتی آن ها را کنار می‌گذارد. ما به ضمانت‌های قانونی الزام‌آور و درازمدت نیاز داریم. آن ها قابل اعتماد نیستند. چون ایالات متحده به راحتی از همه معاهده های بین‌المللی که به دلایلی برایش جذابیت ندارد، خارج می‌شود. » روسیه برای به دست آوردن همین تضمین، زره بر تن و کلاه خود بر سر به میدان آمده و عقب نشینی اش را مشروط به کسب این تضمین کرده است. در این میان، هر چند دلایل مسکو مبنی بر از بین رفتن کشورهای حایل میان مرزهای روسیه و ناتو به لحاظ امنیتی و دفاعی دلایلی پذیرفتنی به شمار می رود، اما نمی توان گفت که تنها ناتو دست به تحریک رقیب خود زده است. سیاست تهاجمی  پوتین روی دیگر سکه بحران اوکراین است. او اکنون به این نتیجه رسیده بهترین دفاع در مقابل پیشروی ناتو به شرق نه حالت تدافعی که حالت تهاجمی است . پوتین در سال ۲۰۰۸ «به طور مخفیانه» از جدایی‌طلبان در گرجستان در منطقه «اوستیای جنوبی» حمایت نظامی به عمل آورد . تجربه شکست غرب در ماجرای حمله روسیه به گرجستان در سال 2008 و الحاق کریمه در سال 2014، اعضای ناتو را به این نتیجه رساند که اگر در قبال اقدامات تحریک آمیز روسیه منفعل عمل کنند، مسکو به پیروزی دیگری دست خواهد یافت. روسیه چند سالی است که پس از کامیابی در الحاق شبه جزیره کریمه، برای مناطق دونتسک و لوهانسک در شرق اوکراین دندان تیز کرده است.اما سوال این است که آتش جنگ برافروخته می شود ؟ آن چه اکنون به عنوان فکت در تنش اوکراین وجود دارد، تمایل نداشتن طرفین به آغاز جنگ است. دلیل آن نیز مشخص است. روسیه، به عنوان قدرتی اتمی و دارنده دومین ارتش بزرگ جهان، عراق، افغانستان، سوریه یا لیبی نیست که بتوان جنگی یک طرفه را در برابر آن آغاز کرد. این جنگ اگر آغاز شود جنگی بزرگ خواهد بود و تصور محدود کردن آن به جنگی منطقه ای بسیار دور از ذهن است. برای همین است که غرب به رغم مانورهای تحریک آمیز نظامی تمام تلاش خود را می کند تا از برخورد نظامی دوری کند. این دوری از تنش، البته برای آمریکا که خود را به مثابه «جزیره ای دور افتاده» می بیند به معنای تمایل نداشتن آن به وجود تنش حداقلی یا رقابت های قابل کنترل نیست.واشنگتن حتی از وجود حدی از تنش  قابل مدیریت میان روسیه و غرب  با هدف جلوگیری از نزدیکی اروپا و روسیه استقبال می کند چرا که در این حالت علاوه بر تثبیت نقش مرکزی خود برای رهبری جهان غرب از عمیق تر شدن روابط مسکو-بروکسل در قالب طرح هایی همچون خط لوله نورداستریم جلوگیری خواهد کرد . واشنگتن در کنار این سیاست، طی سال های اخیر «پیمان ابراهیم» را برای عادی سازی روابط اعراب با اسرائیل امضا کرده، از افغانستان به صورت کامل خارج شده و نیروهایش در عراق را به حضور مستشاران نظامی کاهش داده است. همه این تلاش ها برای اجرای سیاست نگاه به شرق و تمرکز روی تهدید خیزش چین است. جدای از سیاست یک طرفه واشنگتن، به نظر می رسد اتحادیه اروپا نیز نمی خواهد با همسایه شرقی خود وارد جنگ شود. امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه هفته گذشته در تماس با همتای روس خود به طور تلویحی‌گفت که تمایلی به نبرد با روسیه ندارد. با این حال، اولاف شولتس، صدراعظم جدید آلمان که به جناح چپ میانه‌رو تعلق دارد و گفته می شود همچون آنگلا مرکل خویشتن دار نیست، در لفظ علیه مسکو موضع گرفته است. اما، یکی از دلایلی که باعث می‌شود در مقیاسی بزرگ آلمان را با فرانسه هم نظر دید، وابستگی این کشور به انرژی روسیه است. جدای از این، پاریس طی دو سال گذشته طرحی را مبنی بر تشکیل «ارتش واحد اروپا» با حمایت و همراهی آنگلا مرکل، صدراعظم سابق آلمان پیش برده بود. طرحی که تلاش داشت با بیرون آمدن از زیر یوغ «ناتو» که تحت نفوذ و رهبری آمریکاست، به طور مستقل درباره چالش های امنیتی اروپا تصمیم گیری کند. در نگاهی کلان این خود دلیلی محکم است که رهبران بانفوذ اروپا سعی کنند مواجهه خود با مسکو را در قالب دیپلماسی یا تحریم های اقتصادی پیگیری کنند.حالا، باوجود همه آن چه در بالا گفته شد، اگر جنگی در اوکراین در بگیرد، کیفیت آن چگونه خواهد بود؟ روسیه پیش از این در ماجرای گرجستان و کریمه اوکراین، نوع برخورد غرب با جدایی طلبی و تجزیه را دیده است. حال، در این شرایط اگر جنگی آغاز شود، جدایی منطقه دونباس از اوکراین که در کنترل شورشیان روس قرار دارد محتمل است و اوکراین را باید دو پاره شرقی و غربی تصویر کرد. روسیه در این مدت بیکار نیز نبوده است. اعطای پاسپورت روسی برای بیش از 600 هزار جدایی طلب مناطق «لوهانسک» و «دونتسک» در شرق اوکراین، ارسال محموله های واکسن اسپوتنیک برای شورشیان، جایگزین شدن روبل روسی به جای «گریونای» واحد پول اوکراین در مناطق تحت تصرف جدایی طلبان، از جمله مواردی است که مسکو پیش از این روی آن سرمایه گذاری کرده است. 
 

