امیرا الحال - ترجمه؛ محمدعلی فیروزآبادی
هر کس که قصد رفتن به دلتای غربی را داشته باشد، باید صبر و تحمل زیادی آن هم در چند کیلومتری خارج از قاهره از خود نشان دهد زیرا تنها از یک راه می توان از این رودخانه گذشت، همان مسیری که در دورانی ساخته شده که روزانه فقط چند گاری از آن رد می شده اند و به آن سوی نیل می رفتند. در جای جای این مسیر یادگار و آثاری از آن دوران وجود دارد.
اما امروزه هزاران ماشین، کامیون، موتورسیکلت و هنوز گاری از این به اصطلاح سوراخ سوزن عبور می کنند و این کار البته بسیار مشکل است. در این مسیر بی نظمی زیادی حاکم است و حتی ماموران پلیس راهنمایی و رانندگی هم نمی توانند کار موثری در اینجا انجام دهند.
این همان راهی است که به «قوسا» «کفرالموسل ها» و «شیب القوم» می رود. به عبارت بهتر این راه به گذشته های «حسنی مبارک» ختم می شود زیرا این دلتای همیشه سبز و حاصلخیز که در 60 کیلومتری شمال غربی پایتخت قرار دارد، همان محل تولد و رشد حاکم مصر است. او در قوسا که امروز به شهری کوچک تبدیل شده، متولد شد. آن خانه زردرنگ هم تقریباً خرابه یی بیش نیست اما در چوبی، ضخیم و بزرگ آن هنوز هم یادآور این است که زمانی در این خانه کسانی زندگی می کرده اند که بر خلاف اکثر دهقانان این منطقه به اصطلاح دست شان به دهان شان می رسیده است. پدر مبارک کارمند دادگستری بود و خانواده وی جزء طبقه متوسط به شمار می آمدند.
«محمد عمر» می گوید؛ «وضع مالی آنها خوب بود.» این پیرمرد 79ساله هنوز هم مبارک جوان را به خوبی به یاد می آورد. در آن زمان آنها در کفرالموسل ها یعنی در همان منطقه یی که مبارک جوانی خود را گذراند، همسایه بودند. امروز عمر روی یک صندلی کهنه چوبی در خیابان خاکی مقابل خانه اش نشسته است. درست در کنار خانه وی، ویلای کوچکی قرار دارد که خانواده مبارک روزگاری در آن زندگی می کردند. اینجا هم در اثر گذر زمان به خرابه یی تبدیل شد و باد و آب و هوا اثر خود را بر این ساختمان هم بر جای گذاشته است. اگر چه اهالی این منطقه با افتخار از آن پسر معروف شان یاد می کنند اما هیچ لوح و موزه یادبودی برای او وجود ندارد.
عمر در حالی که نشانه هایی از رنجش خاطر در صدایش احساس می شود،می گوید؛ «از زمانی که معاون رئیس جمهور شد، دیگر به این دهکده نیامد.» مسجد و مدرسه این دهکده هم به نام فرد مشهور دیگری است و نه به نام حسنی مبارک رئیس جمهور. تنها جایی که به نام ایشان مزین است، همان پل و باشگاه ورزشی است.
