تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۶۳۹۱
سعید شریعتی‌ پس‌ از قرائت متن دفاعیات سعید حجاریان در دادگاه‌ بررسی‌ اتهامات برخی‌ طراحان و محرکان آشوب‌های‌ اخیر در سخنانی‌ گفت: با موافقت آقای‌ مرتضوی‌ بنده‌ متن دفاعیات خود را قرائت میکنم‌ هرچند کیفرخواست اینجانب قرائت نشده‌ است.

متن کامل‌ دفاعیات سعید شریعتی‌ به‌ این شرح‌ است
به‌ نام‌ خدا
ولتکن منکم‌ امه‌ یدعون الی‌ الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم‌ المفلحون آل‌ عمران 104
ریاست محترم‌ دادگاه‌
سلام‌ علیکم‌
متن حاضر گزیده‌ ای‌ از مرقومه‌ ای‌ مفصل‌ در بیان دیدگاهها و اعتقاداتم‌ در مورد رخدادهای‌ اخیر است که‌ برای‌ پرهیز از تصدیع‌ و گرفتن وقت دادگاه‌ تهیه‌ شده‌ و قرائت می‌ شود و به‌ همراه‌ متن مشروح‌ خدمت جنابعالی‌ برای‌ انضمام‌ به‌ پرونده‌ به‌ همراه‌ لایحه‌ دفاعیه‌ حقوقی‌ تقدیم‌ خواهد شد با استعانت از کلام‌ امیرمومنان دفاعیات خود را عرص‌ می‌ کنم.‌
ریاست محترم‌ دادگاه‌
ایه‌ شریفه‌ ای‌ که‌ در ابتدا قرائت شد ابتنای‌ جامعه‌ رستگار دینی‌ را بر مدار دعوت به‌ خیر و امر به‌ معروف و نهی‌ از منکر بر می‌ شمارد و بر این مبنا احاد جامعه‌ یکان یکان مشمول‌ این ایه‌ شریفه‌ هستند لذا چه‌ کسی‌ اولی‌ بر نفس‌ خویش‌ است به‌ جهت دعوت به‌ خیر و امر به‌ معروف و نهی‌ از منکر بدین لحاظ من بیان پاره‌ ای‌ از حقایق‌ و نیز اشتباهات و قصورها و تقصیرها را که‌ سبب پدید امدن حوادث تلخ‌ اخیر شده‌ است مصداق‌ دعوت به‌ خیر امر به‌ معروف و نهی‌ از منکر می‌ دانم‌.
ابتدا لازم‌ می‌ دانم‌ عرص‌ نمایم‌ که‌ اینجانب در تاریخ‌ 7 مرداد 88 توسط ماموران پلیس‌ امنیت با رعایت ضواب حقوقی‌ و نهایت احترام‌ بازداشت شده‌ و به‌ بازداشتگاه‌ منتقل‌ شدم‌ و چه‌ به‌ هنگام‌ ورود و چه‌ در طول‌ مدت حضور در زندان چیزی‌ جز محبت و احترام‌ و مراقبت های‌ استاندارد و قانونی‌ از نظر بهداشت غذایی‌ هواخوری‌ معاینات پزشکی‌ و سایر موارد از نگهبانان و افسرنگهبان بند مشاهد نکردم‌ و از این بابت سپاسگزار همه‌ انها هستم‌ که‌ لطف و مهربانی‌ انان زندان را برای‌ من تبدیل‌ به‌ مکانی‌ برای‌ عبادت و تفکر و قرب بیشتر به‌ خداوند در ماه‌ عزیز شعبان المعظم‌ نمود.
همچنین در محضر دادگاه‌ گواهی‌ می‌ دهم‌ که‌ مسئولان و کارشناسان پرونده‌ من همگی‌ در زمره‌ افرادی‌ مومن معتقد امین و دلسوز نظام‌ بودند که‌ با منطقی‌ ترین روش‌ ممکن صرفا به‌ دنبال‌ کشف حقایق‌ و ریشه‌ های‌ ماجرا بوده‌ و نه‌ اتهام‌ زنی‌ های‌ تخیلی‌ پیشرفت کار پرونده‌ بر مبنای‌ جدال‌ احسن و با تکیه‌ بر نقاط مشترک اعتقادی‌ برای‌ دست یافتن به‌ اختلاف نظرها یا ابهامات موجود در پرونده‌ بود لذا شهادت می‌ هم‌ بر حسن رفتار و گفتار همگی‌ انان و در پیشگاه‌ دادگاه‌ محترم‌ اعلام‌ می‌ دارم‌ هر خبر و نقلی‌ پیش‌ از این و یا از این پس‌ توسط هر شخص‌ و گروهی‌ حداقل‌ در ارتباط با من چنانچه‌ خلاف موضوعات پیش‌ گفته‌ باشد کذب محص‌ مضحک و موجب ذمه‌ و معصیت خداوند دانا و حکیم‌ است.
