تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۱۰۷۰۲۷

موسی حسینی راوندی
1- دموکراسی، آزادی بیان، آزادی عقیده، مبارزه با تروریسم، عقاید و باورهای دینی و دیگر مفاهیم سیاسی و اجتماعی، گاه در مقام عمل به عکس خود تبدیل می‌شوند.
اینگونه است که در دنیای امروز حکومت‌های دیکتاتوری و شبه دیکتاتوری هم ادعای دموکرات بودن دارند و کشورها و حکومت‌هایی که به کشتار مردم بی‌گناه مبادرت می‌ورزند و شکنجه‌های قرون وسطایی را در دستور کار خود قرار می‌دهند، ادعای مبارزه با تروریسم می‌کنند!
در چنین روزگاری آزادی، مترادف هرج و مرج و عنان گسیختگی می‌شود، آن‌گونه که با ذات و آثار آزادی مغایرت می‌یابد. بر این اساس عجیب نیست اگر گاه‌گداری عکس‌ها و تصاویر دلخراشی از شکنجه زندانیان ابوغریب پخش شود و یا کشورهای اروپایی که خود را مهد آزادی بیان و عقیده می‌خوانند با اقداماتی چون چاپ کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام، در لوای آزادی بیان، عقاید و مقدسات بیش از یک میلیارد مسلمان در جهان را به سخره گیرند.
در مقام عمل، آزادی بیان معادل توهین به عقیده دیگران و بالاتر از آن افترا و نادیده گرفتن بدیهی‌ترین اصول اعتقادی و اخلاقی می‌شود.
2- توهین به ساحت مقدس پیامبر رحمت اسلام، موجی از اعتراضات مردمی و به حق مسلمانان را در سراسر جهان برانگیخته است. مردم کشور ما نیز با تاخیری قابل تأمل - همچون موارد مشابه - پس از نشر اخبار مربوط به اعتراضات مسلمانان دیگر نقاط جهان، اعتراضات خود را در قالب «راهپیمایی پس از نماز جمعه» و یا «تجمع در برابر سفارت‌خانه‌های کشورهای اروپایی» از جمله آلمان، دانمارک، اتریش، فرانسه و ... ابراز داشته‌اند.
مسأله‌ای که در اینجا قابل تامل به نظر می‌رسد چگونگی مواجهه با آتشی است که برخی کشورهای اروپایی به پا کرده‌اند. حمله به سفارت‌خانه‌های کشورهای اروپایی و به آتش کشیدن و آسیب رساندن به برخی از آنها و نیز ورود غیر قانونی به برخی دیگر از سفارت‌خانه‌ها از جمله عکس‌العمل‌ها و اقداماتی بوده است که از سوی معترضین صورت گرفته است و در نمونه آخر چنین اعتراضاتی نیز شاهد پوشاندن پرچم کشورهای اروپایی به تن حیوانات و به راه انداختن آنها در خیابان‌ها بوده‌ایم.
عکس‌العمل‌هایی که تا به امروز بازتاب‌های فراوانی در محافل خبری و سیاسی داخلی و خارجی داشته است و نمونه آخرین این اعتراضات، واکنش منفی فعالان سیاسی دو جناح عمده داخلی کشور را نیز به همراه داشته است.
در دین مقدس اسلام که توهین به پیامبر آن، یکپارچگی و وحدت بی‌نظیر مسلمانان سراسر جهان را به دنبال داشته است، توهین و تمسخر در هر جایگاه و موقعیتی امری مذموم محسوب می‌شود.
باید پرسید توهین به پرچم کشورها در کدام چارچوب قابل قبول است. توهین به پرچم کشورها بیش از این که پیامی به سیاست‌مداران آنها باشد، حاوی نوعی نادیده انگاشتن هویت ملی مردم آن کشور است، به گونه‌ای که می‌تواند بدون هیچ سوء تبلیغی، احساسات آنها را علیه ما برانگیزد. در کجای دنیا سراغ دارید مردمی را که به دلیل نارضایتی از حکومت‌مردان خود، پرچم خود را به آتش بکشند و یا به هر نحو دیگری به آن توهین کنند؟!
مسلما پاسخ این سوال منفی است. چه این که پرچم‌ها بیش از این که هویت حکومتی داشته باشند، دارای هویت ملی هستند و تقدس پرچم برای مردم ملل مختلف از این منظر است. پوشاندن پرچم کشورها بر تن حیوانات و یا بی‌احترامی به آن به هر صورت دیگری، با کدام معیار منطقی، سیاسی، عرفی و یا مذهبی سازگار است؟! آیا جز این نیست که باورهای دینی و پایبندی به آنها را باید در بزنگاه «عمل» سنجید؟!
در جنگ صفین، آن هنگام که سپاهیان امیرالمومنین (ع) در واکنش به دشنام‌های سپاهیان معاویه دست به اقدامی مشابه می‌زنند، با واکنش صریح علی (ع) مواجه و از این عمل منع می‌شوند. این رویکرد امیرالمومنین، علی (ع) مفهومی روشن را در بطن خود به همراه دارد؛ تمایز چهره حقیقی اسلام از بدل‌های دروغین، در بزنگاه عمل.
3- باید مراقب بود شروع دیر هنگام و «انفجاری» اعتراض به توهین به پیامبر اسلام در کشورمان با پایانی «انتحاری» همراه نباشد. یادمان نرود که آنچه ما به آن اعتراض داریم توهین به اسلام در قالب ترسیم چهره‌ای خشونت‌طلب از آن است.