تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۳۱۵
نویسنده: مهدی فیروز کوهی اشاره: طولانى شدن فرآیند اعتراضات خیابانى هواداران و اطرافیان آقاى میرحسین موسوى به نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهورى که در نوع خود «بدعتى خطرناک» تلقى مى گردد، اگرچه موجب شد تا با دورى از فضاى احساساتى اولیه ناشى از شکست سنگین در رقابت انتخاباتى و حاکم شدن تدریجى جو منطقى و همچنین ترسیم واقعیات، فضا و روشنگرى افکار عمومى توسط رسانه هاى ارزشى و وطن دوست، به تدریج از حجم و سطح رفتارهاى نامعقول خیابانى کاسته شود، اما درعین حال با فراهم کردن خوراک تبلیغاتى براى رسانه هاى مغرض دشمن از قبیل بى بى سى، صداى آمریکا و رادیو اسراییل و. . . اسباب عقده گشایى مستمر آنان را از نظام دینى فراهم آورد.

فرصت طلبى دشمن در وقت اضافه ایام انتخابات
دشمن با درک اهمیت این «فرصت طلایى» بر آن بود تا با «گل طلایى خود در وقت اضافه ایام انتخابات» ثمره نامیمون خود را چیده و به اهداف شوم خود نائل آید، از این رو ضمن دامن زدن به اغتشاشات و درگیرى هاى خیابانى، از طریق ابزارهاى رسانه اى و ماهواره اى خود دست به عملیات «براندازى نرم» زد، حتى در نهایت بى شرمى و برخلاف تمامى هنجارها و عرف پذیرفته شده دیپلماتیک جهانى، به طرز بى سابقه اى از محمل دیپلماتیک هم براى ایفاى نقش مداخله گرانه در امور داخلى کشور مستقلى چون ایران بهره مى برد. اما حکایت دردناک عده اى از افرادى که حداقل در مقام ادعا خود را در «دایره خودى هاى نظام» معرفى مى کنند و این موقعیت حساس را یا جاهلانه درک نمى کنند و یا - خداى ناکرده - عالمانه در صف خائنان قرار گرفته اند، وضعیت بغرنجى را به وجود مى آورد که پذیرش آن براى دلسوزان و زجرکشیدگان «جبهه حق توحیدى» غیرقابل هضم مى باشد.
محلى براى بروز رفتارهاى غیرمنطقى
به اعتقاد ناظران بى طرف سیاسى، مجموعه اطرافیان و ستاد انتخاباتى جناب آقاى موسوى از یک «مجمع النقیضین» عجیبى تشکیل شده بود که به باور آنان تلقى و تصور تداوم این اتحاد امرى ناممکن مى نمود. واقعیتى که در ایام تبلیغات انتخاباتى و در جریان مناظره جناب آقایان کروبى و موسوى، مورد مؤاخذه گذراى «شیخ اصلاحات» واقع شد و با ادبیاتى که مختص رقابت آن روزه دو کاندیدا در درون خانواده دوم خردادى ها بود و الزامات تبلیغاتى «دو کاندیداى هم خط» ایجاب مى کرد نمایان شد و آقاى موسوى به نحو کاملاً محتاطانه اى از کنار این سؤال «شیخ» عبور کرد تا پاسخ عملى آن در ایامى نه چندان دور در صفحه خیابان هاى تهران نگاشته شود. این «اجتماع النقیضین» که به درستى مورد سؤال آقاى کروبى واقع شده بود، اشاره اى به برخى افراد افراطى امتحان پس داده در حلقه اطرافیان آقاى موسوى مربوط مى شد که با ادبیاتى که میرحسین در آن روزها از خود بروز مى داد کاملاً ناهمخوان بودند و از این رو تحلیلگران سیاسى با ذکر عبارت مصطلح «اتحاد تاکتیکى» صرفاً از آن «عبور» مى کردند.
