تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۵ - ۰۹:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۹۶۴۱۰
دکتر «حیدرعلی مسعودی» کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با همدلی:
اشاره: حیدرعلی مسعودی، دکترای روابط بین‌الملل از دانشگاه تهران و عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات منطقه‌ای دانشگاه شهید بهشتی است. او چندین کتاب و مقاله در حوزه مسائل بین‌المللی دارد. وی در در این گفت‌وگو به چالش‌های منطقه‌ای ایران – و مشخصاً رابطه با عربستان – پرداخته شد. مسعودی معتقد است چالش‌های منطقه‌ای ایران را باید در چارچوب کاهش نفوذ آمریکا در خاورمیانه تحلیل کرد. او برجام را نیز در همین چارچوب ارزیابی می‌کند و در پایان، پیشنهاد می‌کند که شکل پیشبرد مذاکرات برجام در مسائل منطقه‌ای نیز دنبال شود.
(روزنامه همدلي - 1395/06/20 - شماره 414 - صفحه 3)

* آقای دکتر؛ به نظر شما سیاست خارجی ایران در سال‌های آینده با چه چالش‌هایی مواجه خواهد بود؟

** جمهوری اسلامی ایران با دو دسته چالش‌های منطقه‌ای و جهانی مواجه است. در موضوع چالش‌های منطقه‌ای موضوعاتی مانند تنش در روابط با عربستان، جنگ سوریه، جنگ یمن و تهدید داعش مطرح است و چالش‌های جهانی ایران موضوعاتی مانند آینده روابط با آمریکا، موانع اجرای برجام و حفظ توازن غرب و شرق هستند. در این میان، دو چالش عربستان و اجرای برجام فوری‌ترین مباحث سیاسی خارجی ما به‌حساب می‌آیند.

* اول به مباحث منطقه‌ای بپردازیم. ایران و عربستان چه تصویری از یکدیگر دارند؟

** از نگاه رهبران جمهوری اسلامی، رژیم آل‌سعود یک دیکتاتوری تحت حمایت آمریکاست. مردم ایران نیز پادشاهی عربستان را رژیمی عقب‌مانده و غیردموکراتیک می‌دانند. در مقابل، عربستان نیز ایران را رژیمی مبتنی بر تفکرات انحرافی و رادیکال می‌داند که سودای سرنگونی همه نظام‌های سیاسی منطقه را در سر دارد. ضمن اینکه تصور عمومی غالب در عربستان نسبت به ایران، مبتنی بر پیشینه تاریخی منازعه عرب/ عجم شکل گرفته‌است که فارس‌ها را مجوس می‌داند.

* این‌ها یعنی اینکه منازعات تشدید خواهد شد؟

** بله؛ که این منازعه در کوتاه‌مدت و حتی میان‌مدت امواج آن تعیین‌کننده تحولات سیاسی و امنیتی در خاورمیانه خواهد بود. امروزه خاورمیانه در حال گذار از ثبات هژمونیک مبتنی بر خواست قدرت‌های جهانی است.

* یعنی نقش قدرت‌های جهانی در خاورمیانه کاهش خواهد یافت؟ در این صورت آیا منطقه به سوی صلح حرکت خواهد کرد؟

** بله؛ به‌عنوان یک روند کلّی می‌توان گفت که امور بین‌المللی در جهان، حداقل در بسیاری از مناطق استراتژیک، در حال تبدیل‌شدن به امور منطقه‌ای است؛ چیزی که تحت عنوان «منطقه‌ای‌شدن امنیت» از آن یاد می‌شود. البته خاورمیانه هنوز فاصله زیادی با منطقه‌ای‌شدن امنیت دارد و فعلاً مفهوم «توازنِ منطقه‌ای در حال گذار» بهتر می‌تواند شرایط خاورمیانه را توصیف کند.

* چه شد که نظم پیشین خاورمیانه به‌هم خورد؟

** این ناشی از سه عامل بود: سرنگونی صدام؛ کاهش مداخله مستقیم آمریکا و در نهایت تحولات بیداری اسلامی یا بهار عربی. ظهور این متغیرها منجر به موازنه‌سازی جدیدی در منطقه شد.

* یعنی وقوع این سه رخداد عینی، زمینه درگیری شدید در منطقه را فراهم کرده است؟ پس نقش دیپلماسی این وسط چه می‌شود؟

** کارکرد دیپلماسی این است که حتی در شرایط جنگ می‌تواند زمینه تعامل بین دو کشور را باز و آماده نگه دارد. دیپلماسی رسمی و غیررسمی ایران و عربستان می‌توانست نقش مفیدتری برای مدیریت تنش بین دو کشور بازی کند اما متاسفانه دستگاه دیپلماسی دو کشور فرصت‌ها را از دست دادند و هم برخی نیروهای سیاسی و اجتماعی در دو کشور مانع از این کار شدند.

* به کاهش مداخله مستقیم آمریکا به‌عنوان یکی از علل موازنه‌سازی جدید اشاره کردید؛ با این حساب، آمریکا چه نقشی در آینده خاورمیانه خواهد داشت؟

** راهبرد کنونی آمریکا در خاورمیانه «رهبری از پشت»(leading from behind) است. این بدان معناست که آمریکا به دلیل تغییر در اولویت‌های جهانی خود، دیگر تمایل چندانی برای دخالت مستقیم و تمام‌عیار در منازعات خاورمیانه ندارد. این واقعیت را اگر در کنار خلا یک نظام مدیریت منازعات امنیتی در خاورمیانه بگذاریم، به این نتیجه می‌رسیم که آینده روشنی حداقل در کوتاه‌مدت در انتظار خاورمیانه نیست. ضمن اینکه ایران علی‌رغم اتخاذ سیاست‌های ضدآمریکایی، هیچ طرح و برنامه منسجمی برای خاورمیانه بدون آمریکا ندارد.

