بین الملل >>  سیاست خارجی >> نبض بین الملل
تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۴۰۱ - ۱۱:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۳۳۸۲۱۳
از زمان پایان جنگ با عراق در سال ۱۹۸۸ جمهوری اسلامی شاهد حملاتی به این تعداد، وسعت و بعد جغرافیایی نبوده است. هرکس که پاسخ‌های ایران به این اهداف را دنبال کند، متوجه اختلاف آشکار در الگو‌های آن‌ها خواهد شد.
 به این ترتیب واکنش‌های فوری به ربایش نفتکش‌ها و حملات سایبری وجود دارد؛ اما واکنش‌ها به ترور دانشمندان و تخریب تاسیسات به گونه‌ای است که یا گویی اتفاقی نیفتاده است یا اینکه با تاخیر و کندی صورت می‌گیرد. شاید علت تفاوت در توانمندی ایران در این زمینه‌ها باشد.

 در هفته‌های اخیر منافع ایران در چهار سطح هدف قرار گرفت: ترور دانشمندان شاغل در طرح‌های علمی و تکنولوژیکی، ربایش نفتکش‌ها در آب‌های بین‌المللی، آتش‌سوزی در تاسیسات حیاتی در شهرهای دورافتاده و حملات سایبری به مکان‌های مختلف.

از زمان پایان جنگ با عراق در سال 1988 جمهوری اسلامی شاهد حملاتی به این تعداد، وسعت و بعد جغرافیایی نبوده است. هرکس که پاسخ‌های ایران به این اهداف را دنبال کند، متوجه اختلاف آشکار در الگوهای آنها خواهد شد. به این ترتیب که واکنش‌های فوری به ربایش نفتکش‌ها و حملات سایبری وجود دارد؛ اما واکنش‌ها به ترور دانشمندان و تخریب تاسیسات به گونه‌ای است که یا گویی اتفاقی نیفتاده است یا اینکه با تاخیر و کندی صورت می‌گیرد. شاید علت تفاوت در توانمندی ایران در این زمینه‌ها باشد.

در همین راستا (سطح نخست) در هفته‌های اخیر ترور تعدادی از دانشمندان و فرماندهان ایرانی صورت گرفت و این باور رایج وجود دارد که در ورای اکثر این ترورها اسرائیل ایستاده است. این مسئله قابل ملاحظه است که انتقام ایرانی که بعد از هر ترور از سوی مقامات ایرانی وعده داده شد، صورت نگرفته است. تاکنون مقامات بلندپایه اسرائیل با وجود این تهدیدها در هیچ جای دنیا ترور نشده اند. آیا این امر به علت فقدان امکانات اطلاعاتی یا عدم تمایل ایرانی‌ها به گسترش دایره (درگیری) یا ترس از واکنش‌های بین المللی است؟

بعد یا سطح دوم هدف قرار دادن ایران ضربه زدن به تاسیسات حیاتی در سراسر این کشور است. در این راستا نیروگاه‌های برق در جنوب کشور و پالایشگاه‌های نفت (همانطور که برای پالایشگاهی در جنوب تهران اتفاق افتاد) آتش گرفتند. یک کشتی قبل از غرق شدن نیز آتش گرفت و هواپیماهای نظامی به دلایل نامعلومی سقوط کردند. علی‌رغم سکوت مقامات ایرانی در قبال این حملات، انگشت اتهام به سمت اسرائیل نشانه می‌روند و مقامات اسرائیلی نیز تلاشی برای انکار آن نکردند.

وجود شبکه‌های جاسوسی اسرائیلی در خاک ایران و ایفای نقش از سوی آنها نیز مسئله‌ای آشکار است. انجام این ماموریت‌ها در نتیجه عادی سازی روابط امارات و بحرین با اسرائیل آسان شده است. محافل نزدیک به رهبری ایران نارضایتی شدید خود را از حکومت این دو کشور درخصوص چندین مسئله ابراز می‌کنند: نخست عادی سازی روابط با آنچه آنها دشمن امت اسلامی می‌خوانند. دوم: فراخواندن نیروهای اطلاعاتی و دستگاه‌های امنیتی و نظامی اسرائیلی به آب‌های خلیج فارس به طوری که نزدیک مرزهای این کشور شده‌اند. سوم: باور ایران به وجود اتاق‌های عملیات مشترک میان اسرائیل و عناصری از این دو کشور که برای عملیات ترور و خرابکاری در خاک ایران برنامه ریزی می‌کنند.

واضح است که ایران از توانمندی کافی برای پاسخگویی مشابه برخوردار نیست، حتی اگر عملیات محدودی در اسرائیل صورت گرفته باشد؛ اما عملیات خرابکارانه‌ای که اسرائیل را به انجام آنها متهم می‌کند، از نظر تعداد و اندازه فراتر است. با این حال، وقوع عملیات انتقام‌جویانه در داخل سرزمین‌های اشغالی فلسطین بعید نیست، هرچند این امکان در آینده قابل پیش‌بینی واقعی به نظر نمی‌رسد.

سطح سوم عملیات سایبری متقابل میان دو طرف است که طی آن تاسیسات ایران از سوی اسرائیل و نیز آمریکا هدف قرار می‌گیرد؛ اما ایران نیز توانایی‌های خود را بسیج کرده و حملات متعددی را علیه تاسیسات اسرائیلی و آمریکایی انجام داده است. این امر با توجه به تهدید مستقیمی که برای امنیت اسرائیل ایجاد می‌کند و همچنین «توازن» دیگری که ایران توانسته در فضای سایبری ایجاد کند، باعث ترس در حکومت اسرائیل شده است. پیش‌بینی می‌شود حملات و ضدحمله‌های جمهوری اسلامی و اسرائیل به‌ویژه با توجه به افزایش احتمال شکست مذاکرات وین ادامه یابد. در اینجا لازم به گفتن این مسئله است که این «توازن» الکترونیکی به عاملی بازدارنده‌ای تبدیل شده است که به حفاظت از تأسیسات صنعتی ایران که به طور فزاینده‌ای به خدمات الکترونیکی وابسته هستند، کمک می‌کند.

اما سطح چهارم به ادامه هدف قرار دادن ایران از سوی آمریکا در سطح بین المللی مرتبط است. در این راستا آمریکا در هفته‌های اخیر به تنش‌زایی اقدام کرد وقتی مقامات یونانی یک نفتکش روسی با پرچم ایران را با ادعای نقض تحریم‌ها توقیف کردند. پاسخ ایران توقیف دو کشتی یونانی در آب‌های خلیج فارس بود. به این ترتیب دادگاه یونان حکم لغو توقیف کشتی حامل پرچم ایران را صادر کرد و آن را به ایران تحویل داد. به نظر می‌رسد پاسخ ایران قاطعانه بود. این مسئله قبلا در سال 2019 درباره انگلیس نیز  اتفاق افتاد (توقیف گریس 1 متعلق به ایران و اقدام ایران در راستای توقیف استینا امپرو متعلق به انگلیس).

در این مورد ایران نسبت به کسانی که منافعش را هدف قرار می‌دهند، قاطع‌تر به نظر می‌رسد؛ زیرا سیاست متقابلی را اعمال می‌کند که دستاوردهای سیاسی و معنوی برایش به ارمغان آورده و به عاملی بازدارنده در برابر دیگران تبدیل شده است.

 

منبع: القدس العربی / تحریریه دیپلماسی ایرانی/11

 

 

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین مطلب
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات