تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۳۷۲
گفت‌وگو با امیر محبیان:
امین علم‌الهدی اشاره: در تمام جهان نظریات یک سیاستمدار تنها در شرایط عادی و با آزادی کامل قابل استناد است. امیر محبیان که خود می گوید حال جسمی مساعدی ندارد از اصولگرایانی است که مخالف اعتراف گیری و پخش آنها از رسانه های مختلف است.

* اعترافات در حال پخش است. شما با شنیدن اعترافات چه احساس شخصی داشتید؟ آیا از این مساله که رقبای سیاسی شما مجبور هستند در مقابل دوربین حرف هایی غیر از حرف های خود بیان کنند و خود را زیر سوال ببرند، خشنود بودید؟
** خیر، مطمئناً این گونه نبود. احساس من این بود که ای کاش در یک فضای باز به دور از تعصبات گروهی ما فرصت فکر کردن و مباحثه را داشتیم و می توانستیم نسبت به آنچه کرده ایم یا می خواستیم بکنیم برداشت دقیق تری پیدا می کردیم. بی شک دیدن فعالان سیاسی پشت میز محاکمه و اعترافات این گونه برای کسی که در سیاست فعالیت می کند تصویر جالبی نیست اما در عین حال معتقد هستم باید محیطی داشته باشیم که به دور از هرگونه تعصب نظرات خود را ابراز کنیم و این نظرات به بحث و چالش کشیده شود.
* چرا هر زمانی که جناح اصولگرا می خواهد به نوعی از اصلاح طلبان انتقام بگیرد از منظر اعتراف گیری وارد می شود؟
** این بحث جریان اصولگرا و جریان اصلاح طلب نیست. به این معنا که جریان اصولگرا در این اتفاق نقشی نداشته است بلکه یک پدیده سیاسی-امنیتی در کشور رخ داد. این فضا می توانست به شکل بهتری رفع شود اما این مساله حل نشد و بحران شدیدتر شد و جمعی که دستگیر شده بودند به این کار اجبار یافتند. در مورد اینکه عمق و صحت این اعترافات چقدر است باید بگذاریم شرایط عادی شود و این افراد دوباره نظر خود را بیان کنند و آن زمان ببینیم این اعترافات تا چه حد عمق داشته است. در عین حال معتقد هستم اعتراف گیری و پخش اعترافات نشان دهنده عقب ماندگی سیاسی کشورهاست و در اکثر کشورهایی که دریافته اند می توان با هم سخن گفت بدون اینکه افراد را در شرایط سخت و خاصی قرار دهند از اعتراف گیری پرهیز می شود. به گمان من بهتر است بتوانیم شرایط جامعه را به سمت آرامش ببریم که شاهد این وقایع نباشیم که اعتراضات منجر به ساختارشکنی شود یا اینکه بیان نظرات گونه یی از اعترافات را شکل دهد.
* به نظر شما جریان اصولگرا در این اتفاق نقشی نداشته است، این در صورتی است که بعضی از گروه ها و افراد وابسته به این جریان به طور گسترده نسبت به پخش این اعترافات واکنش مثبت داشته اند و حتی قبل از این اتفاق نیز اصرار و اجباری بر انجام این کار داشته اند.
** تحلیل جریان اصولگرا با مشخصات قبل از انتخابات امکان پذیر نیست. برداشت های مختلفی از این جریان وجود دارد و متناسب با این برداشت های متفاوت گروه ها و افراد زیادی نیز در این جریان فعالیت می کنند که لزوماً همه آنها به یک مساله باور ندارند. بعضی از جریانات ممکن است از این نوع برخورد استقبال ویژه یی انجام دهند. عده یی ممکن است این اتفاق را برخورد قهری با عملکرد اصلاح طلبان بدانند و گروهی ممکن است این را نحوه مطلوب ندانند اما برخورد ناگزیر بدانند.
* طرز تفکر شما وابسته به کدام یک از گروه هاست؟
** رسیدن به جایی که رقبای سیاسی ما پشت میله های زندان باشند و مجبور به اعتراف، مطمئناً جایگاه مناسبی برای فضای سیاسی ما نیست. ای کاش همه ما به قانون پایبند باشیم که این اتفاقات هیچ گاه رخ ندهد. باور به تقلب گسترده یی که نتیجه انتخابات را عوض کند به معنای توهین به نظام است.