**************

روزنامه ایران**

تبیین تغییر مسیر بازار سرمایه/ محمدآرام بن‌یار
در بررسی علل نوسان بازار سرمایه در چند ماه گذشته باید به موضوعی اشاره کرد که به طور قطع یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین موارد است و آن تعیین وضعیت مدیران عملیاتی مرتبط با بازار سرمایه است. هرچه زودتر مدیران عملیاتی در بازار سرمایه، مدیران و معاونان بانک‌ها و شرکت‌های تأمین سرمایه که احتمال تغییر آنها وجود دارد، مشخص شوند ابهام بزرگی از بازار سرمایه برطرف می‌شود. اما آنچه در قالب رشد بازار طی چند وقت اخیر مطرح شده نتیجه رشد قابل توجه بازار کامودیتی‌ها هم در پتروشیمی و هم فلزات است. مثلاً قیمت اوره از 300 دلار به 800 دلار افزایش یافت. سایر موارد هم از 30 درصد تا حدود 200 درصد در بازارهای جهانی رشد کردند. افزایش قابل توجه قیمت ارز هم در کنار سایر موارد سبب شد میزان سودآوری شرکت‌های بورسی افزایش یابد.
همچنین بسته سیاستی حمایتی 10 بندی که وزیر امور اقتصادی و دارایی طی روزهای اخیر اعلام کرد، می‌تواند در مجموع اثر مثبت داشته باشد. سایر نکات مطرح شده در لایحه بودجه همچون کاهش 5 درصدی مالیات شرکت‌های بورسی هم در نهایت به سودآوری شرکت‌های بورسی منجر می‌شود.
 البته همچنان که از سود شرکت‌های بورسی سخن به میان می‌آید نباید از این نکته غافل شد که رشد درآمد شرکت‌های بورسی افزایش نقدینگی و افزایش سود حاصل از سرمایه‌گذاری آنها را افزایش می‌دهد و منجر به ایجاد فصل درآمدی جدید خواهد شد.
به عنوان مثال یک شرکت فولادی و پالایشگاهی یک هلدینگ سرمایه‌گذاری هم محسوب می‌شود چرا که درآمد ناشی از سرمایه‌گذاری در زنجیره ارزش آنها در کل درآمد و سودآوری آن شرکت‌ها را افزایش می‌دهد.
در واقع نگاه سرمایه‌گذاری به شرکت‌های بورسی باید با دید بلند باشد که در این‌صورت می‌توان از بسیاری نوسانات قیمت سهام در کوتاه‌مدت چشم‌پوشی کرد. در نهایت هم پیشنهاد می‌شود که سازمان بورس و وزارت اقتصاد و دارایی بودجه‌ای را برای آموزش، ارتقای سواد مالی و تحلیل تازه‌واردان بازار سرمایه اختصاص دهند. با این هدف که تصمیمات این گروه‌ها در سرمایه‌گذاری کلان کشور به درستی تعریف و به سمت بازارهای تولید کالا و خدمات یعنی بازار سرمایه هدایت شود. چرا که بازار سرمایه با ابزارهای متنوعی که دارد بهترین فرصت برای رونق تولید و ایجاد اشتغال است و البته که لازمه تحقق این مهم بازگشت اعتماد به بازار و ایجاد اعتماد پایدار است که در اثر تصمیمات ثابت و درست سیاستگذاران ایجاد می‌شود. شفاف‌سازی در این عرصه پیش‌بینی روند مثبت برای بازار را در پی خواهد داشت.

