عهدشکنان هم خداوند را خشمگین می‌کنند و هم مردم را

از جمله اوامر قرآن که جنبه اجتماعی مهم و وسیعی دارد، وفای به عهد و مسئولیت‌پذیری در برابر دیگر انسان‌هاست. دستورات قرآن معطوف به روابط الهی و انسانی است که به نظم و آرامش منتج می‌شود. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا» (بقره/ 177)، «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» (مائده/ 1)، «وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ، إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولا» (اسراء/ 34) و ... . در این زمینه روایات بسیاری داریم که به اهمیت وفای به عهد اشاره دارد. وفای به عهد و خلف وعده نداشتن همانند امانتداری در روایات مورد تأکید است و آنقدر مهم است که فقدان آن را مساوی با فسق می‌شمارند. جالب آنکه وفای به عهد هم مانند امانتداری فقط درباره مؤمنان لازم نیست، بلکه درباره همه انسان‌ها باید رعایت شود. در تفسیر این آیه شریفه از حضرت صادق(ع) مروی است که فرمود: «وعده‌ای که مؤمن به برادر دینی خود می‌دهد، مانند نذر است. یعنی باید حتماً وفا شود، لیکن در مخالفت آن کفاره نیست. پس کسی که با مؤمنی خلف وعده کند، اول مخالفت خدا را کرده و خود را در معرض خشم او قرار داده است.» (وسائل‌الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۶۵)

همان‌طور که گفته شد، بسیاری از وعده‌ها درباره دیگر انسان‌ها استفاده می‌شود. کسانی که خود را شایسته قبول مسئولیت می‌بینند، باید به این موضوع توجه داشته باشند که وفای به عهد و عمل به وعده‌هایی که می‌دهد، هم نشانه ایمان است و هم نشانه مسئولیت‌پذیری. خداوند این جهان را به شوخی و بی‌هدف نیافریده است که هر کسی آن را به شوخی بگیرد و مسئولیت رفتارها و گفتارهای خود را برعهده نگیرد. پیغمبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیف اذا وعد»؛ کسی که به خدا و روز جزا ایمان آورده، وقتی وعده‌ای می‌دهد باید وفا کند.(اصول کافی، ج ۲، ص ۳۶۴) مفسران خلف وعده را دارای حرمتی مستقل و عقابی مطمئن می‌دانند و آن را جزء گناهان کبیره قرار می‌دهند.

حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: «من عامل الناس و لم یظلمهم و حدثهم فلم یکذبهم و وعدهم فلم یخلفهم فهو ممن کملت مروته و حرمت غیبته و ظهر عدله و وجبت اخوته»؛ کسی که در معاملاتش با مردم ستم نکند و در سخن‌گفتن دروغ نگوید و در وعده‌هایی که به آنها می‌دهد خلف وعده نکند، غیبت‌کردن از چنین شخصی حرام است و مروتش تمام و عدالتش هویداست. باید او را برادر دینی دانست و حقوق برادری او را رعایت کرد. پس کسی که ظالم یا دروغ‌گو یا پیمان‌شکن باشد، جایزالغیبه و فاسق است.(اصول کافی، ج ۲، ص۲۳۹) حضرت امیرالمؤمنین(ع) نقض عهد و خلف وعده را از شعبه‌های کفر می‌دانند و می‌فرمایند: «به خدا سوگند که معاویه از من زیرک‌تر نیست. لیکن او پیمان می‌شکند و از حق منحرف می‌شود و از عقوبت خدا نمی‌ترسد و اگر بدی پیمان‌شکنی نبود من از همه زیرک‌تر و به روش نیرنگ‌بازی داناتر بودم، ولی هر نیرنگ و بی‌وفایی، بیرون رفتن از فرمان خداست و هر نافرمانی خدا کافرشدن به معبود مطلق است و هر نیرنگ‌باز و بی‌وفایی را پرچمی است که به آن در روز قیامت شناخته می‌شود.»(نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۰)

در میان روایات نکته‌ای نیز وجود دارد که از آن می‌توانیم به اقسام متفاوت وفای به عهد پی ببریم. اینکه کسی بیاید وعده‌ای به فرد یا افرادی بدهد و بعد با نیرنگ‌بازی از عمل به آن فرار کند و یا بهانه‌جویی کند، مصداق بارز یک عهدشکن است و همه نکاتی که درباره عهدشکنان گفته شده شامل او نیز می‌شود. (نهج‌البلاغه، خطبه 43) این در حالی است که جاهلان، آنان را زرنگ و باهوش و باکیاست می‌پندارند و فکر می‌کنند کسی که توانسته از عمل به وعده خود فرار کند، فردی قابل است. این جاهلان به عهدشکنی‌ها اعتبار می‌دهند و منافع خود را در آن جست‌وجو می‌کنند. شاید بتوان گفت این نحوه برخورد عده‌ای از مردم آنان را در گناه عهدشکنان شریک می‌کند. به عبارتی کسانی که خلف وعده فردی را به چشم خود می‌بینند، اما آن را انکار نمی‌کنند و حتی حمایت کورکورانه می‌کنند هم در گناه عهدشکن شریک هستند و باید پاسخگوی اعمال خود و او باشند. این حمایت، هم به ضرر عهدشکن است و هم به ضرر حامیان آن. زیرا این حمایت‌ها سبب می‌شود عهدشکن خود را در هاله‌ای از عصمت و در حصاری از امنیت ‌ببیند؛ در حالی که می‌داند عهد شکسته و سخنان و وعده‌های خود را فراموش کرده و زیر پا گذاشته است.

خلف وعده خشم برانگیز هم هست؛ یعنی وقتی مردم از مسئولی خلف وعده می‌بینند خشمگین می‌شوند و شاید این خشم به ضرر همه آنها تمام شود و غیرقابل کنترل باشد، که عهدشکن هم از عهدشکنی خود در آزار است و هم گناه خشم مردم را به دوش می‌کشد. امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «خلف وعده و نقض پیمان باعث خشم خداوند و مردم است. بدون تردید عهدشکنى شخصیت آدمى را در هم می‌شکند.» (الحدیث، ج ‏2، ص 293)

سیدحسین خاتمی خوانساری