تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۱۳۱۸۰۹
گفتاری از مقام معظم رهبری
اشاره: 13 آبان سالروز ابلاغ سند چشم انداز بیست ساله‌جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 از سوی مقام معظم رهبری است.مطلب زیر فرازهایی از سخنان معظم له در این باره است.

برنامه‌ریزی
وقتى برنامه وجود دارد، باید همه به عنوان چارچوبِ کار بپذیرند. تمام دستگاه‌هاى دولتى و مجلس و قضایى و نظامى، باید این کار برایشان ارزش باشد و مسابقه براى این‌که بخش‌هاى گوناگون برنامه، حتّى زودتر از زمان پیش‌بینى شده تحقق پیدا کند، راه بیافتد. یکى از خصوصیات برنامه، «زمان» است که باید در وقت یا زودتر از وقت، تحقق پیدا کند.
سخنرانى در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام 9/11/68
{اگر} این رودخانه‌ى فیاض مواج را به حال خود رها کنید؛ روى آن فکر نکنید؛ براى آن برنامه‌ریزى نکنید و قدر آن را ندانید. نتیجه چه مى‌شود؟ نه تنها مزارعى خشک خواهد شد و باغستان‌هایى از بین خواهد رفت، بلکه خود این آب هم هدر خواهد رفت. در بهترین شکل، آب این رودخانه وارد آب‌هاى شور خواهد شد و هرز خواهد رفت. شکل دیگرش این است که به باتلاق و مرکز تجمع انواع و اقسام آفت‌ها تبدیل شود. شکل بدترش این است که به یک سیل تبدیل شود و همه‌ى دستاوردهاى ملت را تخریب کند. اگر برنامه‌ریزى و دقت و کار نشد، این نتایج را به دنبال خواهد داشت.
دیدار با جوانان و فرهنگیان در مصلاى رشت 12/2/80
توسعه‌یافتگی
ما دنبال چه نوع توسعه‌یى هستیم؟ این نکته‌ى اساسى، در بحث‌هاى اقتصادى و غیراقتصادى جارى است. کسانى دنبال این هستند که حرفى را پرتاب کنند و ذهن مردم را از مسائل اصلى دور نگه دارند: مدل چینى، مدل ژاپنى، مدل فلان. مدل توسعه در جمهورى اسلامى، به اقتضاى شرایط فرهنگى، تاریخى، مواریث و اعتقادات و ایمان این مردم، یک مدل کاملاً بومى و مختص به خود ملت ایران است؛ از هیچ‌جا نباید تقلید کرد؛ نه از بانک جهانى، نه از صندوق بین‌المللى پول، نه از فلان کشور چپ، نه از فلان کشور راست؛ هرجا اقتضایى دارد. فرق است بین استفاده کردن از تجربیات دیگران، با پیروى از مدل‌هاى تحمیلى و القایى و غالباً هم منسوخ.
سخنرانی در دیدار نمایندگان هفتمین دوره‌ى مجلس شوراى اسلامى 27/3/83
باید توجه کنیم که ما هم توسعه محوریم، هم عدالت‌محور. ما طبق برخى از سیاست‌هایى که امروز در دنیا رایج است و طرفداران زیادى هم دارد، نیستیم که صرفاً به رشد تولیدات و رشد ثروت در کشور فکر کنیم و به عدالت در کنار آن، فکر نکنیم؛ نه، این منطق ما نیست. نوآورى نظام ما همین است که مى‌خواهیم عدالت را با توسعه و با رشد اقتصادى در کنار هم و با هم داشته باشیم و این‌ها با هم متنافى نیستند. ما دیدگاهى که تصور کند این‌ها با هم نمى‌سازند و یا باید این را انتخاب کرد یا آن را، قبول نداریم. این نکته باید در همه‌ی موارد، هم در کاهش حجم دولت، هم در مسأله‌ى خصوصى‌سازى، هم در نگاه کلى به مسائل اقتصادى و هم در تقسیم منابع میان بخش خصوصى و بخش تعاونى و بخش دولتى رعایت شود.
