تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۹۸۲
ارزیابی چالمرز جانسون از دور جدید رقابت آمریکا و چین

برگردان: پوراندخت مجلسی
چالمرز جانسون (Chalmers Jhonson) مشاور سابق سیا، منتقد برجسته سیاست خارجی ایالات متحده و استاد بازنشسته روابط بین الملل در دانشگاه کالیفرنیا در سان دیه گو است. آثار و تألیفات او درحوزه مسائل جهانی موردتوجه محافل دانشگاهی ورسانه ای بوده است. کتاب جدید او Nemesis: The last days of American Republic نام دارد.
ایمی گودمن بتازگی در یک مصاحبه رادیویی با چالمرز جانسون مشاور سابق سیا ، دیدگاه ها ونظرات جنجالی مطرح شده در کتاب «آخرین روز های امپراتوری آمریکا» وی را به بحث گذاشت. از مهم ترین وبحث انگیز ترین محورهای این گفت وگو، تحلیل های جانسون درباره ظهور ابرقدرت شرق یا همان چین است . البته این بخش از پیش بینی های این متخصص امنیتی آمریکا پیش تر وقتی کتاب جانسون به بازار نشر راه یافت نگاه ها را به خود جلب کرده بود، بویژه محافل نومحافظه کار کاخ سفید به آن واکنش نشان داده بودند . اظهارات جانسون دراین گفت وگو که چکیده آن تقدیم می شود درواقع پاسخی به همین واکنش های انکار آمیزمقام های کاخ سفید درباره ظهور حریفان تازه بین المللی است . جانسون چنان که دراین نشست رسانه ای هم تأکید کرده است بیش از آن که نگران تحرکات وپیشرفت های تکنولوژیک حریفان آمریکا درحوزه خاور دور و پاسیفیک باشد ازنگاه و تحلیل نادرست کارگزاران آمریکا نسبت به روند تحولات جهانی کلافه است. اوگفته است هاله ای از تعصب یا توهم شکست ناپذیری امکان درک حقایق امور جهانی را از نومحافظه کاران گرفته است . باقی نظرات او را درمتن زیر دنبال کنید:
نومحافظه کاران وحریفان نوپدید آمریکا
پیدایش قدرت عظیم چین، طبقه حاکم آمریکا و بویژه نومحافظه کاران را به وحشت انداخته است. این کشور پیشرفتی قابل توجه به سوی مدرنیسم داشته است. من در مورد چین خوشبین هستم و معتقدم که مردم این کشور، دولت خود را در این راه مورد حمایت قرار داده اند زیرا کاری را انجام می دهد که آنها می خواهند. البته چین ابتدا از راهی که در پیش گرفته بود دچار هراس بود و از این می ترسید که در شرایطی قرار بگیرد که روسیه در زمان یلتسین آن را تجربه کرد. ولی اکنون با استفاده از همه امکانات ناشناخته خود با بصیرت و قدرت به جلو حرکت می‌کند.
چیزهای زیادی هست؛ از جمله همین پیشرفت های عظیم چین در رشته های مختلف که ما آمریکایی ها آنها را دوست نداریم. ولی ما هیچ گزینه ای نداریم جز این که با پیشرفت های چین کنار بیاییم و خود را با آن تطبیق دهیم . همان طور که در قرن بیستم نسبت به ظهور نوعی قدرت در آلمان ، روسیه و در ژاپن باید خود را تطبیق می دادیم. عدم رضایت قدرت های انگلیسی، بویژه بریتانیا و ایالات متحده برای کنار آمدن با این موضوع و وفق دادن خود با آن، به جنگ هایی وحشیانه و بی ارزش انجامید. با وجود این ، در باره رشد چین هم، مقام های آمریکایی آه و ناله سر داده اند. در حالی که برعکس، چین به طور شگفت انگیزی، که همگان را تحت تأثیر قرار می دهد به سادگی و براحتی خود را با منافع کشور هایی نظیر اندونزی یا ویتنام که به هیچ وجه چین را دوست ندارند، تطبیق داده است.
آمریکا مدام ژاپن ، کشور همسایه چین را تحریک می کند که نسبت به این کشور دشمنی بورزد، کشوری که صحنه بزرگ ترین جنایت های جنگی در جنگ جهانی دوم بوده است، جنایاتی که نه آن طور که شایسته است مسئولیت آن پذیرفته شده و نه غرامتی بابت آنها پرداخت شده است. من براستی در شگفتم که مسئولان ما چرا به چنین تحریکاتی دست می زنند. این کار تنها یک حماقت است. جنگ با چین همان وضع جنگ با ویتنام را پیدا خواهد کرد. ما جنگ را به چین خواهیم باخت. ملی گرایی فزاینده ای که امروز با شور و حرارت در این کشور حفظ می شود ، منبع حقانیت آن است.
البته ما اکنون مانند روز های نخست ریاست جمهوری بوش با چشمانی عقاب وار مراقب چین نیستیم؛ یعنی در آن روزهایی که پس از یک رویداد جاسوسی که در آن چینی ها یکی از هواپیمای اکتشافی ما را که با روشی بسیار تهاجمی به نواحی داخلی چین وارد شده بود، مجبور به فرود کردند. اگر یک هواپیمای چینی چنین عملی را در سواحل ما انجام می داد ما به طور قطع آن را سرنگون می کردیم ولی آنها آن هواپیمای متجاوز را تنها مجبور به فرود کردند. این امر برای آنها منجر به از دست دادن یک هواپیما و یک خلبان شد. به خاطر می آورید که جورج بوش در آن روز ها در تلویزیون اظهار داشت که اگر چین جزیره تایوان را مورد تهدید قرار دهد، او ارتش آمریکا را با کمال قدرت برضد آن کشور به کار خواهد برد. این کار دیوانگی است، دیوانگی محض. بر فرض که به تعداد آمریکایی ها یعنی ۲۰۰ میلیون نفر از افراد چینی کشته شوند باز هم بیش از ۸۰۰ میلیون نفر باقی خواهند ماند و ما باز هم مجبوریم با آنها کنار بیاییم نه این که با آنها دشمنی بورزیم. من باور دارم، شواهد فراوانی وجود دارد که ما می توانیم خود را با پیشرفت های عظیم چین وفق دهیم.
