تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۹۹۷
گفت‌وگو با دکتر پیروز ایزدی، کارشناس مسائل اروپا
مریم مهدوی اصل مقدمه: در مطالعه تاریخی روابط خارجی آلمان و فرانسه، سیاست خارجی این دو کشور آنچنان با یکدیگر گره خورده است که برای بررسی سیاست خارجی یکی از این کشورها به ناچار باید حول محور کشور دیگر نیز پرداخت. افزایش قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی در عرصه سیاست خارجی که به عنوان مهم ترین محورهای یک سیاست خارجی قوی و مقتدر در عرصه نظام بین الملل به حساب می آید همواره باعث می شود در این رقابت هر کشوری با برتری جویی خود از کشور دیگر همواره میدان رقابتی را ایجاد کند که در این میدان برای دستیابی به منافع تاکتیکی به خصوص استراتژیک خود مبادرت به اتخاذ شیوه‌های فکری و نوآوری‌هایی در این زمینه کند. نوآوری‌هایی که باید در قالب تنها یک استراتژی بتواند کشور موردنظر را به هدف نهایی و مطلوب خود برسانند و شاید از همین منظر باشد که در بررسی سیاست خارجی فرانسه و آلمان هرگاه یکی از این کشورها به قدرت برتر تبدیل می‌شود دیگری در فضای رکود و ضعف خود به سر می‌برد تا با مهیا شدن شرایط دیگری به عنوان بازیگر برتر مبادرت به ایفای نقش کند. نمونه بارز و صادق آن را می‌توان در فعال شدن سیاست خارجی فرانسه در دوران سارکوزی و نزدیکی به دولت جورج بوش دید که با سرکار آمدن باراک اوباما چرخه این بازی برگشته است و آلمان از نقش برتری نسبت به فرانسه دارد برخوردار می‌شود، ضمن اینکه بریتانیا نیز که مدتی نقش خود را به فرانسه سپرده بود در حال پس‌‌گیری نقش اول خود در اتحادیه اروپا برای همکاری با ایالت متحده آمریکاست. از همین رو به منظور بررسی سیاست خارجی فرانسه در دوران حاضر با دکتر پیروز ایزدی، کارشناس مسائل اتحادیه اروپا به خصوص در شاخه فرانسه به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم. این گفت‌و‌گو که به صورت مکتوب انجام شده است ضمن بررسی روابط خارجی فرانسه با آلمان، انگلستان و آمریکا به بررسی «سیاست عربی» فرانسه همچنین همکاری‌های هسته‌ای این کشور با کشورهای دیگر از جمله هند و پاکستان نیز می‌پردازد.

* آیا رقابت میان فرانسه و آلمان در اتحادیه اروپا به از میان رفتن محور «پاریس- برلین» منجر شده است و فرانسه اینک تلاش می کند به انگلستان نزدیک تر شود؟
** در خصوص روابط میان آلمان و فرانسه و به دنبال آن روی کار آمدن نیکلاسارکوزی باید گفت که در زمان جنگ سرد، فرانسه در موقعیتی قرارداشت که می توانست با استفاده از ساختار اتحادیه اروپا مانع از آن شود که همسایه اش آلمان- که از نظر اقتصادی از آن قوی تر بود- به برتری سیاسی دست پیدا کند. اما پس از اتحاد آلمان وضعیت فرق کرد. آلمان اینک به کشوری با جمعیت بیشتر (82 میلیون نفر برابر 64 میلیون نفر جمعیت فرانسه) و وضعیت اقتصادی بسیار مطلوب تر تبدیل شده است. در واقع آلمان به لطف صنایع کارآمد خود که محصولاتی با کیفیت بسیار بالاعرضه می کند، مقام اول را در صادرات جهانی داراست و از گسترش اتحادیه اروپا به سوی شرق بسیار بیشتر از فرانسه سود برده است. اینک 10 درصد تجارت آلمان با کشورهایی است که به تازگی وارد اتحادیه اروپا شده اند در حالی که این رقم برای فرانسه 4درصد است. از این رو هم به لحاظ توان اقتصادی و هم موقعیت جغرافیایی که سبب شده کشورهای واقع در مرکز و شرق اروپا روابط نزدیک تری با آلمان برقرار کنند، آلمان از وزن بیشتری در داخل اتحادیه اروپا برخوردار شده در واقع موازنه به نفع آلمان بر هم خورده است. از همین رو بود که فرانسه در پی احیای روند بارسلون برآمد و با طرح ایده تشکیل «اتحادیه مدیترانه» تلاش کرد، منطقه تحت نفوذ خود یعنی حوزه مدیترانه نیز در رقابت با سیاست همسایگی که نگاه به شرق داشت، وارد ترتیباتی با اتحادیه اروپا شود که سازوکار اجرایی شدن این ایده سبب بروز تنش میان آلمان و فرانسه نیز شد.
* علاوه بر رقابت های سیاسی تاریخی بین آلمان و فرانسه که به گفته شما همچنان تداوم دارد، رقابت های اقتصادی بین این دو کشور با توجه به برتری آلمان را چگونه ارزیابی می کنید؟
** تضعیف ارزش «دلار» در برابر «یورو» سبب شده که از قدرت رقابت کالاها و محصولات فرانسوی در بازارهای جهانی به میزان زیادی کاسته شود. اما این امر به دلیل کیفیت بالای تولیدات صنعتی به آلمان صدمه چندانی وارد نکرده و همین امر موجب اختلاف دو کشور در مورد سیاست های پولی بانک مرکزی اروپا شده است. همچنین به نظر می رسید که خانم مرکل، صدراعظم آلمان از رفتارهای نمایشی و جنجال آفرین سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه به ویژه تمایل او به نسبت دادن همه موفقیت ها در چارچوب اتحادیه اروپا به خود، دل خوشی ندارد. به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران این رقابت ها سبب شده که فرانسه با دوری جستن از محور «فرانسه ـ آلمان» که قبلاموتور محرکه اتحادیه اروپا بود به بریتانیا و ایالات متحده آمریکا روی آورده تا از نفوذ هرچه بیشتر آلمان بکاهد.
* در حال حاضر سیاست خارجی فرانسه تا چه میزان در اتحادیه اروپا نفوذ دارد؟
** فرانسه از بدو تشکیل اتحادیه اروپا مایل بوده که بیشترین وزن را در این اتحادیه داشته باشد و از طریق آن هم به کنترل آلمان بپردازد و هم سیاست های خود را پیش ببرد. پس از اتحاد آلمان موازنه قوا در اتحادیه اروپا بر هم خورد و با گسترش اتحادیه نیز آلمان در موقعیت بهتری به لحاظ ارتباط با کشورهای اروپای شرقی و مرکزی قرار گرفت در نتیجه می توان گفت که امروزه فرانسه از نفوذ سابق در اتحادیه برخوردار نیست.
* با کاهش نفوذ فرانسه در اتحادیه اروپا از یک سو و برتری مجدد سیاست خارجی آلمان نسبت به فرانسه از سوی دیگر شاهد این امر هستیم که سارکوزی در آغاز کار خود مبادرت به پیگیری «سیاست عربی» فرانسه که از قدمت تاریخی در سیاست خارجی این کشور برخوردار و برای مدتی تعلیق شده بود، کرده است. ارزیابی شما از اجرای دوباره «سیاست عربی» فرانسه در منطقه خاورمیانه چیست؟
** سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه در ابتدای روی کار آمدن خود گرایش به نزدیکی بیشتر به اسرائیل را از خود نشان داد که تعابیر مختلفی از سوی ناظران در این خصوص به عمل آمد. رهبران اسرائیل و لابی یهود در فرانسه نیز از ریاست جمهوری او استقبال کردند. عده ای نیز این تغییر جهت گیری را پایانی بر «سیاست عربی» فرانسه خواندند. با این حال با توجه به علاقه مندی سارکوزی به نقش آفرینی بیشتر در روند صلح خاورمیانه می توان اینگونه نیز تعبیر کرد که قصد او ایجاد توازن بیشتر در سیاست خارجی فرانسه در قبال اعراب و اسرائیل بوده تا به این ترتیب با جلب اعتماد طرف اسرائیلی امکان نقش آفرینی بیشتر را پیدا کند. هرچند که تحولات بعدی در این زمینه دستاوردی برای سارکوزی به همراه نداشت. روی کارآمدن نتانیاهو در اسرائیل سبب شد در روابط فرانسه و اسرائیل تنش هایی پدید آید.
هرچند که نتانیاهو قبلااز دوستان سارکوزی محسوب می شد اما مخالفت فرانسه با ادامه شهرک سازی در اراضی اشغالی و حمایت آن از ایجاد دو دولت و نیز جنجالی که بر سر لیبرمن، وزیر امور خارجه اسرائیل بین دو کشور پدید آمد، باعث شد روابط آنگونه که مطلوب سارکوزی بود پیش نرود. از سوی دیگر در مقطعی پیش از روی کارآمدن دولت فعلی در اسرائیل، سارکوزی کوشید به کمک ترکیه و تا حدوی قطر بین سوریه و اسرائیل برای رفع اختلافات شان بر سر بلندی های جولان به میانجیگری بپردازد. زمینه این کار با بهبود روابط میان سوریه و فرانسه فراهم شد. فرانسه در ارتباط با لبنان تلاش کرد تا موجبات آشتی ملی در آن کشور را فراهم کرده و سوریه را به اعزام سفیر و برقراری روابط دیپلماتیک رسمی با لبنان تشویق کند و در این خصوص به موفقیت های محدودی دست یافت. نقش آفرینی در این عرصه با توجه به نفوذ سنتی فرانسه در لبنان برای سارکوزی حائز اهمیت فراوان بود.
* در کنار این سیاست، نزدیکی فرانسه به اسرائیل ما شاهد حضور فعال تر فرانسه در برخی از کشورهای منطقه خلیج فارس در خصوص موضوعات تسلیحاتی هم هستیم. نظر شما در این خصوص چیست؟
** سارکوزی در راستای نزدیکی با اسرائیل در پی گسترش روابط با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس هم برآمد و ضمن عقد قراردادهای تسلیحاتی با این کشورها برای اولین بار موفق شد با جلب رضایت دولت امارات متحده عربی یک پایگاه نظامی در خلیج فارس تاسیس کند و در راستای «دکترین جدید نظامی فرانسه» چیدمان پایگاه های نظامی را در این جهت تغییر دهد که بیشتر پوشش دهند. و مناطق استراتژیک باشند. از این رو فرانسه با کوچک تر کردن پایگاه نظامی خود در جیبوتی (آفریقا) قصد دارد حضور خود را در خلیج فارس تقویت کند. البته از دیگر اقدامات سارکوزی باید به ابتکار وی «اتحاد مدیترانه» جهت بسط نفوذ فرانسه در کشور حوزه مدیترانه از کانال اتحادیه اروپا و در رقابت با آلمان که نگاه به شرق دارد و پیگیری دیپلماسی هسته ای با کشورهای شمال آفریقا و حاشیه جنوبی خلیج فارس برای احداث نیروگاه های هسته ای در این کشورها نیز اشاره کرد که می تواند منافع اقتصادی و نیز سیاسی برای فرانسه در پی داشته باشد. به طور کلی سارکوزی با همسویی بیشتر با آمریکا اعلام آمادگی برای کمک به آمریکا جهت حل بحران های بین المللی کوشیده است تا میدان مانور وسیع تری در منطقه خاورمیانه پیدا کند و از این رهگذر به دنبال نقش آفرینی بیشتر در معادلات سیاسی- بین المللی باشد.
