علتها و معلولها
آمریکا ، راهبرد آفریقایىبسیار بلند پروازانه اىرا دنبال مىکند ، بدان امید که بتواند آنرا از رهگذر پشتوانه ( نسل جدید رهبران دمکراتیک ) محقق سازد .
آمریکا تلاش دارد مسئولیت جانشینىاروپا و در راس آن فرانسه را به عنوان اولین قدرت تحت الحمایگىآفریقا عهده دار شود .
( کلینتون ) در ماه مارس 1998 ، با دو هواپیماىمملو از سرنشینان سرمایه دار سیاه پوست آمریکایى، سفر آفریقائىخود را در پیش گرفت . ( سوزان رایس ) و ( جسىجکسون ) ( الماس گرا ) ، به عنوان سنگر نشینان تبلیغاتىاستکبار آمریکایىو مبلغان ( تجدید حیات استعمار ) که آنرا ( مشارکت با آفریقا ) مىخوانند ، ( کلینتون ) را در این سفر همراهىمىکردند . هدف اصلىاین مشارکت ، ( ادغام ملت آفریقا در اقتصاد فراگیر آمریکا ) و ( مبارزه دائمىبا تهدیدات علیه امنیت مشترک ملى) اعلام شد . بیل کلینتون در ماه مارس 98 مىرفت تا این اهداف را بر آفریقا تحمیل کند . در واقع 4 ماه پیش از آنکه تجاوز آمریکائى– رواندائىو اوگاندائىبه خاک کشور کنگوىدمکراتیک آغاز شود .
( استراتژىمشارکت ) بخش اقتصادىرا به عنوان اولویت اول دنبال مىکند . امتیاز برزگ آفریقا آنست که فرآورده هاىصنایع نساجىو سایر تولیدات داخلىخود را مىتواند بدون عوارض گمرکىصادر کند . البته تنها یک در صد از جمعیت افریقا که از سرمایه بازم برخوردار است ، از این امتیاز بهره مىجوید ، حال آنکه امریکا در مقابل این گروه ناچیز تلاش دارد ، سراسر آفریقا را در قالب تجدید حیات استعمار در خود فرو بلعد و در واقع از طریق آزاد سازىتجارت ، آزاد سازىمقررات سرمایه گذارى، تضعیف پولىبا کاهش ارزش پول ، قطع کمک هزینه هاىدولتى( سوبسید ) و ………..آفریقا را همچون یک ماهىکوچک در شکم نهنگ بزرگ اقتصاد فراگیر خود هضم کند . واقعیتىکه بویژه در سال 1990 این سیاست را بطور روشن توصیف مىکند ، به عنوان نمونه از سال 1990 دو هزار شرکت ملىبا ارزش بالغ بر 3/2 میلیارد دلار خصوصىشده اند .
( سوزان رایس ) فرایند این سیاست را بسیار امیدوار کنند مىخواند . لیکن وىارائه تعریف دقیقىاز خصوصىسازىرا بدست فراموشىمىسپرد در این فرآیند شرکتهاىچند ملیتىکشورهاىبزرگ سرمایه دارى، شرکتهاىبزرگ را مىبلعند و تنها از رهگذر دیوانسالاران سوداگر آفریقایىاز اختلاس ناشىاز ثمره فروش این شرکتهاىملىمتمتع مىشوند . این طرح بیشتر در اوگاندا به مرحله اجرا درآمده است .
در این مقام با دو ( اقدام قهرمانانه ) ، جهان آزاد در آفریقا آشنا مىشویم :
1 – چند ملیتىها از طریق سیاست خصوصىسازىو آزاد سازى، ذخایر زیر زمینىآفریقا ، بویژه مس ، کبالت ، اورانیوم ، الماس و نفت را با نازلترین قیمت بدست مىآورند . به منظور انتقال این ذخایرگرانبها به کشورهاىبزرگ اقتصادىغرب ، ایجاد جاده ها ، راه آهن و ارتباطات از راه دور ضرورىاست . شرکتهاىآمریکائىدر این بخشها پیش قدم شده اند . کلینتون قول داده است ، با رقمىبالغ بر یک میلیارد دلار به سرمایه داران آمریکائىکمک کند ، تا این ( بازار کار ) را بدست آورند .
