تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۴:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۱۰۹۰۹۷

من از محضر ریاست محترم‌ دادگاه‌ و همه‌ حضار عزیز همکاران سابق‌ خودم‌ خبرنگارانی‌ که‌ در این جمع‌ حضور دارند بنده‌ عرایضی‌ که‌ خدمت عزیزان مطرح‌ می‌ کنم‌ در سه‌ فصل‌ خلاصه‌ می‌ شود:
اول‌ یک مقدمه‌ ای‌ به‌ موضوع‌ است که‌ بیشتر به‌ من خود من برمی‌ گردد و بعد در مقام‌ یک اسیب شناسی‌ نسبت به‌ بخش‌ فرمایشاتی‌ که‌ معاون محترم‌ دادستان در خصوص‌ چهره‌ های‌ صاحب نامی‌ که‌ در این کشور در گذشته‌ فعالیت می‌ کردند و اینها در یک مسیری‌ افتادند که‌ دچار مشکلاتی‌ برای‌ نظام‌ و کشور شدند به‌ ان اسیب شناسی‌ می‌ پردازم‌ و در پایان هم‌ بحث انتخابات را هم‌ که‌ اقای‌ ابطحی‌ مطرح‌ کردند بنده‌ هم‌ اشاراتی‌ به‌ ان خواهم‌ داشت.
در بحث مقدمه‌ عرایض خودم‌ که‌ به‌ خودم‌ مربوط می‌ شود دوستان رسانه‌ ای‌ من بنده‌ را خوب می‌ شناسند من در کشور به‌ عنوان یک چهره‌ رسانه‌ ای‌ مطرح‌ هستم‌ این اتفاق‌ هم‌ به‌ صورت ناخواسته‌ صورت گرفته‌ در سال‌ 1371 بنیانگذاری‌ روزنامه‌ همشهری‌ را داشتم‌ و تا سال‌ 82 و بین 82 تا 85 هم‌ همکاری‌ داشتم‌ در قضیه‌ انتشار روزنامه‌ شرق‌ که‌ جناب معاون دادستان هم‌ به‌ حق‌ درست اشاره‌ کردند که‌ در ان مقطعی‌ که‌ من در روزنامه‌ شرق‌ فعالیت می‌کردم‌ بعضا مقالاتی‌ از اقای‌ عباس‌ میلانی‌ چاپ می‌ شد اما شاید تذکر این نکته‌ لازم‌ باشد که‌ من در ان رسانه‌ و در ان موقعیت که‌ حضور داشتم‌ نقش‌ ایجابی‌ نداشتم‌ بیشتر نقشم‌ سلبی‌ بود به‌ این معنا که‌ نظارت داشتم‌ بر کنترل‌ مطالب و در تولید دخالتی‌ نداشتم.‌
عمده‌ دخالت ها در تولید متعلق‌ به‌ حوزه‌ سردبیری‌ و مدیر مسئولی‌ و من بیشتر یک نقش‌ کنترل‌ کننده‌ که‌ مطابق‌ با موازین قانون مطبوعات مطالبی‌ منتشر میشه‌ در رابطه‌ با صحبت مستوفایی‌ که‌ جناب اقای‌ ابطحی‌ فرمودند عرائظم‌ یک تفاوتی‌ دارد عرائظم‌ به‌ این خاطر که‌ شاید به‌ این گستردگی‌ که‌ در جزئیات ایشان قرار داشتند من هیچگاه‌ قرار نداشتم‌ لذا در جزئیات چندان توان صحبت کردن ندارم‌ علت اینکه‌ در جزئیات حضور نداشتم‌ ریشه‌ اش‌ به‌ این برمی‌ گردد که‌ عملا من از سالهای‌ 