**************

روزنامه شرق**

جذب آموزش عالی کشاورزی با چه توجیهی؟/ عبدالحسین طوطیایی

وزیر جهاد کشاورزی در مراسم تجلیل از محققان برتر تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اظهار کرد: «این آمادگی وجود دارد که کل دانشگاه‌های کشاورزی مانند دیگر کشور‌ها ذیل مدیریت اجرائی کشاورزی و سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج (تات) آورده شوند همان‌طور که اکنون این امر در وزارت بهداشت نیز انجام شده است». این اشارات وزیر محترم و آن هم پس از گزارش شتاب‌زده معاونت این وزارت در صد روز اول دولت، نشان از ضرورت بازنگری در نگاه متولیان این بخش دارد. مدیریت بخش کشاورزی کشور در شاخه موسوم به «تات» (تحقیقات، آموزش و ترویج) ساختاری حجیم و کم‌تحرک با هشت هزار نفر نیروی انسانی و مشتمل بر دو هزار عضو هیئت علمی دارد. این شاخه در خلال چهار دهه اخیر و به موازات افزایش استان‌ها و رقابت‌های نفس‌گیر وزارت‌های کشاورزی و جهاد سازندگی وقت از نظر کمی گسترش پرشتابی گرفت. ارزیابی واقع‌گرایانه از بار سنگین چنین ساختاری بر منابع و اعتبارات ملی و در مقایسه با دستاورد ملموس پژوهش‌های آن از زمره فوریت‌ها به شمار می‌آید. پژوهش‌هایی که در چرخه مسدود «طرح-مقاله» عمدتا خرج از عرصه تولید جدا کرده و تنها به کار ارتقای پایه و رتبه می‌آیند. همین که ایشان در این سخنرانی به ناشناخته‌بودن سازمان «تات» در میان مردم و مسئولان اذعان کردند، در حقیقت تأییدی بر این چرخه مسدود است. از سویی دیگر حوزه آموزش عالی نیز در این مدت برای تربیت نیروی انسانی کارآمد و ماهر در شاخه‌های مختلف کشاورزی و منابع طبیعی تنها در برافراشتن تابلو از دانشگاه‌های دولتی، آزاد، پیام نور و... در تمامی استان‌ها اهتمام داشته است. چنین سیستم آموزش معیوبی و با «رهاسازی» انبوه دانش‌آموختگان سرگردان، هم بر حجم وزارت جهاد کشاورزی و هم بر خیل دانش‌آموختگان جویای کار افزوده است. هم‌اکنون نزدیک به ۳۰۰ هزار دانش‌آموخته بی‌کار در رشته‌های مختلف کشاورزی و در سطوح مختلف آکادمیک، حکایت از بحرانی فراگیر دارد. جای بسی شگفتی است که مدیریت کشاورزی کشور و قبل از گشودن این گره‌های مزمن در هر دو بخش آموزش عالی و تحقیقات کاربردی، برای چنین تجمیعی اعلام آمادگی می‌کند. ایشان برای اثبات پیشنهاد خود به الگوی آموزش عالی کشاورزی در «سایر کشورها» و نیز ادغام آموزش پزشکی با وزارت بهداشت و درمان استناد می‌کند. به نظر می‌آید وزیر محترم که تا چند ماه قبل خود در مجلس شورای اسلامی حضور داشتند، باید بهتر بدانند که مدت‌هاست بحث جداسازی مجدد آموزش پزشکی از وزارت بهداشت و درمان و برگشت آن به وزارت آموزش عالی، تحقیقات و فناوری در دستور کار کمیسیون مربوطه در مجلس قرار دارد. از طرفی مشخص نیست که مراد وزیر محترم از «سایر کشورها» کدام است؟

قطعا دانشکده‌های کشاورزی در بسیاری از کشور‌های پیشرفته و از جمله آمریکا مجری پژوهش‌های کاربردی کلان در شاخه‌های مختلف فناوری در این حوزه هستند. چه خوب است در الگوبرداری از «سایر کشورها» نیم‌نگاهی هم به ساختار کم‌حجم و پرورش مهارت‌های کیفی در آن‌ها و مقایسه با آنچه در کشورمان درمی‌گذرد، افکنده شود. مدیریتی که اکنون سرنوشت هدایت کشاورزی را در دست دارد، در گام اول باید باور کند که ارائه کارنامه صدروزه از بخشی که فعالیت‌هایش ماهیتی درازمدت دارد، گزارشی الزاما امیدوارکننده نیست. نتیجه خطا‌های راهبردی اکنون در این حوزه را چه‌بسا در آینده‌ای دورتر باید ارزیابی کرد. آنچه جامعه مطالبه‌گر از این مدیریت انتظار دارد، تدوین و اجرای بردبارانه نقشه راهی است که به افزایش بهره‌وری پایدار و نه الزاما تنظیم بازار مرغ و... منجر شود. در گام بعدی باید برای حذف و کاستن از تابلو‌های موازی و غیرلازم در این دستگاه اجرائی کوشش شود. شتاب برای الصاق و ستاندن بخش‌نامه‌ای تابلو‌های رنگ‌باخته از دیگر بخش‌های دولت و بدون بررسی‌های دقیق کارشناسی این مدیریت را به گرفتاری‌های خودساخته جدیدی سرگرم می‌کند؛ سرگرمی‌هایی که اگر آبی بر ذخایر محدود کشور نیفزاید، چه‌بسا نانی در تنور‌هایی بچسباند.

**************************************************************

 

 

 

برچسب اخبار
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین مطلب
پربیننده ترین
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات