1-جریان مدعی اصلاح طلبی در عرصه انتخابات اخیر نه تنها با عملکرد خود تلقی جدیدی از گفتمان انقلاب اسلامی و ارزشها ارائه داد بلکه این جریان ابداع نویی نیز در عرصه سیاست انجام داد و الگوی جدیدی به نظریه بازی ها در سیاست افزود و آن شکل گیری الگوی " بازی توهم برد " بود .در این الگو بااستفاده از فضای تبلیغاتی و جنگ روانی به نیروهای جبهه خودی این گونه القا می شود که در رقابت با رقیب حتما ما پیروز هستیم وسپس هنگامی که علایم شکست ظاهر می گردد دریک پیش دستی آشکارا و خود خواهانه و با برنامه ریزی کامل واز پیش تعیین شده پرچم پیروزی بر افراشته می شود .
2- این نوع بازی پیش از آنکه یک نبرد فیزیکی و رو در رو باشد یک نبرد انتزاعی است و با هدف تاثیرگذاری بر باورها و اذهان جامعه طراحی می شود البته نباید فراموش گردد که در صورت عدم حصول به نتیجه مطلوب استفاده از قدرت سخت نیز در برخی مقاطع تجویز می شود.
3-در این بازی فرایند محبوبیت خود ساخته ، مطلوبیت اغراق گونه و اقتدار بی رقیب قبل از شروع بازی برای جبهه خودی فرض می شود اما قبل از مشخص شدن نتیجه بازی تنها شاخصه ای که جبهه خودی به آن متوسل می شود مظلوم نمایی تصنعی می باشد. در جبهه رقیب نیز مفروض این بازی شاخصه های فریب ،عدم کارآمدی و مظلوم نمایی برای قبل از بازی است اما شاخصه ای که که بعد از بازی برای جناح رقیب تصور می شود اقتدار همراه باسرکوب و خشونت است.
4-از آنجا که این بازی یک بازی از قبل رو شده برای اذهان بی طرف است و با اقبال آنها روبرو نمی شود تلاش می شود به هر طریق ممکن افکار بی طرف تحت تاثیر قرار گیرند. این فرایند باسلب امنیت روحی و روانی طیف بی طرف جامعه و درگیر ساختن اجباری آنها با موضوع رقابت انجام می شود.
5-قابل توجه است که این بازی یک بازی فرا قانونی است و هدف حذف رقیب به هر شکل ممکن است و رعایت اصول رقابت بی معناست . البته شعار تمکین به قانون پرچم جبهه خودی است اما منظور از قانون آن قانونی است که موجبات پیروزی ما را فراهم آورد و نه توفیق جبهه رقیب را.
6-از نکات مهم این بازی، استفاده از تمام ظرفیت های زاویه دار با رقیب و بسیج عمومی تمام نیروهای معارض برای هجمه علیه رقیب است. البته چون این عمل با واکنش منفی طیف غالب جامعه مواجه می شود و توسط اذهان بی طرف مقبولیت پیدا نمی کند این بسیج عمومی بصورت آشکارا صورت نمی گیرد بلکه با دادن سیگنال های هشدار دهنده هرکس به طریقی و ظیفه سازمانی خویش را با هدف واحد به انجام می رساند.
7-اما مرحله خطرناک این بازی زمانی آغاز می شود که تنور رقابت در حال سردشدن است. در این مرحله آخرین حربه بازی کلید خواهد خورد: «شروع خود زنی نیروهای خودی». اما این پرده سناریو نیز به در چند سکانس اجرا می شود و که پایان طوفانی آن، خود زنی فرمانده جبهه خودی است. در زمانی که فردمحوریت یافته کارایی خود را در جهت تامین اهدف از دست همه نیروها از دست می دهد، توسط عوامل پشت پرده، ترور یا شبه ترور می شود تا با ایجاد یک موج سنگین رسانه ای «مظلوم نمایی و خون خواهی» جریان برانداز به حیات خود ادامه دهد.البته طرحان این بازی علاوه بر مظلوم نمایی اهداف دیگری را نیز از پی گیری این سناریو دنبال می کنند. ایجاد یک اسطوره و نماد فنا شده در جهت حصول به هدف مقدس برای زنده نگه داشتن گفتمان خودی برای همیشه و همچنین الصاق تهمت «حذف رقیب» با استفاده از قوه قهریه بر ناصیه جناح مقابل و خشن و دیکتاتور مآبانه جلوه دادن رفتار رقیب از دیگر اهداف این سناریو می باشد.