78 به‌ این سو نزدیک 10 سال‌ یازده‌ سال‌ پیش‌ به‌ این طرف نسبت به‌ انچه‌ که‌ در حوزه‌ جریان اصلاحی‌ در کشور می‌ گذشت و می‌ گذرد دچار نوعی‌ تردید و نگاه‌ نگران کننده‌ ای‌ بوده‌ ام‌ ریشه‌ این داستان هم‌ به‌ این برمی‌ گردد که‌ با عرص‌ پوزش‌ از همه‌ عزیزانی‌ که‌ ممکنه‌ عرص‌ بنده‌ و بیان بنده‌ تعریضی‌ به‌ انها باشد اینکه‌ در اغاز انتخابات مجلس‌ ششم‌ انچنان حجم‌ سنگین توهین و تخریب علیه‌ شخصیت محترم‌ نظام‌ جمهوری‌ جناب اقای‌ هاشمی‌ رفسنجانی‌ ریاست مجلس‌ خبرگان رهبری‌ و ریاست مجمع‌ تشخیص‌ مصلحت نظام‌ در این کشور اغاز شد و نزدیکترین شخصیت به‌ رهبری‌ و امام‌ هدف قرار گرفت و بنا به‌ قولی‌ در ان مقاطع‌ فکر کنم‌ از خود ایشان شنیدم‌ گفته‌ شد که‌ بیش‌ از سه‌ تا چهار هزار مقاله‌ و مطلب علیه‌ ایشان در ان مقطع‌ مطرح‌ شد.
حضور اکبر هاشمی‌ رفسنجانی‌ در ان سالها به‌ چه‌ منظور برای‌ انتخابات مجلس‌ بود براین اساس‌ بود که‌ تلقی‌ عمومی‌ نظام‌ و سیستم‌ حاکمیتی‌ کشور بر این قرار گرفته‌ بود که‌ مجلس‌ می‌ خواهد شکل‌ بگیرد که‌ نوعی‌ رویکرد تند و رادیکال‌ خواهد داشت و ممکن است به‌ سمت ایجاد یک نوع‌ بلوای‌ حقوقی‌ در کشور ایجاد بشه‌ همه‌ می‌ دانند مجلس‌ و پارلمان در ایران کلیدی‌ ترین نقطه‌ برای‌ اداره‌ کشور است نقطه‌ کانونی‌ است برای‌ تصویب مقررات و قوانین شاید اگر بگوییم‌ که‌ نظام‌ یک نظام‌ پارلمانتاریستیاست حرف خطایی‌ نگفتیم.‌
رئیس‌ جمهور تابع‌ مجلس‌ است مطابق‌ با قوانین مجلس‌ می‌ تواند حکومت بکند مجلس‌ می‌ تواند قدرت این را دارد که‌ عدم‌ کفایت رئیس‌ جمهور را بدهد مجلس‌ قدرتی‌ دارد که‌ می‌ تواند حتی‌ اگر مقاطعی‌ از مصوبات خودش‌ به‌ گونه‌ ای‌ باشد که‌ شورای‌ محترم‌ نگهبان به‌ عنوان یک نهاد ناظر اسلام‌ انها را مورد قبول‌ قرار ندهد می‌ تواند اصرار بکند بر موضع‌ خودش‌ و موضوع‌ بره‌ در سطح‌ مجمع‌ تشخیص‌ مصلحت و در ان جا تصمیم‌ گرفته‌ شد پارلمان بسیار نقطه‌ کلیدی‌ است من در ان مقاطع‌ که‌ خدمت اقای‌ هاشمی‌ رفسنجانی‌ بعضا می‌ رسیدم‌ خدمتشان گفتم‌ جناب هاشمی‌ وضعیت و فضای‌ رسانه‌ ای‌ بسیار علیه‌ شماست و شما به‌ شدت دارید تخریب می‌ شوید ایشان چندان ابتدا باور نداشتند نهایتا باور کردند.