دیدار با رئیس جمهور و اعضاى هیأت دولت 4/6/83
هویت اسلامی و انقلابی

ملت ایران احساس هویت می‌کند؛ هویت اسلامى که هویت ایرانى هم نشأت‌گرفته‌ى از همین هویت اسلامى است. احساس می‌کند که ایران اسلامى همان هویت گمشده‌اى است که بایستى این ملت دوباره آن را به‌دست بیاورد و بر اساس او، آرمان‌هاى خود را معین و برنامه‌ریزى کند و تلاش و مجاهدت خود را شکل دهد. این کارى است که ملت ما به‌خوبى انجام داده است و دارد انجام می‌دهد. من این آیه‌هاى یأسى را که بعضى پى در پى تکرار می‌کنند، مطلقاً قبول ندارم و آن‌ها را انکار می‌کنم. من با اطلاع از مسائل گوناگون کشور بزرگ و ملت عظیم‌الشأنمان بالعیان مى‌بینم که این ملت و جوانان این ملت با گذشت زمان و تقریباً سه دهه از آغاز پیروزى انقلاب، نسبت به مبانى انقلاب عمیق‌تر، پخته‌تر و مجرب‌تر شده‌اند.
سخنان در دیدار مردم شهرستان کازرون 16/2/87
چه کار مى‌خواهیم بکنیم؟ این دگرگونى‌اى که مى‌خواهیم ایجاد کنیم، به چه معناست؟ جاى آنچه که مى‌خواهیم دگرگون کنیم، چه مى‌خواهیم بگذاریم؟ این‌ها مهم است. و در این راه، کار و تلاش، شرط اول است. پس، ثبات اجتماعى باقى مى‌ماند؛ به خاطر اینکه ریشه‌ها و اصالت‌ها و ساختارهاى اصلى و هویت ملى محفوظ است. هویت ملى هم که مى‌گوییم، ملیت در مقابل دین نیست، بلکه هویت ملى هر ملت، مجموعه‌ى فرهنگ‌ها و باورها و خواست‌ها و آرزوها و رفتارهاى اوست. یک ملت مذهبى، یک ملت موحد، یک ملت مؤمن و یک ملت معتقد به پاکان درگاه الهى و اهل بیت پیغمبر است؛ این جزو فرهنگ و هویتشان است؛ هویت ملى که مى‌گوییم، شامل همه‌ى این‌ها هست؛ این‌ها را حفظ کنیم. حالا براى تغییر بخش‌هاى غلط، کارهاى غلط و راه‌هاى غلط، تلاش و پویایى لازم است.
دیدار با دانشجویان 18/8/85
مردم‌سالاری دینی
مردم‌سالارى در نظام اسلامى، مردم‌سالارى دینى است؛ یعنى به نظر اسلام متکى است؛ فقط یک قرارداد عرفى نیست. مراجعه به رأى و اراده و خواست مردم، در آن‌جایى که این مراجعه لازم است، نظر اسلام است؛ لذا تعهد اسلامى به‌وجود مى‌آورد. مثل کشورهاى دمکراتیک غربى نیست که یک قرارداد عرفى باشد تا بتوانند به‌راحتى آن را نقض کنند. در نظام جمهورى اسلامى، مردم‌سالارى یک وظیفه‌ى دینى است. مسؤولان براى حفظ این خصوصیت، تعهد دینى دارند و پیش خدا باید جواب دهند. این یک اصل بزرگ از اصول امام بزرگوار ماست.
سخنرانی در اجتماع زایران حرم امام خمینی(ره) 14/3/81
امروز بهترین چیزى که ممکن است ما بتوانیم براى تصحیح اخلاق و رفتار و منش خودمان- یعنى مسؤولان کشور- ملاک قرار دهیم، مردم‌سالارى دینى است؛ همین چیزى که بارها گفته‌ایم و تکرار شده است. نباید اشتباه شود؛ این مردم‌سالارى به ریشه‌هاى دمکراسى غربى مطلقاً ارتباط ندارد. این یک چیز دیگر است. مردم‌سالارى دینى دو چیز نیست؛ این‌طور نیست که ما دمکراسى را از غرب بگیریم و به دین سنجاق کنیم تا بتوانیم یک مجموعه‌ى کامل داشته باشیم؛ نه. خود این مردم‌سالارى هم متعلق به دین است.