2 – مشارکت استراتژیک ، بعد سرکوب و اختناق را در قالب ( پلیس و ارتش ) در بر مىگیرد . آمریکا از هر فرصت استفاده مىکند و به هر گونه بهانه اىتوسل مىجوید تا پلیس خود را به منظور ( استعمار گرایىپلیس آفریقائى) به قاره آفریقا گسیل دارد . در همین راستا ، به عنوان نمونه چند سوىقصد در کشورهاىآفریقایىترتیب داده مىشود و بلافاصله نیروها و ماموران اف – پى– آىدر تانزانیا ، کنیا ، اوگاندا و زامبیا مستقر مىشوند . استقرار آنها در زیمبابوه میسر نبود ، ولىدر کنار پلیس آفریقاىجنوبىگمارده شدند .
( پیر بیگراس ) در این باره مىنویسد : ظواهر امر نشان مىدهد که همه این کشورها به فرماندارىآمریکا تبدیل شده اند .
در ژانویه 1997 ،با هدف خصوصىسازىارتشهاىآفریقا ( مشارکت به خاطر حفظ صلح ) را طراحىکردند و آنرا ( پاسخ ابتکارىبه بحرانهاىآفریقا ) ( AF ican crisi Responsa Initiative ACRI ) ( اکرى) مىخوانند که در واقع چیزىجز چوب حراج آمریکا به بنیانهاىاعتقادىو هویت ملىارتشهاىأفریقائىنیست . آمریکا با این قصد آموزش و تسلیح واحدهاىزبده أفریقایىرا بعهده مىگیرد ، تا از رهگذر آن قادر شود هر گونه طغیان ، قیام و جنگها و نهضتهاىداخلىو اجتماعىرا سرکوب کند . آمریکائیها آموزش 10 تا 12 هزار واحد ضربت ویژه در اوگاندا ، غنا و ملاوى( در جامعه انگلیسىزبان ) و در سنگال ، مالىو ینین ( در جامعه فرانسه زبان ) را آغاز کرده اند . آموزش واحدهاىویژه ابتدا شامل افسرهاىارشدىخواهد بود که هسته اصلىیک نظام ( دمکراتیک ) نو استعمارىرا تشکیل خواهند داد . آمریکا نمونه این واحدها را بیشتر طىسالهاىمتمادىدر آمریکاىلاتین به مرحله اجرا در آورد .
برآمد اندیشه استکبار ستیزىدر آفریقا
جنگ مداخله گرایانه آمریکا در کنگو که کوتاه مدت طراحىشده بود ، با مقاومت غیر منتظره ( کابیلا ) و متحدانش ، به سمت یک فاجعه متمایل مىشود ، و مىرود تا استراتژىآفریقائىآمریکا را متزلزل کند .
جنگ تحمیلىبر کنگوىدمکراتیک ، بیش از 12 کشور آفریقائىرا در خود درگیر ساخته است ، به نحوىکه شمالىترین کشور آفریقایىو جنوبىترین آن یعنىلیبىو آفریقاىجنوبى، بازتاب ناخواسته آنرا با تمامىوجود احساس مىکنند .
بر سراسر قاره آفریقا پوشیده نیست که استکبار جهانى، تجاوز آشکار علیه کنگو را آشکارتر مورد حمایت بىدریغ خود قرار مىدهد ، با این هدف که یک رژیم دست نشانده را بر سرنوشت ملت و کشور کنگو بگمارد ، تا از رهگذر آن بتواند ، به غارت ذخایر سرشار آن بپردازد . لیکن مقاومت کنگویىشوک جدیدىرا در بیدارىو خودآگاهىضد استکبارىسراسر آفریقا وارد خواهد کرد . اکنون آمریکا تلاش مىکند ، صندوق بین المللىپول را به عنوان یک اهرم فشار ، باج خواهىو تغییر ساختار داخلىکشورها به نفع خود بکار گیرد که نمونه بارز آن دخالت از طریق این صندوق در امور داخلىزیمبابوه است . بانک جهانىو صندوق بین المللىپول تنها زمانىآماده اعطاىاعتبار به زیمبابوه هستند که :
1 – موگا به از تقسیم اراضى بزرگ بقایاى استعمار گران سفید پوست اقلیت خوددارى کند .