با گذر از این مقدمه‌ عرص‌ می‌ کنم‌ که‌ ریشه‌ اصلی‌ رخدادهای‌ غم‌ انگیز اخیر انتشار و دامن زدن به‌ شایعه‌ تقلب گسترده‌ در انتخابات بود ادعایی‌ فوق‌ العاده‌ بزرگ و مسئولیت اور با تکیه‌ بر حداقل‌ مستندات و صرفا براساس‌ شایعات اخبار ناموثق‌ و گزارش‌ های‌ نادقیق‌ من نه‌ در اینجا بلکه‌ از پیش‌ معتقدبوده‌ ام‌ که‌ در انتخابات تقلب نشده‌ است به‌ این معنا که‌ اعداد و ارقام‌ اعلام‌ شده‌ با تقریب معقول‌ و مرسوم‌ همه‌ انتخاباتها همین است به‌ اعتقاد من در مکانیزم‌ موجود رای‌ گیری‌ و شمارش‌ ارا خصوصا در انتخابات ریاست جمهوری‌ که‌ به‌ صورت سراسری‌ و معمولا با تعداد کمی‌ از نامزدها برگزار می‌ گردد امکان تقلب در حدی‌ که‌ با چنین فاصله‌ ای‌ ارا را دگرگون کند وجود ندارد.
ریشه‌ توهم‌ به‌ وجود امده‌ انجاست که‌ اصلاح‌ طلبان گمان می‌ کردند با افزایش‌ مشارکت به‌ بالای‌ 60 درصد پیروزی‌ انان قطعی‌ است اما این تحلیل‌ مبتنی‌ بر یک شرط مقدر بود و ان اینکه‌ جامعه‌ احساس‌ کند میان اصلاح‌ طلبی‌ و به‌ اصطلاح‌ اصولگرایی‌ برمی‌ گزیند اما مشارکت به‌ 85 درصد رسید اما چون ان شرط مقدر حاصل‌ نشد و دو قطبی‌ دیگری‌ در جامعه‌ رواج‌ یافت خصوصا با ان ناشکیبایی‌ و اشتباهی‌ که‌ یکی‌ از بزرگان حامی‌ نامزد مورد حمایت ما در روزهای‌ منتهی‌ به‌ انتخابات مرتکب شد نتیجه‌ غیر از ان چیزی‌ شد که‌ ما تصور می‌ کردیم.‌
مهمتر انکه‌ چون هماره‌ اصل‌ بر صحت انتخابات است مگر انکه‌ خلاف ان مستندا ثابت شود مجموعه‌ مستندات و استدلال‌ های‌ ارائه‌ شده‌ از سوی‌ نامزد مورد حمایت ما به‌ هیچ عنوان کفایت از ابطال‌ سراسری‌ انتخابات نمی‌ کند و حداکثر در صورت وارد بودن اعتراضات منجر به‌ ابطال‌ صد دویست یا حداکثر پانصد صندوق‌ می‌ شود که‌ با خروج‌ ارا همه‌ کاندیداها از این صندوق‌ ها از مجموعه‌ نتایج‌ تغییر محسوسی‌ در نتیجه‌ انتخابات حاصل‌ نمی‌ شود لذا ادعای‌ ابطال‌ انتخابات با چنین مستنداتی‌ مسموع‌ نیست و ما چه‌ بپذیریم‌ و چه‌ نپذیریم‌ چه‌ بپسندیم‌ باید به‌ نتیجه‌ ارا قانونا تمکین کنیم.‌
گذشته‌ از موضوع‌ تقلب اقای‌ مهندس‌ موسوی‌ به‌ عنوان کاندیدای‌ مورد حمایت ما اشتباهات بزرگ دیگری‌ نیز مرتکب شدند اشتباه‌ اول‌ ایشان ورود نابهنگام‌ و ناهماهنگ بدون برنامه‌ تبلیغاتی‌ و بدون چشم‌ انداز روشنی‌ برای‌ چگونگی‌ اداره‌ کشور در اینده‌ بود که‌ موجب شگفت زدگی‌ سردرگمی‌ و به‌ هم‌ ریختن برنامه‌ انتخاباتی‌ اصلاح‌ طلبان شد ایشان علیرغم‌ اینکه‌ در بیست سال‌ گذشته‌ در مجامع‌ علمی‌ و برخی‌ مراجع‌ حکومتی‌ مناصب سیاسی‌ و فرهنگی‌ داشته‌ اند اما به‌ دلیل‌ پرهیز از ورود فعال‌ در عرصه‌ کنشگری‌ سیاسی‌ حرفه‌ ای‌ و جمعی‌ با پیچیدگی‌ های‌ عمل‌ سیاسی‌ در این دوران اشنایی‌ کامل‌ نداشتند و برای‌ هدایت و رهبری‌ یک جریان انتخاباتی‌ و سیاسی‌ از ظرفیت مهارت کافی‌ برخوردار نبودند لذا دو عارضه‌ توهم‌ و استغنا که‌ من همواره‌ در نقد رفتار ایشان و اطرافیانشان بیان داشته‌ ام‌ هم‌ موجب پدید امدن اصطکاکهای‌ فراوان در طول‌ مسیر حرکتهای‌ انتخاباتی‌ و هم‌ زمینه‌ ساز تحریک پذیری‌ و عملکردهای‌ احساسی‌ ایشان در رویارویی‌ با نتایج‌ انتخابات شد.
