تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۱۰۶۳۵۵

با شکست فرانسه در هندوچین در ماه مه 1954 « باتودائی» که در دوران اشغال ژاپنیها همرا ه حاکمان فرانسوی آن مستعمره به پاریس گریخته بود به ویتنام برگشت و خود را « امپراتور» خواند . و با سقوط او آمریکاییان که جای فرانسویان را گرفته بودند « نگودین دیم » را که به او اعتماد داشتند، در 1955 روی کار آوردند و با اعزام گروهی مستشار نظامی و اعطای « کمکهای تسلیحاتی » کوشیدند تا سلطه خود را بر ان مستعمره زرخیز تثبیت کنند. « دیم» با وجودی که وعده انتخاباتی عمومی داده بود به آن وفا نکرد و جون با طغیانی عمومی روبه رو بود ، با کودتای ژنرال دست آموز دیگری ، سرنگون شد . هر بار که ژنرالی را با کودتا روی کار می آوردند ، چون مردم دست او را خوانده بودند ، بدست کودتا گر بعدی کشته می شد. بطوریکه طی یازده سال جنگ ویتنام ، مردم آن سرزمین با 9 مرحله کودتای نظامی سروکار داشتند . دخالت آمریکا که روز اول بصورت اعزام گروهی مستشار بود به تدریج در حکومتهای کندی ، جانسون، فورد و نیکسون از مرز نیم میلیون سرباز آمریکایی گذشت و با وجودی که واشنگتن مرگبارترین سلاحهای پیشرفته را علیه انقلابیون بکار گرفت و مقدار بمبی که بر سر مردم ریخت ، دوبرابر وزن کل بمبهای مصرف شده در جنگ دوم بود ، سرانجام مجبور شد پس از تلفات سنگین در آوریل 1975 نه تنها ویتنام ، بلکه سراسر شبه جزیره هندوچین را رها کند . اکنون بنا بر گزارش رسانه های آمریکایی ، چنین به نظر میرسد که واشنگتن در آستانه سال 2000 میلادی بر آن سر است که آن فاجعه دردناک را بار دیگر در یک کشور لاتین تجربه کند . کلینتون ، طرحی برای اعطای کمکی « تسلیحاتی» معادل 1600 میلیون دلار را به « کلمبیا» آماده کرده است. عنوان ظاهری این طرح « مبارزه با مواد مخدر» است. آمریکا میگوید ، هشتاد درصد کوکائین مصرفی آن کشور یا در کلمبیا است یا از خاک آن کشور بصورت ترانزیت به خاک آمریکا میرسد . ماجرای کشت کوکائین در کلمبیا و صدور آن به خارج تاریخی پنجاه ساله دارد . عده ای معتقدند که دلیل ناکامی برنامه مبارزه با مواد مخدر را که آمریکاییان از چند دهه قبل در این کشور آغاز کرده اند ، باید در فساد مقامات عالیرتبه دولتی و « رابطان» آنان در خود آمریکا جست وجو کرد. والا کالای « بدون مشتری» هرگز در بازار مصرف نمی تواتند جایی برای خود باز کند.
برنامه غلط
سه شنبه گذشته آلبرایت وزیر خارجه آمریکا ازاین طرح پرده برداشت و خاطر نشان کرد سفر این هفته او به کلمبیا ، نشان اهمیت و اولویت فراوانی است که دولت کلینتون به کلمبیا میدهد . نباید فراموش کرد که در طی ده سال اخیر « آلبرایت» عالی مقام ترین سیاستمدار آمریکایی است که به آن کشور قد م میگذارد . طی چند دهه ای که آمریکا هر سال بودجه هنگفتی را برای مبارزه با مواد مخدر در اختیار ارتش کلمبیا میگذاشته ، نه تنها با وجود مستشاران نظامی فراوانی که مستقر کرده است ، اندک کامیابی در این برنامه نداشت . بلکه دامنه تولید و صدور کوکائین به چند برابر میزان گذشته افزایش یافته است . لازم به یادآوزی است که عوامل متعددی در این فاجعه دخالت دارند : مافیای مواد مخدر ، پیوند رجال سیاسی نظامی کشور با آن ، ارتش کلمبیا ، چریکها و بالاخره شبه نظامیان وابسته به ارتش .
کلمبیا ، بروسعت ترین کشور قاره لاتینی پس از برزیل و آرژانتین و پرو ، با جمعیتی 34 میلیونی و منابع غنی نفت و گاز و طلا ومس و محصولاتی چون قهوه و کاکائو و سیستمی دموکراسی با بیش از 100 سال سابقه ، دومین دموکراسی ریشه دار پس از ایالات متحده در نیمکره غربی است که قوه مجریه آن مثل بسیاری از کشورهای لاتینی بر قوه فضائیه و قانون گرایی مسلط است. توزیع ناسزاوار ثروت وفاصله وسیع فقر وغنا از سال1940 طغیانهایی را علیه نظام حاکم ابتدا در روستاها دامن زده که به تدریح به شهر ها گسترش یافته است . پاسخ دولتمردان آن کشور جانشین سازی حکومتهای نظامی به جای حکومت قانونی و سرکوب مردم بوده است . از بطن چنان شورش دامنگستری است که دو جنبش مردمی مبارزه جو با نام اختصاری FARC (نیروی مسلح انقلابی کلمبیا) و ELN (ارتش آزادی بخش کلمبیا ) پدیدآمده است که با بیش از 34 سال سابقه پیکار جویی ، قدیمترین نهضتهای مشابه خود در آمریکای جنوبی به شمار می آید ظهور کاسترو و توفیق انقلاب کوبا ، الهام بخش دو جنبش مزبور و دیگر جنبشهای مردمی آن قاره بوده است .
دو جنبش چریکی یاد شده با وجودی که نفرات آنها به 50000 هزار تن نمیرسد، در حال حاضر به نیمی از خاک کلمبیا حکومت دارد و هر وقت اراده کنند ، در حملات غافلگیرانه خود تلفات سنگینی را بر ارتش وارد میکنند ارتش مزبور با وجود کمکهای وسیع تسلیحاتی و آموزشهای مستشاران نظامی آمریکا، بخاطر حمایت مردمی وسیعی که دوجنبش یاد شده ، دریافت میکنند بی کفایتی خود را بارها به اثبات رسانده است . از این رو برای جبران ناتوانی خویش به همان فرمول شناخته شده ای عمل کرد که در سایر کشورهای لاتینی با هدایت بیگانگان اجرا شد که همانا تشکیل ( جوخه های مرگ ) است. هدف جوخه های مرگ حمله به روستائیان بی دفاع و ارعاب آنان به منظور انصراف از کمک چریکهای دوجنبش مزبور است به همین دلیل است که در حال حاضر کلمبیا با یک میلیون( آواره داخلی) رکوردی جهانی را برجای نهاده است. در برابر چنین واقعیاتی است که طی انتخابات عمومی سال گذشته (پاستر آنا) یکی از دو رقیبت انتخاباتی به مردم وعده داد که اگر او را انتخاب کنند ، به چهار دهه جنگ داخلی و خونریزی پایان خواهد داد . در برابر چنین وعده ای چریکها به نوعی آتش بس اقدام کردند. ولی (پاسترانا) پس از انتخاب به مقام ریاست جمهوری تاکنون با اعمال سیاسی ( بندبازانه) کوشیده است که با دفع الوقت و سیاستی ( فرسایشی) آنان را خسته کند تا با او کنار آید به همین دلیل است که از سال گذشته تاکنون کلمبیا مکررا ، ناظر عملیات ضربتی مقطعی چریکها بوده ست تا نشان دهد همچنان فعال است.
نفوذ ارتش
آنچه (باسترانا) را در رسیدن به توافقی با چریکهای دو جنبش مزبور ناکام میکند ، نفوذ ارتش و مستشارانی است که سرنخ در دست دارند باید گفت که کمکهای امریکا که ظاهرا برای مبارزه با کوکائین است ، کلآ در اختیار ارتش کلمبیا قرار دارد که در راه پرورش جوخه های مرگ و قتل عام روستائیان بکار میرود چندی پیش سفارت امریکا در(بوگوتا) پایتخت کلمبیا اعلام کرد که کمکهای یاد شده بیشتر در راه آموزش جوخه های مرگ و نقض حقوق بشر مصرف میشود و ارتش مورد حمایت آمریکا خود درامر قاچاق دست دارد . روزنامه امریکایی «واشنگتن پست»در بهار امسال طی مقاله مستدلی افشا کرده بود که:تیپ بیستم ارتش کلمبیا، حامی اصلی و آموزش دهنده جوخه های مرگ است و وزارت خارجه آمریکا هم آن را تائید کرده بود. هر چند ارتش کلمبیا در برابر جنبشهای FARC وELN ضعیف است ولی در برابر (پاسترانا) چنین نیست . چرا که ارتشی که سی سال در امر قاچاق و نقض حقوق بشر دخالت داشته است ، اگر صلحی برقرار شود ، منابع مالی خود را از دست خواهد داد . عینا شبیه به آنچه که در دهه 1960 در ویتنام وجود داشت طبیعی است که اگر صلحی میان (پاسترانا) و چریکها برقرار شود، پایان حکومت ارتش و جنگ سا لاری را در کلمبیا رقم خواهد زد . تبدیل چنین ارتشی به یک ارتش شایسته در یک کشور دموکرات کار یک سال و دو سال و دوره ریاست جمهوری ( پاسترانا) نخواهد بود .