سخنرانی در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام 12/9/79
در منطق اسلام، اداره‌ى امور مردم و جامعه، با هدایت انوار قرآنى و احکام الهى است. در قوانین آسمانى و الهى قرآن، براى مردم شأن و ارج معین شده است؛ مردم هستند که انتخاب مى‌کنند و سرنوشت اداره‌ى کشور را به دست مى‌گیرند. این مردم‌سالارى، راقى‌ترین نوع مردم‌سالارى‌اى است که امروز دنیا شاهد آن است؛ زیرا مردم‌سالارى در چارچوب احکام و هدایت الهى است. انتخاب مردم است، اما انتخابى که با قوانین آسمانى و مبراى از هرگونه نقص و عیب، توانسته است جهت و راه صحیحى را دنبال کند.
مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهورى حجت‌الإسلام سیدمحمد خاتمى 11/5/80
در نظام اسلامى- یعنى مردم‌سالارى دینى- مردم انتخاب مى‌کنند، تصمیم مى‌گیرند و سرنوشت اداره‌ى کشور را به وسیله‌ى منتخبان خودشان در اختیار دارند؛ اما این خواست و انتخاب و اراده در سایه‌ى هدایت الهى، هرگز به بیرون جاده‌ى صلاح و فلاح راه نمى‌برد و از صراط مستقیم خارج نمى‌شود. نکته‌ى اصلى در مردم‌سالارى دینى این است. این هدیه‌ى انقلاب اسلامى به ملت ایران است. این تجربه‌ى جدید و جوانى است؛ اما تجربه‌ى قابل تأمل و پیگیرى و قابل تقلیدى است براى همه‌ى کسانى که دلشان براى فضیلت‌ها و جامعه‌ى پاک و پاکیزه‌ى انسانى مى‌تپد و از جرائم و رذائل اخلاقى و رواج زشتی‌هاى خلقیات بشرى رنج مى‌برند.
مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهورى حجت‌الإسلام سیدمحمد خاتمى 11/5/80
عدالت اجتماعی
آنچه در دنیا کمیاب است- که این‌همه دشمنى را به خودش جذب کرده- حکومت ارزش‌هاى دینى است؛ پیدا شدن دین است؛ یعنى اصرار بر تحقق عدالت اجتماعى. این‌که ما مى‌گوییم، شعار نیست؛ حقیقت و هویت ماست. ما اگر دنبال عدالت اجتماعى نباشیم، وجود ما پوچ و بیهوده است و جمهورى اسلامى معنى ندارد. باید عدالت اجتماعى را تحقق ببخشیم؛ باید ارزش‌هاى اسلامى را در جامعه پیاده کنیم؛ باید جامعه را، جامعه‌ى دینى و اسلامى کنیم.
دیدار با مسئولان نظام 6/8/83
عدالت به معناى یکسان بودن همه‌ى برخورداری‌ها نیست؛ به معناى یکسان بودن فرصت‌هاست؛ یکسان بودن حقوق است. همه باید بتوانند از فرصت‌هاى حرکت و پیشرفت بهره‌مند شوند. باید سرپنجه‌ى عدالت گریبان ستمگران و متجاوزان از حدود را بگیرد و مردم به این، اطمینان پیدا کنند.
دیدار با مردم شاهرود 20/8/85
بدیهى است که بدون معنویت و بدون عقلانیت، عدالت تحقق پیدا نمی‌کند؛ این را قبلاً هم عرض کرده‌ایم. اگر معنویت نشد، عدالت تبدیل می‌شود به ظاهرسازى و ریاکارى؛ اگر عقلانیت نشد، عدالت اصلاً تحقق پیدا نمی‌کند و آن چیزى که انسان تصور می‌کند عدالت است، مى‌آید و جاى عدالت واقعى را می‌گیرد. بنابراین معنویت و عقلانیت در تحقق عدالت شرط است. اما بدون عدالت، پیشرفت مفهومى ندارد و بدون پیشرفت هم عدالت مفهوم درستى پیدا نمی‌کند؛ باید هم پیشرفت باشد و هم عدالت. اگر بخواهید الگو بشوید و این کشور براى کشورهاى اسلامى الگو بشود، بایستى گفتمان حقیقى و هدف والایى که همه براى او کار می‌کنند، این باشد.
دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت 2/6/87
آنچه که در این بین بایستى با وسواس و دقت دنبالش باشید، مسأله‌ى «عدالت اجتماعى» است که با رشد و توسعه هم سازگار است. بعضى این طور تصور مى‌کردند- شاید حالا هم تصور کنند- که ما بایستى دوره‌اى را صرف رشد و توسعه کنیم و وقتى که به آن نقطه‌ى مطلوب رسیدیم، به تأمین عدالت اجتماعى مى‌پردازیم. این فکر اسلامى نیست. «عدالت» هدف است و رشد و توسعه مقدمه‌ى عدالت است. آن روزى که در کشور عدالت اجتماعى نباشد، اگر بتوانیم باید آن روز را تحمل نکنیم. اگر مى‌بینید که در کشور هنوز تفاوت و فاصله‌ى طبقاتى وجود دارد و هنوز کسانى در فقر و محرومیت هستند، به خاطر این است که مسؤولان کشور بیش از این نمى‌توانند. خرابى‌اى که در سالیان طولانى به وجود آمده، عمیق‌تر و بیشتر از آن است که در طول این مدت کوتاه بشود آن را برطرف کرد، والا اگر بتوانیم یک روز هم نباید تحمل کنیم.
دیدار با رئیس‌جمهور و هیأت وزیران 8/6/74
آزادی‌های مشروع
اسلام، آزادى را امر فطرى انسان مى‌داند. بله؛ یک حق است، اما حقى برتر از سایر حقوق؛ مثل حق‌ حیات، حق‌ زندگى کردن. همچنان که حق‌ زندگى کردن را نمى‌شود در ردیف حق‌ مسکن و حق‌ انتخاب و... گذاشت- برتر از این حرف‌هاست، زمینه‌ى همه‌ى این‌هاست- آزادى هم همین‌طور است. این، نظر اسلام است. در اسلام، «آزادى» ریشه‌ى الهى دارد. خود این، یک تفاوت اساسى است و منشأ بسیارى از تفاوت‌هاى دیگر مى‌شود. بنابر منطق اسلام، حرکت علیه آزادى، حرکت علیه یک پدیده‌ى الهى است؛ یعنى در طرف مقابل، یک تکلیف دینى به‌وجود مى‌آورد. تفاوت دیگر این است که آزادى در تفکر لیبرالیسم غربى، با «تکلیف» منافات دارد. آزادى، یعنى آزادى از تکلیف نیز. در اسلام، آزادى آن روى سکه‌ى «تکلیف» است. اصلاً انسان‌ها آزادند، چون مکلفند. اگر مکلف نبودند، آزادى لزومى نداشت؛ مثل فرشتگان بودند.
مراسم فارغ‌التحصیلى گروهى از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس 12/6/77
آزادى، هم دادنى است، هم گرفتنى است، هم آموختنى است. «آزادى دادنى است» یعنى چه؟ یعنى مسؤولان حکومت‌ها اجازه ندارند حق طبیعى آزادى- یعنى آزادی‌هاى قانونى- را از کسى سلب کنند. البته این لطفى نیست که حکومت‌ها مى‌کنند؛ باید آزادى را بدهند و این یک وظیفه و تکلیف است. «آزادى گرفتنى است»، یعنى هر انسان آگاه و باشعورى در جامعه باید با حق آزادى و حدود خودش آشنا باشد و آن را مطالبه کند و بخواهد. و اما «آزادى آموختنى است»، یعنى آزادى آداب و فرهنگى دارد که باید آن را آموخت. بدون فرهنگ و ادب آزادى، این نعمت بزرگ براى هیچ‌کس و هیچ جامعه‌اى- چنان که شایسته است- فراهم نخواهد شد. اگر در جامعه، ادب آزادى وجود نداشته باشد و افراد چگونگى استفاده‌ى از آن را ندانند، مطمئن باشند آزادى را- که براى یک جامعه‌ى فعال و کوشا و پیشرو یک ضرورت است- از دست خواهند داد و از نظر اسلام این براى یک جامعه فاجعه است... با آزادى نباید بازى کرد. کسانى که نام آزادى را مى‌آورند، ولى به فرهنگ آزادى مطلقاً پایبند و متعهد نیستند، به آزادى ضربه مى‌زنند. این‌ها طرفدار آزادى نیستند. این‌ها به آزادى خیانت مى‌کنند. آزادى نباید وسیله‌ى قانون‌شکنى و تیشه زدن به ریشه‌ى نظام جمهورى اسلامى باشد.
