«آرییل شارون» نخستوزیر رژیم صهیونیستی که پزشکان بیمارستان «هداسا» در قدس اشغال شده در تلاش برای نجات جانش از چنگال مرگ بودند را میتوان کشتی به گل نشسته اسراییل خواند که قصد داشت اسراییلیها را در دریای متلاطم خاورمیانه و فلسطین به ساحل امنیت برساند.
شارون در ابتدای قرن بیست و یکم میلادی هنگامی که زمام پست نخست وزیری رژیم اشغالگر قدس را به دست گرفت به اسراییلیها وعده داد ظرف 100 روز آتش «انتفاضه مسجدالاقصی» را خاموش، عملیات شهادتطلبانه را متوقف و امنیت آنان را تامین کند.
به گزارش ایرنا شارون نه تنها در 100 روز که ظرف پنج سال گذشته هم نتوانست قیام ملت فلسطین و عملیات شهادتطلبانه مبارزان این ملت را متوقف کند و تازهترین این عملیات هشتم دی ماه جاری در طولکرم در کرانه باختری روی داد که یک افسر اسراییلی به هلاکت رسید.
تنها در سال 2005 میلادی مبارزان فلسطینی 9 عملیات شهادتطلبانه انجام دادند، 31 صهیونیست را به قتل رساندند و صدها تن از آنان را مجروح کردند.
این عملیات در واکنش به دستورهای امثال شارون صورت گرفت که بارها فرمان کشتن، مجروح و آواره کردن و به اسارت گرفتن فلسطینیان را به ارتش اسراییل صادر کرد.
برای نمونه نیروهای رژیم اشغالگر قدس تنها در سال 2005 میلادی، به دستور شارون 230 فلسطینی را به شهادت رساندند که 65 نفر آنان در نتیجه عملیات ترور، شهید شدند.
مردم عرب فلسطین و دیگر کشورهای خاورمیانه بویژه لبنان، از شارون به دلیل جنایتها و کشتارهای وحشیانهای که مرتکب شده، خشمگین بوده و نفرت دارند.
نخستوزیر بیجان اسراییل در سال 1942 در جنایت و کشتار فلسطینیان ساکن شهرک «اللد» در سرزمین اشغال شده فلسطین شرکت کرد.
در آن سال صهیونیستها 426 فلسطینی را در داخل یکی از مساجد بزرگ شهرک یاد شده جمع و مسجد را بر روی سرشان خراب کردند.
شارون در سال 1948 جزو نیروهای ویژه سازمان ترسناک و نظامی «هاگانا» بود که 250 فلسطینی ساکن روستای «طنطوره» در فلسطین را قتلعام و شماری از مجرمان را زنده به گور کردند.
شارون همچنین در کشتار «قبیه» در سال 1953 دست داشت که در جریان آن 70 زن و کودک اردنی قربانی شدند.
یورش و تجاوز به لبنان در سالهای 1967 و 1982 یکی دیگر از جنایتهایی است که شارون در آن نقش داشت و جلوه زشت این تجاوزها، کشتار وحشیانه «صبرا و شاتیلا» در جنوب بیروت بود که در جریان آن هزاران فلسطینی و لبنانی جان باختند.
نقشآفرینی شارون در کشتار سال 2002 در «جنین» در کرانه باختری رود اردن که به شهادت و آوارگی صدها فلسطینی منجر شد واقعیتی است که هیچ کس نمیتواند آن را انکار کند.
از این رو طبیعی است که فلسطینیان در بیرون و درون میهنشان و نیز بیشتر شهروندان لبنانی از مرگ شارون استقبال و ابراز شادی کنند.
از هنگامی که رسانههای گروهی خبر سکته و مرگ مغزی شارون را پخش کردند پناهندگان فلسطینی ساکن اردوگاهها در لبنان خرسندی و شادمانی خود را از این خبر ابراز و آن را دنبال میکنند.
در اردوگاه صبرا و شاتیلا در جنوب شهر بیروت یک پیرزن در حالی که در کنار مزار شهیدان ایستاده و نام فرزندان خود را یکی پس از دیگری با گریه به زبان میآورد، میگوید: عذاب خداوند برای گرفتن انتقام از قاتل شما نازل و بعد از این همه سال، اندکی از آتش درون سینهام کاسته شده است. یک پناهنده فلسطینی به نام «سلیمان الشولی» میگوید: امروز شادی ملت و پناهندگان فلسطین توصیف شدنی نیست اما تا زمانی که شارون نمرده این شادی کامل نمیشود.