در اینجا از هر کس در مورد مبارک پرسیده شود، این پاسخ به گوش می رسد؛ «ورزشکار بود.» عمر می گوید؛ «او در مدرسه و باشگاه ورزشی هاکی بازی می کرد. دانش آموز خیلی خوبی هم بود.» جالب آنکه این دو ویژگی بعدها در انتخاب راه زندگی برای وی نقشی بسزا داشت. «مکرم احمد» روزنامه نگار و سردبیر هفته نامه «المصور» و از یاران نزدیک رئیس جمهور مصر می گوید؛ «او آرزو داشت که خلبان بشود.» و الحق هم هر چه از دستش برمی آمد، برای رسیدن به این رویا و آرزو انجام داد؛ خوب درس خواند و نظم و انضباط و البته بلندپروازی را به نحو احسن در وجود خود افزایش داد. رسیدن به شغل خلبانی برای مبارک به مثابه بازشدن دروازه زندگی جدید برای او بود؛ دروازه ورود به بخشی از جامعه که تا آن زمان وی به آن راهی نداشت. مکرم احمد می گوید؛ «این شغل امکان این را برای او فراهم کرد که با دختری از طبقات اعیان و مرفه ازدواج کند.» مبارک از آن زمان بود که خیلی سریع پله های ترقی را طی کرد و البته دیسیپلین و تدبیر وی نیز در این راه نقش داشت. مبارک در آغاز کار به عنوان خلبان جنگنده و سپس معلم خلبان درجات نظامی را پشت سر گذاشت و در سال 1969 و به فرمان «جمال عبدالناصر» رئیس جمهور وقت مصر به ریاست ستاد و سپس به فرماندهی نیروی هوایی منصوب شد. مبارک هنگام جنگ اکتبر در سال 1974 با درجه سرلشگری در این جنگ شرکت داشت و در آوریل 1975 بود که از سوی «انور سادات» به عنوان معاون رئیس جمهور برگزیده شد.
هنگامی که انورسادات آماج گلوله های اسلامگرایان قرار گرفت، مبارک در کنار او ایستاده بود. او بدون آنکه حتی خراشی برداشته باشد، در چهاردهم اکتبر 1981 به ریاست جمهوری مصر رسید و از آن زمان بر مصر حکومت می کند؛ حکومت بر کشوری که حالت فوق العاده در آن همواره از سوی وی تمدید شده است. مبارک در سال 1982 منصب نخست وزیری را از قانون اساسی این کشور حذف کرد. مصر امروزه به عنوان کشوری مطرح است که جمعیت آن روندی سریع و صعودی داشته و منابع آن به دلیل اقتصاد ضعیف و بیکاری و شکاف عمیق میان فقیر و غنی ، در حال از بین رفتن است.
«عبدالحلیم قندیل» سردبیر روزنامه مخالف«صوت الامت» و از جمله ناصریست های معروف و سخنگوی حزب اپوزیسیون کفایه می گوید؛ «سقوط اقتصادی مصر امری کاملاً فاحش و بارز است.»وقتی پای مخالفت با مبارک در میان باشد عبدالحلیم قندیل رک و پوست کنده همه حرف هایش را می زند؛ «در سال 1973 مصر همراه با کره جنوبی از نظر اقتصادی در یک رده قرار داشت. اما امروزه کره جنوبی در رده دهم قرار دارد و ما در رده 122 قرار داریم. مصر تحت رهبری مبارک هم طراز کشورهایی مثل بورکینافاسو قرار دارد.»
به گفته قندیل یکی از دلایل این سقوط همین سیستم تک حزبی است و این «مافیوکراسی» است که مصر را به سوی نابودی سوق می دهد؛ «ما از 28 سال پیش نه تنها توسط یک حزب بلکه توسط یک فامیل اداره می شویم.» به عقیده قندیل، مبارک پدر همراه با همسرش سوزان و کوچک ترین پسرش «جمال» همه امورات و سرنوشت مصر را در دست دارند. پسر ارشد خانواده یعنی «علا مبارک» هم اگرچه از نظر سیاسی فعالیتی ندارد اما وی یکی از پرنفوذترین بازرگانان این جمهور نیل به شمار می آید.