در ادامه‌ دفاعیات سعید شریعتی‌ امده‌ است:
عدم‌ تعادل‌ و عدم‌ برخورداری‌ ایشان و ماشین انتخاباتی‌ شان از یک شیب و شتاب قابل‌ تحمل‌ در فرایندرفتار تبلیغاتی‌ و انتخاباتی‌ مشکل‌ و اشتباه‌ دیگر ایشان بود ایشان در حالی‌ پا به‌ عرصه‌ رقابت گذاشت که‌ حتی‌ میانه‌ روترین اصلاح‌ طلبان هم‌ به‌ رفتار و ادبیات محافظه‌ کارانه‌ و به‌ قول‌ خودشان اصلاح‌ طلبی‌ اصول‌ گرایانه‌ ایشان نقد داشتند و ظرف کمتر از سه‌ ماه‌ با چنان سرعت و شتابی‌ پیش‌ رفتند که‌ حتی‌ تندروترین مخالفان نظام‌ هم‌ به‌ جرگه‌ حامیان ایشان پیوستند به‌ صراحت معتقدم‌ دستگاه‌ فکری‌ و ماشین انتخاباتی‌ ایشان تاب تحمل‌ چنین شتاب سهمگینی‌ را نداشت و در مقابل‌ اثار این شتاب ناتوان شکننده‌ اسیب پذیر و اسیب زننده‌ می‌ نمود و چنانچه‌ ایشان انتخاب می‌ شد تازه‌ اول‌ مشکل‌ ایشان در رویارویی‌ با سیل‌توقعات و انتظارات متناقص‌ و متضاد بود که‌ به‌ طور طبیعی‌ اثار خود را بر ثبات و ارامش‌ و روال‌ طبیعی‌ اداره‌ کشور می‌ گذارد.
اشتباه‌ دیگر و بزرگترین اشتباه‌ اقای‌ موسوی‌ نوع‌ مواجهه‌ ایشان با مسئله‌ نتایج‌ انتخابات و نحوه‌ اعلام‌ ان بود که‌ تعجیل‌ تحریک شدگی‌ احساسات زدگی‌ موجود در ان از سیاست مداری‌ با سابقه‌ و پخته‌ چون ایشان بعید می‌ نمود ادعای‌ فوق‌ العاده‌ بزرگ تحریک کننده‌ و خطرناک ایشان صرفا مبتنی‌ بر برخی‌ گزارش‌ ای‌ ناکافی‌ و ناموثق‌ تک روانه‌ و اسباب تحمیل‌ پیروی‌ ناگزیر گروه‌ها و شخصیت های‌ سیاسی‌ حامی‌ از ایشان بود شرایط و اقتضائات رفتار جمعی‌ ایجاب می‌ کرد ایشان با تامل‌ و تحمل‌ بیشتر وگرداوری‌ اطلاعات و مستندات کافی‌ و محکمه‌ پسند نحوه‌ تصمیم‌ گیری‌ در مورد چگونگی‌ برخورد با نتایج‌ انتخابات را به‌ گروههای‌ سیاسی‌ مجرب حامی‌ خود و هزینه‌ و فایده‌ کردن هر تصمیمی‌ بر مبنای‌ خصایل‌ و خصایص‌ موجود در عرصه‌ سیاسی‌ کشور و میزان تحمل‌ تنش‌ در ساختار سیاسی‌ پس‌ از ادعایی‌ به‌ بزرگی‌ تقلب چند میلیونی‌ در انتخابات واگذار می‌ نمود این اشتباه‌ منجر به‌ خیابانی‌ شدن سیاست شد و اسیب های‌ بزرگی‌ بر ثبات امنیت و منافع‌ ملی‌ زندگی‌ و معیشت و جان و مال‌ شهروندان زد و طمع‌ بیگانگان را در تداوم‌ بی‌ ثباتی‌ و ناارامی‌ در کشور و بهره‌ گیری‌ از ان در اعمال‌ فشار به‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در عرصه‌ های‌ بین المللی‌ برانگیخت.
باز کردن پای‌ هواداران به‌ اعتراضات خیابانی‌ به‌ اعتقاد من اشتباهی‌ بزرگ بود اصالتا سیاست هنر کم‌ کردن هزینه‌ های‌ زندگی‌ روزمره‌ مردم‌ در تعامل‌ با ساختار قدرت است و وظیفه‌ سیاستمداران ان است که‌ پشت میزهای‌ مذاکره‌ و روی‌ کرسی‌ های‌ پارلمان و دولت یا در سازمان های‌ سیاسی‌ و حزبی‌ تدابیری‌ بیندیشند که‌ هزینه‌ سیاسی‌ زندگی‌ مردم‌ را به‌ حداقل‌ ممکن برسانند کشاندن مردم‌ در خیابان و خیابانی‌ کردن سیاست یعنی‌ به‌ حداکثر رساندن هزینه‌ زندگی‌ سیاسی‌ مردم‌ و این به‌ دور از تدابیر و خارج‌ از رسالت سیاست مدار متعهد است ان هم‌ در شرایطی‌ که‌ این استعداد وجود دارد نه‌ خطاها و ناکارامدی‌ یا قانون شکنی‌ یک بخش‌ یا حداکثر دولت مورد اعتراص‌ قرار گیرد بلکه‌ به‌ سرعت کل‌ نظام‌ سیاسی‌ و اساس‌ و مبانی‌ و بنیان های‌ ان مورد تعرص‌ قرار گیرد من معتقدم‌ در ساختار اجتماعی‌ و فرهنگی‌ جامعه‌ ایران سیاست خیابانی‌ و خیابانی‌ کردن سیاست ممکن است اغازش‌ با کسی‌ باشد اما سرانجامی‌ نخواهد داشت و خود به‌ خود حتی‌ بدون دخالت قوای‌ قهریه‌ میرا خواهد شد و اندک افراد پر شر و شور که‌ شاید بیشتر مایه‌ بگذارند هم‌ تحت تاثیر عوامل‌ بیرونی‌ به‌ سمت وندالیسم‌ و خرابکاری‌ شهری‌ سوق‌ می‌ یابند و سیاست خیابانی‌ بدین نحو و در چنین شرایطی‌ به‌ ابتذال‌ کشیده‌ می‌ شود و بدین ترتیب هزینه‌ های‌ غیرقابل‌ جبرانی‌ بر جان و مال‌ و عرص‌ مردم‌ و امنیت و منافع‌ ملی‌ نظم‌ و انسجام‌ اجتماعی‌ و قواعد مردمسالاری‌ تحمیل‌ خواهد شد که‌ ثمری‌ جز هم‌ افزایی‌ کینه‌ ها به‌ دنبال‌ نخواهد داشت.