او خاطرنشان میکند: کسی که به حیات و زندگی دیگران احترام نمیگذارد، نمیتواند انتظار داشته باشد که دیگران به او احترام بگذارند و از مرگش خوشحال نشوند.
کشتی اسراییل به گل نشسته است و سیاستمداران، تحلیلگران و کارشناسان در تلاش برای مشاهده صحنه فلسطین اشغالی بعد از اعلام مرگ شارون و پایان آیین تدفین او هستند که روز یکشنبه آینده تعیین شده است.
در حالی که برخی سردمداران رژیم اشغالگر قدس سرگرم زمینهسازی برای مراسم رسمی تشییع جنازه شارون هستند برخی دیگر در تلاشند از خلاء و فرصت به دست آمده برای تصاحب میراث حزبی به جای مانده از او، استفاده کنند.
هر چند «ایهود اولمرت» معاون نخستوزیر رژیم صهیونیستی برای مدت 100 روز سرپرستی کابینه این رژیم را بر عهده گرفته اما آینده این کابینه، مساله برگزاری انتخابات مجلس اسراییل «کنست» و تعیین کابینه و نخستوزیر جدید در پرده ابهام است. قرار است این انتخابات برای تعیین 120 نماینده مجلس و سپس تشکیل کابینه، هشتم فروردین 1385 خورشیدی برگزار شود. همچنین اختلاف و درگیری سیاسی میان وارثان شارون در حزب تازه تاسیس کادیما یا «پیشرو» بروز کرده است و او آذر ماه گذشته پس از استعفا از حرب لیکود، موجودیت حزب جدیدش را اعلام کرد و امیدوار بود در انتخابات آینده بیشتر کرسیها را به دست آورد.
شماری از شخصیتهای دو حزب اصلی رژیم صهیونیستی یعنی لیکود و کار به حزب پیشرو به رهبری شارون پیوستند اما پیشبینی میشود آتش درگیری میان آنان ظرف روزها و ماههای آینده افزایش یابد و این امر به سود دو حزب رقیب برای تصاحب کرسیهای بیشتری از «کنست» تمام خواهد شد.
مرگ شارون افزون بر افزایش تنش و درگیری داخل حزب کادیما، رهبران احزاب کار و لیکود را تشویق خواهد کرد تا تلاشهای دامنهداری را برای بازگرداندن شخصیتهایی که از دست دادهاند و به حزب کادیما پیوستهاند، آغاز کنند.
در سطح فلسطین و درگیری اعراب و صهیونیستها، مرگ شارون به معنای پایان سیاست او در قبال حکومت خودگردان و به رسمیت نشناختن یک شریک فلسطینی در مذاکرات به اصطلاح صلح خاورمیانه بر اساس آنچه اسراییل میگفت، خواهد بود.
شارون در تصمیمهایش در ارتباط با وضعیت فلسطین و فلسطینیان، حکومت خودگردان را به حساب نمیآورد و برای مثال در اجرای طرح عقبنشینی از باریکه غزه به شکل یکطرفه یا یکجانبه عمل کرد، توصیههای حکومت یاد شده را نادیده گرفت و با آن هماهنگی نکرد.
بر خلاف پیشبینی آمریکا و برخی دولتهای غربی که مرگ شارون باعث از بین رفتن روند صلح خاورمیانه خواهد شد، برخی کارشناسان معتقدند که خروج او از صحنه ممکن است این روند را - صرف نظر از گرفتن موضع منفی یا مثبت در قبال آن - فعال کند.
یک دلیل آن این است که شارون همواره روند صلح خاورمیانه را به بنبست میکشاند تا سیاست خود را به صورت یکجانبه و از طریق افزایش سطح کشتار، خشونت و ترور رهبران و مبارزان فلسطینی، به طرف مقابل تحمیل کند.
به عنوان مثال با آنکه یک کمیته متشکل از نمایندگان سازمان ملل، اتحادیه اروپا، روسیه و آمریکا ناظر بر اجرای طرح «نقشه راه» بودند و شارون این طرح را پذیرفته بود اما با ترفند و مانع تراشی اجازه نداد بندهای نقشه راه اجرا شود.
مطابق این نقشه قرار بود کشور مستقل فلسطین تا پایان سال 2005 میلادی تشکیل شود اما این گونه نشد.