نهایت حرفشان این بود که‌ فضایی‌ که‌ داره‌ در پارلمان کشور ایران می‌ خواد حاکم‌ بشه‌ فضای‌ نگران کننده‌ ای‌ است و بزرگان از این نقطه‌ تاکید دارند که‌ ما باید برویم‌ انجا و تعادل‌ ایجاد کنیم‌ کنترل‌ کنیم‌ این را از این بابت گفتم‌ که‌ از همان سالها تا به‌ امروز یک دغدغه‌ هایی‌ در وجود روحیه‌ شخصی‌ بنده‌ بوده‌ که‌ نوعی‌ انزواگرایی‌ را در حوزه‌ و خط اصلاحات داشتم‌ همه‌ دوستان من در حوزه‌ اصلاحات می‌ دانند که‌ در مقاطعی‌ که‌ کم‌ و بیش‌ در خدمتشان بودیم‌ نوعا سکوت داشتم‌ یا کمتر صحبت می‌ کردیم‌ یا بعضا نقد می‌ کردم‌ در حوادثی‌ که‌ سال‌ 78 به‌ یکی‌ از روزنامه‌ های‌ تند و رادیکال‌ در ان مقطع‌ داشتم‌ به‌ مسئولش‌ در ان مقطع‌ گفتم‌ عزیز بزرگور جناب حجاریان را عرص‌ می‌ کنم‌ این شیوه‌ ای‌ که‌ در صبح‌ امروز در پیش‌ گرفتید مسیر بسیار نگران کننده‌ ای‌ است برای‌ تعقیب سیاست های‌ رسانه‌ ای‌ خودتون فردا ممکنه‌ خدای‌ نکرده‌ به‌ مقدسات توهین بکنید کنترل‌ کنید و نهایتا با تدبیر قضایی‌ برخوردهای‌ سنگینی‌ صورت گرفت به‌ اعتبار اینکه‌ 7 8 10 سال‌ سابقه‌ رسانه‌ ای‌ داشتم‌ و مدتی‌ هم‌ در سال‌ 60 در کیهان مسئولیت داشتم‌ عضو شورای‌ سردبیری‌ بودم‌ مقاطعی‌ که‌ جناب اقای‌ خاتمی‌ در ان جا مسئولیت داشتند تصورم‌ این بود که‌ بدنه‌ رسانه‌ در کشور باید مطابق‌ با شرایط و منطبق‌ بر منویات که‌ مردم‌ مطالبه‌ می‌ کنند باید سطح‌ رفتار رسانه‌ ای‌ خودمان را توسعه‌ بدهیم‌ نگرانی‌ هایی‌ که‌ از طریق‌ رسانه‌ ها بر این کشور حاکم‌ شد وحشتناک بود.
من از سال‌ 85 عملا از حوزه‌ رسانه‌ خارج‌ بودم‌ بعد از توقیف شرق‌ و بیشتر یک گوشه‌ یک زندگی‌ شخصی‌ داشتم‌ و در مقطع‌ انتخابات هم‌ مختصری‌ در رابطه‌ با جناب اقای‌ خاتمی‌ فعالیتی‌ داشتیم‌ و در سه‌ استان دور افتاده‌ کرمان گرگان اراک هم‌ سه‌ تا سخنرانی‌ داشتم‌ برای‌ جناب اقای‌ موسوی‌ ان هم‌ در محیط های‌ بسته‌ که‌ طبعا در کیفر خواست شخصی‌ من قطعا خواهد امد از این بابت این رو تاکید داشتم‌ چون نمی‌ توانم‌ در جزئیات مثل‌ جناب اقای‌ ابطحی‌ وارد شوم‌ خواهشم‌ این است که‌ به‌ یک کلیتی‌ بپردازم‌ تحت عنوان اسیب شناسی‌ دوستان خودمان در جریان اصلاحات از این بابت عذر می‌ خواهم‌ اگر یک مقدار حرف من اکادمیک و انتزاعی‌ است.