* این روند به طور سیستماتیک در جریان اصلاح طلب وجود نداشته اما اصولگرایان در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری سال 80 بحث تقلب را بیان کرده بودند. این اعتراضات که از دید شما به معنای توهین به نظام است از طرف جریان اصولگرا نیز مطرح بوده است؟
** خیر، این گونه نبوده است.
* اما در مجلس ششم افرادی چون حدادعادل و در ریاست جمهوری 80 جریان اصولگرا به نتیجه انتخابات اعتراضات جدی داشته اند.
** شما نمی توانید برخورد افراد را به روند سیستماتیک جریان اصولگرا نسبت دهید. جریان اصولگرا در هیچ کدام از انتخابات به صورت گسترده این بحث را بیان نکرده است. این در صورتی است که اصلاح طلبان در انتخابات گوناگون این اعتراضات را داشته اند و تا پای تحریم انتخابات نیز پیش رفتند.
* اگر معنای برخورد سیستماتیک همراهی تمام گروه ها و افراد باشد این اعتراضات نیز سیستماتیک نبوده است. اصلاح طلبان هیچ گاه جوابی درباره اعتراضات شان نسبت به نتیجه انتخابات دریافت نکرده اند. به عنوان مثال می توان به موضع گیری اعضای شورای نگهبان قبل از انتخابات یا خبر رسمی اعلام نتایج توسط خبرگزاری و روزنامه دولت چندین ساعت قبل از اعلام نتایج و بسیاری دیگر از موارد اشاره کرد.
** بعضی از اعضای شورای نگهبان موضع خودشان را اعلام کرده اند. این کار پسندیده نیست.
* غیرقانونی است؟
** خیر، ما در این باره از آقای کدخدایی سوال کردیم، ایشان گفتند در مورد شورای نگهبان قانون ابهام دارد و نمی توان به صورت کامل گفت این کار غیرقانونی است. این ابهام باید برطرف شود. ممکن است حتی این کار خلاف شرع یا خلاف قانون نباشد اما خلاف شأن شورای نگهبان است. یا در مورد بحث سایت های حامی دولت که نتایج را زودتر از وزارت کشور اعلام کرده اند، ظاهراً تا ساعت یک یا دو نصف شب نتایج به حدی رسیده بود که می شد درباره آنها نظر داد. دومین مساله اینکه این گمان ممنوع نیست. آقای موسوی هم این گمان را داشتند و آن را به صورت رسمی اعلام کردند، از این جهت خلاف قانون نیست.
* نتایج گفته شده از طرف خبرگزاری های حامی دولت کاملاً مطابق نتیجه وزارت کشور بوده، این نیز یک پیش بینی است؟
** بر اساس آمارهای قبل از انتخابات و نتایج مشخص شده تا آن زمان شاید بتوان این را یک گمان دانست. گاهی خبرگزاری ها جنگ روانی را شروع می کنند. در فضایی که هر خبرگزاری سعی می کند جدیدترین اخبار را بدهد تا تعداد بازدیدکننده بیشتری پیدا کند این مسائل پیش می آید. مطمئناً خبرگزاری های رسمی باید منتظر می ماندند تا توسط منابع رسمی اخبار تایید شود. این را دلیلی بگیریم که از مساله تقلب خبر داشته اند واقعاً معقول نیست. مساله یی به شکل طنز درباره ایران صدق می کند و آن اینکه در ایران هیچ چیز را نمی توان مخفی کرد. وقتی یک مسوول در یک اتاق دربسته حرفی می زند و فردا آن خبر و حتی فایل صوتی آن حرف در اینترنت پخش می شود، نمی تواند تقلبی در این حد مخفی بماند. امکان تخلف ممکن است وجود داشته باشد اما امکان تقلب وجود ندارد.
* از دید شما گمان خلاف قانون نیست، پس گمان آقای موسوی هم خلاف قانون نبوده است.
** بله، گمان خلاف قانون نیست اما اگر بر سر این گمان آنقدر پافشاری شود که امنیت ملی خدشه دار شود مساله دیگر از یک گمان ساده خارج شده و حال است که چهره قانونی یا غیرقانونی به خود می گیرد.