در ادامه‌ دفاعیات سعید شریعتی‌ امده‌ است:
در این میان به‌ عنوان عضو شورای‌ مرکزی‌ جبهه‌ مشارکت ایران اسلامی‌ نقدهایی‌ هم‌ در رویکردهای‌ کلان و هم‌ در رفتار و عملکرد انتخاباتی‌ به‌ حزب متبوع‌ خود وارد می‌ دانم‌ انچنان که‌ پیشتر البته‌ با ادبیاتی‌ متفاوت در خبرنامه‌ حزب نوشته‌ ام‌ مشکل‌ استراتژیک ما از دست دادن هرم‌ اعتماد یعنی‌ اعتماد به‌ نفس‌ اعتماد متقابل‌ میان ما و مردم‌ و اعتماد متقابل‌ میان ما و نظام‌ است که‌ دوستان علاقه‌ مند حزبی‌ را به‌ ان مقاله‌ ارجاع‌ می‌ دهم‌ مهمتر از همه‌ انها اینکه‌ ما علیرغم‌ این ادعا در مرامنامه‌ خود که‌ در رسالت خویش‌ را گسترش‌ پایگاه‌ مشروعیت حکومت دینی‌ و ولایت فقیه‌ قلمداد کرده‌ ایم‌ اما در طول‌ ده‌ سال‌ گذشته‌ از این معنا فاصله‌ گرفته‌ ایم‌ و میان ما و رکن اصلی‌ نظام‌ بی‌ اعتمادی‌ و عدم‌ تعامل‌ سازنده‌ پیش‌ امده‌ است و سیاست ورزی‌ در حزب ما را با بن بست مواجه‌ کرده‌ است.
به‌ علاوه‌ ما در انتقال‌ اعتقادات و ارمان هایمان به‌ نسل‌ جوان تر حزب دچار مشکل‌ شده‌ ایم‌ و اینده‌ حزب ما به‌ این لحاظ در خطر گژتابی‌ و انشقاق‌ و انحراف سیاسی‌ قرار گرفته‌ است کمااینکه‌ در همین انتخابات نشانه‌ های‌ این پدیده‌ خطرناک را به‌ عینه‌ دیدیم‌ و مصائب و مشکلات ان را لمس‌ کردیم‌ گذشته‌ از این موارد ما در این انتخابات نیز اشتباهات بزرگی‌ را مرتکب شدیم‌ از جمله‌ حمایت ناگزیر و تحمیلی‌ و ناگهانی‌ ما از اقای‌ مهندس‌ موسوی‌ بدون انکه‌ از برنامه‌ تبلیغی‌ رفتار انتخاباتی‌ و دیدگاه‌ روشن ایشان برای‌ اداره‌ کشور اطلاع‌ کافی‌ و دقیقی‌ داشته‌ باشیم‌ در حالی‌ که‌ ایشان حتی‌ حاضر نبود با اعضای‌ بلندپایه‌ حزب ما عکس‌ یادگاری‌ بگیرد و به‌ گونه‌ ای‌ با ما رفتار می‌ شد که‌ انگار حزب ما وصله‌ ای‌ ناچسب در مجموع‌ حامیان ایشان است.
ما بارها در میان خود بحث کرده‌ بودیم‌ که‌ کشور نیازمند تزریق‌ روحیه‌ گفتگو و صلح‌ و ارامش‌ به‌ جای‌ تنش‌ های‌ فرساینده‌ سیاسی‌ و یقه‌ گیری‌ ها و اتهام‌ زنی‌هاست اما اقای‌ موسوی‌ با خصایص‌ فردی‌ که‌ داشت به‌ راحتی‌ اسیر این نوع‌ بازی‌ها شد و نوید تداوم‌ اینگونه‌ کشمکش‌ ها و رویارویی‌ ها را به‌ جامعه‌ داد و این خلاف اعتقاد و برنامه‌ و دیدگاه‌ ما بود پس‌ از اعلام‌ نتایج‌ انتخابات اقای‌ موسوی‌ بدون مشورت و بدون مستند چنانکه‌ در بالا شرحش‌ رفت ادعای‌ فوق‌ العاده‌ بزرگی‌ نمود که‌ هزینه‌ های‌ سرسام‌ اوری‌ را می‌ شد برای‌ ان تصور کرد.
