تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۷۸۰

سجاد جاویدی
اعلام تعویق مجدد راه اندازی پروژه نیروگاه بوشهر از سوی روسیه با واکنش هایی از سوی مقامات کشورمان روبرو شده است. گفته می شود آقای حسینی تاش، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی طی سفر کوتاهی به مسکو، با مقامات روسی در خصوص این موضوع گفتگو کرده است که هنوز از نتایج این سفر و رایزنیهای وی اطلاع دقیقی در دست نیست.
آقای علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی هم در واکنش به اقدام روسیه برای تأخیر در راه اندازی نیروگاه بوشهر اظهار تأسف کرده و گفته است: روسیه باید به وعده خود بموقع عمل کند.از سوی دیگر، ولادیمیر پاولوف، مدیر پیمانکار روسی شرکت <اتم استروی اکسپورت> روسیه که طرف قرارداد ایران در پروژه بوشهر است، با هدف توجیه اقدام شرکتش در تعویق مجدد تکمیل و راه اندازی پروژه مذکور، از عواقب جبران ناپذیری که تأخیر در پرداخت های ایران ممکن است داشته باشد، سخن گفته است. شرکت اتم استروی اکسپورت روز دوشنبه گذشته با صدور بیانیه ای اعلام کرده بود که راه اندازی و تحویل سوخت به نیروگاه بوشهر به تأخیر خواهد افتاد.
براساس قراردادی که بین آقای آقازاده، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و سرگئی کرینکو همتای روسی وی امضاء شد، قرار بود واحد اول نیروگاه اتمی بوشهر، شهریور 1386 به صورت آزمایشی راه اندازی و در آبانماه همان سال مورد بهره برداری نهایی قرار گیرد. براساس همین موافقتنامه، اولین محموله سوخت باید در ماه مارس 2007 (اسفند 85) به ایران منتقل می‌شد.
سرنوشت پروژه نیروگاه هسته ای بوشهر که پس از کناره گیری شرکای اروپایی نهایتاً در سال 1995 طی قراردادی به روسیه واگذار شد، اکنون پس از 12 سال و تحمل هزینه های گزاف در هاله ای از ابهام قرار دارد. براساس قرارداد اولیه، این پروژه باید در سال 1999 تکمیل و به ایران تحویل داده می شد، ولی از آن زمان تاکنون و به ویژه در 4 سال اخیر که مسأله هسته ای ایران به موضوعی بین المللی تبدیل شده و ابعاد سیاسی جهانی به خود گرفته است، موتور محرک این پروژه ازکارافتاده و پیشرفت محسوسی در کار به چشم نمی خورد. روشن است که روسها با آگاهی کامل از وضع بین المللی ایران، بازی ناجوانمردانه ای را آغاز کرده و درصدد گرفتن امتیازات بیشتر از ایران و غربیها در تکمیل پروژه مذکور هستند و مسأله تعویق پرداختها (که از سوی ایران تکذیب شده است) بهانه دیگری است که روسها برای شانه خالی کردن از تعهداتشان در قبال ایران مطرح می‌کنند.
براساس برآوردهای جهانی، نیروگاه هسته ای با ظرفیت 1000 مگاوات و با تکنولوژی پیشرفته غربی، هزینه ای در حدود یک میلیارد دلار را دربر می گیرد، در حالی که ایران تاکنون چندین برابر این مبلغ را برای تکمیل پروژه بوشهر با تکنولوژی روسی هزینه کرده است و هنوز هم چشم انداز روشنی برای راه اندازی آن وجود ندارد. ضمن اینکه حتی در صورت انجام تعهدات روسیه در تکمیل، راه اندازی و تحویل آن به ایران، نگرانی های عمده ای در خصوص تکنولوژی به کار گرفته شده در این پروژه با توجه به سابقه و سرنوشت <نیروگاه چرنوبیل> برای کشورمان پیش روست.فارغ از این دغدغه ها که در جای خود بسیار مهم است، به نظر می رسد روشی که روسها در قبال ایران در پیش گرفته اند، اقدامی تحقیرآمیز و رویکردی کاملاً فرصت طلبانه است که باید مدنظر مسئولین کشورمان قرار گیرد. احتمالاً آقای آقازاده به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی و دیگر مسئولان این سازمان بخوبی بر این موضوع آگاهند که هزینه های گزاف این نیروگاه از جیب ملت ایران پرداخت می شود و آنان حق دارند از مسئولین خود در خصوص چرایی این همه هزینه توام با تحقیر و یا اصرار بر ادامه همکاری با روسها و پیدا نکردن راه حلهای جایگزین سئوال کنند، ضمن اینکه در کنار روش تحقیرآمیز روسها در این موضوع سابقه نه چندان خوب روسیه در بعد تکنولوژی و انجام تعهدات سیاسی، مزید بر علت و در ذاکره ملت ماست.
