تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۳۷۹

پس از پایان جنگ 33 روزه در لبنان سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله در پاسخ به این سوال خبرنگار که اولین اولویت شما پس از این جنگ چیست گفت : «قضیه فلسطین».
قضیه فلسطین را می توان محور اصلی منازعات و درگیری ها در خاورمیانه دانست به گونه ای که هر مناقشه ای در منطقه مستقیم یا غیرمستقیم با این قضیه ارتباط می یابد. برای مثال طی دهه های گذشته تحولات در لبنان بیشترین ارتباط را با قضیه فلسطین داشته است هم مرز بودن دو کشور حضور تعداد قابل توجهی از آوارگان فلسطینی در لبنان ریشه های نژادی و مذهبی مشترک لبنانی ها و فلسطینی ها اعمال نفوذ قدرت های جهانی و منطقه ای و... بر تاثیرات متقابل تحولات لبنان و فلسطین افزوده است.
اگرچه از سال 1361 حضور مسلحانه فلسطینی ها در لبنان کاهش یافت و دیگر خطری متوجه مناطق شمالی فلسطین نبود با ظهور پدیده جدید حزب الله و توجه این گروه به قضیه فلسطین از دیدگاه عقیدتی در کنار مبارزه با اشغالگری صهیونیست ها رابطه بین لبنان و قضیه فلسطین محکم تر شد.
هم زمان در داخل فلسطین جریان اسلام گرا توانست طی دهه های 60 و 70 به جایگاه مناسبی دست پیدا کند و با قیام انتفاضه صهیونیست ها را در موقعیت سختی قرار دهد. پس از فروپاشی بلوک شرق و طراحی جدید آمریکا برای تحکیم سیطره بر خاورمیانه و ارائه طرح هایی مانند طرح خاورمیانه جدید نیروهای اسلام گرا در منطقه نیز به تحکیم روابط متقابل پرداختند. بدین ترتیب هرگونه اقدام جریان های اسلام گرا در لبنان یا فلسطین برطرف مقابل تاثیر دارد.
تاثیرات سیاسی و روانی این دو جریان بر یکدیگر طی چند سال گذشته کاملا مشهود بوده است. برای مثال عقب نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان در پی ضربات کوبنده مقاومت اسلامی لبنان تاثیر روحی و معنوی بسیاری بر فلسطینی ها برای شروع انتفاضه الاقصی گذاشت. هم چنین عملیات «وعده صادق» حزب الله لبنان و به اسارت گرفتن دو نظامی صهیونیستی و واکنش رژیم صهیونیستی در حمله به لبنان که به پیروزی حزب الله منتهی شد.
تاثیرات کوتاه‌مدت و بلندمدت
1. کاهش فشار نظامی بر مناطق فلسطینی
گروه های فلسطینی در تاریخ 4 تیر 85 در عملیاتی کم نظیر در جنوب نوار غزه یک نظامی صهیونیست را به اسارت گرفتند و چند تن دیگر را به هلاکت رساندند. رژیم صهیونیستی در واکنش به این عملیات مناطق فلسطینی به ویژه نوار غزه را آماج حملات سنگین زمینی هوایی و دریایی قرار داد. علاوه بر این چند تن از وزرا و نمایندگان مجلس قانون گذاری فلسطین وابسته به حماس را دستگیر کرد.
این اقدامات که با محاصره کامل مناطق فلسطینی همراه بود فشار فوق العاده طاقت فرسایی بر فلسطینی ها وارد آورد پس از عملیات «وعده صادق» حزب الله در جنوب لبنان در تاریخ 21 تیر 85 و به اسارت گرفتن دو نظامی صهیونیست تقریبا تمام توجه صهیونیست ها به لبنان معطوف و از فشار نظامی بر نوار غزه تا حد زیادی کاسته شد. اگرچه برخی تحلیلگران سیاسی هدف عملیات حزب الله را کاستن از فشار صهیونیست ها بر نوار غزه دانستند اما رهبران حزب الله با رد این ادعا هدف عملیات را آزادسازی اسرای لبنانی عنوان کردند. به هر حال کاهش فشار نظامی بر نوار غزه اولین تاثیر فوری عملیات حزب الله در صحنه فلسطین بود.