عبدالحلیم قندیل از وضعیت امروزی کشورش به عنوان «سیاه ترین دوران مصر» یاد می کند و عقیده دارد اپوزیسیون فعلی این کشور به شدت سرکوب شده است و هرگز در طول تاریخ مصر این تعداد زندانی سیاسی و مفقودالاثر وجود نداشته است؛ «مبارک فردی منزوی است و تنها آن طبقه خواص که از قبل حکومت وی بهره مند شده اند از او حمایت می کنند. البته باید آن دستگاه امنیتی ساخته و پرداخته مبارک را نیز به این عده اضافه کرد. ما نزدیک به دو میلیون نیروی امنیتی و تنها 460 هزار سرباز داریم و امروزه مصر باید با خود مصری ها بجنگد.»بی تردید مبارک برای تضمین قدرت خود و سرکوب نارضایتی های مردم به این دستگاه امنیتی نیاز دارد.80 درصد از مردم مصر با درآمد روزانه کمتر از دو دلار زندگی می کنند و رویای بزرگ همه آنها ترک این کشور به هر وسیله ممکن است. عبدالحلیم قندیل این پرسش را مطرح می کند؛ «آیا کشور دیگری در این دنیا سراغ دارید که همه شهروندانش آرزوی خروج از آن را داشته باشند؟» در سال های گذشته بسیاری از مصری ها برای کار به عراق و لیبی و اروپا می رفتند. اما حال آنها از عراق گریخته اند و دروازه های اروپا هم تقریباً روی آنان بسته شده است.
به همین دلیل نارضایتی میان این مردم افزایش یافته و از نظر سیاسی فعال شده اند و به گفته قندیل «تظاهرات روند صعودی پیدا کرده است.» امر مسلم اینکه این بحران اقتصادی خطری جدی برای رژیم مبارک به حساب می آید. در سال های اخیر درآمدهای حاصل از صنعت توریسم و کانال سوئز و همچنین پول هایی که از سوی تبعیدیان به این کشور سرازیر می شد تقریباً قطع شده است.
اما این وضعیت چگونه ادامه خواهد یافت؟ مبارک یا به گفته بسیاری از مصری ها این «فرعون» حتی در بیست و هشتمین سال حکومت خود نیز همچنان عطش قدرت دارد و نمی خواهد این منصب را ترک کند. بسیاری از مخالفان وی بر این عقیده اند که مبارک با وجود سن بالایش خیال واگذاری قدرت را ندارد.
اما به عنوان مثال چرا وی تا به امروز هیچ معاون رئیس جمهوری معرفی نکرده است تا در مواقع اضطراری بتواند ریاست دولت را برعهده گیرد؟ بر پایه برخی از شایعات مبارک هنوز هم تحت تاثیر آن زن پیشگوی سودانی است که در دورانی که وی معاون رئیس جمهور بود، پیشگویی کرده بود زمانی مبارک به ریاست جمهوری مصر می رسد. بر پایه پیشگویی آن زن هر زمان که مبارک برای خود معاونی در نظر بگیرد آنگاه خواهد مرد، بر این اساس جناب «فرعون» تا به امروز اقدام به معرفی معاونی برای خود نکرده است. البته این شایعات شاید ساخته و پرداخته مردم خرافاتی باشد زیرا واقع گرایان حرف دیگر و عقیده دیگری دارند. مکرم احمد می گوید؛ «مبارک کسی نیست که به دنبال رئیس جمهور بعدی مصر بگردد بلکه خود مردم باید این کار را انجام دهند.» به همین خاطر وی چنین تصمیمی نگرفته است زیرا این تصمیم می تواند مایه نوعی نگرانی و ناامنی بزرگ در مصر شود. اینکه بعد از پایان کار مبارک چه اتفاقی در جمهوری نیل بیفتد، امری کاملاً نامعلوم به شمار می آید. کشور دچار هرج و مرج می شود؟ آیا انتخابات آزاد برگزار می شود؟ آیا یک جمهوری اسلامی بر پایه الگوی ایران شکل می گیرد یا تنها شاهد انتقال قدرت به کوچک ترین پسر مبارک خواهیم بود و همه چیز مانند قبل باقی خواهد ماند؟
احمد آینده را به این صورت پیش بینی می کند؛ «احزاب قدرتی ندارند و این ارتش خواهد بود که حرف آخر را در این مورد می زند.» به گفته احمد رئیس اداره اطلاعات و امنیت مصر «عمر سلیمان» می تواند به عنوان جانشینی مناسب برای مبارک مطرح باشد زیرا او مرد عاقلی است که از اعتماد مبارک نیز برخوردار است. احمد به عنوان یکی از موافقان دولت و قندیل به عنوان منتقد دولت در این مورد کاملاً هم نظر هستند. قندیل می گوید؛ «در صورت مرگ مبارک نیروهای ارتش به خیابان ها خواهند آمد و آرامش را برقرار خواهند کرد.»