* سارکوزی در دوران ریاست جمهوری جورج بوش و حزب نومحافظه کاران در آمریکا برخلاف ژاک شیراک سیاست نزدیکی و همکاری با ایالات متحده آمریکا را در پیش گرفت و در این زمینه تا جایی پیش رفت که پس از استعفای تونی بلر از نخست وزیری بریتانیا توانست جایگزین انگلستان برای آمریکا شود. اما با روی کار آمدن باراک اوباما از حزب دموکراتیک در کاخ سفید، شواهد گویای این است که آن روابط نزدیک گذشته بین سارکوزی و بوش در دولت فعلی آمریکا وجود ندارد. نظر شما در این مورد چیست در واقع ارزیابی شما از روابط فرانسه- آمریکا در شرایط حاضر چیست؟
** پس از اتخاذ سیاست همسویی با آمریکا توسط سارکوزی که در دوران ریاست جمهوری جورج بوش صورت گرفت، اینک با روی کار آمدن اوباما در آمریکا به نظر می رسد اختلافاتی بین دو کشور بروز کرده باشد و بار دیگر این انگلستان باشد که همچنان در مقام متحد ویژه آمریکا به نقش آفرینی بپردازد. این اختلاف نظرها حول چند محور طی ماه های گذشته بروز کرده است. نخست درخصوص نحوه مقابله با بحران اقتصادی جهانی و اعتقاد سارکوزی به پایان یافتن عمر سرمایه داری به سبک آنگلوساکسونی و ضرورت کنترل و هدایت بیشتر بازارهای مالی. دوم، امتناع سارکوزی از فرستادن نیروهای بیشتر به افغانستان به رغم درخواست اوباما در کنفرانس «ناتو» در استراسبورگ. سوم، تاکید اوباما برتلاش در جهت خلع سلاح هسته ای که در سفر او به پراگ پایتخت جمهوری چک صورت گرفت. در جریان این سفر اوباما همچنین اظهار داشت که سایر کشورهای مجهز به سلاح هسته ای نیز باید به تبعیت از آمریکا و روسیه زرادخانه سلاح های هسته ای خود را کاهش دهند.
این در حالی است که سیاست دفاعی فرانسه مبتنی بر نیروی هسته ای آن موسوم «به نیروی ضربتی» است و ابتکار اوباما به منزله مشروعیت زدایی از سلاح اتمی فرانسه می باشد. چهارم، حمایت اوباما از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپاست. موضوعی که سارکوزی با آن مخالف است و در پاسخ به اظهارات اوباما در استانبول که در آن از عضویت ترکیه در این اتحادیه حمایت به عمل آمده بود، اعلام کرد که این مساله به اروپایی ها و نه آمریکایی ها مربوط می شود. همچنین در این میان باید به توجه مجدد آمریکا به متحد سنتی خود یعنی انگلستان اشاره کرد که نشان دهنده این واقعیت است که فرانسه در دوره اوباما دیگر نمی تواند به این امیدوار باشد که نقش نزدیک ترین متحد اروپایی آمریکا را ایفا کند.