همه‌ چیز ما از ان امام‌(ره) است امام‌(ره)‌ به‌ اعتماد و اتکاء قدرت الهی‌ خودش‌ انقلاب را پیروز کرد من در سال‌ 57 از زندان ازاد شدم‌ در حکومت شاه‌ دو بار دستگیر شدم‌ ذر سالهای‌ 54 و 56 سال‌ 57 که‌ ابتدای‌ فروردین ازاد شدم‌ هیچ احتمال‌ داده‌ نمی‌ شد که‌ در این کشور بعد از 7، 8، 10 سال‌ نظام‌ مستقر شاهنشاهی‌ سرنگون بشود تمام‌ قدرتی‌ که‌ در این کشور استقرار پیدا کرد به‌ اتکا مردم‌ و امام‌ (ره) بود امام‌زه‌ هم‌ مبتنی‌ بر مبانی‌ اعتقادی‌ و عارفانه‌ خودش‌ و یک حکیم‌ دانا و فقیه‌ کشور را به‌ فرجام‌ و سرانجام‌ اسلامی‌ خودش‌ رساند از مجموعه‌ فرمایشاتی‌ که‌ امام‌ دادند روی‌ سه‌ نکته‌ به‌ شدت تاکید میشه‌ اگر دوستان مراجعه‌ کنند یکی‌ مردم‌ مردمی‌ که‌ سخاوتمندانه‌ خودشان را به‌ امام‌ عرضه‌ کردند که‌ امام‌ بتواند نیات و منویات الهی‌ خودش‌ را متکی‌ بر گام‌ مردم‌ و رفتار مردم‌ و شهادت طلبی‌ مردم‌ ان را در این کشور و در این جغرافیای‌ ایران استقرار بدهد.
پیامد این داستان دو اصل‌ بزرگ را امام‌ به‌ صورت کاملا جدی‌ روش‌ تاکید دادند یک اصل‌ ولایت فقیه‌ و دو نظام‌ اسلامی‌ جناب اقای‌ ابطحی‌ اشاره‌ کرد امام‌ بارها و بارها در صحبت هایشان گفتند حفظ نظام‌ از اوجب واجبات است بلکه‌ یک نکته‌ صریح‌ تر گفتند حفظ نظام‌ از نماز هم‌ بالاتر است این جمله‌ هم‌ از جملات حضرت امام‌زه‌ است.
و در بحث ولایت فقیه‌ بارها و بارها در بحث سال‌ 58 اگر مراجعه‌ بشه‌ خواهید دیدکه‌ چقدر ایشان بر برپایی‌ خبرگان رهبری‌ و حفظ و صیانت از موضوعی‌ و مفهومی‌ به‌ نام‌ ولایت فقیه‌ ایشان تاکید داشتند و در این رابطه‌ حتی‌ صریح‌ دارند که‌ پشتیبان ولایت فقیه‌ باشید که‌ کشور اسیب نبیند ایا امامی‌ که‌ ما می‌ شناسیم‌ که‌ نفس‌ خودش‌ را کشته‌ بود زیر پا له‌ کرده‌ بود در برابر همه‌ مخاطرات جان خودش‌ را کف دست گذاشته‌ بود از سالهای‌ قبل‌ از 44 تا به‌ امروز ایا برای‌ خودش‌ سینه‌ می‌ زد می‌ خواست مبانی‌ خودش‌ رو محکم‌ بکند امام‌ زه‌ نیاز نداشت امام‌ که‌ با 40 میلیون استقبال‌ او را در 15 بهمن مردم‌ تا بهشت زهرا بردند و سخنرانی‌ کرد 9 میلیون او را بدرقه‌ کردند تا پیشگاه‌ خدا امام‌ (ره)‌ هیچ نیازی‌ نداشت که‌ از این منظر بخواهد خودش‌ را تاکید کند.