2 - نظارت بر قیمتهاى فرآورده هاى مواد اولیه غذایى را ملغى کند .
3 - مالیات فرآوردههاى لوکس وارداتى را حذف کند .
4 - بارسازى ایستگاه تولید برق ( هوآنکه ) متوقف شود و این ایستگاه عظیم تولید برق به نفع یک شرکت مالزیایى خصوصى شود .
مقامات عالیرتبه صندوق بین المللى پول و بانک جهانى در واشنگتن اعلام مى کنند که :
5 - موگابه باید دوست خود ( کابیلا ) را تحت فشار قرار دهد ، تا وى مستقیما با شورشیان وارد مذاکره شود .
طبق اظهارات یکىاز مقامات صندوق بین المللىپول : ( صندوق به دنبال آنست که موگابه ، کابیلا را تحت فشار قرار دهد ، و او را وادارد تا با شورشیان در کنار میز مذاکره بنشیند . استراتژىما آنست که به موگابه کمکىنکنیم . ولىچنانچه در فشار بر کابیلا موفق شود ، آنگاه ما مىتوانیم اعطاىاعتبار را وجه المصالحه قرار دهیم . ) آیا نمىتوان چنین استراتژىسیاسىاین نهادهاى( غیر سیاسى) را وقیحانه خواند ؟ صندوق بین المللىپول ، اعطاىاعتبار خود را منوط به باج دهىسیاسىبه امپریالیسم مىداند . با این هدف که پیروزىرواندا و ائگاندا را در اقدام تجاوز کارانه آنها تسهیل کند . در واقع امپریالیسم آمریکا و اروپا از طریق صندوق بین المللىپول آشکارا تلاش مىکنند ، سیاست اقتصادى، اجتماعىو خارجىزیمبابوه را دیکته کنند . در مقابل ، موگابه راه اداره استقلال طلبىآفریقا را نمایانده و اعلام مىکند : ( ما به صندوق بین المللىپول دل نبسته ایم . باید از آن چشم بپوشیم . صندوق بین المللىپول یک موجود عجیب الخلقه و یا هیولاىواقعىاست ، اگر چه پاره اىاز شخصیتهاىدولت من داراىنظرىدیگر هستند . صندوق بین المللىپول ، تنها ابزارىدر دست آمریکا و انگلیس براىشکنجه ما است . صندوق بر خلاف ماهیت اعلام شده خود ، به یک ابزار سیاسىتبدیل شده است و ما وزنه مقابل آنرا شکل مىدهیم . آنها به دنبال فریب ما هستند ، تا دولت ما را به عروسکهاىخیمه شب بازىخود تبدیل کنند . چنین به نظر مىرسد که اگر از آنها اعتبارىنگیریم ، دیگر هیچ اقبالىنخواهیم داشت . ولىباید بدانیم که ما به عنوان یک کشور ، هیچگاه نخواهیم مرد ، هیچگاه ! )
جنگ تحمیلىدر کنگو این فرصت را براىلیبىفراهم کرد ، تا با یک بازگشت سیاسىممتاز در صحنه آفریقا ظاهر شود و نقش با ارزش و مهمىرا در وساطت میان کشورهاىدخیل در جنگ کنگو ایفا کند . بعد سیاسىحضور این کشور در فرآیند صلح ، به مفهوم توسعه سیاست آفریقایىنیز بوده است ، به نحوىکه آمریکا را بر آن داشت ، لیبىرا بعنوان ( کشور فقرا ) یا ( کشور بىقانون ) قلمداد کند .
در بعد نظامىنیز آمریکا به توفیق کمترىدست یافته است ، که فاجعه اىبراىاین ابر قدرت محسوب مىشود ، اوگاندا و رواندا در موقعیت بسیار نامناسبىقرار دارند . آیا این دو کشور مىتوانند ، صلحىپایدار را برقرار کنند ، حال آنکه سراسر آفریقا این دو کشور را مزدوران خود باخته اىمىدانند ، که آماده اند ، براىآمریکا به ناشایسته ترین اقدامات متوسل شوند .