متاسفانه‌ حزب ما نیز تنها ساعاتی‌ پس‌ از انتشار بیانیه‌ اقای‌ موسوی‌ وصرفا با تکیه‌ بر ادعاهای‌ ایشان مردم‌ را دعوت به‌ اعتراص‌ کرد و علیرغم‌ هشدار برخی‌ از دوستان در جلسه‌ حزب خود را شریک در هزینه‌ ها و اسیب های‌ وارده‌ نمود این در حالی‌ بود که‌ حزب ما استراتژی‌ کلان خود را سیاست ورزی‌ جامعه‌ محور متکی‌ به‌ پارلمانتاریسم‌ اعلام‌ کرده‌ بود و ادعای‌ چنین تقلب بزرگی‌ یعنی‌ اعلام‌ پایان پارلمانتاریسم‌ و انتخابات در ایران و یعنی‌ اعلام‌ پایان کار حزب ما و این یعنی‌ بر سرشاخ‌ نشستن و بن را بریدن چرا که‌ با چنین ادعایی‌ دیگر هیچ فرد عاقلی‌ حاضر به‌ گوش‌ دادن به‌ ندای‌ ما برای‌ دعوت به‌ انتخاباتهای‌ دیگر نخواهد بودغارضه‌ دیگر چنین ادعای‌ بزرگ و بی‌ بنیادی‌ به‌ وسوسه‌ انداختن بیگانگان در ایجاد و تداوم‌ بی‌ ثباتی‌ و ناارامی‌ در کشور و خارج‌ شدن مدار کار سیاسی‌ از دست نیروهای‌ داخلی‌ و میدان داری‌ عوامل‌ بیگانه‌ بود که‌ حزب ما علیرغم‌ مخالفت مبنایی‌ با این نوع‌ روش‌ ها بی‌ توجه‌ و غفلت زده‌ گرفتار هزینه‌ های‌ ناشی‌ از ان شد.
به‌ هر حال‌ دلایل‌ دیگری‌ را نیز می‌ توان ردیف کرد اما شخصا هنگامیکه‌ اطلاعیه‌ شجاعانه‌ دلسوزانه‌ و دردمندانه‌ برادر عزیز و بزرگوارم‌ دکتر سعید حجاریان در بیان خطاهای‌ فردی‌ و جمعی‌ و استعفای‌ ایشان را از حزب دیدم‌ و در چشمان اشنایش‌ نگریستم‌ تردیدی‌ برایم‌ باقی‌ نماند که‌ اولین قدم‌ و کمترین کاری‌ که‌ باید انجام‌ دهم‌ استعفا از مقام‌ حزبی‌ خود در جهت جبران بخشی‌ از اسیب هایی‌ است که‌ چه‌ به‌ عنوان موافق‌ و چه‌ مخالف در تصمیم‌ گیریهای‌ جمعی‌ حزب شرکت داشته‌ ام‌ و از ان ناحیه‌ هزینه‌ هایی‌ به‌ سایر اعضا و از ان مهمتر به‌ کل‌ جامعه‌ و نظام‌ وارد شده‌ است.
بر این محور تاکید می‌ کنم‌ که‌ ایران عزیز ما در چهارراه‌ حوادث جهانی‌ و نقطه‌ تلاقی‌ مطامع‌ زورمداران و قدرت طلبان جهان است و همه‌ انان در صددند که‌ از هر فرصتی‌ برای‌ کسب منافع‌ بیشتر در منطقه‌ و ایران ما بهره‌ ببرند به‌ عنوان یک فعال‌ سیاسی‌ این فهم‌ و برداشت را دارم‌ که‌ بی‌ ثباتی‌ و ناارامی‌ در کشور عزیز ما ایران خواست بیگانگان است و در این میان تفاوت چندانی‌ میان کاخ‌ سفید کاخ‌ الیزه‌ کاخ‌ کرملین کاخ‌ باکینگهام‌ و کاخ‌ های‌ قدرت مداران دیگر جهانی‌ نیست همه‌ اینها از بی‌ ثباتی‌ و اشوب در ایران بهره‌ می‌ برند و خود را برای‌ رد و بدل‌ کردن امتیازها و رسیدن به‌ مطامع‌ زورگویانه‌ خود سوار بر موج‌ بی‌ ثباتی‌ و ناارامی‌ و اختلاف در کشور اماده‌ می‌ کنند.
