تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۹۷۰۳۲
پایگاه بصیرت / محمدكاظم انبارلويي / anbarloee.ir
(روزنامه رسالت - 1395/07/24 - شماره 8778 - صفحه 1)

امروز درست 53 سال از عاشوراي 42 سال شروع نهضت امام خميني (ره) مي گذرد . او كه به درستي و هوشمندي نهضت اسلامي خود را با مضامين و شعائر كربلا و عاشورا پيوند داد تا جاودانگي آن را تضمين كند.طي هفته گذشته ايران اسلامي و بسياري از كشورهاي جهان در حال و هواي انقلاب كربلا و حماسه سازان عاشوراي حسيني بودند. نظم و انضباط و فراواني دسته هاي سينه زني در تهران و سراسر كشور تا اعماق روستاها و نيز پنج قاره جهان چشم‌گير بود . مضامين اشعار و نوحه هاي دستجات سينه زني همگي به روز و حماسي بود. آنچه عاشورا و تاسوعاي امسال را متفاوت تر از سال هاي گذشته مي كرد تكريم و تعظيم شهداي مدافع حرم بود كه بحق آنها را بايد شهداي بين المللي اسلام در جهان امروز دانست. سّر آنكه امام (ره) عاشوراي 1342 را مبدا انقلاب و نقطه عطف در تاريخ انقلاب اسلامي قرار داد اين بود كه امام حسين (ع) مبارزه با "سلطانيسم" را با قيام كربلا و نهضت عاشورا تئوريزه كرد.

سلطانيسم در شكل سوسيال يا ليبرال آن در عصر ما بر سه مبنا استوار است:

1- سكولاريسم

2-غرب پرستي و شرق پرستي

3-نفي استقلال جوامع اسلامي

قدرتهاي جهاني وقتي كه عزم تكه تكه كردن جهان اسلام را كردند حكومت پادشاهان را در بلاد اسلامي بر اين سه پايه بنا نهادند و لذا سلطانيسم در جهان اسلام شكل گرفت . در برخي كشورها همانند ايران، سلطانيسم ريشه داشت و حكومت هاي قاجار و پهلوي مظهر اتم اين پديده بودند.

عاشوراي 42 را بايد مبدا تبارشناسي تحولات سياسي - اجتماعي دوران معاصر در ايران و منطقه و حتي جهان دانست.

چرا كه امام خميني (ره) قيام عليه نظام "سلطانيسم" را نه تنها در ايران و جهان اسلام بلكه در كل جهان هدف قرار داده بود.

امام (ره) گام اول مبارزه با "سلطانيسم" را در عاشوراي 42 با نطق تاريخي خود برداشت حلقه اول و دوم ياران او و مركزيت انقلاب در همين روز در تهران و شهرستانها يك صدا و يك ندا قيام كردند و فرداي عاشوراي 42 بسياري از رهبران نهضت اسلامي دستگير و روانه زندانها و شكنجه‌گاه‌هاي رژيم پهلوي شدند.

امام (ره) در قم كار خود را از فيضيه آغاز كرد و شاه را هدف قرار داد و مقام معظم رهبري كه آن روزگاران طلبه‌اي بيست و چند ساله بودند به بيرجند، موطن نخست وزير وقت اسدالله علم رفت و بساط قدرت شاه و دولت او را در آنجا به هم ريخت.

همه نطق هاي شورانگيز و حماسي كه در محرم سال 1342 در منابر و مساجد به دستور و امر امام خميني(ره) در سراسر كشور مطرح شد سه تيتر و عنوان بيش نداشت:

1- حمله به شاه و جنايات عمال پهلوي در قضيه فيضيه و فساد دربار

2-حمله به رژيم صهيونيستي

3- اعلام اين نكته كه اسلام و اساس مذهب در خطر است

مفهوم اين رويكرد اعلام علني مبارزه با سلطانيسم در ايران ، منطقه و جهان بود. بستر اين مبارزه هيچ چيز جز قيام كربلا و منطق امام حسين در روز عاشورا نبود و نمي توانست هم باشد.

اقتدار اجتماعي كه در جنبش عاشوراي 42 پديد آمد آنقدر عظيم و سترگ بود كه چون بهمني از قله كوه البرز فرود آمد و همه چيز را در سر راه خود از بين برد و تحت تاثير قرار داد.

مناظري كه حضور سياسي مردم در قم ، تهران و اغلب شهرهاي ايران ديده شد حكايت از ظهور عقل اسلامي – ايراني در سپهر سياست داشت.

اين عقلانيت اقتضا داشت از رهبري تلفيقي و چند قطبي كه در نهضت مشروطه و نهضت ملي شدن صنعت نفت شكل گرفته بود فاصله بگيرد و در مركزيت و مرجعيت واحد قرار گيرد.

اين عقلانيت اقتضا داشت براندازي نظام سلطنت در ايران تئوريزه شود و نظام جايگزين با ابعاد و احكام اسلامي عرضه شود.

اين عقلانيت اقتضا داشت حمله به مباني سلطانيسم با منطق امام حسين (ع) مورد بازخواني قرار گيرد و بر اساس آن گفتمان نبوي ، علوي ، زهرايي و بالاخره حسيني بنيان نهاده شود.

قيام تاريخي امام خميني (ره) در عاشوراي 42 پرچم استقلال و آزادي را برافراشت و در تاسوعا و عاشوراي 57 با اعلام جمهوري اسلامي مرگ سلطانيسم در ايران را به ثبت رساند.

اينچنين بود كه يك فقيه ، فيلسوف ، حكيم و مرجعي بيدار و حماسه آفرين در راس نهضت قرار گرفت و توانستيم مرگ "سلطانيسم" را باور كنيم.

