پس از آنکه موضوع امنیت انرژی اروپا به صورت جدی موردتوجه رهبران این قاره قرار گرفت ، بسیاری کشورهای اروپایی بر ضرورت اتخاذ تدابیری برای کاهش وابستگی به منابع و خطوط انتقال انرژی روسیه را به کرات مورد تأکید قرار دادهاند. در این میان، پسذهنیتهای روسستیزانه در اروپای شرقی به ویژه در لهستان و کشورهای حوزة بالتیک نیز مزید بر علت شده و آنها را به مخالفت با طرح خط لولة "جریان شمالی" که ازروسیه به اروپای شرقی و قسمتهای غربی این قاره کشیده می شود ، وادار کرده است.در این شرایط ، به نظر میرسد هواداری برخی کشورهای اروپایی از جمله آلمان از مسکو و تأکید آن بر امکان تعامل با روسیه نیز کارساز نمی باشد و حداقل اینکه کرملین برای عملیاتی کردن این خط لوله با مشکلات زیادی مواجه می باشد.
چندی است که مقامات اتحادیة اروپا با درک ضرورت اتخاذ تدابیری برای افرایش ضریب امنیتی خود در حوزة انرژی طرحهائی را در این زمینه موردتوجه قرار دادهاند. در این زمینه متنوعسازی منابع و خطوط انتقال انرژی از جمله ساخت هرچه سریعتر خط لولة گازی" ناباکو "به نحو جدی در دستورکار آنها قرار گرفته است. در طرف مقابل نیز، روسیه که سودای تبدیل شدن به ابرقدرت انرژی را در سر میپرواند، برای خنثی کردن این تدابیر و استمرار کنترل خود بر بخش مهمی از خطوط و منابع انرژی اروپا، طرحهائی از جمله ساخت خطوط لولة "جریان شمالی"و "جریان جنوبی" در دستور کارقرار داده و به توافقهای اولیهای نیز با برخی رهبران اروپایی رسیده است. نشست اتحادیة اروپا پیرامون راهبرد جدید آن در قبال منطقة دریای بالتیک ، در خصوص خطوط لوله دارای اهمیت بسیارمهمارزیابی گردید. این اتحادیه در نظر دارد مراحل برنامهریزی ، تصمیمسازی در مورد یک خط لولة جدید را در سال 2009 به طور کامل نهایی کرده و عملیات اجرایی آن را نیز از سال 2010 آغاز کندکه در میان کشورها اتحادیة اروپا برخی اعضاء به ویژه کشورهای اروپای شرقی همچنان با بررسی طرحهای که طی آنها بر تعامل و یا مشارکت با روسیه تأکید میشود، مخالفت می کنند. بنابراین به نظر میرسد ، کمیسیون اتحادیة اروپا باید در موضوع امنیت انرژی خود به انتخاب مهمی دست بزند و مخالفین خط لولة" جریان شمالی" را به رضایت به آن مجاب کند. در این خصوص باید به چند نکته توجه داشت.
- در پیشنویس راهبرد اتحادیة اروپا در منطقة دریای بالتیک موضوع خط لولة "جریان شمالی" برای چندمین بار مطرح میشود و در کنار سایر طرحها، مورد تأکید رهبران اتحادیة اروپا قرار گرفته است. در این راهبرد ، موضوع انرژی و امنیت آن بعنوان یکی از ز مهمترین دغدغهها و نگرانیهای کشورهای این مورد تأکید قرار گرفته است. - تفویض ریاست کمیسیون اروپا از چک به سوئد نیز موضوع مهمی است که در تصمیم اروپا باید به آن توجه شود. چراکه درسوئد نیز همانند لهستان و استونی دیدگاههای روسستیزانه نسبت به سایر نقاط اروپا و سایر اعضاء اتحادیة اروپا زیاد دیده می شود. این کشور به همراه سایر کشورهای اروپای شرقی از جمله لهستان همواره مخالفت خود را با همکاری با روسیه در ساخت خط لولة "جریان شمالی" اعلام داشته و بر خطرات زیستمحیطی آن بعنوان یکی از دلایل اصلی مخالفت خود با عملیاتی شدن آن تاکیدمی کند.