ضمن اینکه‌ به‌ برخی‌ از تصریحات دیگر امام‌ توجه‌ بکنید در همان نامه‌ معروفی‌ که‌ به‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ که‌ در ان مقطع‌ رئیس‌ جمهور بودند موضوعی‌ به‌ نام‌ ولایت فقیه‌ را جزئی‌ از شعبه‌ ولایت رسول‌ خدا فرص‌ کرده‌ بودند و پیامد ان ولایت رسول‌ خدا (ص)‌ عبارتست از تداوم‌ عصمت و ولایت خداوندی‌ در واقع‌ یک موضوع‌ بسیار قوی‌ را امام‌ (ره) مطرح‌ می‌کند و ان را به‌ عنوان یک اصل‌ جاودانه‌ از خودش‌ یادگار می‌ گذارد و ان اینکه‌ کشور ما را ترک کرد در ان وصیت نامه‌ معروف خودش‌ سخن از چی‌ گفت گفت: با قلبی‌ ارام‌ می‌ روم‌ اعتقادش‌ این بود که‌ این اصل‌ جاوید را در این کشور پایه‌ گذاشته‌ و رفته‌ و ادامه‌ پیدا خواهد کرد اگر تلقی‌ امام‌ این بود که‌ بعد از خودشان این متوقف بشه‌ یا مثلا نهایتا در سالهای‌ بعد این داستان متوقف بشه‌ این ارزشی‌ نداشت مهم‌ این است که‌ این جریانی‌ که‌ 1400 سال‌ توقف داشتیم‌ بعد از حکومت علی‌ بن ابیطالب(ع) این داره‌ به‌ جریان می‌ افته‌ الفقها امناء الرسل‌ در این رابطه‌ نکته‌ ای‌ که‌ جناب ابطحی‌ گفت به‌ غایت درست بود نکته‌ اش‌ این بود که‌ شجاعت دو نیم‌ است بخشی‌ از ان در برابر یک قدرت حاکم‌ و جائر سخن بگه‌ و یک بخش‌ از شجاعت هم‌ شکست خود انسان است و این که‌ انسان به‌ گذشته‌ خطای‌ خودش‌ اعتراف بکنه‌ من در این نقطه‌ ایستاده‌ام‌ که‌ خودم‌ را به‌ مدت 10 سال‌ گذشته‌ سرزنش‌ بکنم‌ به‌ این معنا که‌ در جزئیاتی‌ دخالت داشتم‌ کیفرخواست وضعش‌ را روشن خواهد کرد.
به‌ عنوان اصل‌ کلی‌ تر که‌ چرا سکوت کردی‌ که‌ جزو نخبگان این جامعه‌ هستیم‌ در برابر بسیاری‌ از گفتن‌ها و بسیاری‌ از نگفتن‌ها مسئولیم‌ بردانشمندان و اگاهان است که‌ اگر بدعتی‌ در جامعه‌ اتفاق‌ بیفتد علم‌ خودشان را اعلام‌ بکنند این اظهار علم‌ و اگاهی‌ می‌ تواند در برابر بسیاری‌ از مشکلات و مصیبت هایی‌ که‌ پیش‌ می‌ اید جلوگیری‌ کند گفته‌ شد بعضی‌ از بزرگان این کشور که‌ حرمتشان بر همه‌ ما واجبه‌ اگر در این بحران ها یک رفتار مدافعانه‌ای‌ برای‌ نظام‌ می‌گرفتند بسیاری‌ از این اسیب‌ها کمتر بود برادر بزرگوار جناب اقای‌ محبتی‌ گزارشی‌ که‌ شما مطرح‌ می‌کنید