2. تلاش برای پیوند روند تبادل اسرا
در ابتدای عملیات حزب الله برخی گروه های فلسطینی و خانواده اسرای فلسطینی خواهان یکی شدن روند موضوع تبادل اسرای فلسطینی و لبنانی و قرار گرفتن پرونده اسیر در دست فلسطینی ها با پرونده دو اسیر در دست حزب الله در یک مسیر و مذاکرات مشترک برای تبادل این اسرا با اسرای لبنانی و فلسطینی شدند. آنها تصور می کردند که یکی شدن پرونده و مذاکرات موقعیت فلسطینی ها را در مذاکرات تقویت می کند. اما به رغم پذیرش سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله شرایط سیاسی حاکم بر لبنان و منطقه عملا اجازه چنین کاری را به حزب الله و فلسطینی ها نداد. نبیه بری رئیس مجلس لبنان که نماینده حزب الله در مذاکرات بر سر تبادل اسرا بود اعلام کرد که دو اسیر صهیونیست تنها با اسرای لبنانی مبادله خواهند شد. شایان ذکر است حزب الله در تبادل های قبلی توانسته بود تعدادی اسیر فلسطینی را آزاد کند.
3. افزایش روحیه مقاومت فلسطینی ها
شاید بتوان گفت مهم ترین دستاورد جنگ لبنان ریشه دار شدن تفکر مقاومت و پایداری در بین ملت های تحت ظلم وستم در مقابل قدرت های منطقه ای و جهانی بوده است ; در حالی که آمریکایی ها سال هاست به دنبال از بین بردن این ریشه ها هستند و اساسا یکی از پایه های طرح خاورمیانه جدید آمریکایی ها سست کردن افکار و عقاید مرتبط با جهاد و مقاومت است. در این زمینه حتی شاهد تغییراتی در کتب درسی برخی کشورهای منطقه هستیم.
ناتوانی ارتش رژیم صهیونیستی در نابودکردن حزب الله با وجود تمام امکانات و حمایت های آمریکا امید مردم و مبارزان فلسطینی را برای مقاومت در برابر چنین رژیمی به شدت افزایش داد. البته پیش از این نیز در عقب نشینی سال 1379 رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان شاهد افزایش روحیه فلسطینی ها بودیم. این تاثیر فقط به فلسطین محدود نمی شود بلکه تمام منطقه را دربر می گیرد; حتی می توان گفت این الگو نه تنها در حال حاضر بلکه برای آینده نیز بسیار مناسب خواهد بود.
مجله فلسطینی المسلمه ارگان جنبش حماس در سرمقاله خود با اشاره به این تاثیر معنوی می نویسد : فروپاشی ابهت ارتش صهیونیستی از مهم ترین دستاوردهای مقاومت لبنان و فلسطین است. شهروندان صهیونیستی شکست این ارتش را به چشم خود دیدند.
4. واکنش‌های سیاسی داخلی فلسطین
تاثیر جنگ لبنان در صحنه سیاسی داخل فلسطین از چند زاویه قابل بررسی است.
الف) توازن قوای سیاسی گروه‌ها
پس از پیروزی حماس در انتخابات مجلس قانون گذاری فلسطین در دی 1385 جنبش فتح که خود را شکست خورده این انتخابات می دید درصدد برآمد به هر شکل ممکن حماس را وادار به ترک صحنه سیاسی کند. با آنکه حماس از همان ابتدا طرح تشکیل دولت ائتلافی را ارائه کرد فتح که تصور می کرد می تواند بدون مشارکت در دولت ائتلافی حماس را وادار به ترک دولت کند از قبول این طرح خودداری کرد. اما ایجاد موانع متعدد بر سر راه حماس نیز این جنبش را از تصمیم خود برای اداره دولت منصرف نکرد. به همین علت فتح به تدریج به کنارآمدن با حماس تمایل یافت. در خلال جنگ لبنان به علت سنگینی سایه جنگ و هم چنین حل نشدن مسئله اسیر صهیونیستی در دست فلسطینی ها اختلافات و درگیری ها بین فتح و حماس متوقف شد اما پس از جنگ فتح و تمایل خود را به مشارکت در دولت براساس منشور ملی اعلام کرد و طرفین به توافقی در این خصوص دست یافتند. با این حال این توافق به علت دخالت مستقیم آمریکایی ها و دادن وعده های پنهان به ابومازن برهم خورد و بار دیگر تنش بین دو جنبش شدت گرفت.
