تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۹۶۶
تصمیم هایی که گیتس و چنی به اسلام آباد بردند

پیام های ردوبدل شده میان واشنگتن با ژنرال های پاکستان از بروز بحرانی تازه میان آمریکا ومهم ترین متحد آن درشبه قاره حکایت دارد. درعرض ۶ سالی که از سقوط طالبان می گذرد، هیچ گاه مناسبات دولتمردان آمریکا با اسلام آباد این اندازه شکننده وحساس نبوده است. مشرف وارتش کار آزموده او در مرزهای افغانستان تنها امید آمریکایی ها درمیدان جنگ با طالبان است. بویژه که عملکرد سال گذشته ناتودرمواجهه باطالبان به اندازه کافی یأس آور بوده است.
دراین اوضاع که هرروز خبرهای ناخوشایند جدیدی از سازماندهی طالبان از جبهه افغانستان می رسد می توان بخشی از آنچه را که دراتاق تصمیم گیری پنتاگون زیرنظر رابرت گیتس درباره پاکستان وطالبان می گذرد، فهمید.
روابط آمریکا ودوست پاکستانی اش دراین ۶ سال پس از سقوط طالبان به مدارا و مماشات سپری شده است. به همان اندازه که دولت مشرف با طالبان کنار آمده است آمریکایی ها نیز در برخورد با او جانب احتیاط را حفظ کرده اند.
جالب اینجاست که دلایل این دو گونه مماشات یکسان بوده است . مشرف نفوذ طالبان را درنواحی مرزی افغانستان وپاکستان توجیه سیاست خود قرار داده است ودوستان آمریکایی او نیز با خوف به هم ریختن بساط قدرت او ازاعمال فشار بیش تر بر اسلام آباد پرهیز کرد ه اند، اما اکنون همه چیز نشان از پایان این دوره مماشات دست کم درنگاه آمریکایی ها دارد. در واشنگتن میان دوجناح یک اجماع قوی حول وارد کردن مشرف در نزاع برضد طالبان شکل گرفته است تا حدی که حتی کنگره تحت فرمان دموکرات هاپیامی تندتر از بوش به اسلام آباد ارسال کرد ه اند که اگرژنرال این بار نیز ازمواجهه با دشمنان منطقه ای ایالات متحده امتناع ورزد باید خود راآماده تحریم های تازه کند.
ارسال این پیام ها برای اسلام آباد که درچند جبهه داخلی با سنت گرایان درگیر است و دامنه عملیات آنان گاهی تا پادگان های مستحکم ارتش می رسد ایجاد یک شوک بزرگ است . اما به همان اندازه که ژنرال های اسلام آباد ازتصمیم تازه کاخ سفید سرا سیمه شدند، کابل به وجد آمد. هیچ اتفاقی به این اندازه حکومت بحران زده حامد کرزای را امیدوارنمی کرد، چنانکه برخی ناظران سیاسی گفته اندبااین تصمیم ، کنگره وکاخ سفید یک امر شبه محال رادر نگاه افغان هابه امری ممکن تبدیل کرده اند.
اما آیابراستی با این پیام تهدید ، مماشات دیرین طالبان وپاکستان به سرآمدوبزودی شاهد جنگ ومواجهه ای بزرگ میان دوستان دیروز خواهیم بود؟
پاسخ به این سؤال به اندازه پیچیدگی روابط شبکه نظامی - اطلاعاتی پاکستانی ها با طالبان دشوار است . تحلیل این سؤال یک پیش نیاز داردوآن سیر خصومت کابل واسلام آباد است؛ خصومتی که عامل ومبنای همکاری ژنرال های آی اس آی با طالبان شده است.
نزاع دو شریک وداستان فهرست ۱۵۰ نفر
نزاع جدید کابل واسلام آباد درست از فردای سقوط طالبان آغاز شد. یعنی زمانی که حامد کرزای نزد مشرف رفت تا با تحویل فهرست بلند طالبان پناه گرفته در خاک پاکستان به وی، پیمان نامه جنگ جدید علیه این گروه را به امضا رساند. آن روز درحالی که برخی از مقام های افغان با نگاه به تجربه تاریخی از تغییرنکردن سیاست پاکستان در حمایت از افراد مسلح طالبان سخن می گفتند، اما حامد کرزای چنین اتهامی به پاکستان وارد نکرد و در مذاکره با مقام های پاکستانی با دیپلماسی و احتیاط بیشتری سخن گفته است.