بخش‌ اخرش‌ که‌ مسیر انبوه‌ و سیاه‌ کشورهایی‌ که‌ می‌آیند تخریب هایی‌ را به‌ وجود می‌ اورند انها باید کنترل‌ بشوند اما در بخشی‌ که‌ بخشی‌ از نخبگان درگیر این داستانها شدند به‌ صورت کاملا ویژه‌ و استراتژیک به‌ ان نگاه‌ بشه‌ ما از جهاتی‌ باید بپذیریم‌ که‌ این اتفاق‌ که‌ صورت گرفته‌ در درون نظام‌ است پیامی‌ که‌ به‌ بدخواهان و دشمنان می‌توانیم‌ بدهیم‌ جناب ریاست دادگاه‌ این است که‌ کورخوانده‌اید تصور نکنید که‌ اتکای‌ برخی‌ از زمینه‌هایی‌ که‌ در حوزه‌ براندازی‌ نرم‌ به‌ ان اشاره‌ شد می‌توانند استفاده‌ کنند عطریانفری‌ که‌ خودش‌ را برای‌ همیشه‌ لت و پار می‌کند و می‌خواهد زندگی‌ جدیدی‌ را تعریف کند ابطحی‌ بهزادنبوی‌ امین زاده‌ همه‌ این بروبچه‌ هایی‌ که‌ اینجا نشستند که‌ امدند و بگند ما جزو نظامیم‌ می‌دانند شفقت و مهربانی‌ نظام‌ طوری‌ است که‌ فقط رویکرد قضائیش‌ برای‌ اصلاح‌ نه‌ برای‌ تادیب صرف این نکته‌ نکته‌ ای‌ است بسیار کلیدی‌ جناب دادستان معاون دادستان عزیز در نگاهتان به‌ کیفرخواست باید مورد توجه‌ قرار دهید و می‌ دانم‌ که‌ توجه‌ می‌کنید در این رابطه‌ امدیم‌ چی‌ را ثابت کنیم‌ امدیم‌ افتخار بکنیم‌ من متهم‌ امروز ادعا می‌کنم‌ عضو نظامم‌ و امدم‌ خود را بشکنم‌ که‌ بگم‌ می‌خواهم‌ از نظام‌ دفاع‌ بکنم‌.
در این مسیر امام‌ (ره)‌ دو ثقل‌ بزرگ اصغر و اکبر را تعریف کرد در وصیت‌نامه‌ اش‌ و گفت: پیامر خدا (ص‌) چنین کرد او هم‌ چنان کرد ثقل‌ اکبر و اصغرش‌ مضمون ولایت فقیه‌ بود به‌ نام‌ ثقل‌ اکبر و مضمون ثقل‌ اکبر شخص‌ ولی‌ فقیه‌ بود امام ‌(ره) امد چه‌ کند بگوید این را باید ادامه‌ دهیم‌ سال‌ 68 شد و امام‌ (ره) رحلت کرد با بزرگواری‌ و کرامتی‌ که‌ رهبری‌ پذیرفت که‌ رهبری‌ اسلام‌ را بپذیرد خبر دارم‌ مطلعم‌ ایشان مقاومت داشت زیرا بحث شورای‌ رهبری‌ و بحث های‌ دیگر بود علی‌ رغم‌ این بزرگواری‌ کرد و اقدام‌ شایسته‌ ای‌ که‌ خبرگان رهبری‌ کردند در کمتر از 24 ساعت موضوعی‌ به‌ نام‌ خلا رهبری‌ را مرتفع‌ کردند ایشان در جایگاه‌ رهبری‌ و امامت مسلمین ایستاد و دامن خود و دست خود را باز کرد همه‌ احکامی‌ که‌ امام‌ (ره) به‌ نمایندگان خودشان دادند ایشان مجددا تنفیذ کردند.