ب) تعامل جریان های اسلام گرا به ویژه حماس با جنگ لبنان
رهبران حماس مستقر در خارج از فلسطین همواره مواضعی روشن در حمایت از حزب الله اتخاذ کرده اند و در این بحران نیز همین گونه عمل کردند; اما در داخل موضع گیری ها اندکی متفاوت بود. در حالی که عموم مردم فلسطین آشکارا از حزب الله حمایت و با شادمانی از پیروزی آن استقبال کردند رهبران اصلی حماس در داخل مانند هنیه و زهار تقریبا هیچ واکنشی از خود نشان ندادند و در طول مدت بحران حتی نامی از حزب الله بر زبان نیاوردند. اما رهبران و مسئولان درجه دوم حماس با حضور در چندین راهپیمایی و گردهمایی به سخنرانی و حمایت از حزب الله و مقاومت لبنان پرداختند. در مورد اینکه چرا هنیه و زهار این گونه رفتار کردند پرسش های متعددی مطرح است که پاسخ به آنها شاید چندان ساده نباشد.
به جز جهاد اسلامی که روابط نزدیک تری با حزب الله دارد سایر گروه ها از جمله فتح واکنش قابل توجهی نشان ندادند. با این حال افکار عمومی فلسطین کاملا با جریان مقاومت و حزب الله همراه بود و تظاهرات مردمی این را به خوبی آشکار می کرد. طبق نظرسنجی روزنامه الخلیج چاپ امارات در تاریخ 2 مرداد 85 نود و شش درصد فلسطینی ها از حزب الله و رهبران آن به طور کامل حمایت می کنند.
شایان ذکر است رسانه های تبلیغات رسمی و فراگیر مانند رادیو و تلویزیون خبرگزاری ها و روزنامه های کثیرالانتشار زیر سیطره فتح و جناح ابومازن هستند و حماس در داخل به جز چند سایت اینترنتی و نشریات محلی ابزار تبلیغاتی دیگری در اختیار ندارد. با این حال سایت های خبری وابسته به حماس و مجله فلسطین المسلمه وابسته به حماس که در خارج از فلسطین چاپ می شود به انتشار اخبار جنگ لبنان می پرداختند. برای مثال این مجله در یک شماره خود بیش از 20 صفحه از 63 صفحه خود را به مسائل و اخبار جنگ لبنان اختصاص داد.
ج) عملکرد نظامی و عملیاتی فلسطینی‌ها در خلال جنگ
به جز یک عملیات مشترک شلیک موشک توسط گروه های فلسطینی در تاریخ 25 تیر 85 که طی آن بیش از 100 موشک به اراضی 1327 در همبستگی با مقاومت لبنان شلیک شد فلسطینی ها هیچ عملیات ویژه دیگری را در طول جنگ لبنان علیه اهداف صهیونیستی انجام ندادند. برای عملیات شهادت طلبانه نیز که چندین سال مشکل اصلی امنیتی صهیونیست ها بود هیچ تلاشی صورت نگرفت و تنها در یک مورد مشیر المصری نماینده حماس در مجلس در واکنش به کشتار قانا تهدید به انجام چنین عملیاتی کرد.
5. تاثیر در برنامه های منطقه ای و جهانی در فلسطین
جنگ لبنان بر سیاست کشورهای جهان و منطقه در ارتباط با فلسطین و هم چنین سیاست گروه ها و جریان های فکری بسیار تاثیرگذار بود. در این زمینه سه محور اصلی را می توان مورد توجه قرار داد : اول سیاست های آمریکایی ـ صهیونیستی و غربی ; دوم سیاست های کشورهای عربی همگام با غرب ; سوم رفتارهای جریان های مذهبی و مردمی در کشورهای عربی و اسلامی.
شکست برنامه مشترک آمریکا و اسرائیل با همراهی اروپا برای خاورمیانه با نام «خاورمیانه جدید» یکی از نتایج مهم جنگ لبنان محسوب می شود. آمریکایی ها که در برنامه های خود برای خاورمیانه دچار مشکلاتی شده بودند بر اثر جنگ لبنان به طور اساسی در برنامه هایشان تجدیدنظر کردند. فلسطین در طرح آمریکایی ها برای خاورمیانه نقش اصلی و محوری ایفا می کند و تحرک در سایر کشورها به طور مستقیم با اوضاع فلسطین در ارتباط است و این به علت اهمیت نقش رژیم صهیونیستی برای آمریکایی ها در منطقه است.
مهم ترین تغییر در سیاست های خاورمیانه ای آمریکا توجه مجدد به رهبران به اصطلاح میانه رو است. در صحنه فلسطین افزایش حمایت از ابومازن و ملاقات های وی با بوش و سایر مقامات آمریکایی به خوبی بیانگر این سیاست است. همچنین سفر رایس به خاورمیانه در شهریور 1385 نشست با وزرای خارجه هشت کشور عربی همسو با آمریکا با قاهره و تاکید بر حل قضیه فلسطین همگی نشان دهنده اولویت قضیه فلسطین و رهبران به اصطلاح میانه رو در سیاست خارجی آمریکاست.