کرزای به دانشکده نظامی پاکستان رفت ودرسخنانی پیکارجویی افراطیون را خطری برای ثبات منطقه خواند و بر ضرورت همکاری دو کشور در مبارزه با آن تأکید ورزید.
درجریان این سفر،گزارش آفتاب احمدخان شیرپاو وزیر داخله وقت پاکستان به روزنامه دان (Dawn) چاپ اسلام آباد گفت: او فهرستی از ۱۵۰ تن از مظنونان به انجام اعمال تروریستی را دریافت کرده که تصور می شود در پاکستان مخفی شده باشند.
اطلاعاتی که در جریان این دیدار رئیس جمهوری افغانستان از پاکستان در اختیار رئیس جمهوری پاکستان و دولت آن کشور قرار داده شد و قبول آن از سوی دولت پاکستان، می توانست یک تحول مهم محسوب شود.
اما محک اصلی برای همکاری واقعی میان دو کشور در آنچه مبارزه با تروریسم خوانده شده، پایان «جنگ اعلام نشده» بود که در مناطق جنوبی افغانستان طی ماههای پس از سقوط طالبان در حال گسترش بود، قطع نظر از این که چه کسانی مستقیماً در این جنگ دخالت دارند.
فهرستی که دولت افغانستان در اختیار پاکستان قرار داد، فهرست مفصل و مشخصی است از اردوگاه ها و مراکز آموزش و تسلیح مخالفان دولت و اسامی و محله های اقامت همه کسانی که رهبری این مراکز و انجام عملیات را در افغانستان در دست دارند. با همه تردید ها و سؤال هایی که در افغانستان در مورد اهداف سیاست پاکستان و یا نهادهایی مانند سازمان استخبارات نظامی آن کشور (ISI) و یا گروه های تندروی اسلامی مانند ائتلاف مجلس متحده عمل وجود داشت، این یک آزمون بزرگ بودبرای همکاری میان دولت های افغانستان و پاکستان در مبارزه برای متوقف کردن فعالیت های طالبان و متحدان آنها در خاک پاکستان و انجام عملیات مسلحانه.
به باور ناظران، این فهرست مهم که هنوز میان کابل واسلام آباد سرگردان است، فقط از سوی استخبارات افغانستان تهیه نشده بود. وگفته می شود، نیروهای آمریکایی و ناتو با استفاده از امکانات عکسبرداری فضایی در تهیه این فهرست و اطلاعات آن سهم داشته اند.
در شرایطی که حاکمیت جدید افغانستان تازه شکل می گرفت و هنوز کابل برای اجرای یک سیاست خارجی مستقل و مؤثر از اهرم های لازم نفوذ، برخوردار نبود، متحدان بین المللی افغانستان - که همزمان پاکستان را متحد خود در جنگ با تروریسم می دانند-با تهیه این فهرست در ایجاد فشار بر پاکستان، دست کم در زمینه برخورد با فعالیت طالبان در حمایت از ادعاهای کابل، موضع جدی تری در پیش گرفتند.
فردای انتشار لیست، ظاهر طنین دستیار کرزای نوشت: آیا همه این لیست می تواند برای کابل مایه خوشبینی و برای اسلام آباد دلایل واقعی برای نگرش تازه به مسائل منطقه باشد؟ هنوز نمی توان به این پرسش، پاسخ روشنی داد.
او یادآور شد: آنچه مهم است، توجه به حداقل تلاش هایی است که جریان دارد و بیش از همه کمک به متوقف کردن فعالیت های مسلحانه ای است که قربانیان زیادی به بار آورده و می تواند ثبات افغانستان و منطقه را تهدید کند.
توافقی که کابل را به خشم آورد
چرخش نگاه دولت مشرف به سوی طالبان، با امضای توافقنامه اسلام آباد جناح حامی طالبان آغاز شد.