* با توجه به این موارد برجام را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** حل‌وفصل مناقشه اتمی ایران این پیام را برای منطقه داشت که آمریکا در حال بازسازی و مرور سیاست‌های منطقه‌ای خود در خاورمیانه است. اگرچه خوش‌بینانه است که فکر کنیم نیروهای مخالف عادی‌سازی روابط با ایران در سیستم سیاسی آمریکا بیکار نشسته‌اند. ولی مهم این است که ما هم بتوانیم درکی از منافع ملّی خودمان در سیستم سیاسی آمریکا به‌وجود بیاوریم. متاسفانه در حال حاضر چنین ابزارهایی برای تاثیرگذاری بر روند شکل‌گیری سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا در اختیار نداریم. در مقابل، عربستان و اسرائیل از نفوذ لابی‌های عربی و صهیونیستی برای تاثیرگذاری بر این روند به‌خوبی بهره می‌گیرند.

* به انتخابات آمریکا بپردازیم. آیا مواضعی که ترامپ و کلینتون در سیاست خارجی اتخاذ کرده‌اند مطابق همین راهبردی است که ارائه کردید؟

** مواضع ترامپ دوپهلو، ناشیانه و عوام‌پسندانه است. زمانی می‌گوید آمریکا نباید هزینه امنیت متحدان خود را بپردازد و زمانی دیگر حرف از پاره کردن برجام می‌زند. مواضع کلینتون اما انسجام بیشتری دارد. در هر حال تصور می‌کنم هر دو در چارچوب راهبرد کلّی آمریکا عمل خواهند کرد.

* و این یعنی اینکه چه ترامپ بیاید چه کلینتون، برجام پابرجا خواهد ماند؟

** جناح‌های سیاسی برای صورت‌بندی سیاست خارجی خود به یک سری آموزه‌های کلّی نیاز دارند که معمولاً در اسناد و متون بالادستی آن کشور مندرج است. اما افراد، احزاب و جناح‌های مختلف می‌توانند سطحی از انعطاف در آموزه‌های غیرمحوری مندرج در متون پایه‌ای ایجاد کنند. در نهایت، تغییر رویکرد دولت‌ها در ایران و آمریکا می‌تواند آینده برجام را با خطر مواجه کند، اما نمی‌توانند ضرورت‌های کلان سیاست خارجی کشورها را به‌کلّی تغییر دهند.

* راه‌حل شما برای حل‌وفصل چالش‌های منطقه‌ای و جهانی ایران چیست؟

** ایران چند راه دارد: اول نزدیکی به آمریکا و شرکت در ائتلاف‌های جهانی به رهبری آمریکا است که با توجه به ماهیت نظام‌های سیاسی دو کشور عملاً ممکن نیست. از آن گذشته، با توجه به شکست سیاست‌های آمریکا در سال‌های اخیر نامطلوب هم است. راه دوم در پیش گرفتن سیاستِ به‌اصطلاح مستقل در قالب ائتلاف‌های متزلزل و صوری با کشورهای درحال‌توسعه است. تجربه ریاست ایران بر گروه‌کشورهای عدم تعهد ناکارآمدی این سیاست را نیز نشان داد. راه سوم پیوستن به پیمان‌های رقیبِ آمریکا (مانند سازمان همکاری شانگهای) و همکاری با رقبای آمریکا مانند روسیه است.

این سناریو نیز عملاً با مخالفت افکار عمومی داخلی و موانع بین‌المللی مواجه خواهد شد. در موضوع استفاده روس‌ها از پایگاه نوژه این را دیدیم. مسیر چهارم ایجاد ائتلاف‌های منطقه‌ای در خاورمیانه بر اساس خطوط مذهبی است؛ مانند همین چیزی که در حال حاضر از سوی ایران و عربستان پیگیری می‌شود. نتیجه چنین وضعیتی هم که مشخص شده است و نهایتاً مسیر پنجم، تلاش برای ایجاد نظم امنیتی فراگیر با حضور همه بازیگران عمده برای کنترل و مدیریت منازعات است. به نظر من راه پنجم می‌تواند عقلانی‌ترین، بهینه‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه برای عبور از وضعیت اسفبار کنونی باشد.

* این مسیر دور از ذهن نیست؟

** نه؛ اتفاقاً گزینه‌های دیگر، غیرواقع‌بینانه است. می‌شود مدل پیشبرد مذاکرات برجام را در سیاست‌های منطقه‌ای هم پیاده کرد. البته منظور من لزوماً نتیجه نهایی برجام نیست، بلکه حرف اصلی این است که در مسائل منطقه‌ای هم مانند موضوع هسته‌ای، باید یک صدای واحد از ایران شنیده شود. برجام محصول این تلقی بود که اولاً به‌جای اتکا به ساختارهای تثبیت‌شده خصومت بین دو کشور، می‌توان به نقش افراد و گروه‌های سیاسی در درون نظام‌های سیاسی توجه داشت. ثانیاً می‌توان به‌جای تسلط گفتمان امنیتی، از رویکردهای فنی و علمی برای کاهش سطح اختلافات بین کشورها بهره گرفت. روند امضای برجام نشان داد که کشورها می‌توانند با اراده سیاسی لازم حتی بر موانع ساختاری فائق آیند.

http://www.hamdelidaily.ir/?newsid=18326

ش.د9502101