* درخصوص برنامه هسته ای جهانی هرچند اوباما سیاست خود را در این زمینه اعلام کرده و این نظر آمریکا با برنامه اتمی فرانسه مغایرت دارد اما ما شاهد همکاری های هسته ای فرانسه با هند و پاکستان طی روزهای اخیر بودیم. تحلیل شما از این همکاری ها چیست؟
** درجریان بازدید آقای مان موهان سینگ، نخست وزیر هند از فرانسه در سپتامبر 2008 دو کشور یک موافقتنامه همکاری هسته ای دوجانبه به امضا رساندند که مبنایی برای همکاری های دوجانبه گسترده در زمینه انرژی فراهم کرد. براساس این موافقتنامه، فرانسه شش واحد نیروگاهی هسته ای مجهز به تکنولوژی EPR در سایت جدید «جایتاپور» در ایالت «مهاراشترا» تاسیس می کند که 9600 مگاوات برق تولید خواهد کرد و ظرفیت تولید برق هسته ای هند را به دو برابر افزایش خواهد داد. در واقع فرانسه اولین کشوری بود که تمایل خود را پیش از آمریکا به عقد قراردادهای همکاری هسته ای با هند نشان داد. با این حال عقد قرارداد رسمی با کشوری که صاحب سلاح هسته ای است و به پیمان «ان پی بی» نپیوسته است، نیازمند آن بود که هند به گونه ای اعتماد آژانس بین المللی انرژی اتمی و گروه عرضه کنندگان مواد هسته ای را به دست آورد. این گروه که متشکل از 45 کشور است پس از آنکه هند نخستین سلاح هسته ای خود را در سال 1974 آزمایش کرد، تاسیس شد و وظیفه آن جلوگیری از آن است که تکنولوژی هسته ای به دست دولت های ناباب نیفتد. دولت هند با توافق پادمانی ویژه با آژانس و کسب مجوز برای انجام معاملات هسته ای توسط گروه عرضه کنندگان هسته ای راه را برای دریافت تکنولوژی حساس هسته ای از آمریکا و نیز فرانسه هموار کرد.
البته هند همچنان از پیوستن به «NPT» امتناع کرده است. اما به دنبال ملاقات سارکوزی با آصف علی زرداری، رئیس جمهوری پاکستان در پاریس در تاریخ 15 مه 2009 از قول وزیر امور خارجه پاکستان گزارش شد که فرانسه خواهان آن شده است که با پاکستان موافقتنامه گسترده ای برای فروش تجهیزات هسته ای به این کشور، مشابه قراردادی که با هند امضا کرده، منعقد کند. اما سخنگوی کاخ الیزه اعلام کرد که فرانسه قصد انتقال تکنولوژی صلح آمیز هسته ای را به پاکستان ندارد و تنها خواستار همکاری با این کشور در زمینه ارتقای ایمنی هسته ای شده است. باید توجه داشت که افزایش آشوب ها در پاکستان، سبب نگرانی قدرت های غربی درباره ایمنی سایت های هسته ای پاکستان شده است. از سوی دیگر پاکستان نیز هنوز به پیمان «NPT» نپیوسته و به اعتقاد غربی ها به لحاظ انتقال اطلاعات هسته ای از سابقه خوبی برخوردار نیست. بنابراین، پادمانی فرانسه درصدد گسترش همکاری های اقتصادی، نظامی و هسته ای خود با هند است و کمک به حل مشکلات هند برای تامین انرژی در راستای برنامه های مبارزه با تغییرات آب و هوایی و کاستن از مصرف سوخت های فسیلی ارزیابی می کند در حالی که در مورد پاکستان با توجه به قدرت گرفتن طالبان شدیدا احساس خطر می کند.
* و به عنوان آخرین سوال؛ ارزیابی شما از رقابت فرانسه و آلمان در دستیابی منابع انرژی گاز و نفت از طریق روسیه چیست؟
** نکته مهم در این خصوص این است که وابستگی آلمان به منابع انرژی روسیه بسیار بیشتر از فرانسه است. فرانسه اینک حدود 80 درصد از نیروی برق خود را از طریق انرژی هسته ای تامین می کند. در حالی که آلمان در توسعه نیروگاه های اتمی با مشکل روبه روست. زیرا در زمان حکومت سوسیال دموکرات ها در آلمان، قانونی به تصویب رسید که دولت را از احداث نیروگاه های هسته ای جدید منع می کرد. از همین رو آلمان بیشتر مستعد آن است که در برابر روسیه از خود انعطاف نشان دهد. از سوی دیگر در فرانسه فشارهای زیادی روی دولت این کشور به ویژه از سوی محافل روشنفکری وارد می آید تامسائل حقوق بشری را در روابط با روسیه در نظر بگیرد.