اغلب ناظران افغانستان این توافقنامه را نشانه کنار گذاشتن استراتژی مشرف در مبارزه با افراطیون به حساب آوردند. در پی این توافق، شوکت عزیز، در مقام وزیر خارجه پاکستان پیشنهاد مذاکره عرب و ناتو با طالبان را داد؛ پیشنهادی که تردید کابل را درباره احیای پیمان دیرین ارتش پاکستان با طالبان به یقین تبدیل کرد. از نگاه ناظران پیام اخیر کاخ سفید درواقع گامی برای برهم زدن توافق وزیرستان است که قرار بود سنگ بنای استراتژی جدید اسلام آباد در قبال طالبان قرار گیرد. توافقنامه پاکستان و طالبان البته ظاهری موجه داشت. این توافقنامه هر دو طرف را مکلف به در نظر داشتن و رعایت تعهداتی می کند، از جمله این که افراد مسلح قبیله ای به تأسیسات دولتی نیروهای امنیتی و ارتش حمله نکنند و همچنین در صورت لزوم با نماینده سیاسی دولت در مناطق قبایلی مفاهمه کنند و نیروهای دولتی نیز به سنت های قبایلی احترام بگذارند. در این تفاهمنامه تصریح شده است که خارجیان ساکن در مناطق قبایلی به کشورهای خود بازگردند، در غیر این صورت با ضمانت شورای قبایل و جرگه (مجلس بزرگ) با حفظ اصول احترام به قوانین کشور حضور داشته باشند.
براساس این توافقنامه، مخالفان، اسلحه و تجهیزات نظامی را که از نیروهای دولت در جریان درگیری ها به دست آورده اند، باید دوباره به دولت بسپارند.
حمله نکردن به نیروهای ائتلاف و گذر نکردن از مرز، از دیگر موارد این توافقنامه است.
در مقابل، دولت پاکستان متعهد شده است که افراد قبیله ای بازداشت شده در جریان عملیات های تهاجمی و تجسسی را رها کند و دوباره آنها را بازداشت نکند.
حملات و عملیات زمینی و هوایی ارتش متوقف و خسارات ناشی از درگیری ها و عملیات های چندسال از سوی دولت جبران خواهد شد.مرحله نخست پیاده شدن این توافق ها از خروج نیروهای ارتش پاکستان از مناطق قبایلی آغاز شده و همچنین کمیسیون ده نفری مختلط بر این روند نظارت خواهد کرد.
دولت پاکستان و رهبران قبیله ای، قبلاً نیز به توافق هایی برای پایان دادن به درگیری ها دست یافته بودند، اما این تعهدات، در عمل با مشکلاتی روبه رو شده بود. اما چنان که کارشناسان گفته اند امضای توافق صلح با طالبان یک اتفاق نمادین و نشانه نرمش، هم از سوی دولت و هم از سوی رهبران قبیله ای حامی طالبان بود.
با این توافق دولت اسلام آباد، اکنون حامیان طالبان در مناطق قبایلی را به عنوان یک قدرت به رسمیت شناخته که به جای ادامه نبرد، در برابر آنها به میز مذاکره و امضای تفاهمنامه روی می آورد.
تا پیش از امضای این توافق، ده ها هزار سرباز پاکستانی، درگیر جنگ با افراطیون و طرفداران محلی آنان در بخش های ناآرام قبیله نشین بوده اند.
این نخستین توافق درنوع خود از هنگامی بود که نیروهای پاکستانی درصدد تعقیب عوامل طالبان و القاعده در مرز افغانستان برآمدند.
به عقیده ناظران به رسمیت شناختن شورای بزرگ قبیله ای به نوبه خود شناسایی قدرت طالبان محسوب می شود و یک اعتراف ضمنی به شکست استراتژی نظامی دولت پاکستان است.
اهمیت دیگر توافق این بود که در آستانه سفر پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان به افغانستان و ایالات متحده آمریکا صورت گرفت. این نظر نیز وجود دارد که رئیس جمهور مشرف، خوشبین بود که با این توافق دست خالی به دیدار همتایان افغان و آمریکایی خود نمی رود و امضای توافق برای پایان دادن به حمایت رهبران قبیله ای از طالبان را، به عنوان یک دستاورد به کرزای و بوش ارائه کند.
شبکه هزار توی افراطیون
درد سر اسلام آباد از زمانی آغاز شد که بدگمانی غرب نیز بر بدبینی کابل افزوده شد.