قطارى با مسیرى تکرارى در بستر تاریخ
گذر زمان و وقایع بعد از انتخابات در خیابان هاى تهران ثابت کرد که آن اطرافیان شناخته شده، با اخذ «تضمین هاى محکم» قدم در «قطار اطرافیان» وى نهاده اند و گویا لکوموتیو این حرکت هم در اختیار همانانى است که در روزگارانى نه چندان دور خواهان پیاده کردن شخص سید محمد خاتمى رئیس جمهور وقت- از همان قطار شده بودند. همانانى که «صداى دشمن از اردوگاه اصلاح طلبان» را حتى به گوش خود خاتمى هم رساندند! و او خود ناچار به اعتراف دیر هنگام تلخ در دانشگاه تهران شد. اعترافى که دیگر در آن ایام حتى براى خود وى هم افاقه اى نکرد. در واقع اینک نیز سرعت بالاى قطار موصوف، ناهمگون با «ریل باورهاى ریشه دار» مردمى است که به نهضت دینى خویش از دل و جان باور دارند. آیا این تندروى باعث «خروج از خط» نخواهد شد؟ یا ترمز نابهنگام قطار، کدامین مسافر را اخراج خواهد کرد؟ پاسخ این سؤالات درعین روشن بودن، انتظارى در بستر تاریخ را مى طلبد تا براى همگان به طور عینى محقق شود. حال در این میان آنچه ذهن دلسوزان نظام را به خود معطوف داشته این واقعیت است که چگونه مى توان از این فاز توطئه دشمن با «کمترین ریزش ها و پایین ترین تلفات» عبور کرد؟ پاسخ به این سؤال در گرو درک درست واقعیات صحنه و «ترسیم سناریوهاى صحیح منطبق بر عینیات عرصه کنونى» است. در این رابطه سناریوهاى گوناگونى قابل طرح مى باشند که نوشته اخیر درصدد واکاوى هریک از آن سناریوها مى باشد.
سناریوهاى احتمالى
الف)سناریوى لابى و فشار(خوش بینانه ترین وضعیت)
معتقدان به این سناریو بر این باورند که هدف غایى جریان تجدیدنظر طلب از تجمعات خیابانى اخیر به رخ کشیدن «توان بسیج گرى و سازماندهى هواداران خود» مى باشد که از این طریق درصدد اعمال فشار و انجام اعمال لابیستى به منظور امتیازگیرى در مواقع لزوم برآمده است. در چنین فرضى، جریان مزبور مى تواند با بهره گیرى از چنین توان آزموده شده اجتماعى - میدانى خود به کسب امتیازات لازم سیاسى و مدیریتى از طرف برنده انتخابات دل خوش نماید. این سناریو بیان مى دارد که سقف تحرکات جریان تجدیدنظرطلب، نهایتاً تا همین حد کنونى «استفاده ابزارى از خون هاى ریخته شده» در اغتشاشات اخیر بوده و پس از مدتى «نمایشات تحصنى» درست مانند آنچه در انتخابات مجلس هفتم ازسوى برخى افراطیون مشاهده گردید، نهایتاً این جریان، با هدف یارگیرى مجدد و سازمان یافته تر در انتخابات آتى مبادرت به خروج قهرمانانه از صحنه شکست سیاسى، خواهد نمود تا از این رهگذر بهانه اى براى حفظ روحیه عناصر و نیروهاى خود در صحنه دست و پا کنند.
معتقدان به این سناریو بر این باورند که درصورتى که آقاى میرحسین موسوى مایل به بازى در داخل این سناریو باشد، این عرصه مى تواند به تشکیل «حزبى فراگیر» از سوى ایشان و یا حضور وى در احزاب دوقلوى افراطى مشارکت یا سازمان مجاهدین انقلاب ق€… که دوران سخت خلامشروعیت را مى گذرانند و از فقدان پایگاه گسترده توده اى رنج مى برند به حیات بخشى آنان منجر شود، امرى که بیشترین دستاورد را براى عناصر افراطى این دو حزب -که از بدنه اجتماعى تقریباً ثابت و یکسان اجتماعى تغذیه مى کنند- به دنبال خواهد داشت؛ در این صورت، مشارکت و مجاهدین موفق خواهند شد موسوى را در دامى که پیش از این سید محمد خاتمى با زیرکى از آن فرار کرده بود بیندازند و عقبه مردمى وى را به نفع خود مصادره نمایند.