کنگوىدمکراتیک ، آنگولا ، زیمبابوه و نامیبیا به یک ( پیمان دفاعىمشترک ) دست یافتند ، و مصمم هستند در مقابل سیاست نو استعمارى( ACRI ) ایستادگىکنند .
اکنون به نظر مىرسد که ( کلینتون ) به نافرجامىاستراتژىآفریقایىخود معترف شده است و آماده است از سیاست خود در برکنارى( کابیلا ) با قدرت آتش سلاح ، صرفنظر کند ، در عین حال اجراىیک کودتاىسیاسىعلیه دولت ملىوىرا از نظر دور نمىدارد و هر گونه تلاشىرا در این راستا مورد حمایت خود قرار مىدهد .
( ادمارک ) ، افسر سابق اطلاعات نظامىآمریکا ، بر پایه ( منابع موثق ) مىنویسد ، در تاریخ 25 ماه مه 1999 ، وزارت کشور آمریکا از ( سونیک ) سفیر این کشور در رواندا مىخواهد که به این کشور در قبال تصرف ( بوجومایى) هشدار دهد و ضمن آن یادآور شود که چنین اقدامىعواقب منفىدر رابطه آمریکا و رواندا به دنبال خواهد داشت . البته سفیر آمریکا بخش دوم درخواست وزیر کشور را ابلاغ نکرد ، زیرا مىدانست که رواندا از آمادگىلازم براىعملیات واقعا مهمىکه به تیرگىروابط در کشور منجر شود ، برخوردار نیست . آیا این رهبران خط مقدم که در مقابل ( اکرى) مقاومت مىکنند ، همانند رهبران انقلابىدیروز ، فردا آهنگ دمکراسىآفریقا را خواهند نواخت و به پدران آفریقاىمعاصر تبدیل خواهند شد ؟
بررسى ابعاد تهاجم فرهنگى صهیونیسم و راههاى مبارزه با آن ( 2 )
مراکز فرهنگى صهیونیسم
تاسیس مراکز سیاسى:
تاسیس آموزشگاهها و مراکز فرهنگىکه دست اندرکار امور سیاسىاست از مهمترین مولفه هاىفعالیت صهیونیستها در مبارزه انسان با اسلام و امت اسلامىبه شمار مىآید ، زیرا در ساخت سازمانهایىکه از اساس به کار دیگرىمشغولند و در ایجاد برنامه هایىکه خاص تغییر فرهنگ عمومىجهان اسلام است نقش عمده اىایفا مىکنند .
این مراکز به مثابه ( عقل ) مدیر و برنامه ریز فعالیتهایىاست که دشمن معترض صهیونىدر این زمینه به آن مىپردازد و اتاقهاىعملیاتىمىزند که به منظور تلاشهاىمبارزاتىبا اسلام و مسلمانان به کار گرفته مىشود مجله ( المجتمع ) کویت گزارش مهمىمنتشر کرد آمار تعداد موسسات و مراکز فکرىو فرهنگىکه اخیرا تعدادش به شکل وحشتناکىرو به افزایش است و ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با اسراییل دارد و همه این مراکز و موسسات در یک هدف سر بکند و آن برپایىروابط و ارتباطات فرهنگىمیان صهیونیستها و طرفهاىمسلمان است و اغلب این مراکز بعد از قرارداد مادرید در سال 1996 ایجاد شد .
مرکز ویژه تصمیم گیرى درباره صلح :
این گزارش افزود که مهمترین و خطرناک ترین این مراکز موسسه اىاست که خود را ( مرکز ویژه تصمیم گیرىدرباره صلح و بررسىکننده زمینه هاىمشترک در خاور میانه ) نامیده است و شامل تعداد زیادىاز سیاستمداران معروف آمریکایىمىسود امثال آلفرد اتوتون که اکنون ریاست این موسسه را به عهده دارد . هارولد ساندوز ، سیستر کر و کور ، ریچارد مورقىدورف زاخم که در پست معاون وکیل وزارت دفاع سابق آمریکا مشغول مىباشد .