همگام با آمریکا صهیونیست ها نیز در چرخشی کاملا مشهود نسبت به ابومازن با وی از در دوستی درآمدند. سامت جدعون مقاله نویس روزنامه هاآرتص با اشاره به نادیده گرفتن محمود عباس از ابتدای انتخاب وی به ریاست تشکیلات خودگردان در سال 1384 می نویسد : «اکنون زمان آن فرا رسیده است که ابومازن به عنوان شریک از طرف اسرائیلی ها مورد پذیرش قرار گیرد.»
سیاست و رفتارهای کشورهای عربی همسو با خط آمریکایی در منطقه در مورد مسئله فلسطین نیز دچار تحولاتی شده است. اولین تاثیر جنگ لبنان در این کشورها تلاش آنها برای ترمیم جایگاهشان نزد افکار عمومی عربی و اسلامی است. این دولت ها که سیاست های خود را در خلال جنگ لبنان مخالف افکار عمومی یافتند می کوشند با دستاوردی اندک و ظاهری برای فلسطینی ها اندکی به وجهه خود اعتبار بخشند; اما نکته اصلی این است که در این صحنه نیز فاقد ابزار و کارایی لازم هستند. لذا آمریکا به سرعت از این جهت گیری برای تامین منافع و سیاست های خود استفاده کرد و به آنها اجازه نداد تا سیاستی مستقل را در صحنه فلسطین به اجرا درآورند. مهم ترین این تلاش ها نشست برخی رهبران سیاسی و امنیتی کشورهای عربی با ابومازن در عقبه قبل از سفر وی به آمریکا بود که سعی کردند توافق به دست آمده بین ابومازن با حماس برای تشکیل دولت وحدت ملی راتحت تاثیر قرار دهند که در نهایت موفق شدند این توافق را به شکست بکشانند. تلاش بعدی طرح قطر برای ایجاد آشتی بین ابومازن و حماس و تشکیل دولت وحدت ملی فلسطین بود که در اواخر شهریور 1385 ارائه شد. جالب اینجاست که آمریکایی ها این طرح را به طور کامل مورد حمایت قرار دادند و به ابومازن گفتند که این طرح کاملا بررسی شده و به نفع منطقه است. اما حماس این طرح را نیز که خواهان احترام به توافقات بین المللی و به بیان دیگر قبول طرح کمیته چهارجانبه بود رد کرد. به طور خلاصه باید گفت با پایان یافتن جنگ لبنان کشورهای عربی در صحنه فلسطین بیشتر به تقویت ابومازن و فتح توجه کردند و در این زمینه با آمریکایی ها کاملا همسو شدند.
محور سوم با جریان های مذهبی و اجتماعی و تاثیر آنها در قضیه فلسطین پس از جنگ لبنان مرتبط است. اگرچه آمریکایی ها در سال های اخیر تلاش گسترده ای کردند تا مذهب و افکار مذهبی را از صحنه سیاست دور سازند در مواقع ضروری از این مسئله به سود خود بهره برداری می کنند. فتواهای برخی مراجع سنی علیه حزب الله در جریان جنگ لبنان نمونه بسیار خوبی است. جالب اینجاست که این مراجع در جریان قضیه فلسطین کاملا سکوت کرده اند و در قبال فشار واردآمده بر مردم فلسطین هیچ واکنشی از خود نشان نمی دهند.
در مقابل جریان های جهادی مذهبی و اجتماعی این گونه رفتار نمی کنند. برای مثال اخوان المسلمین مصر در جریان جنگ بهترین موضع گیری را در حمایت از حزب الله اتخاذ کرد.
در بعد اجتماعی نیز کشورهای عربی پس از جنگ لبنان تلاش می کنند از میزان ارتباط مردم با جریان های جهادی به ویژه در فلسطین و لبنان بکاهند. نمونه بارز این تلاش اقدام عربستان سعودی برای قطع کمک ها و تبرعات ارسالی برای فلسطین است. در این راستا وزارت کشور عربستان سعودی با اخطار به مراکز خیریه هرگونه جمع آوری کمک برای تروریست ها را ممنوع اعلام کرده است. به طور مسلم منظور از تروریست ها «حماس» است.