ب) سناریوى دوراهى!(احتمال میانى)
به باور برخى از صاحب نظران، موسوى اکنون بر سر دوراهى عجیبى گرفتار شده که خروج از این وضعیت براى ایشان در کوتاه مدت ممکن نیست. ازطرفى وى که داعیه دار «قانون گرایى» بوده و احترام به راى مردم را همواره براى چهره سیاسى خود «حیاتى» مى دانست، باید با حکم قانون از صحنه سیاسى ولو براى مدتى حذف شود (نظیر حذف مصطفى معین با راى مردم در انتخابات گذشته) و در غیر این صورت، با طغیان علیه باورهاى قبلى خود، اطرافیان خویش را براى مقابله به تصمیمات رسمى نظام دینى فرا بخواند. این دوراهى صحنه امتحان عملى پایبندى موسوى به قانون اساسى و ولایت پذیرى وى را حداقل براى بخشى از طرفداران مذهبى و ولایى وى رقم خواهد زد. فراموش نکنیم که بنا به ادعاى ایشان در ستاد خود وى ق€…حداقل در مقام ادعا به سازماندهى بخشى از بسیجیان و ایثارگران توسط برخى از سرداران همنام با فرماندهان دفاع مقدس پرداخته شده بود که این صحنه حساس، آزمونى جدى را براى تبعیت موسوى از ولى فقیه، در پیش چشم این طیف فراهم خواهد کرد. از دیدگاه آن عده از تحلیلگران سیاسى که موسوى را بازیگر این سناریو مى پندارند، اطرافیان افراطى میرحسین درصدد بهره گیرى از این دوگانگى مشکل ساز برآمده اند تا وضعیت را به نفع خود مصادره نمایند. این صاحب نظران برآنند که این واقعیت را مى توان به راحتى از مقایسه «لحن و قلم» بیانیه هاى منتسب به میرحسین و مشاهده ناهمگونى فاحش آنها با ادبیات سابق وى درک کرد. وقوع تعارضات عدیده موسوى در مواضع سابق و فعلى وى نسبت به شوراى نگهبان و انتخابات و. . . از این منظر قابل بررسى است.
ج) سناریوى خروج از حاکمیت (بدبینانه ترین وضعیت)
برخى تحلیلگران دیگر بر این باورند که شیب تند بیانیه هاى موسوى، حکایت نگران کننده اى را رقم میزند که نهایتاً منجر به خلق مجدد «پدیده بنى صدر» در تاریخ ایران اسلامى (آن هم قبل از به مسند نشستن!) خواهد گردید. از منظر این افراد، وقوع بعضى از وقایع در روزهاى اخیر، صرفاً «نقش کاتالیزورى» ایفا کرده و در کلیت گزاره«قصد قبلى موسوى براى خروج از حاکمیت» خللى وارد نمى کند. بررسى روند صدور بیانیه هاى صادره از سوى جناب آقاى موسوى، این تحلیلگران را به این نکته رهنمون مى سازد که روند واگرایى وى تشدید یافته و آگاهانه یا ناخودآگاه در مسیرى غیر از «منویات رهبرى» قدم مى گذارد که منتها الیه این راه به «وارونگى مواضع درون حاکمیتى وى» منجر شده، ایشان را رودرروى نظام قرار مى دهد. از دیدگاه این صاحب نظران، درک این واقعیت از بسط و نشر شایعات متعدد از سوى اطرافیان وى در سایت هاى معلوم الحال با کارکرد شناخته شده ( نظیر سایت بالاترین و. . . ) با محتواى «استعفاى موسوى از تمام مناصب دولت و حکومتى و نظایر آن» به راحتى میسر بوده و درعین حال نشان مى دهد که خط تبلیغى افراطى «هل دادن ایشان به سمت پرتگاه و انتحار سیاسى وى به نفع جریان ضدانقلاب» اکیداً در دستور کار آنان قرار دارد. در این میان، این تحلیلگران استفاده مکرر موسوى از «کلید واژگان تنش زا» در بیانیه هاى صادره، به ویژه در بیانیه شماره ? و ? نامبرده و «تعیین حد» قلمداد نمودن ضمنى فرمایشات رهبرى در نماز جمعه تاریخى این هفته تهران از سوى وى را چراغ هاى سبزى براى این عده افراطى محسوب مى نمایند.