علاوه بر 35 نفر دیگر که آمریکایىو اسراییلىو عربند و اعضاىعرب این مرکز تابعیت مراکش و مصر و اردن و عمان و کویت و لبنان را دارند . این گزارش – براىکسىکه آن را مطالعه کند – به وضوح پرده بر مىدارد از دقتىکه طرح هاىمشترک فرهنگىمیان آمریکا و صهیونیسم در زمینه تهیه برنامه هایىعالىدر جهت تهاجم فرهنگىغربىضد اسلام و مشرق اسلامىبرخوردار است .
مرکز آکادمی اسراییل :
مرکز آکادمىدر اسراییل وجود دارد که در این زمینه متخصص است و پایگاه آن قاهره است و در سال 1984 تاسیس شد و در اوایل سال 1985 شروع بکار و فعالیت کرد و همه تلاشهایش را در اهداف جاسوسىمشکوکىمتمرکز کرد که هدفش شناخت شبکه ها و مجامع ادبىو فکرىو فرهنگىو هنرىو علمىبود که ضد صهیونیسها یا اسراییل فعال بودند . این مرکز در فعالیت هاىآکادمیکیش براىایجاد تمرکز بر روىچند مسئله اساسىمرتبط در این زمینه تلاش مىکند که مهمترین آنها عبارتند از : شناخت ریشه ها و پیامدهاىفرهنگ عامیانه عربىو به ویژه مصرىو لبنانىو اردنىو تلاش براىکشف راههاىصحیح در جهت تغییر آن – پیگیرىمسایل مرتبط به آموزش و پرورش اسلامىدر کشورهاىعربى– نظارت بر جنبش هاىهنرىعربها و مراکز اصلىآن – پیگیرىمسایل مرتبط با شعر و شعرا و نویسندگان عرب – بررسىامکان برقرارى( وحدت فرهنگىاعتقادىمیان اسلام و یهود ) علاوه بر قضایایىکه با وضعیت فکرىو جنبش فرهنگىدر کشورهاىعربىاسلامىمربوط مىشود و به ویژه آن قضایایىکه رژیم صهیونیستىرا احاطه کرده است .
سازمان گفتگوى یهود – عرب :
روزنامه ( الحیاه ) خبر تاسیس سازمانىرا منتشر ساخت به نام ( سازمان گفتگوىیهود – عرب در اروپا ) با نام اختصارى( GEDEC ) . این سازمان با حمایت سازمان ملل متحد در سال 1991 تاسیس شد . طبق تصریحات خانم سائده نیسبه این سازمان سازمانىغیر رسمىبه شمار مىآید که هدفش برقرارىروابط فرهنگىمیان یهود و عرب است . از جمله وظایف آن انتشار مجله اىاست که هر دو ماه یک بار با اسم ( GEDE News ) چاپ مىشود .
یهودیها و اسرائیلیها در این مجله ( راههاى زندگى مسالمت آمیز ) را مىآموزند و مقر آن لندن مىباشد .
مرکز فرهنگى کوته :
این مرکز مرکزىفرهنگى– آلکانىاست که در مصر که نقش مهمىدر این زمینه ایفا مىکند ، طورىکه پل اتصال میان رژیم صهیونیستىو جهان عربىاسلامىمحسوب مىشود .
نویسنده مصرىخانم ( سلوىبکر ) از چهره این مرکز نقاب برداشت . این مرکز فعالیتهاىقابل توجهىدر زمینه عادىسازىانجام مىدهد . هر ماه از نویسندگان اسراییلىدعوت مىکند تا در این محل این مرکز و دیگر مناطق مصر کنفرانسىتشکیل دهند و همزمان با این کنفرانس تلاش مىکند تا به شیوه هاىمختلف نویسندگان مصرىرا در این نشست ها حاضر کند . این خانم نویسنده اعلام کرد که وىپیش از این که از سوىمرکز فرهنگىآلمانىبراىشرکت در کنفرانسهاىشان دعوت شود از او دعوت شده تا در رژیم صهیونیستىدر زمینه نوشته هایش کنفرانسىداشته باشد .
