تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۲۸۶

منوچهر محمدی استاد دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس گفت: اقدامات صورت گرفته در دوره 8 ساله هاشمی رفسنجانی عدالت اجتماعی را تنزل داد و در آن دوران یک سری مفاسد مانند رانت خواری، دریافت پورسانت و ماجرای آقازاده‌ها و شهرام جزایری‌ها و... شکل گرفت و حتی یکی از مسؤولان می‌گفت: «هیچ اشکالی ندارد که فساد کنترل شده را در داخل جامعه تحمل کنیم!»
محمدی با بیان این‌که اقدامات صورت گرفته در دوره هاشمی رفسنجانی طبقه جدیدی را در دوران نظام شکل داد که می‌توان آن را طبقه برخوردار نامید، خاطرنشان کرد: این گروه برخوردار در این دوران وضعیت اقتصادی‌شان بهتر شد، جایگاه منزل‌شان تغییر پیدا کرد، به طبقات بالای شهر ملحق شدند و در نتیجه شکاف طبقاتی نیز افزایش پیدا کرد. وی ادامه داد: بنابراین در این دوران یک طبقه اقلیت دارا و یک طبقه اکثریت و عظیم نادار شکل گرفت که این گروه نادار از تورم 49درصدی آن دوران بیش‌ترین ضربه را می‌خوردند.
این استاد دانشگاه با اشاره به انتخابات ریاست‌جمهوری هشتم تصریح کرد: توده‌های مردم از سیاست‌های هاشمی رفسنجانی مأیوس شده بودند و از طرف دیگر ناطق‌نوری را دنباله‌رو همان برنامه‌ها می‌پنداشته و گمان می‌کردند خاتمی از بیرون این مجموعه آمده است، لذا از وی (خاتمی) استقبال کردند و در واقع «رای به خاتمی» رای «نه به سیاست‌های دوره هاشمی» بود.
محمدی افزود: تکیه خاتمی بر جامعه مدنی، آزادی‌های سیاسی، گفت‌وگوی تمدن‌ها و سیاست تساهل و تسامح بود و این وضعیت ادامه داشت و مردم دیدند نه تنها از لحاظ اقتصادی به آن‌ها کمکی نشد، بلکه ارزش‌های مسلم جامعه نیز در این دوره به سخره گرفته شد و شاهد اتفاقاتی بودیم که ارزش‌ها را زیر سؤال برد و حتی در این دوره به قیام عاشورا نیز رحم نکردند.
وی با اشاره به این‌که قبل از پایان یافتن دوران خاتمی، قشر نادار جامعه از خاتمی و سیاست‌های وی رویگردان شدند، افزود: گواه بر این ادعا آن است در شرایطی که هنوز دولت خاتمی حاکم بود، در انتخابات شورای شهر که به‌وسیله خود دولت وقت انجام شد و گزینش و فیلتر شورای نگهبان نیز در کار نبود، مردم به خاتمی و به گروه مورد حمایت وی نه گفته و رای ندادند و این وضعیت ادامه داشت تا این‌که جریان دوم خرداد در انتخابات مجلس هفتم به صورت بسیار بدی باخت.
استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسائل سیاسی در ادامه به انتخابات ریاست‌جمهوری نهم و رقابت هاشمی و احمدی‌نژاد اشاره کرد و گفت: در این دوره طبقه مرفه قصد داشت قدرت را به دست بگیرد و سمبل این گروه نیز هاشمی رفسنجانی بود و جالب این‌که همه گروه‌ها و جناح‌ها اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب و چپ و راست نیز پشت سر هاشمی جمع شدند، اما مردم به وی «نه» گفتند، چرا که مردم احمدی‌نژاد را بیرون از این ساختار و از جنس خود می‌دیدند و از طرف دیگر احمدی‌نژاد نیز وارد خطوط قرمز طبقه برخوردار شده بود و مسائلی مانند مافیای نفتی و ... را مطرح کرد که موجب شد مردم با رای بالایی وی را انتخاب کنند؛ بنابراین احمدی‌نژاد نه با تکیه بر گروه و یا جناحی خاص، بلکه با تکیه بر همین «طبقه ندار» به قدرت رسید و مخالفت همه این مجموعه‌ها با احمدی‌نژاد از همان زمان آغاز شد.
وی در ادامه به انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و عزم جزم گروه‌های یاد شده برای رای ‌نیاوردن احمدی‌نژاد و پی‌ریزی برنامه‌ای سنگین برای رسیدن آن‌ها به هدف متبوع خود اشاره کرد و گفت: در این زمان از گروه‌های ضد انقلاب و گروهک‌ها، طبقات بی‌تفاوت نسبت به انقلاب، طبقات مرفه و حتی انقلابیونی که در طبقه دارا شکل گرفته بودند،‌ به جایی رسیدند که احساس خطر کردند و برای پروژه «نه احمدی‌نژاد» وارد میدان شدند.
این کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه با بیان این‌که تناقضات بسیار عجیبی را در رفتارهای موسوی شاهد بودیم، خاطرنشان کرد: موسوی می‌گفت که احساس خطر کرده و وارد میدان شده بود، اما وقتی از او می‌پرسیدند که از چه چیزی احساس خطر کردید؟ می‌گفت: «قانون رعایت نمی‌شود» اما در مقابل می‌بینیم که خود موسوی بدترین بی‌قانونی‌ها را انجام داد و در مناظره‌اش نیز سیاست‌خارجی دولت احمدی‌نژاد و مسائلی مانند طرح موضوع هولوکاست، نابودی اسرائیل، دانشگاه کلمبیا، اجلاس دوربان2 و... را بهعنوان نقطه ضعف معرفی کرد یعنی دقیقاً همان مسائلی که غرب به خاطر آن‌ها از دولت نهم به شدت ناراحت بود و این مسائل آنرا می‌رساند که در حقیقت یک نوع سیگنالی به غرب منتقل می‌شد که اگر ما بیاییم شرایط برای شما مطلوب خواهد شد.
