تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۱۲۸۱۲۷
رهبران مشروطه

حجت‌السلام حمید صبری
از آثار قلمی مرحوم شیخ رضا دهخوارقانی که نماینده آذربایجان در دوره دوم مجلس شورای ملی بوده است و این رساله را در 1330 قمری نوشته. موضوع آن وقایع و مذاکراتی است که در زمان نیابت سلطنت ناصرالملک بین مولف و ناصرالملک جریان یافته و دم و انتقاد از اعمال و افعال ناصرالملک است و در آخر آن رساله کوچکی باز به قلم مرحوم دهخوارقانی هست در اثبات اینکه مشروطیت ایرانی منافی با مذهب تشیع نیست. هر دو رساله به خط و امضای خود مولف و از کتاب‌های وقفی مرحوم حاج محمد بادامچی از یاران نزدیک آقا شیخ محمد خیابانی است.
به کوشش دکتر غلامحسین زرگری‌نژاد توسط انتشارات کویر تحت عنوان رسائل مشروطیت در قالب منابع اندیشه سیاسی در تاریخ ایران 18 رساله و لایحه درباره مشروطیت تجمیع نشده است که رساله توضیح مرام (تشیع با مشروطیت منافی نیست) از جمله آنهاست آمده است.
رساله توضیح مرام اثر مجتهد معروف آذربایجانی و نماینده مجلس در دوره دوم و وابسته به حزب اجتماعیون عامیون یعنی شیخ رضا دهخوارقانی رساله دیگری است در دفاع از مشروطیت و اثبات عدم مبانیت آن با تشیع. تألیف این رساله بنا به تصریح مولف در یازدهم شوال 1330 پایان یافته است.
اقدام مرحوم دهخوارقانی در تالیف رساله مورد بحث نشان می‌دهد که هنوز تا سال نگارش عده‌ای از مردم و علمای وقت نسبت به انطباق مشروطیت با مبانی اسلام و تشیع تردید داشته‌اند. به همین دلیل نیز دهخوارقانی به عنوان مجتهدی طرفدار مشروطه در اندیشه تالیف رساله مرام افتاده است تا اثبات کند که مشروطیت با تشیع منافات ندارد مرحوم دهخوارقانی در ابتدای رساله خویش با طرح این سئوال که مشروطیت با تشیع منافی است یا نه؟ یکسری به سراغ تعریف مشروطیت و تشیع می‌رود تا از طریق ارائه تعاریف هر کدام از این مفاهیم مکان بررسی منافی یا عدم منافی آن دو مقوله را با یکدیگر فراهم کند. تعریف وی از مشروطیت را می‌توان چنین دسته‌بندی کرد.
1ـ مشروطیت‌ عبارت‌ است‌ از انتخابی‌ بودن‌ حکومت‌ و ریاست‌ عامه‌ و ریاست‌ قوه‌ مجریه‌ و یا حکومت‌ تنها و غیرذالک‌.
2ـ ‌در نظام مشروطیت، مردم یا اهل مملکت واضح احکام و قراردادها و رئیس عموم ملت و رئیس هیات قوه مجریه و یا تنها واضع احکام و قراردادها را انتخاب می‌کند.
3ـ این انتخاب می‌تواند نسبت به همه کسانی که انتخاب می‌شوند بلاواسطه یا نسبت به بعضی مع‌الواسطه یا نسبت به تمام آنها مع‌الواسطه باشد.
4ـ آنچه به انتخابات اعتبار می‌دهد اکثریت آراء‌ است. طبعا اگر به جای اکثریت آراء اتفاق آراء حاصل شود نهایت مطلوب خواهد بود.
تعریف تشیع از دیدگاه آقا شیخ رضا دهخوارقانی را می‌توان به شکل زیر محوربندی کرد:
1ـ‌ تشیع عبارتست از پیروی و طرفداری صاحب منصب یا صاحب مقامی که نسبت به سایرین عالم‌تر، بصیرتر، امانت‌دارتر و درستگار است.
2ـ ترک و وانهادن کسانی که دارای لیاقت نیستند و یا لیاقت کمتری دارند وجه دیگر تشیع و شیعه است.
3ـ انتخاب حضرت علی(ع) و یازده فرزندش به امامت و خلافت با توجه به این بود که آنان نسبت به سایر مسلمین لایق‌تر و شایسته‌ترین افراد برای تصدی مقام ولایت و حکومت بودند.
مرحوم دهخوارقانی پس از ارائه تعاریف خویش از مشروطیت و تشیع می‌نویسد کسانی که تصور می‌کنند تشیع با مشروطیت منافات دارد از این موضع به خطا افتاده‌اند که گمان می‌کنند چون مناط اعتبار در مشروطیت اکثریت آراء در تشیع حکم آسمانی و وحیت نبی است. بنابراین این دو مقوله نمی‌توانند با هم سازگاری داشته باشند. حال آنکه دلیل اعتبار اکثریت راه حصول به انتخاب درست است.
مرحوم دهخوارقانی در ادامه استدلال خویش مبنی بر عدم مبانیت مشروطیت با تشیع و برای تحکیم بیشتر استدلال بالا می‌نویسد که مقصود مردمی که در تمام دنیا حکومت استبدادی را به مشروطه بدل کرده‌اند این بود که منشاء رفاه مردم و بسط عدالت و مساوات گردند. نه آنکه حکومت فردی را به حکومت جمعی و اکثریت تبدیل کنند. به نظر آیت‌الله شیخ‌رضا دهخوارقانی مجرد آن تغییر شکل و قالب غایت عقلانی تغییر و تلاش مردم نیست بلکه غایت تغییر نجات یافتن از دست ظلم و استخلاص از قید اسارت و بندگی فراعنه و گسترده شدن بساط عدالت و مساوات در میان همه مردم است.
به عقیده او وقتی مردم از قید استبدادی و حکومت فردی رهیدند، بارشدی که در نتیجه نشر افکار خواهند یافت درصدد انتخاب اشخاص عالم و بصیر و امین واقعی خواهند افتاد و بدینسان اکثریت آنان از انتخاب امناء واقعی تخلف نخواهندکرد. علت اینکه مردم تاکنون نتوانسته‌اند امناء واقعی را انتخاب کنند واسر جهان شده‌اند آن است که آزادی برای رشد را نداشته‌اند، دهخوارقانی که عقیده دارد و مفاد صلحنامه امام حسن(ع) با معاویه ناظر به همین معناست و تامین‌کننده همین آزادی انتخاب مردم است.
وی متن این صلحنامه را می‌آورد و سپس می‌افزاید که: مقصود امام حسن(ع) در صلحنامه این بود که معاویه قاطبه مسلمانان را در هیچ نقطه‌ای از نقاط مملکت نترساند و آنان را به حال خود آزاد گذارد. تا ایشان به هنگام انتخاب خلیفه لایق‌ترین مردم را برای خلافت انتخاب کنند.
شاید بتوان گفت که جان کلام و ماحصل سخن مرحوم دهخوارقانی در عدم مبانیت تشیع با مشروطیت این باشد که:
چنانکه در تشیع انتخاب شایسته‌ترین رهبر هدف شارع مقدس است از طریق نظام مشروطیت نیز می‌توان شایسته‌ترین‌ها را برای اداره جامعه انتخاب کرد.
بنابراین تشیع و مشروطیت با هم منافات ندارد. حال آنکه در نظام استبدادی فاصدترین عناصر حاکم‌اند و این با راه و رسم حکومتی و غایت سیاسی تشیع در تضاد است.