کنفرانسىکه تهاجم فرهنگىصهیونیسم با آن مواجه است :
علىرغم همه اقدامات عظیمىکه ادارات غربى– صهیونیستىدر اجراىنقشه هایشان با هدف تهاجم فرهنگىبه امت اسلامىانجام دادند و جنگ را از جبهه نظامىو سیاسىبه عرصه اندیشه و فرهنگ منتقل کردند هزینه هاىهنگفت و تکنولوژىپیشرفته اىکه در فعالیت هایشان به کار گرفتند ، با موانع و مشکلات پیچیده اىروبرو شدند که شیوه کارشان در این رابطه مطرح مىشود . خلاصه مهمترین این موانع و مشکلات به قرار زیر است :
مشکل اعتقاد یهود و آرمانهاىصهیونیسم که از زمان ایجاد این رژیم پلید بدان امید بستند . از اعتقادات صهیونیسم این است که یهود ملت برگزیده خداست و بقیه انسانها براىخدمت به انها خلق شده اند .
بدین ترتیب همه آنچه که راه او را سد مىکند از میان بر مىدارند ، حتىاگر با خشونت و وحشیگرىو کشتار و غارت ثروت دیگران و تخریب خانه ها همراه باشد و معتقدند که تمام جهان باید در برابر حکومت یهود سر تعظیم فرود آورند !
شکل دیگر از اشکال جنگهاىصلیبىجدید در کشورهاىمختلف تلاش براىمشغول ساختن مسلمانان در جریانهاىفکرىگمراه کننده است و انتشار این جریانات در کشورهاىمسلمان به قصد گمراه ساختن جوانان و روىگرداندن آنها از دین است .
بررسىشیوه هاىاین جریانهاىفکرىمنحرف توسط آقاىماجد سعید ارائه شده است . آخرین قسمت تقدیم شما مىشود .
مهمترین جریانات فکرى:
ماتریالیسم : خطرناک ترین بخش این جریان شهوت گرایىدر میان مردم است که بسیار آسان و سهل الوصول است . نفس از هر چیز مطلوب و دوست داشتنىبه دست یافتنىترین و سریعترین آن میل مىکند . خداىتعالىطبیعت نفس انسان را این گونه توصیف مىکند : ( هرگز کافران به خدا نگروند ) بلکه تمام دنیاىنقد و عاجل را دوست دارند و به کلىکار آخرت و نشانه قیامت را واگذارید . ) ( 20 و 21 ، قیامت ) و نیز میفرماید ( این مردم کافر غافل همه دنیاىنقد عاجل را دوست مىدارند و آن روز سخت سنگین را به کلىاز یاد مىبرند ) . ( 21 ، انسان ) .
دشمنان اسلام تلاش کردند که از یان میل به مادىگرایىدر گمراه ساختن جوانان مسلمان از حقیقت دین سو استفاده کنند . این دشمنان یعنىبازماندگان طلیبیان از برخىاقوال صوفیه استفاده کردند که زهد در متاع دنیا را به دلیل پیروىصحیح از دین رواج مىدادند این گمان باطلىاست ولیکن دشمنان اسلام براىفرو بردن جوانان مسلمان در جریان مادیگرایىاز آن سود بردند و در دعوت اسلامىاختلال افکندند و در مقررات اسلامىشک ایجاد کردند و جوانان مسلمان را غرق در شهوات ساختند تا او را از علاقه دینش و ازین حق باز دارند .