شاید سازمان (سیا) که باطنا ناظر بر احوال کشورهای لاتینی است ، جنین واقعیتی را مدتها پیش دریافته است و به واشنگتن گزارش داده باشد . شاید هم محاسبات (سیا) برای پایان دادن به جنگ داخلی کلمبیا ، در ردیف همان گزارشهایی باشد که پس از فرار فرانسه از هندو چین ، به( پنتاگون) و ( شورای امنیت ملی آمریکا) داده بود و آمریکارا 11 سال در با تلاق ویتنام گرفتار کرد احتمالا پس از اعلام طرح کمکهای نظامی 1600 میلیون دلاری آمریکا به کلمبیا چنین واقعیتی از چشم پاره ای اندیشمندان آینده نگر آمریکا دور نمانده است. خرده گیران می گویند، طرح مزبور که در مرحله اول شامل دو گردان جدید مبارزه با مواد مخدر و 63 هلی کوپتر و حمایت لجستیکی است ، میتواند خطر ( تصاعد) جنگی را بدنبال داشته باشد که دولت کلمبیا به راهبری آمریکا از مدتها پیش هم با قاچاقچیان مواد مخدر و هم با چریکهای FARC وELN آغاز کرده است و طی آن هزاران تن از مردم بی گناه طعمه شرارت های « جوخه های مرگ» زیر نقاب «مبارزه با موادمخدر» شده اند
جدایی ناپذیر
تحلیل گران آمریکایی منجمله «لاری برنز» مدیر«شورای مسائل نیمکره غربی» بین این طرح جدید وطرح 1960 دخالت آمریکا در ویتنام قیاسی همسان را مطرح می کنند چرا که مبارزه با قا چاق مواد مخدر و مبارزه با چریکها در بسیاری موارد در هم تداخل میکند وارتش کلمبیا را که گرداننده اصلی بازی است نمیتوان به هیچ وجه کنترل کرد. وقتی شما 60 فروند هلیکوپتر داشته باشید به صدها کارشناس آمریکایی هم برای آموزش و نگهداری آنها نیاز دارید و سپس نوبت به آموزش صدهها خلبان میرسد و غیره....... و عینا همان روندی است که در ویتنام روی داد در برابر چنین واهمه منطقی وزارت دفاع آمریکا میگوید ما میکوشیم که خود را در جنگ علیه چریکها در گیر نکینم و نهایت تلاس خودرا بکار خواهیم برد که دو موضوع مبارزه با قاچاق کوکائین و مبارزه ضد چریکی را از هم تفکیک کنیم شاید در دو دهه گذشته هم که آمریکا نقش رهبری در مبارزه با مواد مخدر در کلمبیا بعهده داشت منظور همین بوده است ولی همانطور که در گزارش سفارت آمریکا در « بوگوتا» منعکس شده است کمکهای نظامی و تسلیحاتی واشنگتن به تمامی بدست ارتش کلمبیا برای تشکلیل جوخه های مرگ مصرف میشده است طرح جدید کمکهای آمریکا عمدتا د ر سال جاری و سال بعد برای کمک به ارتش کلمبیا است تا بتواند در مناطق کشت کوکائین که در حال حاضر زیر کنترل چریکها است رخنه کند .
« هارلان اولمان» کارشناس عالی مقام « مرکز مطالعات استراتژیکی و بین المللی » میگوید : دارویی که آمریکا به خورد کلمبیا می دهد نمیتواند همزمان بیمار ی قاچاق مواد مخدر و جنگ چریکی را درمان کند وعوارض ونتایج معکوسی را به بار خواهد آورد« لاری برنز» می گوید : « آمریکا با عبور از خط قرمزبا خطر بزرگی روبه رواست زیرا مبارزه با کوکائین را با مبارزه چریکی در هم کرده است . آمریکا نمیخواهد این واقعیت را درک کند که چرا چریکها با «پاسترانا» نمیخواهند مذاکره کنند زیرا شرایطی که او پیشنهاد می کند به خلع سلاح آنان منجر میشود و در برابر ارتشی که خصم قسم خورده آنان است بی دفاع می شوند به نظر آنان عامل اصلی ماجرا ارتش است که خود «پاسترانا» بر آن نفوذ چندانی ندارد » چارلی جیلی از سفرای سابق امریکا در کلمبیا میگوید: « کمکهای آمریکا به کلمبیا به موقع است و لی آیا میتوانید سقفی برای دخالت آمریکا معین کنید ؟ اگر نتوانید ، با سرنوشت وحشتناکی روبه رو خواهید بود!»