از زمان سقوط طالبان تاکنون مشرف تلاش کرده تا به غرب ثابت کند که در مبارزه با گروه های اسلام گرا جدی است، اماهر چه ژنرال دراین مسیر بیش تر تلاش کردکمتر نتیجه گرفت. او در هر سفر خارجی و همچنین در مناسبت های گوناگون داخلی بر ضرورت نبرد با «دهشت گرایان» و ریشه کنی آنها تأکید کرد. بارها این سخن را غرب از زبان او شنیدکه بخش قبایلی وزیرستان جنوبی به مقر القاعده تبدیل شده ، تروریست هایی که در آنجا مخفی شده اند و حامیان بومی آنها، نابود خواهند شد. اما مشکل ژنرال فقط این نبود که جهان نه تنها اراده او را در جنگ با طالبان باورنکرد، بلکه مخالفان اودراحزاب سیاسی- مذهبی پاکستان، اندیشه ای متفاوت از مشرف دارند،این تضاد تا آنجاست که این گروه ها بر خلاف ژنرال تفسیر متفاوتی از تحولات متعاقب۱۱ سپتامبر و تعریف تروریسم دارند. آنها۱۱ سپتامبر را توطئه یهودیان برضد جهان اسلام بویژه پاکستان و افغانستان دانسته و این تفکر را بی وقفه در مناسبت ها و در رسانه های جمعی همفکر خود ابراز می دارند.
هرچه زمان می گذردبرشمار مدافعان این دیدگاه در پاکستان افزوده می شود. هم اکنون ده ها نفر رامی توان از بلند پایگان سیاسی دراین جرگه سراغ گرفت، چنان که دکتر «اسرار احمد» عضو سابق گروه جماعت اسلامی در روزنامه «نوای وقت» نوشت: تحقیقات ۱۱ سپتامبر به دلیل این که این رویداد از سوی اسرائیل طراحی شده بود به بن بست رسید، زیرا آمریکا نمی تواند بر ضد یهودیان اقدامی انجام دهد. وی حتی گفت : ۱۱ سپتامبر زاده فکر بن لادن نبود، بلکه محصول تفکرآمریکا، اسرائیل و یهودیان بوده است که از این حملات به مثابه بهانه ای برای تخریب افغانستان استفاده شود. در گروه جماعت اسلامی بسیاری مانند اسراراحمد می اندیشند.
آنان می گویند : آمریکا می خواهد افغانستان را تبدیل به خانه دوم یهودیان کند و تسهیلات استقرار آنها را در این کشور ایجاد کند . شنیدنی تر ازهمه سخنان «قاضی حسین احمد» رهبر گروه «جماعت اسلامی» و سرپرست ائتلاف شش گانه احزاب مذهبی و سیاسی در پارلمان این کشوراست که حتی از اقدام منسوب به گروه القاعده بن لادن برای ترور مشرف حمایت کرد. وی در مصاحبه با هفته نامه «غزوه» گفت : ژنرال مشرف یک خائن است . قاضی حسین احمد افزود : مشرف پیش از این ولی نعمت طالبان بود، اما اکنون به دستور آمریکا به آن پشت کرده است.
کمی آن سو تراز جماعت اسلامی، می توان به سراغ وهابیون این کشور نیز رفت وافرادی مانند «حافظ محمد سعید» بنیانگذار گروه لشکر طیبه که به طور کلی منکر وجود القاعده شده و آن را رد می کند، پیدا کرد.
البته این نگاه به احزاب محدود نیست بسیاری از تحلیلگران این کشور نیز این گونه می اندیشند. «ایاز میر» از سرمقاله نویسان مطبوعاتی می گوید : ما با چماق آمریکا مجبور شدیم سیاست افغانی خود را تغییر دهیم و حال آن که باید خودمان به این نتیجه می رسیدیم .
به این ترتیب تلاش های ژنرال پس از۱۱ سپتامبر برای اثبات صداقتش در مبارزه با گروه های افراطی، چندان مؤثر نبود. جالب اینجاست که آنها راه فرار از فشار مشرف رایاد گرفته اند، چنان که پیرو ممنوعیت لشکر طیبه و جیش محمد، این ۲ گروه فوری به «جمعیت دعوت» و «خدام اسلام» تغییر نام دادند و با همان تشکیلات و افراد به فعالیت مسلحانه ادامه داده و در انتشارات خود درباره ضرورت شورش تبلیغ کردند.