پرسش و پاسخ در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتى امیر کبیر 9/12/79
آزادى درست و آزادى معقول، مهم‌ترین هدیه‌ى دین به یک ملت و به یک جامعه است. به برکت آزادى است که اندیشه‌ها رشد پیدا مى‌کند و استعدادها شکوفا مى‌شود. استبداد، ضد استعداد است. هرجا استبداد باشد، شکوفایى استعداد نیست. اسلام، شکوفایى انسان‌ها را مى‌خواهد. منابع عظیم انسانى بایستى مثل منابع طبیعى استخراج شوند، تا بتوانند دنیا را آباد کنند. بدون آزادى مگر ممکن است؟ با امر و نهى مگر ممکن است؟ بنابراین، این فکر هم غلط است که کسانى این‌گونه فکر کنند. این دو دسته‌ى غرب‌گرایان و احتیاط‌کنان- این‌طورى اسمشان را بگذاریم- در واقع بدون این‌که خودشان بدانند، با هم هم‌دستى مى‌کنند تا مفهوم «آزادى» را کاملاً از حوزه‌ى اسلامى خارج کنند؛ در حالى که چنین چیزى نیست و مفهوم «آزادى» یک مفهوم اسلامى است.
مراسم فارغ‌التحصیلى گروهى از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس 12/6/77
حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها
امروز در بعضى از گفته‌ها و اظهارات، راجع به شأن و شخصیت و شرف و کرامت انسان در جامعه حرف زده مى‌شود. این بلاشک از اصول اسلامى است؛ اما کدام نقض کرامت انسانى بالاتر از این‌که انسانى، رئیس عائله‌اى، پدر خانواده‌اى، در جامعه‌اى که در آن همه‌چیز هم هست، نتواند اولیات زندگى فرزندان خودش را تأمین کند؟! کدام تحقیر از این بالاتر است؟! کدام نقض شخصیت و شرف و کرامت انسانى از این بالاتر است؟! صبح تا شب کار کند، آخرش به من یا به شما یا به آن مسؤول دیگر نامه بنویسد که من دو ماه است به خانه‌ام گوشت نبرده‌ام! یک‌وقت در جامعه گوشت و میوه نیست، من و شما هم نمى‌خوریم؛ یک‌وقت در جامعه امکانات رفاهى نیست، من و شما هم استفاده نمى‌کنیم؛ یک وقت ایام عید که مى‌شود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمى‌کنند. در این حالت کسى احساس سرشکستگى نمى‌کند- البلیة إذا عمت طابت- اما وقتى همه‌چیز هست، وقتى کسانى در جامعه با استفاده از فرصت‌هاى نامشروع توانسته‌اند براى خودشان آلاف و الوف و زندگی‌هاى تجملى فراهم کنند، وقتى طبقاتى در جامعه هستند که برایشان پول خرج کردن هیچ اهمیتى ندارد، جمع کثیرى از مردم که در بین آن‌ها رزمندگان و عناصر نظامى و کارمندان دولت و معلمان و روستاییان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنیر بچه‌هایشان را فراهم کنند، کدام شکستن شخصیت و شرف انسانى از این بالاتر است؟! شما مى‌خواهید جواب چه کسى را بدهید؟ شما مى‌خواهید دل چه کسى را خوش کنید؟ شما مى‌خواهید چه کسى از شما راضى باشد؟
دیدار با نمایندگان دوره‌ى ششم مجلس شوراى اسلامى 29/3/79
…شاخص دوم، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛ هم کرامت انسان، هم تعیین‌کننده بودن اراده‌ى انسان. در مکتب سیاسى امام، هویت انسانى، هم ارزشمند و داراى کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه‌ى ارزشمندى و کرامت داشتن این است که در اداره‌ى سرنوشت بشر و یک جامعه، آراء مردم باید نقش اساسى ایفا کند.
مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى(ره) 14/3/83
امنیت اجتماعی و قضایی
امنیت، یکى از اساسى‌ترین و اصلى‌ترین نیازهاى یک ملت و یک کشور است. مهم‌ترین مشکل براى یک کشور وقتى به‌وجود مى‌آید که در محیط کار، در محیط زندگى، در محیط تحصیل و در فضاى عمومى جامعه، مردم احساس امنیت نکنند. این‌جاست که مغزهاى فعال، دست‌هاى توانا و سرانگشتان ماهر، هیچ‌یک نخواهند توانست مسؤولیت مهمى را که هر کدام بر دوش دارند، به انجام برسانند. در فضاى امنیت است که هم تلاش علمى، هم تلاش اقتصادى، هم روحیه و نشاط و هم همه‌ى فعالیت‌هاى یک کشور مى‌تواند به‌درستى برنامه‌ریزى شود و با دقت دنبال گردد و به نتایج خود برسد.
مراسم فارغ‌التحصیلى جمعى از پرسنل نیروى انتظامى 18/7/79
امنیت مقوله‌اى است که هم کاملاً واقعى و ملموس و هم بسیار گسترده‌ است. وقتى امنیت وجود دارد، ممکن است کسى آن را احساس نکند؛ مثل سلامتى که وقتى هست، شما آن را احساس نمى‌کنید؛ اما به مجرد این‌که خداى نکرده سرتان درد گرفت، آن‌گاه مى‌فهمید که سلامتى یعنى چه. فرمود: «نعمتان مکفورتان الصحة و الأمان». به مجرد این‌که گوشه‌اى از امنیت مخدوش شود، اثر آن در زندگى مردم منعکس مى‌گردد. بنابراین امنیت، کاملاً عینى و واقعى است و با ذهنیات نمى‌شود آن را تأمین کرد. این فلسفه‌بافی‌هاى ذهنى‌اى که گاهى مشاهده مى‌شود، باب محافل روشنفکرى، یا حداکثر باب جلسات کارشناسى است که بنشینند راجع به ابعاد ذهنى یک مسأله بحث کنند. مردم واقعیت امنیت را مى‌خواهند؛ آن هم در همان پهنه‌ى گسترده؛ یعنى امنیت در محیط کار، در خانه، براى بچه‌هایشان در مدرسه، براى بچه‌هایشان در میدان فوتبال، امنیت براى جاده‌ها، روستاها، شهرها و خیابان‌ها. تأمین امنیت، بارى کاملاً سنگین و بسیار جدى است و این بار متوجه شماست.
سخنرانی در دیدار اعضاى شوراى تأمین استان‌ها 25/11/79
براى ایجاد امنیت باید هدف‌گذارى کنید؛ بر اساس هدف‌گذارى، برنامه‌ریزى کنید؛ بر اساس برنامه‌ریزى، عمل کنید؛ بعد عمل خودتان را اندازه‌گیرى کنید؛ آن‌هم نه اندازه‌گیرى زبانى، بلکه اندازه‌گیرى با شاخص. در مقام حرف، همه مى‌توانند بگویند ما امنیت را برقرار کردیم، یا ناامنى مستقر است؛ اما شما با آمارهاى دقیق و صحیح، اول براى خودتان مشخص کنید تا بفهمید کجاى راه و کجاى میدان قرار دارید.