* شما اشاره کردید امکان مخفی کاری در ایران وجود ندارد. اولین جلسه دادگاه خبر از وجود یک باند براندازی می دهد که سال هاست در کشور فعال شده و امروز توانسته اند آن را مشخص کنند. اگر این گونه بوده چرا نظام در این سال ها با این باند برخورد نکرده است؟
** بحث براندازی نرم به عنوان یک تحلیل از قبل وجود داشته است. این نامعقول نیست که امریکا از برخوردهایی که در دیگر کشورها برای براندازی استفاده کرده است در ایران نیز استفاده کند و این نیز نامعقول نیست که تعدادی از افراد در ایران این کدها را جابه جا کنند، اما اینکه دقیقاً این برنامه وجود داشته است یا موج سبزی که پدید آمده مرتبط با این براندازی بوده، مسائلی نیست که من بتوانم در مورد آنها نظر بدهم. هر کسی که این ادعا را دارد باید بتواند این ادعا را ثابت کند.
* کیفرخواست یک روند هماهنگ از کیهان فرهنگی تا به امروز را مرتبط با براندازی نرم می داند به شکلی کاملاً هماهنگ نه به صورت مقطعی. این ادعا می تواند صحت داشته باشد؟
** این یک تحلیل است نه خبر که سال هاست از طرف عده یی مطرح بوده است.
* اما کیفرخواست تنظیم شده این تحلیل را همراه با خبر مطرح کرده است. دادگاه که روزنامه کیهان نیست تا بتوان در آن تحلیل ارائه داد. آیا با توجه به مخفی نبودن هیچ چیز در ایران این روند ممکن است؟
** خب باید در مورد هر کدام از این مسائلی که مطرح کرده است دلایل مستدل و قانونی بیاورد که بتواند ادعای خود را ثابت کند. در عین حال من در جایگاهی نیستم که بخواهم به سیستم دادرسی یاد بدهم باید چه برخوردی انجام دهد چراکه از منظر قانونی نیز در این باره اطلاعات زیادی ندارم. این را می دانم که صحبت های دادگاه دو بخش است؛ یک بخش توضیح منطقی در مورد یک حرکت توطئه آمیز در فضای سیاسی ایران است و در بخش بعد قاعدتاً باید این ادعا را ثابت کند.
* یکسری اتفاقات در رابطه با انتخابات صورت گرفت چه قبل از انتخابات و چه بعد از آن که این روند منجر به دادن کشته و صدها زندانی شد. آیا می توان برخوردهای تند و ساختارشکنی های وقت مناظره ها را دلیل این اتفاقات دانست؟
** در رابطه با علت این اتفاقات باید یک بحث مفصل انجام داد. نمی توان به این اتفاقات جزیی نگاه کرد بلکه باید همه را در آن مقصر دانست چه احمدی نژاد و چه رقبای انتخاباتی وی. از یک طرف نباید در مناظره این گونه برخورد می شد. من قبل از انتخابات زمانی که می دیدم هم طیف طرفدار آقای موسوی و هم طیف طرفدار آقای احمدی نژاد به صورت گسترده تبلیغات خود را انجام می دهند و اتفاق خاصی نیز در این میان نمی افتد، خوشحال بودم که دموکراسی در ایران به ثبات رسیده اما بعد از انتخابات به این نتیجه رسیدم که مشکل در مردم نیست، مشکل در نخبگان سیاسی ماست که هنوز به درک بالایی از دموکراسی نرسیده اند. ما به عصمت هیچ کدام از سیاسیون اعتقاد نداریم. احمدی نژاد هم بی شک اشتباه های فراوانی داشته و دارد. خط قرمز ما صرفاً قانون اساسی و رهبری است که رهبری را نیز در چارچوب قانون اساسی خط قرمز می دانیم، نه آقای احمدی نژاد را.
* اگر روزی بحث اعترافات به امیر محبیان بکشد، برخورد محبیان چگونه خواهد بود؟
** من سعی می کنم همیشه در راهم ثابت باشم و هیچ گاه از راهی که می روم کوتاه نیایم. در عین حال امیر محبیان در زندگی اش هیچ سندی برای تحت فشار قرار گرفتن و اعتراف به خاطر آن موضوع ندارد.