پس از آنکه کارشناسان بر عدم تاثیر این خط لوله بر اکولوژی منطقه تأکید کردند ، این کشورها ونیزسوئد موضوع تبعیض و رفتارهای غیرقانونی دولت و شرکتهای روسی نسبت به شرکتهای سوئدی رابهانه قرارداده وبه مخالفت برخواستند. برخی دیگر از کشورهای مسیر این خط لوله، نیز حداث این خط لوله را دارای خطراتی برای زندگی مردم دانستند. مقامات حفظ محیطزیست لهستان عبور خط لولة "جریان شمالی" از خاک این کشوررا برای محیط زیست خطرناک اعلام کرده است- ساخت خط لولة "روسیه- آلمان" در مقابل خط لولة" نروژ- لهستان" که گفته می شود گاز را ارزانتر به آلمان می رساند قرار گرفته و آلمان نیز با عنایت به تعاملات خود با مسکو یکی از حامیان اصلی آن می باشد. اما در مقابل کشورهای اروپای شرقی با تأکید بر ضرورت کنار گذاشتن روسیه از راهبرد امنیت انرژی اتحادیة اروپا از احداث خط لولة "جریان شمالی"حمایت نمیکنند.
- کشورهای مخالف خط لوله" جریان شمالی" ازخط لولة" نروژ- لهستان" نسبت به خط لولة" روسیه - آلمان" که باید از زیر دریا باید عبور کند ودارای خطرات زیستمحیطی است ، حمایت می کنند. در طرف مقابل، مقامات آلمانی عبور خط لوله" نروژ- لهستان" از روی زمین را به دلیل احتمال برگزاری مانورهای نظامی و امکان بروز تهدید خطرناکتر از عبور از زیردریا میدانند و تأکید می کنند که در تصمیمسازی برای عبور خط لولة انرژی از جغرافیای اتحادیة اروپا حتماً بایدبه خطرات ناشی از برگزاری مانورهای نظامی بر خطوط لوله و تبعات آن توجه کرده و این نگرانی را مورد توجه قرارداد. - کارشناسان در اقتصادی بودن خط لولة "جریان شمالی" درمقایسه با سایر خطوط لوله تردیدی ندارند .
اما واقعیت آن است که در روند مذکرات و مباحثات ناظر برساخت این خط لوله بیشتر انگیزههای سیاسی و به ویژه روح روسگریزی در کشورهای اروپای شرقی حاکم بوده و مانعی بر سرراه ساخت آن محسوب میشوند. البته سیاستهای کرملین طی چند سال اخیر به ویژه بازی سیاسی آن با اهرم انرژی نیز در تشدید این احساسات منفی بیتأثیر نبوده است.
نکات ذکرشده موجب شد تا تلاشهای گازپروم در سالهای پایانی دهة 90 برای ساخت خط لوله در خاک لهستان به سر انجام نرسیده و حتی درخواست آن برای ساخت خط لوله از لهستان به ترکیه نیز با موفقیتی همراه نبوده است. رهبران لهستان این درخواست گازپروم را به تلاش برای نفوذگذاری بر لهستان از طریق اهرم گاز متهم کرده و معتقد بودند در صورت تحقق این امر، فشارهای وارده بر اکراین نیز بر این کشور نیز اعمال خواهد شد. افزون بر این رهبران لهستانی تأکید کرده می کنند که کشاورزان این کشور که گازپروم می خواهد خط لولة خودرا از زمینهای عبور دهد ، میلیاردها دلاردرخواست کردهاند. از آن پس گازپروم تصمیم گرفت خط لوله رادر زیر دریا احداث کندو تلاشهای خود را بر این جهت متمرکز کرد. بنابراین قرارداد اتحادیة اروپا با اکراین برای تعمیر و نوسازی زیرساختهای گازی این کشور را میتوان در راستای سیاست دوری هرچه بیشتر از روسیه و مخالفت با افزایش و تقویت موقعیت روسیه در بازار گاز اروپا که به شدت از سوی کشورهای اروپای شرقی حمایت میشود ، ارزیابی کردوباتوجه این ملاحظات ، هرچند برخی کشورها ی اروپائی از جمله آلمان با رویکرد دوری از روسیه مخالفت کرده و بر این باورند که هنوز میتوان با این کشور به تعاملی مثبت و دوسویه در حوزة انرژی رسید. اما به نظر میرسد موضع کشورهای اروپای شرقی که مصمم به کم کردن فشارهای روسیه بر بازار انرژی اروپا هستند ، قویتر باشد.