از یک نگاه واقع بینانه باید پذیرفت که دفع الوقت روسها رویکردی کاملاً سیاسی است. آنان با توجه به محیط بین الملل و لابی های طرفهای درگیر در بحران هسته ای ایران، در خصوص پروژه مذکور تصمیم گیری کرده و آن را به اجرا می گذارند. روسها در شرایط کنونی به هیچ وجه درصدد تحریک آمریکا و شرکای اروپایی خود نیستند و بخوبی می دانند این کشورها از تکمیل پروژه بوشهر خشنود نخواهند شد. آقای پوتین علیرغم اظهارات تندی که در اجلاس امنیتی مونیخ در خصوص سیاستهای آمریکا داشت، بر این نکته واقف است که روابط آمریکا و روسیه یک جاده یک طرفه است که فرمان آن در دست آمریکاست و روسیه نیز مایل نیست با یک دهه بازگشت به عقب، وارد چالش با آمریکا شود، زیرا علیرغم بهبود وضع اقتصادی و داخلی روسیه، این کشور هنوز از ضعفهای عمده و آشکار خود در تنظیم رابطه با این قدرت بزرگ جهانی آگاه است، مضافاً اینکه آمریکا امروز تقریباً در تمام نقاط ژئوپلتیک و مواضع استراتژیک شوروی سابق خیمه زده است.
 نگاهی به پایگاههای آمریکا در کشورهای اروپای شرقی سابق، عراق، افغانستان، ازبکستان، کردستان و باکو، گویای عدم توازن قدرت بین آمریکا و روسیه است. البته در شرایط کنونی آمریکا نیز درصدد تحریک و تحقیر روسیه نیست و مایل است مسائل مورد اختلاف خود با مسکو را تا حد ممکن از طریق تعامل و همکاری با این کشور حل و فصل کند و ایران یکی از این موضوعات است و نتیجه این تعامل را در قطعنامه شورای امنیت در پرونده هسته ای ایران شاهد بودیم؛ ضمن اینکه روسها در مقابل شرکای اروپایی خود نیز ملاحظاتی داشته و مایل به افزایش نگرانی های آنان نیستند.
اگر چالش ما با غربیها قرار است به این نوع روشهای تحقیرآمیز روسها منجر شود، صادقانه باید گفت بهتر است مسئولین کشور حفظ کرامت و عزت ملت را در راس اولویتهای خود قرار داده و برای برخورد با این روش روسیه، چاره ای بیندیشند. براساس برخی اخبار تأیید نشده، به تازگی روسها برای تکمیل این پروژه شرط تعلیق را که خواسته غربیهاست مطرح کرده اند. موضوعی که آقای لاریجانی در یک واکنش محتاطانه آن را رد کرده و گفته است: «ما چنین پیامی از روسها دریافت نکرده‌ایم». معنای دیگر این واکنش لاریجانی، تأیید خبر ولی عدم ابلاغ رسمی آن به ایران از سوی مسکو است. البته موضع روسها در قبال مساله تعلیق کاملاً روشن و همسو با غربیهاست و کراراً آن را اعلام کرده‌اند.
 روشن است از نگاه روسیه، تکمیل پروژه و تحویل آن به ایران به ویژه در شرایطی که ایران به فناوری تولید سوخت هسته ای دست یافته است، به این معناست که روسها ابزار چانه زنی خود را با غربیها در مورد ایران در شرایطی که ما به تکنولوژی سوخت دست یافته و نیازی به روسها نخواهیم داشت، از دست خواهند داد؛ موضوعی که روسها تمایلی به تحقق آن ندارند. توافقی که ایران قبلاً با سه کشور اروپایی در خصوص راه اندازی حداقل دو نیروگاه هسته ای (در صورت قبول تعلیق) داشت اگرچه ممکن است در شرایط کنونی قابل طرح نباشد، ولی در دنیای سیاست که دوستیها و دشمنیها براساس منافع شکل گرفته و یا تغییر می کند، می تواند به عنوان گزینه ای مدنظر باشد. اگر قرار است روسها همان حرفهای غربیها را به روشهای تحقیر آمیزتری به ما تحویل دهند، چه نیازی است که ما تخم مرغهای خود را در سبد آقای پوتین قرار دهیم؟