منطق امام حسين (ع) تعظيم شعائر عاشورا افسانه و افسون نظام هاي استبدادي و مدرن را باطل مي كند.

امام (ره) در اندازه يك رهبر صالح در ايران ظاهر شد . او در اندازه يك مصلح جهاني به عنوان وارث انبيا و اولياي الهي و به عنوان وارث خون حسين (ع) به ميدان آمد و خونبهاي امام حسين (ع) را از قداره بندان جهاني و يزيديان زمان گرفت.

جمهوري اسلامي در واقع خونبهاي امام حسين (ع) و شهداي كربلاست. سقوط ديكتاتورهاي خشن سكولار و سلطانيسم در منطقه و جهان اسلام ، خونبهاي امام حسين (ع) است .

آمريكا نمي تواند حكومت هاي قرون وسطايي و مبني بر سلطانيسم را در عربستان و برخي شيخ نشينهاي خليج فارس تا زمان زيادي حفظ كند .

اين نظامها پوسيده تر از آن هستند كه بشود با دلار و ناوهاي جنگي مستقر در خليج فارس آنها را ترميم كرد.

جنبش مبتني بر قيام عصر عاشوراي 42 طي نيم قرن اخير مدام و به طور فزاينده گفتمان خود را در ايران ، منطقه و جهان بازتوليد مي كند.

امروز انقلاب اسلامي مبشر آرمانهاي معنويت ، آزادي ، عقلانيت و عدالت اسلامي نه تنها براي جوامع اسلامي بلكه براي كل بشريت است.

امام (ره) و رهبري، امروز به عنوان پرچم‌دار علم ، عدالت، آزادي شناخته مي‌شود هر چند قارون‌هاي منطقه و جهان با بيانيه‌هاي به اصطلاح حقوق بشري خودساخته خود در سازمان ملل بخواهند چهره اين پاكان را آلوده جلوه دهند.

نهضت اسلامي ايران در عصر عاشوراي 42 نقطه آغازي بر عصر روشنگري در ايران ، منطقه وجهان نسبت به تبهكاري‌هاي مكتب سلطانيسم و منصب سلطنت و انانيّت بود. ما راه زيادي آمده‌ايم و راه زيادي هم در پيش داريم ، غفلت كنيم ضربه مي‌خوريم ضربه از كي و از كجا وارد مي‌شود؟ اين سوالي است كه بايد دقيقا مورد واكاوي قرار گيرد و پاسخ آن روشن شود.

امام (ره) و رهبري از آغاز نهضت اسلامي همواره نسبت به ظهور پديده طبقه اشراف ويژه‌خوار هشدار داده‌اند پيش از آن قرآن كريم درباره خطر « ملاء» ، « مترف » و « بطر» كه درگير با انبيا الهي بودند هشدار داده است.

بايد يقين پيدا كرد كه اسلام نسبتي با « اشرافيت» و « خواص سالاري» ندارد. آنها سربار جامعه اسلامي هستند نمي‌توانند سرباز نظام اسلامي ‌باشند. هنگام سختي حاضر نيستند باري به دوش كشند، از اجراي عدالت ناراحت و ناراضي هستند . اشتهاي سيري ناپذيري دارند. در تاريكي زندگي مي‌كنند، از شفافيت و روشنايي هراس دارند، شرم دارند مردم آنها را بشناسند و به شكم و شهوت خود فكر مي‌كنند و اين دو كانون تفكرات آنهاست.

آنها باندي عمل مي‌كنند . حلقه قدرت را بسته نگه مي دارند و اجازه چرخش قدرت و ظهور عناصر تازه نفس را در سپهر سياست نمي‌دهند.

آنان هم نان پوزسيون را مي‌خورند و هم كباب اپوزيسيون!

آنان يا دين ندارند يا سكولارند. لذا اجازه نمي‌دهند احكام خدا در جامعه پياده شود به همين دليل با مرجعيت و علما و روحانيت مخالفند.

آمريكا براي باز توليد « سلطانيسم » در ايران روي اين طبقه حساب باز كرده است.

اگر جلوي اشرافيگري در نهضت امام (ره) گرفته نشود، اشراف حركت نهضت را سد مي‌كنند. البته اين آرزويي دست نايافتني است چرا كه ما حسين داريم، عاشورا داريم. كربلاييان ايران و عاشوراييان اين سرزمين اجازه بازتوليد سلطانيزم را نمي‌دهند.

حساب غرب و آمريكاييها در بازتوليد « سلطانيسم » در فتنه 88 ايران بسته شد. آمريكاييها فكر مي‌كردند؛ با تردستي و چشم بندي از قوطي فتنه 88 ، يك سلطان را مي‌توانند بر كشور حاكم كنند آن هم با شكل و شمايل جديد، مردم دست آنها را در عاشوراي 88 خواندند و سه روز بعد در قيام تاريخي 9 دي رهبران فتنه را رسوا كردند. استعداد عاشورايي انقلاب اجازه نمي‌دهد اولاد زبير و نگون بختاني چون شمر و عمرسعد در عرصه باز توليد « سلطانيسم» هنرنمايي كنند.

پي‌نوشت:

1- مطالب اين مقاله اقتباسي از مقالات فصل نامه تخصصي در حوزه تاريخ پژوهي ايران معاصر- شماره 47- ويژه 15 خرداد 42 به‌ويژه مقالات عميق و پر محتواي حجت الاسلام و المسلمين سيد حميد روحاني و دكتر مظفر نامدار مي‌باشد.

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=241706

ش.د9502499