محمدی در ادامه با تأکید بر این‌که موسوی دقیقاً همان اشتباه بنی‌صدر را مرتکب شد، خاطرنشان کرد: یعنی موسوی نیز فکر کرد این 13 میلیونی که به وی رای دادند واقعاً به خود موسوی رای داده‌اند، غافل از این‌که هر کدام از این رای‌دهندگان، بنا به دلیلی به وی رای داده‌اند. لذا این گمان که این 13 میلیون را می‌تواند بعد از انتخابات برای تغییر ساختار با خود همراه کند، یک اشتباه مسلم و استراتژیک از سوی موسوی بود.
محمدی در پاسخ به این سؤال که آینده سیاسی موسوی را با توجه به اتفاقات اخیر چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟ گفت: تمام؛ فاتحه آینده سیاسی موسوی با بی‌قانونی‌ها و رفتارهای وی خوانده شد.
این استاد دانشگاه با بیان این‌که در تمام تحولات 30 ساله اخیر هیچ جناح و گروهی «رنگ» را بهعنوان سمبل حرکت خود انتخاب نکرده بود،‌ یادآور شد:‌ برای اولین بار بود که «رنگ» برای این کار انتخاب شد.
محمدی افزود:‌ از دیگر سو همه امکانات خود را بسیج کردند تا احمدی‌نژاد انتخاب نشود، اما براساس نظرسنجی‌ها،‌ انتخاب احمدی‌نژاد قطعی بود. زیرا احمدی‌نژاد در طول این چهار سال با طبقه اکثریت جامعه و به قول امام(ره) «کوخ‌نشینان» که جزو محرومین و مستضعفین بودند و خودشان انقلاب کردند، ارتباط برقرار کرد و با مسافرت‌های خستگی‌ناپذیری که به شهرها و روستاها انجام داد، این افراد‌ فهمیدند احمدی‌نژاد می‌تواند نماینده و سمبل آن‌ها باشد.
محمدی با اشاره به انتخابات گرجستان، اظهار داشت: در انتخابات گرجستان اختلاف 4 درصدی بین شواردنادزه و ساکاشویلی وجود داشت، اما در انتخابات دهم با توجه به استقبال عظیم مردم، بیش‌تر آرا به سمت احمدی‌نژاد رفت و این موضوع برای غرب عجیب و غیرقابل پیش‌بینی بود.
وی ادامه داد: قبل از اعلام نتایج، براساس اجرای آن سناریو، موسوی اعلام کرد که پیروز شده و گفت اگر غیر از این اتفاق بیفتد تقلب صورت گرفته است. بعد که نتیجه چیز دیگری شد به انتخابات و جابهجایی آرا اعتراض نکرد، بلکه چشم بسته خواستار ابطال انتخابات شد. پس از آن گفت که ابطال انتخابات کف تقاضاها است و در مصاحبه با روزنامه تایم عنوان کرد که این حرکت، حرکتی نیست که صرفاً محدود به انتخابات باشد، بلکه در جهت تغییر ساختار است. این با آن تئوری که در دوران اصلاحات مطرح می‌شد یعنی فشار از پایین، چانه‌زنی در بالا، دقیقاً تطبیق می‌کند و شاهدیم که همه برای انجام راهپیمایی بسیج شده و گروه‌های اغتشاشگری که از قبل آماده شده بودند، وارد صحنه می‌شوند برای این‌که بتوانند انقلاب رنگین را به نتیجه برسانند.
به گفته این استاد دانشگاه موضوع ابطال انتخابات بهانه‌ای می‌شود برای تحقق تغییر ساختار.
محمدی یادآور شد: اما آن‌ها از دو چیز در ایران غافل بودند یکی وجود رهبری و ولایت فقیه که استوار و محکم در مقابل این حرکت می‌ایستد و دوم حمایت همه جانبه‌ای که توده‌های مردم هر زمان احساس کردند چنین بحرانی وجود دارد، وارد صحنه شدند و لذا این بحران به اتمام می‌رسد.
این کارشناس مسائل سیاسی این‌که سران قدرت‌های غربی یک دفعه و یکپارچه وارد می‌شوند و حتی همه محذورات دیپلماتیک را کنار می‌گذارند و به دفاع از این شورش‌ها و حرکت‌ها می‌پردازند را نشان‌گر آن سناریویی دانست که از قبل تنظیم شده و باید اجرا شود.
وی با بیان این‌که هم جبهه داخلی و هم جبهه خارجی قمار خطرناکی کردند،‌ خاطرنشان کرد: خوشبختانه در این ماجرا بازنده قطعی شدند، ولی این کار هزینه‌بردار بود. متأسفانه‌ عده‌ای حتی از دوستان انقلاب ندانسته و ناخواسته در این دایره،‌ چرخ و روند افتادند و همان اشتباهاتی را که در اواخر دوره آقای خاتمی رخ داد، باز تکرار شد.
این استاد دانشگاه تهران در ادامه به بیان خاطره‌ای پرداخت و افزود: یکی از اساتید من روی تخته نوشت «تاریخ برای یاد نگرفتن است» ما اعتراض ‌کردیم و گفتیم که تاریخ برای یاد گرفتن است و او در جواب گفت اگر برای یاد گرفتن بود، این همه اشتباهات تکرار نمی‌شد.