اگر به‌ دیده‌ عبرت و نگاه‌ وطن دوستانه‌ و بر مبنای‌ شناخت دقیق‌ از رفتار قدرت طلبان جهانی‌ به‌ ماجراهای‌ اخیر بنگریم‌ پشت همه‌ این ماتم‌ سرایی‌ های‌ مزورانه‌ روسای‌ جمهور وزرای‌ خارجه‌ نمایندگان پارلمانها و غیره‌ و ذالک می‌ توانیم‌ خنده‌ های‌ موذیانه‌ انان را بنگریم‌ که‌ به‌ گمان خود فرصت یافته‌ اند که‌ فشارهای‌ بین المللی‌ را بر ایران بیافزایند و با تحقیر سرکوب عزت اقتدار جهانی‌ ایران اسباب خشنودی‌ دشمنان و رنجیده‌ خاطر شدن دوستان ما در جهان را فراهم‌ اورند و ایران را از مواضع‌ حق‌ طلبانه‌ خود در مناسبات بین المللی‌ عقب بنشانند همه‌ نیروهای‌ سیاسی‌ و تک تک احاد مردم‌ دل‌ در گرو عزت جهانی‌ ایران دارند در این مقطع‌ زمانی‌ باید هشیارانه‌ به‌ رفتار بیگانگان و خواست و مطلوب انان که‌ تداوم‌ ناارامی‌ بی‌ ثباتی‌ و خشونت در ایران عزیز است نظر کنند و با برگرداندن ارامش‌ و وحدت و انسجام‌ و همدلی‌ و اتحاد طمع‌ خام‌ بیگانه‌ را از میان بردارند.
من در طول‌ فعالیت های‌ چند ساله‌ اخیر به‌ ویژه‌ در انتخابات با دوستان جوان و نوجوان علاقه‌ مندپیگر و پرتلاشی‌ اشنا شدم‌ که‌ عموما صادقانه‌ برای‌ تاثیرگذاری‌ در سرنوشت خویش‌ و عشق‌ و علاقه‌ به‌ میهن به‌ ما فعالان سیاسی‌ چشم‌ دوخته‌ و از ما فکر و جهت اموخته‌ اند من ضمن درود بر همه‌ انان یاد می‌ کنم‌ از فرمایش‌ اموزنده‌ مقتدایم‌ حضرت امام‌ خمینی‌زه‌ که‌ از ایشان منقول‌ است فرموده‌ اند چه‌ کسی‌ گفته‌ است که‌ حرف مرد یکی‌ است مرد ان است که‌ حرفش‌ دو تا شود یعنی‌ اگر پی‌ به‌ اشتباه‌ خود برد جسارت و شجاعت اعلام‌ تغییر نظر و جبران اشتباه‌ خود را داشته‌ باشد.
من در طول‌ این انتخابات سخنرانی‌ های‌ زیادی‌ کرده‌ ام‌ مقاله‌ های‌ متعددی‌ نوشته‌ ام‌ و خبرهای‌ زیادی‌ را که‌ بعضا از منابع‌ غیرموثق‌ و صرفا براساس‌ شنیده‌ ها و گفته‌ ها بوده‌ است و خود نیز به‌ صحت انها اطمینان کامل‌ نداشته‌ ام‌ ذکر کرده‌ و سبب شده‌ ام‌ برخی‌ از انها در منابع‌ خبری‌ درج‌ شود اگر چه‌ شرافتمندانه‌ باید ذکر کنم‌ که‌ همه‌ نیت من افزودن بر گرمی‌ و نشاط و شورعمومی‌ و افزایش‌ مشارمت ملی‌ در انتخابات بوده‌ است اما این هدف ارزشمند به‌ من اجازه‌ نمی‌ داده‌ است که‌ سخنان و گفتار ناحق‌ و ناراستی‌ را دستمایه‌ اهداف سیاسی‌ و تبلیغاتی‌ خود کنم‌ اقرار می‌ کنم‌ که‌ برخی‌ نقل‌ قول‌ های‌ من ناصواب بوده‌ است و بعضا زحمات خادمان کشور را زیر سوال‌ برده‌ و حقوقی‌ را از کسانی‌ ضایع‌ کرده‌ است و احیانا بر توهمات و توقعات و انتظارات دامن زده‌ است این جفا از نظر من اخلاقی‌ نبوده‌ است و من خود را در این میان از پایبندی‌ به‌ اخلاق‌ سیاسی‌ و سیاست اخلاقی‌ در فاصله‌ می‌بینم‌ خصوصا انکه‌ احتمال‌ می‌ دهم‌ ان روند تاثیری‌ بر خدشه‌ وارد شدن به‌ اعتماد عمومی‌ و امنیت و ارامش‌ جامعه‌ داشته‌ سهمی‌ حتی‌ اندک در حوادث پس‌ از انتخابات داشته‌ باشد.
به‌ همین خاطر اولا از پروردگار منان طلب امرزش‌ و استغفار می‌ کنم‌ ثانیا از همه‌ کسانی‌ که‌ حقی‌ از انان ضایع‌ کرده‌ ام‌ در اینجا به‌ اجمال‌ و بعدا که‌ فرصت یافتم‌ که‌ به‌ دقت جستجو کنم‌ تک تک رسما پوزش‌ می‌ خواهم‌ و از همه‌ شما دوستانم‌ که‌ به‌ حرف و سخن من اعتماد کردید و احیانا ناخواسته‌ بدون تحقیق‌ و بر مبنای‌ اعتماد صرف شریک در اشتباه‌ من شدید عذر می‌ خواهم‌ و امیدوارم‌ به‌ حرمت دوستی‌ هایمان از من درگذرید همین جا اجازه‌ می‌ خواهم‌ سخن با دوستان و عزیزان خصوصا جوانانی‌ که‌ خود را موج‌ سبز نامیده‌ اند بگویم‌ و امیدوارم‌ بر این سخن من دقت نظر داشته‌ باشند و از برادر کوچک خود ان را بپذیرند.
