تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۰۲۴
دستیابی به نظام سیاسی مترقی مردمسالاری دینی

محمد اسکندری
M.ESKANDARI.D@GMAIL.COM
حکومت های مستبد و تمامیت خواه غالبا به دلیل ضعف سران و همچنین فساد سیاسی در قدرت در نهایت به حکومتی در برابر خواست های مردم قرار می گیرد و اساسا ماهیت خود را تنها در فرمان دادن به توده ها تعریف می کند . همین عامل نیز باعث می شود که این نوع از حکومت ها با پایین ترین سطح مشروعیت و مقبولیت مواجه باشند و تنها دلیل ادامه بقایشان را باید در اعمال خشونت جستجو کرد .
حکومت شاهنشاهی پهلوی دوم به قطع یک نمونه تام و تمام از یک نظام توتالیتر است که هم در برابر خواست مردم قرار گرفت و هم با اعمال شدیدترین خشونت ها سعی داشت تا استمرار خود را تضمین کند . از جمله شاخص های دیگر این حکومت فساد شدید در دستگاه قدرت بود که در حوزه های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی نمود کامل داشت.
همین فساد و همچنین رفتار خشن شاه با مردم منجر به نارضایتی های گسترده در سطح مردم شد و در نهایت مردم توانستند با رهبری داهیانه امام خمینی (ره) به پیروزی دست یابند و حکومت های شاهنشاهی را با 2500 سال قدمت در ایران از سریر قدرت به زیر کشند.
اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری فکر می کردند که ایران به سوی یک حکومت لیبرال دموکراتیک حرکت می کند چرا که شعارهایی مانند آزادی از جمله شعارهای اساسی مبارزین در مدت انقلاب بود و با توجه به این شعار ها نمی شد آینده ای سوسیالیستی را برای انقلاب ایران پیش بینی کرد. با این حال با پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) نحوه حاکمیت پس از انقلاب را مشخص کردند و آن "جمهوری اسلامی" نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیشتر بود. با مطرح شدن این تئوری بسیاری از لیبرال دموکرات ها ادعا کردند که نمی توان میان اسلام و دموکراسی جمع زد. با این حال رهبر کبیر انقلاب با پشتوانه غنی تئوریک از این ایده حمایت کرد و در نهایت نیز مردم در 12 فروردین سال 1358 با حضور بیش از 98 درصدی به جمهوری اسلامی رای "آری" دادند و نوع حکومت با پذیرش قاطع اکثریت مردم تعیین گشت.
با این حال با گذشت سی و دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به خوبی ماهیت مردمسالاری دینی تبیین شده است و نشان داده است که این چنین نظام سیاسی نه تنها چیزی از نظام های دموکراتیک کم ندارد بلکه در ضمن توجه به رفاه و توسعه دنیوی مردم نگاهی معنا گرا نیز دارد و آخرت مردم را نیز مورد نظر قرار می دهد.
در واقع مردمسالاری دینی نوع تازه ای ازحکومت های سیاسی است که توانسته بسیاری از چالش ها و ضعف های اساسی دموکراسی را از بین برده و روح تازه ای به مشارکت سیاسی مردم در عرصه حکومت بدهد.
امروز به اذعان بسیاری از صاحب نظران دموکراسی های غربی به تدریج در حال تبدیل شدن به نوعی الیگارشی آهنین است. چنان که گائنتا موسکا معتقد است"عبارات دموکراسی و برابری هر قدر محکمتر اداشوند فریبکارانه ترند. مردم فرزانه از این عبارت به خنده می آیند ولی ساده لوحان آن را باور می کنند."1( در آمدی بر جامعه شناسی سیاسی احمد نقیب زاده ص 40)
در حقیقت دموکراسی غربی به نحوی تحت تاثیر سرمایه داری قرار گرفته است و لیبرالیسم بیش از آنکه خود را مسئول حقوق مردم بداند تضمین کننده منافع کارتل های صنعتی است و همین امر نیز در نهایت منجربه تضییع حقوق سیاسی افراد می شود.
این در حالی است که در نظام مردمسالاری دینی که ثمره با برکت انقلاب اسلامی حضور مردم در عرصه های سیاسی غالبا مستقیم و بدون هیچ واسطه ای است، مردم آزادانه در امور سیاسی شرکت می کنند و در متن تحولات سیاسی کشور هستند و این در حالی است که در دموکراسی های غربی اکثرا مردم به طور مستقیم در انتخاب مسئولان بلند مرتبه دخالت مستقیم ندارند و این احزاب وابسته به سرمایه داران هستند که آینده سیاسی کشورها را رقم می زنند.
مع الاسف در نگاه بسیاری از اندیشمندان غربی حداقل پس از رنسانس ، قدرت، مبنا و معنایی اومانیستی پیدا کرده است به نحوی که اساس مبنای قدرت انسان است و هدف از بهره گیری از این قدرت نیز دستیابی به حداکثر خواست ها و تمایلات نفسانی است.اما باید دانست که مبانی قدرت ،نحوه توزیع و از همه مهمتر دلیل در اختیار گرفتن قدرت در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران با آنچه که هم اکنون در غرب مرسوم است کاملا متفاوت است .
در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) قدرت و ملک تنها از آن خداوند است. اوست که جهان از نور وجودیش موجودیت و حضور پیدا می کند و از این رو و به دلیل آنکه هستی عالم از آن اوست علی القاعده فرمانروایی نیز متعلق به خداوند می باشد. با این حال ذات احدیت در یک سلسله قدرت خویش را به صالحان امانت داده است تا بدین وسیله خلیفه الله در زمین درصدد هدایت بشر برآید. البته پرواضح است که منظور ما از این امانت دادن به معنای کنار گذاشتن خداوند نیست بلکه حضرت باری تعالی به تقدیر خویش قدرت خود را به پیامبر و پس از آن امامان و مومنین اعطا نموده است تا بدین وسیله راهی برای ایجاد حکومت مبتنی بر عدل پدید آید. یا ایها الذین امنو اطیعو الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تاویلا. (سوره نساء - آیه 59)
چرا که اگر چنین فرضی وجود نداشته باشد آن گاه هیچ کس نمی تواند ادعای فرمانروایی کند چرا که حکمرانی خود از خالقیت نشات می گیرد و لذا وقتی شخصی خالق نیست پس حق حکمرانی نیز ندارد.
از این روست که می توان گفت یکی از شیرین ترین و بهترین میوه های درخت با برکت انقلاب دستیابی ملت ایران به نظام سیاسی مردمسالاری دینی است که برمبنای اصل مترقی ولایت فقیه استوار است و می تواند ضمن بر آورده ساختن تمامی کارکردهای یک نظام سیاسی از جمله کار آمدی رویکردی آسمانی و وحیانی نیز داشته باشد تا انسان را به سر منزل مقصد برساند.
سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی فرصتی دوباره برای ستایش مبارزانی است که چنین حکومتی را به جای حکومت تمامیت خواه ، فاسد و وابسته شاهنشاهی سرکار آوردند و مسیر تازه ای را در پیش روی ایرانیان و حتی جهانیان گشودند.