باید کسانىکه عهده دار امانت دعوت به دین خدایند به خصوص براىجوانان دوشن کنند که اسلام هنگامىکه دعوت مىکند به ایمان به خدا و ملائکه و کتاب و پیامبر ( دین ) و روز آخرت و حساب و بهشت و دوزخ و همه آنچه در حواس نمىگنجد ، در همان حال چیزىاز طیبات زندگىدنیا را براىمردم حرام نمىکند بلکه همه استعدادهاىنیکو را در ایشان به حرکت در مىآورد تا در هر میدانىاز میادین زندگىبه طور مصمم عمل کنند و از ثمره کامل کارهایشان بهره مند شوند . اسلام هیچ یک از جدالهاىزندگىدنیا را بر مردم حرام نکرده است . خداىتعالىمىفرماید : ( اىاهل ایمان روزىحلال و پاکیزه اىکه ما نصیب شما کرده ایم بخورید و شکر خدا را به جاىآورید و تنها سپاس او گویید ، اگر شما خالصانه خدا را مىپرستید . ) ( 172 ، بقره ) و مىفرماید : ( اىاهل ایمان حرام نکنید طعامهاىپاکیزه اىکه خدا براىشما حلال و پاکیزه نموده و ستم نکنید مه خدا ستمکاران را دوست نمىدارد . ) ( 87 ، مائده ) و مىفرماید : ( بگو اىپیامبر چه کسىزینتهاىخدا را که براىبندگان خود آفرید ، حرام کردن و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده بگو این نعمتها در دنیا براىاهل ایمان است و خالص تر و نیکوتر از اینها در آخرت ( براىآنان خواهد بود ) . ) ( 32 ، اعراف ) و مىفرماید : ( هر کس از مرد و زن کار نیکىبه شرط ایمان داشتن به خداىتعالىبه جاىآورد ما او را در زندگانىخوش و با سعادت ، زنده ( ابد ) مىگردانیم و اجرىبسیار بهتر از عمل نیکىکه کرده به او عطا مىکنیم . ) ( 97 ، نحل ) .
خداوند مردم را به کار نیکو دعوت مىکند و پاداش نیک در دنیا و آخرت را وعده مىدهد و براىهیچ کدام از امیال شریف انسانىمانعىایجاد نمىکند . اسلام اگر براىانسان حدودىرا ترسیم کرده است از آن تجاوز نمىکند و اگر در مسیر زندگیش نشانه هایىقرار داده از آن خارج نمىشود ، این همه چیز براىتضمین سلامت انسان در این میسر نیست تا او را از شهوات نفسانىکه به هلاکتش مىاندازد و شقاوت همیشگىکه برایش ایجاد مىکند ، حفظ کند و از رحمت خداىتعالىبا بندگانش است که آنها را با دین شگفت انگیز ادب نموده و پلیدیهایىرا که عقل و قلبشان را فاسد مىکند و ویژگىهاىانسان بودن را در انها از بین مىبرد و به عالم حیوانىکه غرق ماهیت است متنزلشان مىسازد ، حرام کرده است .
اگزیستانسیالیسم :
اگزایستانسیالیسم مبتنىبر دعوتىفریبنده مىباشد که انسان خود را از هر نظم و قانونىکه مرتبط با جامعه است رها و آزاد مىیابد در واقع جریان فکرىدیگرىاست که مادىگرایىجدید آن را ایجاد کرده است و از انسان مىخواهد از عالم معنا شود . طورىکه از او جسمىغیر انسانىمىسازد که در وجود خود ذره اىعاطفه و احساسات انسانىنمىیابد و طبیعت انسان را خراب و عقل و قلب و روحش را ویران و او را تبدیل به موجودىمىکند که نه عقل و نه قلب و روح دارد .
این دعوت در اروپا و آمریکا منتشر شد در نتیجه موج الحاد و فروپاشىمسیحیت که این کشورها بدان مبتلا شدند و دشمنان اسلام سعىکردند این دعوت را از طریق جوانان مسلمانىکه براىتحصیل به آن کشورها مىروند ، پخش کنند با این توهم که دعوت به آزادىبود ولىآزادىاز دین و عقل و انسانیت تا ( کالانعام بل هم اضل ) شوند و از خطرش هم نمىترسیدند .
دشمنان اسلام در این دعوت کشورهاىمسلمان را اختلال کردند آن هم با ایجاد کج فهمىدر برخىداعیه داران علم ، کسانىکه خود را به اسلام منتسب مىساختند و مىگفتند که باید علم از دین و سیاست از دیانت جدا باشد . سکولاریزم از فراخوانىهاىفریبنده و گمراه کننده است زیرا از علم اقتباس شده و در حقیقت این جنبش در اروپا در نتیجه درگیرىشدیدىکه میان دانشمندان و کلیسا در گرفته بود پدید آمد ، کلیسایىکه در قرون وسطىبا عقل مدارىدر اروپا مستبدانه برخورد در راس قرار دارند آن هم از طریق رسانه هاىگروهىمختلف ، مطبوعات ، رادیوها ، نمایشها ، فیلمهاىسینمایىو تلوزیونىو ویدیویى، فساد و انحلال را براىآنها فراهم آوردند .