نمایش قدرت اژدهای زرد یا پرل هاربرفضایی
در ژانویه گذشته چینی ها نخستین آزمایش ضد ماهواره ای خود را انجام دادند و من در کتاب اخیرم ، بخشی را به نظامی کردن فضا اختصاص داده ام و آن را «طرح آینده امپریالیسم در فضا» نامیده ام. این فصل در باره اعمال نفوذ کنگره در مورد برنامه موشکی است که به نظر من هدر دادن پول برای چیز هایی است که می دانیم نتیجه ای ندارند. ولی آنها به دنبال نتیجه نیستند. این کار بخشی از اجرای طرح «کینس» (۲) Keynes برای حفظ اقتصاد ما از طریق هزینه های نظامی است. این برنامه در بسیاری از حوزه های انتخاباتی، در مجموعه های صنعتی نظامی، ایجاد شغل می‌کند.
ما با خود پسندی در مورد سلطه کامل بر فضا، تسلط بر مدار های نزدیک به زمین و مدار های دور تر صحبت کرده ایم. همه ما امروزه به این مدار ها برای پیشبرد کار خود، بسیار وابسته شده ایم. به طور مثال برای ارتباطات راه دور، پیش بینی هوا و انواع و اقسام چیزها ...
به خاطر ممانعت از نظامی شدن فضا و جلوگیری از فاجعه رشد یابنده قرار گرفتن بقایا و پاره های بسیار مرگبار ماهواره ها در مدار زمین، چینی ها ، روس ها و اروپاییان به تکرار از ما خواسته اند، ضوابط بین المللی و قرارداد ها را محترم بشماریم. این نخاله ها خطرهای واقعی هستند؛ همان طور که یکی از فضا نوردان، خانم سالی راید فرمانده شاتل فضایی ما یک بار با اصابت یک تکه رنگ ، که در مدار زمین حرکت می کرد مواجه شد، نخاله ها و چیزهایی که در مدار های پایین حرکت می کنند ۱۷۰۰۰مایل در ساعت سرعت دارند و این تکه رنگ با این سرعت زیاد به بادگیر سفینه او بر خورد کرد و تو رفتگی عمیقی در آن به وجود آورد. تصورش را بکنید اگر یک تکه رنگ بتواند چنین تأثیری بگذارد، یک سرپوش عدسی یا یک آچار قدیمی یاچیزی نظیر آن، که در فضا بسیار است ، چه مصیبتی به بار خواهد آورد.
در مرکز فضایی جانسون فهرستی از این قطعات تهیه کرده اند که به طور دائم به تعداد آن اضافه می شود. برخی اوقات جنگ افزار و در بعضی موارد ابزار موشک های ماهواره ها و از این قبیل. آنها یک خبر نامه جالب منتشر کرده اند که مطلبی دارد در باره چگونگی برخورد یک تکه کپسول فضایی آمریکایی مربوط به ۲۰ سال پیش به دنباله یک موشک چینی. این برخورد چه نخاله ها و خرده ریز هایی که در فضا باقی گذاشت. این یک فاجعه است. ولی ما فقط خود پسندی خود را ارضا می کنیم با حمایت از نیروی هوایی خارج از کنترلی که با ساختن چیز هایی که خودشان هم می دانند فایده ای ندارد، اما همچنان به خدمت به منافع مجتمع نظامی ادامه می‌دهند.
اما در باره این که پرل هاربر فضایی چیست. این اصطلاحی است که ، به کار برده شده است برای کاری که باور دارند چینی ها در ژانویه گذشته انجام داده اند. آنها یک سلاح ضد موشکی خود را با پرتاب به طرف یک ماهواره قدیمی و بی فایده خود آزمایش کردند و به این ترتیب آن ماهواره آتش گرفت. این انفجار مقدار زیادی نخاله در فضا ایجاد کرده است. راهی برای تعمیر این گونه ماهواره ها وجود ندارد، بنا براین آنها را براحتی با یک راکت فرود می آورند؛. اگر آن ها را در مدار های بالاتری قرار بدهید، ممکن است ماهواره های مهمی را که به طور مثال پخش بخشی از برنامه های تلویزیون به آنها بستگی دارد از بین ببرد. برخی از آنها ممکن است به اتمسفر زمین وارد شده، آتش بگیرند. نیروی هوایی ما این گونه خطرات را به خاطر وابستگی زیاد ما به ماهواره ها ندیده می‌گیرد.
همان طور که پیش از این هم گفتم بسیاری از کار های ما به این ماهواره ها وابسته است از جمله موشک های هوشمند ما. اروپایی ها در حال ساختن سیستم صلح جویانه ای برای ارتباطات و دیگر نیازهای ابزاری در فضا هستند که آن را گالیله نامیده اند. آنها معتقدند که ما باید برای امن کردن و بی خطر کردن فضا، سلاح های ضد ماهواره ای را کنترل کنیم. اما ولی ما آمریکایی ها هیچ کوششی را برای چنین کنترلی نمی‌پذیریم.