خاطرتان هست که‌ در ایام‌ انتخابات سرود سازمانی‌ یکی‌ از فرقه‌ های‌ ضد انقلاب توسط بخش‌ هایی‌ از ستاد اقای‌ موسوی‌ برگزیده‌ شده‌ و بر روی‌ ان نماهنگ انتخاباتی‌ ساخته‌ شدو البته‌ همان موقع‌ من و بسیاری‌ دیگری‌ از دوستان مخالف انتخاب این سرود بودیم‌ در انجا وعده‌ می‌ داد که‌ تفنگ و گل‌ و گندم‌ داره‌ میاره‌ من می‌ خواهم‌ برادرانه‌ عرص‌ کنم‌ اگر این موج‌ سبز بر مدار شخص‌ محوری‌ مدعاهای‌ بزرگ و بی‌ پشتوانه‌ توهم‌ و استغنا و تحمیل‌ هزینه‌ بر مردم‌ و نظام‌ در عمل‌ به‌ رویارویی‌ با نظام‌ برامده‌ از انقلاب اسلامی‌ سوق‌ یابد و از ان ناگوارتر مطمع‌ نظر و مورد طمع‌ بیگانگان قرار گیرد یقین بدانید از گل‌ و گندم‌ در ان خبری‌ نخواهد بود و خدا نکند که‌ منجر به‌ اوردن تفنگ تنها شود که‌ در ان صورت نه‌ فقط از باد سبز بهار رونق‌ و پیشرفت و شکوفایی‌ این اب و خاک خبری‌ نخواهد بود بلکه‌ باد سموم‌ خشونت و خونریزی‌ همه‌ را با خود خواهد برد.
مسلما بیگانگان نمی‌ خواهند بهار سبز امید در دشت های‌ دوست داشتنی‌ این مرز پرگهر بوزدنگاه‌ کنید به‌ شرق‌ ایران عزیز هفت سال‌ است که‌ از سینه‌ ماورا؟ النهر باد سبز بهار بر ویرانه‌ های‌ بدخشان و پنج‌ شیر و قندهار و کابل‌ و هلمند و ارزگان نوزیده‌ است و هر روز از جای‌ پای‌ جنگ جویان بیگانه‌ و خشونت طلبان و ستیزه‌ جویان غبار اغشته‌ به‌ خون مردان و زنان افغان برمی‌ خیزد و به‌ غرب این مرز و بوم‌ بنگرید که‌ شش‌ سال‌ است که‌ از بین النهرین نوید فروردین و خرمی‌ و سرسبزی‌ بر انبار و موصل‌ و بصره‌ و بغداد و نجف و کربلا نرسیده‌ است و سوغات چکمه‌ پوشان امریکا و انگلیس‌ و بازماندگان دیکتاتور سابق‌ و ستیزه‌ جویان خشونت طلب جز کشتار دسته‌ دسته‌ مردم‌ بی‌ گناه‌ و بی‌ دفاع‌ عراق‌ چیز دیگری‌ نبوده‌ است.
به‌ قول‌ استاد اواز ایران اقای‌ محمد نوری‌ ما چه‌ سفرها کرده‌ ایم‌ و چه‌ خطرها کرده‌ ایم‌ که‌ این ملک ایران شود و همه‌ می‌ دانیم‌ و باور داریم‌ که‌ دریغ‌ است ایران که‌ ویران شود کنام‌ پلگان و شیران شود و در پایان چند کلامی‌ هم‌ به‌ محضر مقام‌ معظم‌ رهبری‌ عرضه‌ می‌ دارم.‌
محضر عالی‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌
حضرت آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ دام‌ عزه‌
عرص‌ ارادت و سلام‌ خالصانه‌ این سرباز کوچکتان را بپذیرید اگر چه‌ به‌ قول‌ حافظ علیه‌ الرحمه‌ من که‌ باشم‌ که‌ بر ان خاطر عاطر گذرم‌ اما چون به‌ حافظه‌ مهربان و دوست پرورتان اعتقاد دارم‌ عرص‌ می‌ کنم‌ که‌ من همان سعید شریعتی‌ خودتان هستم‌ که‌ دور یا نزدیک می‌ دانید ارادت و علاقه‌ مندی‌ ثبت و ضبط شده‌ من به‌ خودتان را در این مجال‌ کوتاه‌ فرصت بیان همه‌ انچه‌ در دل‌ دارم‌ برایتان نیست و جسارت تصدیع‌ ندارم‌ ان شا؟ الله‌ روزی‌ فرصت دست دهد تا تفصیل‌ انچه‌ باید بگویم‌ قلمی‌ کنم‌ غرص‌ اینجا بیش‌ از یک عرص‌ ارادات و عذر تقصیر نیست.