باید که راجع به این فراخوانىخطرناک به جوانان مسلمان هشدار دهیم و همیشه در امور دین توشه اىعلمىو کافىدر اختیارشان بگذاریم تا این توشه حفظ کند ، آنها را از لغزش و واقع شدن و تحت تاثیر آن دعوتهاىگمراه کننده منحرفىکه دشمنان اسلام رواج مىدهند و در دعوتىکه مردم را از ظلمات به سوىنور مىبرد و انسان را اشرف مخلوقات مىسازد ، اضطراب مىافکند .
سکولاریزم :
سکولاریزم یکىاز وسایلىاست که دشمنان اسلام باقىماندگان صلیبیان بوسیله آن در دعوت اسلامىایجاد مىکردند به واسطه آن سلطه قویىکه داشتند هر فکر و نظرىرا که از کلیساو کشیشها آغاز شده بود نمىپذیرفتند کلیسا حق بخشش گناهکاران و کجرمان بزرگ مسیحىرا مالک بود همان طور که حق محروم ساختن و طرد کردن از ملکوت خدا و ساحت رحمت او را داشت .
درگیرىمیان علمو کلیسا با جدایىاین دو پایان یافت . دانشمندان و اهل علم از سلطه کلیسا آزاد شدند و حق این را پیدا کردند که بدون این که کلیسا آنها را مواخذه کند ، آنچه را م خواهند بگویند .
زمانىکه در مسیحیت میان علم و دین درگیرىشد کلیسا دین را از دنیا جداکرد و علم نماو شخصیتىجداىاز دین گرفت هرگز در گستره اسلام مجالىبراىدرگیرىمیان علم و دین پیش نیامد زیرا در اسلام میان علم و دین مساوات بود و اسلام دین را علم و علم را راهنمایىهدایت کننده بوىدین قرار داد در قرآن کریم در میان کلمات کلمه عام و مشتقات آن بیشترین نقشها را دارد یعنىبیش از هشتاد مرتبه در قرآن آمده است ، علم رسالت اسلام است و با علم است که انسان خالق وپروردگارش را مىشناسد و انسان وظیفه دارد که در عبادت براىخدایىواحد اخلاص ورزد آن هم بوسیله ثبات و پایداریبر اوامرش و دورىاز نواهىاش طورىکه عمل جز علم نیست و براىاین است که اسلام به آموختن علم و تلاش همیشگىدر راه آن دعوت مىکند و خداىتعالىمىفرماید : ( آیا آنان که اهل علم و دانشند با مردم جاهل نادان یکسانند ؟ ) ( آیه 9 ، زمر ) و مىفرماید : ( خدا مقام اهل ایمان و دانشمندان عالم را رفیع مىگرداند ) ( 11 ، مجادله ) دعوت به علم براىهر صاحب عقلىدعوت شریف و پسندیده اىاست زیرا علم راه انسان به سوىکمال عقلىو تعالىمعنوىاست تا جایىکه انسان به واسطه آن حق را از باطل و هدایت را از ضلالتو سود را از ضرر و خیر را از شر تشخیص مىدهد ، اما لاریزم به علمىدعوت مىکند که جداىاز دین است و براىآن در اسلام جایىنیست و نباید که در جامعه اسلامىایجاد شود ، زیرا در اسلام جامع میان علم و معرفت است ، جمعىکه امکان ندارد به دورىمیان علم و دین بیانجامد .
مسلمانان نباید دعوت به جدایىعلم از دین را بپذیرند زیرا کسىاین دعوت را قبول مىکند که به حقایق اسلام آگاهىنداشته باشد و مسلمانان و اهل علم هم نباشد .
به هر حال ، شایسته است که جوانان تحصیل کرده از اطاعت کور کورانه امثال این دعوتهاىمنحرف و گمراه کننده اجتناب کنند ، زیرا ( عزت از آن خدا ، رسولش و مومنان است . )
والسلام