با این حال قندیل برخلاف احمد سناریوی کاملاً متفاوتی را هم پیش بینی می کند؛ «اگر مبارک بمیرد، مردم به خیابان ها خواهند ریخت و جشن خواهند گرفت.» از نظر این نویسنده منتقد، طی سال های اخیر مصر تبدیل به یک بشکه باروت شده است و «تنها روشن کردن یک کبریت می تواند سراسر این کشور را منفجر کند». اپوزیسیون مصر طی دو سال گذشته قوی تر شده است. رژیم مصر در این میان دیگر فقط با گروه مخالف اخوان المسلمین که در حال حاضر 88 نماینده در پارلمان این کشور دارد، روبه رو نیست بلکه باید علیه روزنامه نگارانی چون عبدالحلیم قندیل نیز مبارزه کند، یعنی همان روزنامه نگارانی که در روزنامه های مخالف علیه مبارک و حامیانش می نویسند.
به این گروه باید تظاهرکنندگان و به ویژه منتقدان جوانی را اضافه کرد که با حرفه یی گری از رسانه های جدید استفاده می کنند .این عده بی شمار وبلاگ نویسانی هستند که در وب سایت های خود به رژیم حمله می کنند و سایت های «فیس بوک» و «یوتیوب» را پلت فورمی برای مقاومت تبدیل کرده اند. به این ترتیب در فیس بوک گاه مردم به اعتصاب عمومی دعوت می شوند و در یوتیوب ویدئویی منتشر می شود که به مبارک توهین می کند و گاه از وی به عنوان سلطان، فرعون یا هیتلر یاد می شود. عبدالحلیم قندیل می گوید؛ «ما در آستانه یک انفجار اجتماعی و به عبارت بهتر یک شورش مردمی قرار داریم. بحران اقتصادی این گرایش را تقویت خواهد کرد و من پیش بینی می کنم دو سال آینده خطرناک ترین سال های تاریخ مصر خواهد بود. سال 2010 هم می تواند پایان همه چیز باشد.»این روزنامه نگار تحولی مانند آنچه را که در ترکیه روی داد نیز چندان دور از ذهن نمی بیند یعنی گذر و تغییر به سوی سیستمی دموکراتیک که از سوی ارتش حمایت می شود. با وجود آنکه دولت مصر همه اقدامات به اصطلاح احتیاطی از جمله تغییر قانون اساسی را انجام داده تا راه رسیدن جمال مبارک به قدرت را هموار کند، بسیاری هنوز بر این عقیده اند که سناریویی برای به قدرت رسیدن مبارک پسر وجود ندارد.قندیل می گوید؛ «تنها شانسی که جمال دارد این است که پیش از مرگ پدرش جانشین او شود زیرا ارتش آشکارا با پسر مبارک مخالف است و تنها این امریکا و اسرائیل هستند که منافع خود را در تشکیل دولتی به رهبری جمال مبارک می بینند.» به عقیده قندیل اگر مبارک پدر قبل از رئیس جمهور شدن جمال بمیرد، برای جمال هیچ آینده یی در مصر متصور نیست؛ «اگر این اتفاق بیفتد جمال و سوزان مبارک اولین کسانی خواهند بود که سوار بر هواپیمایی به مقصد غرب خواهند شد.» اما شاید چنین وضعیتی هرگز پیش نیاید. قندیل می گوید؛ «ترس من این است که جمال قبل از پدرش بمیرد» و سپس با این لطیفه ادامه می دهد؛ «یکی از دوستان مبارک لاک پشتی به وی هدیه می دهد و می گوید لاک پشت 200 سال عمر می کند. و مبارک جواب می دهد که خواهیم دید،» جالب آنکه مادر مبارک 104سال عمر کرد و در آخر بر اثر تصادف اتومبیل جان باخت.