همه‌ دوستان و خانواده‌ و نزدیکان من می‌ دانند که‌ حضرتعالی‌ نه‌ فقط به‌ لحاظ حقوقی‌ رهبر نظام‌ مورد علاقه‌ و اعتقاد من و از نظر شرعی‌ حجت و مرجع‌ امور دینی‌ من هستید بلکه‌ همگان از جایگاه‌ شما در میان دل‌ و علاقه‌ و احترام‌ شخصیم‌ به‌ شما خبر دارند همواره‌ کوشیده‌ ام‌ که‌ این احترام‌ و اعتقاد را اظهار و بر ان مباهات کنم‌ و حتی‌ اگر در کوران مباحث سیاسی‌ ابهامات و انتقاداتی‌ نسبت به‌ مواضع‌ سیاسی‌ حضرتعالی‌ داشته‌ ام‌ یا از بیان ان صرف نظر نموده‌ و یا با مراعات شان مرید و مرادی‌ در نهایت ادب و احترام‌ ان را بیان نمایم‌ اما انکار نمی‌ کنم‌ که‌ بر حسب هیجان و تلاطم‌ و توفنده‌ بودن رودخانه‌ سیاست در ایران ممکن است پاروزنی‌ ناشی‌ چون من هرازگاهی‌ ناشیانه‌ پارویی‌ به‌ خطا زده‌ باشم‌ و جانب حرمت از کف فرو نهاده‌ باشم‌ این بماند می‌ دانم‌ که‌ جنابعالی‌ از پیامدهای‌ تلخ‌ انتخابات حقیقتا شیرین 22 خرداد تا چه‌ حد ازرده‌ خاطر رنجدیده‌ و دغدغه‌ مندید انگاه‌ که‌ شنیدم‌ شما عده‌ ای‌ را در این امتحان مردود اعلام‌ کردید به‌ یاد روایت ابن اعثم‌ کوفی‌ در الفتوح‌ از ماجرای‌ صلح‌ امام‌ حسنغ‌ افتادم‌ که‌ پس‌ از پذیرش‌ ان صلح‌ نامه‌ عده‌ ای‌ از یاران زبده‌ و اصحاب امام‌ مجتبی‌غ‌ که‌ حتی‌ در برخی‌ اسناد حضرت حسین بن علی‌ غ‌هم‌ در میان انان ذکر شده‌ به‌ این تصمیم‌ معترص‌ شده‌ و به‌ سوی‌ خیمه‌ امام‌ رفتند.
حال‌ یا حجربن عدی‌ یا جابرابن عبدالله‌ انصاری‌ پرده‌ خیمه‌ را بالا زد و به‌ طعنه‌ و خشم‌ و اعتراص‌ عرص‌ کرد السلام‌ علیک یا مذل‌ المومنین و اصحاب هر یک با لحنی‌ تند مراتب اعتراص‌ خود را بیان داشتند اما کریم‌ اهل‌ بیت کریمانه‌ بر انان نگریست و با مدارا انان را به‌ مصالح‌ و منافع‌ و شرایط و محذورات پذیرش‌ صلح‌ نامه‌ رهنمون شد و اسباب شرمساری‌ و عذرخواهی‌ ان مردان بزرگ تاص‌ مصلحت نظام‌ را شامل‌ می‌ شود و راویان صادق‌ ان یاران همراه‌ و شاگردان ممتاز ان امام‌ عزیز و اولی‌ بر همه‌ انان حضرتعالی‌ می‌ باشید من بر این دیدگاه‌ مانا هستم‌ و رشد و پویایی‌ و تعالی‌ و پیشرفت و انسجام‌ و اتحاد میهن اسلامی‌ و ایران عزیز در گرو استقرار این نظام‌ می‌ دانم‌ و هیچ جایگزین مشروع‌ و کارامدی‌ را تاکنون برای‌ این نظام‌ و برای‌ جامعه‌ ایران نیافته‌ ام‌ این هم‌ بماند.
اگاهید که‌ در سنت قدیم‌ لشگریان هر گاه‌ سردار و سربازی‌ مرتکب خطا و اشتباه‌ می‌ شد در سینی‌ ای‌ یک جلد قران کریم‌ و یک دشنه‌ می‌ گذاشت و برای‌ عذر تقصیر به‌ پیشگاه‌ امیرلشکر می‌ رفت معنی‌ این سنت هم‌ ان بود که‌ یا از من به‌ کلام‌ الله‌ مجید در گذر و یا با این دشنه‌ مرا عقوبت کن من هم‌ تلمیحا و تمثیلا در این نوشته‌ همان سنت را پیشه‌ می‌ کنم‌ ابتدا ایه‌ کریمه‌ فبما رحمه‌ من الله‌ لنت لهم‌ و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک را خدمتتان عرضه‌ می‌ دارم‌ و در کنار ان پرچم‌ سه‌ رنگ همیشه‌ جاوید جمهوری‌ اسلامی‌ منقش‌ به‌ نشان مبارک الله‌ و شمشیری‌ که‌ در ان نشان است را به‌ عوص‌ ان دشنه‌ خواهی‌ درگذر و خواهی‌ عقوبت کن والامر الیکم‌ تا زمیخانه‌ و می‌ نام‌ و نشان خواهد بود سر ما خاک ره‌ پیر مغان خواهد بود.
حلقه‌ زلف بتان از ازلم‌ در گوش‌ است بر همانیم‌ که‌ بودیم‌ و همان خواهد بود.
پاینده‌ باد جمهوری‌ اسلامی‌ ایران
27 مرداد 1388
سعید شریعتی‌