سخنرانی در دیدار اعضاى شوراى تأمین استان‌ها 25/11/79
مسأله‌ى امنیت قضایى هم که در برخورد و مراجعه و مواجهه با دستگاه قضا، مردم احساس امنیت کنند، بسیار مهم است. این نگاه بسیار دقیق و حساس و جستجوگر را در درون قوه‌ى قضاییه مى‌طلبد. بحمدالله ما در قوه‌ى قضاییه، قضات پاکدامن، شریف، دانا، مسلط بر کار و باوجدان خیلى داریم. الحمدلله بدنه‌ى قوه‌ى قضاییه، بدنه‌ى بسیار خوبى است؛ منتها در هر مجموعه‌اى باید همیشه انسان این بیم را داشته باشد که آدم‌هاى سست بنیاد، سست عقیده و سست عمل حضور دارند. از این احتمال نباید صرف‌نظر کرد؛ باید دائم مثل دوربینى که با نورافکن محوطه‌اى را جستجو مى‌کند، چشم‌هاى جستجوگر مسؤولان عالى‌ قوه، در داخل قوه‌ى قضاییه جستجو کند؛ آن‌گاه امنیت قضایى به معناى واقعى کلمه به‌وجود آید. اگر امنیت قضایى به‌وجود آمد، امنیت سیاسى، امنیت اجتماعى، امنیت اقتصادى، امنیت اخلاقى و امنیت فرهنگى هم به وجود خواهد آمد.
دیدار با مسؤولان، قضات و کارکنان قوه‌ى قضاییه 7/4/82
سرمایه اجتماعی
جمعیت جوان و با استعداد ما، یک فرصت دیگر است. مایه‌ى تأسف است که بعضی‌ها از کثرت افراد جوان در کشور ما به‌عنوان یک نعمت یاد نمى‌کنند؛ در حالى‌که این بزرگ‌ترین سرمایه است. این‌همه جوان تشنه‌ى کار و فعالیت، چیز بسیار باارزشى است.
دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام 15/5/82
تکیه‌ى نظام اسلامى به قدرت مردم است. قدرت مردم هم با ایمان آن‌هاست؛ اگر مؤمن باشند، دفاع خواهند کرد؛ اما اگر پایه‌ى ایمان سست شد، این پشتیبانى و این دفاع به مرور از بین خواهد رفت. بنابراین چیزى که ایمان و اعتقاد راسخ مردم را هدف گرفته است، نباید دست‌کم گرفت.
سخنرانی در دیدار اعضاى مجلس خبرگان 15/6/80
سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی
اگر این ملت مى‌خواهد در مقابل تهدیدها با قدرت بایستد، باید بخش‌هاى مختلف، حرکت سازنده را ادامه دهند و نیروهاى مسلح ارتش جمهورى اسلامى ایران و سپاه پاسداران، در بخش‌هاى گوناگون، روزبه‌روز خود را تقویت کنند. ملتى که نمى‌تواند از خودش دفاع کند، دشمن را نسبت به خود جرى و گستاخ خواهد کرد. ما باید بتوانیم از خودمان دفاع کنیم تا دشمن احساس کند که به این ملت نمى‌شود زور گفت و بر آن چیزى را تحمیل کرد... عزیزان من! این نکات را به گوش بگیرید! کار را- به فضل پروردگار- با قدرت به پیش ببرید. روزبه‌روز بر کیفیت خودتان بیفزایید و بدانید: هرکس که براى کیفیت ارتش یا سایر نیروهاى مسلح تلاش کند، حرکت انقلابى و حسنه انجام داده است. هرکس هم در جهت از دست رفتن کیفیت در ارتش یا دیگر نیروهاى مسلح تلاش کند، به سود دشمن کار کرده و دل او را شاد نموده است.