اما با تمام این تفاصیل، آنچه در این میان حائز اهمیت است، نکته خاصى است که در فرمایشات این هفته مقام معظم رهبرى برآن تاکید شد و آن «داخل خانواده انقلاب بودن» جناب آقاى میر حسین موسوى است که معظم له با تعبیر «نخست وزیر خود من» از آن یاد کردند. بى شک تمامى دلسوزان اصیل انقلاب منتظرند «برادر موسوى» با برگشتن از مسیر شومى که افراطیون براى وى ترسیم کرده اند مجدداً حضور خود را در داخل حلقه «انقلابیون معتقد به اطاعت از ولى فقیه» با «صدایى رسا» اعلام دارند؛ باشد که نظام از وجود ایشان منتفع گردد. یقیناً دشمنان قسم خورده ایران اسلامى از مشاهده آتشى که در دامن انقلاب و فرزندان آن درگرفته باشد، خوشحالى مى کنند و نظیر ریزش هاى محدود موجود در گذشته آن، ابتدا براى خروج کنندگان هورا مى کشند و سپس آن مى کنند که بر سر «شیخ ساده لوح» و «بنى صدر» و. . . آوردند، اما آغوش گرم امت قهرمان ایران پذیراى فرزندانى است که باوجود «خطاهاى بزرگشان» بزرگوارانه به خطاى خود معترف شده به داخل «خانواده خود» برمى گردند. با فروکش کردن زبانه هاى آتش فتنه دشمن شادکن اخیر، مى توان به احصاى اقداماتى که دشمنان علنى انقلاب اسلامى -آمریکاى جهانخوار و انگلیس خبیث- در طول این چند روز انجام دادند پرداخت و از آنها درس گرفت. اقداماتى نظیر:
1. فراهم کردن کانال ارتباطى براى هدایت میدانى آشوب ها
2. ورود انبوه آلات منفجره از مرزهاى کشورمان که درمجاورت با اشغالگران آمریکایى قرار دارند.
3. سوءاستفاده رژیم صهیونیستى از پوشش خبرى این قضایا براى گسترش شهرک سازى در سرزمین هاى اشغالى
4. حملات گسترده اینترنتى دشمنان به سایت هاى مبلغ آرمان هاى انقلاب اسلامى تنها بخشى از شیطنت هاى
دشمنانى است که در این چند روز، خباثت ذاتى خود را به نمایش گذاشتند. «فاعتبروا یا اولى الابصار»
یقیناً این دشمنان نمى توانند دلسوز واقعى عضوى از «خانواده انقلاب اسلامى» باشند و تنها براى خائنان وطن سینه چاک مى کنند چون براین باورند که آن خائنان، زمینه سازان نفوذ اجنبى در خاک مقدس ایران عزیز هستند.
تولّى و تبرّى کار خودش را کرد
اتفاقات این روزها با تمام مرارت هاى فراموش ناشدنى اش، بار دیگر ریشه هاى عمیق مردمى نهضت دینى و نظام اسلامى، به رغم تلاش بى سابقه دشمنان داخلى و خارجى اش، به رخ کشیده شد. این وقایع ثابت کرد که قاطبه ملت ایران، دشمن شناس بوده و از دشمن شناسى غفلت نکرده اند و به رغم سرمایه گذارى سنگین رسانه اى آمریکا و انگلیس و حضور هماهنگ میدانى، تمامى دشمنان قسم خورده داخلى و خارجى ملت انقلابى ایران، تولّى و تبرّى کار خودش را کرد و موج فراگیر انزجار عمومى از اقدامات غیر انسانى آشوب طلبان و اغتشاشگران به سرعت در بطن جامعه گسترش یافت. اندکى صبر، سحر نزدیک است. قدربه یقین، غوغاسالاران و هوچیگران شناخته شده اى که «حیات کثیف» خود را در محمل ژورنالیستى و شانتاژهاى رسانه اى تعریف کرده اند، دست بردار نخواهند بود و «چند روزى» هم به اغتشاشات کور و یا فاز بعدى آن مثل «تحصن هاى نمایشى» آزموده شده دست خواهند زد، اما اینان به خوبى مى دانند که: «خاشاک برچهره آفتاب انداختن که خورشید را تیره و تار نمى کند، بلکه چندى جلوى دید خود را مشوش مى کنند.» تاریخ پرحادثه انقلاب اسلامى نشان داده است که گذر زمان و فرونشستن گرد و غبار فضاى غیر عقلایى، باردیگر حقایق را بیش از پیش در معرض قضاوت عقل و منطق قرار خواهد داد؛ چیزى که این عده «با بستن چشمان خود در برابر آن» تصور امحاى آن را دارند! و افسوس که «ندیدن»، دلیل بر «نبودن» نیست و نخواهد بود.