پس جای تعجب ندارد که با وجود این ممنوعیت ها، تفکر افراط گرایی به صورت اپیدمی در جامعه پاکستان رشد و نمو پیدا می کند. گزارشی که در مجله «فرایدی تایمز» به قلم «محمد شهباز» منتشر شد، به حد کافی تکان دهنده بود. در دوره زمانی ژانویه تا ژوئیه افراطیون موفق به جذب۷۰۰۰ جوان در رده سنی۱۸ تا۲۵ سال در سراسر این کشور شدند که لشکر طیبه با۳۳۵۰ نفر در صدر این گروه ها قرار داشتند. حافظ سعید در دوم آوریل۲۰۰۴ میلادی در راهپیمایی بزرگی در اسلام آباد آشکارا اعانه برای جهاد جمع آوری کرد. پلاکاردهای این راهپیمایی از جوانان دعوت می کرد برای آموزش جنگ به لشکر طیبه بپیوندند. این تظاهرات در شرایطی انجام شد که در پاکستان برگزاری گردهمایی های سیاسی بویژه برای گروه های بنیادگراممنوع اعلام شده بود.
اما برخی دلیل افتادن مشرف درگرداب افراطیون را خطاهای بنیادین او در حذف احزاب معتدل واتحاد اولیه او با افراطیون می دانند . به باور این ناظران رئیس جمهوری پاکستان در اکتبر۲۰۰۲ میلادی دست به اقدامی زد که اکنون مایه دردسر بسیار برای حکومت وی شده است. مشرف با اخراج دو حزب کهنه کار عمده سیاسی یعنی «مسلم لیگ» شاخه «نواز شریف» و «حزب مردم» خانم «بی نظیر بوتو» از حکومت در واقع به پدران معنوی طالبان اجازه داد تحت لوای «مجلس متحده عمل» در انتخابات پارلمانی شرکت کنند. ۳ گروه عضو این ائتلاف و ۳ گروه دیگر به هواداری سرسختانه از طالبان و تغذیه عقیدتی آن معروف هستند. اشتباه دیگر او این بودکه به اعضای این گروه اجازه داد در انتخابات پارلمانی رقابت کنند تا رهبران و هواداران حزب مردم و مسلم لیگ با شکسته شدن آرا تضعیف و خانه نشین یا در اقلیت قرار گیرند. مجلس متحده عمل با ریشه دواندن در تشکیلات سیاسی هم اکنون به مخالف اصلی مشرف در «جنگ برضد تروریسم» تبدیل شده اند.
هم اکنون دراسلام آباد یک مبارزه تند جریان دارد. افراطیون مشرف را به همراه چند تن از هیأت دولتش «نوکران آمریکا» معرفی می کند. شاخص ترین این متهمان «شوکت عزیز» وزیر دارایی قبلی و نخست وزیر جدید و «زبیده جلال» وزیر تعلیم و تربیت هستند. مشرف نیز در مقابل وارد بازی اتهام زنی به آنان شده و رهبران مجلس متحده عمل را در محافل خصوصی «تندرو»، «بی سواد» و «متحجر» خطاب می کند.
تحلیلگرانی که برنامه مشرف درمبارزه با طالبان را ازاین منظر رصد می کنند معتقدندکه اونمی تواند برضد افراطیون وارد جنگ تمام عیار شود، زیرا این گروه ها در۲۰ سال گذشته همواره از شیردان ارتش پاکستان بویژه «آی اس ای» سازمان اطلاعات ارتش این کشور تغذیه و هدایت شده اند.
براین اساس ائتلاف گروه های مذهبی به نام «مجلس متحده عمل» اتخاذ شده است. اعضای این ائتلاف به یکی از موانع اصلی در راه اجرای سیاست های مشرف تبدیل شده اند، این ائتلاف مصرانه از مشرف می خواهد عملیات نظامی در بخش قبایلی -اردوگاه طالبان - متوقف شود.
بنابراین دعوتی که آمریکایی ها از ژنرال برای آغاز جنگ جدید کرده اند یک مسیر خطرناک وتاریک است که هیچ کس وحتی خود مشرف عاقبت آن را نمی داند با اطاعت پاکستان از سیاست های آمریکا، این خطر وجود دارد که گروه های افراطی که با فلسفه ضد آمریکایی به حیات خود ادامه می دهند، تقویت شوند.
ژنرال به روزهای سرنوشت سازی گام می نهد، او که به تأسی از حکومت نظامی ضیاءالحق با احزاب سنتی ائتلاف بست، اکنون درمیان ۲همپیمان دیروز- طالبان وآمریکا - با بن بستی خطرناک روبه روست.