تاکید ایشان بر این بود که‌ بر منویات امام‌زه‌ بایستیم‌ اتحاد کلمه‌ و وحدت کلمه‌ نکته‌ ای‌ بود که‌ معمولا مورد تذکر ایشان بود وی‌ گفت از سال‌ 68 ما راه‌ را ادامه‌ دادیم‌ چه‌ اتفاقی‌ افتاد دوستان برادران متهمی‌ که‌ مثل‌ من در این جمع‌ قرار گرفته‌ اید و فرصت نکردیم‌ در گذشته‌ با هم‌ سخن بگوییم‌ نمی‌ خواهم‌ تقریبی‌ به‌ لحاظ تاریخی‌ بیاورم‌ ولی‌ فراموش‌ نکنیم‌ بعد از رحلت پیامبر ص‌ که‌ علی‌ ابن ابی‌ طالب (ع)‌ می‌ خواست به‌ قدرت برسد چه‌ کردند و چه‌ کردند و چه‌ کردند یا بعد از اینکه‌ نگذاشتند بیست و چند سالی‌ توانست حکومت 5 اله‌ خود را تشکیل‌ دهد مگر نبود تشخص‌ طلبی‌ برخی‌ کسانی‌ که‌ دوش‌ به‌ دوش‌ فرشتگان الهی‌ در بدر و احد در کنار پیامبر جنگیدند ادعا و تمنایی‌ کردند برای‌ حکومت وی‌ افزود مگر طلحه‌ و زبیر نبودند ابن عباس‌ در تاریخ‌ است که‌ مراجعه‌ می‌ کند که‌ ملاقاتی‌ با طلحه‌ وزبیر داشته‌ باشد علی‌ ابن ابی‌ طالبزه‌ راجع‌ به‌ طلحه‌ او را باز می‌ دارد و می‌ گوید اگر او را ملاقات کنی‌ مثل‌ یک گاو پیچ در پیچی‌ که‌ چنین می‌ کند ولی‌ زبیر را ملاقات کن و به‌ او بگو چه‌ شد مارا در کنار پیامبرص‌ به‌ رسمیت شناختی‌ در حجاز ولی‌ در عراق‌ که‌ پایگاه‌ حکومت است در حوزه‌ حاکمیت ما را نباید بپذیری‌ دارد جذبش‌ می‌کند.
عطریانفر در ادامه‌ دفاعیات خود گفت: نمی‌خوام‌ نسبت فساد به‌ خودمون بدیم‌ ولی‌ برخی‌ اوقات ما تنبه‌ برانگیزه‌ و اذا قیل‌ لهم‌ امنوا کما امن الناس‌ قالوا امنا کما امن السفها الا انهم‌ هم‌ السفهاء و لکن لایعلمون برخی‌ وقت‌ها این فسادها را به‌ خودمون ببینیم‌ در یک گفته‌ به‌ دوستان عرص‌ کردم‌ سرکرده‌ منافقین رجوی‌ همان ابتدایی‌ که‌ انقلاب شد خدمت امام‌زه‌ رفته‌ بود من صدای‌ ان را شنیدم‌ که‌ شما رهبر مجاهد و چنین و چنان زیر سایه‌ شما و ما در خدمتیم‌ و می‌ خواهیم‌ کار کنیم‌ فرصتی‌ باشد امام‌ زه‌ گفت بروید و بپیوندید به‌ دریای‌ ملت تشخص‌ طلبی‌ را درجا شکست اجازه‌ بدهید من با صدای‌ بلند اعلام‌ کنم‌ ما که‌ نامی‌ به‌ نام‌ اصلاحات داشتیم‌ و شاید من به‌ دلیل‌ اینکه‌ یک سابقه‌ ذهنی‌ 10 ساله‌ خلجانات ذهنی‌ داشتیم‌ صمیمانه‌ عرض‌ می‌ کنم‌ دوستان بیاییم‌ یکبار دیگه‌ نگاه‌ کنیم‌ به‌ خودمان گذشته‌ خودمان را مرور کنیم.
‌برگردیم‌ ما متعلق‌ به‌ این نظامیم‌ هیچ رهبری‌ خوششان نمی‌آید که‌ ما دفع‌ بشیم‌ من مطمئنم‌ هیچ نظام‌ دوست نداره‌ که‌ ما بریم‌ یکی‌ از دوستان بازجو به‌ من می‌ گفت که‌ خیلی‌ جمله‌ قشنگی‌ بود گفتش‌ شما مثلتون مثل‌ پیستونهای‌ نظامه‌ ولی‌ برخی‌ اوقات ریپ می‌ زنید این ریپتون را باید بردارید خب باشد درست بکنیم‌ و به‌ نفع‌ نظام‌ باشیم‌ برادران خبرنگار که‌ اینجا نشستید این حرفهای‌ یک همکار قدیمی‌ شما که‌ کار رسانه‌ کرده‌ بازتابش‌ تاثیرش‌ قطعا بیشتر از یک دانشجویی‌ است که‌ مثلا یکی‌ از این برو بچه‌ ها یه‌ تخلف کرده‌ و یک سنگی‌ پرانده‌ بعد می‌ خواد از خودش‌ دفاع‌ کند چهار تا از این حرفا بزند چرا یک پشتوانه‌ 30 سال‌ 40 سال‌ فعالیت سیاسی‌ و تحرک اجتماعی‌ به‌ هر حال‌ اینها می‌تواند در تاثیرگذاری‌ این فرایند موثر باشد من خیلی‌ عرض ندارم‌ در بحث انتخابات حال‌ بحث کردند که‌ تقبلی‌ است من به‌ عنوان یک کارشناس‌ انتخاباتی‌ به‌ دلیل‌ هشت سال‌ فعالیت در وزارت کشور در سطح‌ معاونت سیاسی‌ می‌خواهم‌ عرص‌ بکنم‌ که‌ ما دچار یک خلط مبحث شدیم‌ فارغ‌ از بازیهای‌ سیاسی‌ که‌ ممکنه‌ در خودمان بوجود بیاوریم‌ که‌ تصویری‌ از تقلب بکشیم‌ اما ما یک موضوعی‌ داریم‌ به‌ نام‌ تقلب یک موضوع‌ داریم‌ به‌ نام‌ تخلف تقلب را معمولا نسبت می‌دهیم‌ به‌ مجریان مجریان چه‌ کسانی‌ هستند ما در بحث تعریف مجری‌ جناب اقای‌ ریاحی‌ اشتباه‌ می‌ کنیم‌ در حوزه‌ تفکرات سیاسی‌ فکر می‌ کنیم‌ مجری‌ انتخابات یعنی‌ شورای‌ نگهبان هیات نظارت و بازرسین وزارت کشور و وزارت کشوری‌ها این بخش‌ اندکی‌ از مجریان است حجم‌ بزرگ مجریان معتمدین هستند که‌ بر سر صندوقها می‌ نشینند و رای‌ من و شما را می‌ گیرند این معتمدین کسانی‌ هستند که‌ از ابتدای‌ انقلاب یک شخصیتی‌ در یک جغرافیای‌ منطقه‌ خودش‌ شخصیت محترمی‌ بوده‌ مورد اعتماد مردم‌ بوده‌ مشکلات مردم‌ را حل‌ می‌ کرد این می‌ اید از ان نقطه‌ به‌ عنوان عضو معتمد تاریخی‌ شکل‌ گرفته‌ و تا امروز هم‌ بوده‌ افرادی‌ شاید فوت کردند و افراد جدیدتری‌ امدند اما این بدنه‌ که‌ اتفاقا من می‌ توانم‌ به‌ شما به‌ ضرس‌ قاطع‌ بگم‌ می‌توانسته‌ در بسیاری‌ از حوزه‌ های‌ انتخابیه‌ که‌ هفت هشت نفر معتمد می‌نشیند که‌ رای‌ مردم‌ را می‌گیرند هم‌ طرفدار احمدی‌ نژاد موسوی‌ کروبی‌ رضایی‌ توش‌ بوده‌ خود اینها نوعی‌ پوشش‌ تقاطعی‌ اطلاعاتی‌ دارد و اجازه‌ تخلف نمیده‌.