سخنرانی در مانور بزرگ ولایت 3/3/75
دوران هشت‌ساله‌ى جنگ و دو سال حالت نه جنگ و نه صلح در زندگى ملت ما، تجربه‌هاى بسیار کم‌نظیر و کمیاب و آموزنده‌اى هستند؛ از آن‌ها باید درس گرفت و نباید آن‌ها را فراموش کرد. روزبه‌روز و ساعت‌به‌ساعت آن سالیان دشوار، براى ما درس است؛ اما در عین استفاده از آن تجربه‌ها، امروز همه‌ى ابتکار و تلاش و مدیریت مدیران نیروهاى مسلح- چه ارتش و چه سپاه- باید در ایجاد یک نظم و ترتیب و کیفیت بخشیدن و آماده‌سازى کامل نیروهاى مسلح صرف بشود، تا همواره قدرت دفاعى ملت در چشم دشمنان و همچنین در چشم دوستان- که از قدرت جمهورى اسلامى احساس قدرت مى‌کنند- در اوج قدرت باقى بماند.
سخنرانى در جمع دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه علوم نظامى 14/7/69
نهاد مستحکم خانواده
مسأله‌ى مادرى، مسأله‌ى همسرى، مسأله‌ى خانه و خانواده، مسائل بسیار اساسى و حیاتى است. در همه‌ى طرح‌هایى که ما داریم، بایستى «خانواده» مبنا باشد. یعنى شما اگر بزرگترین متخصص پزشکى یا هر رشته‌ى دیگرى بشوید، چنانچه زن خانه نباشید، این براى شما یک نقص است. کدبانوى خانه شما باید باشید؛ اصلاً محور این است. اگر بخواهیم تشبیه ناقصى بکنیم، باید به ملکه‌ى زنبور عسل تشبیه کنیم.
کانون خانواده، جایى است که عواطف و احساسات باید در آن‌جا رشد و بالندگى پیدا کند؛ بچه‌ها محبت و نوازش ببینند؛ شوهر که مرد است و طبیعت مرد، طبیعت خام‌ترى نسبت به زن است و در میدان خاصى، شکننده‌تر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است- حتى نه نوازش مادر- باید نوازش ببیند. براى یک مرد بزرگ، این همسر کارى را مى‌کند که مادر براى یک بچه‌ى کوچک آن کار را مى‌کند؛ و زنان دقیق و ظریف، به این نکته آشنا هستند. اگر این احساسات و این عواطف محتاج وجود یک محور اصلى در خانه- که آن، خانم و کدبانوى خانه است- نباشد، خانواده یک شکل بدون معنا خواهد بود.
دیدار با اعضاى شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان و جمعى از زنان پزشک متخصص 4/10/70
تبرج، یعنى همان خودنمایى زنان در مقابل مردان، براى جذب و فتنه‌انگیزى. این، یک نوع فتنه است و خیلى اشکالات دارد. اشکالش فقط این نیست که این دختر جوان، یا این پسر جوان به گناه مى‌افتند- این اولیش است؛ شاید بتوانم بگویم کوچک‌ترینش است- دنباله‌اش به خانواده‌ها مى‌رسد. اساساً آن‌گونه رابطه‌ى بى‌قید و شرط و بى‌قید و بند، براى بناى خانواده سم‌ مهلک است؛ چون خانواده با عشق زنده است. اصلاً بناى خانواده با عشق است. اگر این عشق- عشق به زیبایى، عشق به جنس مخالف- در صد جاى دیگر تأمین شد، دیگر آن پشتوانه‌ى قوى‌اى که استحکام خانواده باید داشته باشد، از بین خواهد رفت و خانواده‌ها متزلزل مى‌شود و به همین وضعى درمى‌آید که امروز متأسفانه در کشورهاى غربى هست؛ به‌خصوص در کشورهاى اروپاى شمالى و امریکا.
گفت و شنود در دیدار جمعى از جوانان به مناسبت هفته‌ى جوان 7/2/77
به دور از فقر و تبعیض
«اللهم أغن کل فقیر. اللهم اشبع کل جائع. اللهم اکس کل عریان». این دعا فقط براى خواندن نیست؛ براى این است که همه خود را براى مبارزه با فقر و مجاهدت در راه ستردن غبار محرومیت از چهره‌ى محرومان و مستضعفان موظف بدانند. این مبارزه، یک وظیفه‌ى همگانى است. در آیات قرآن مى‌خوانیم: «أرأیت الذى یکذب بالدین. فذلک الذى یدعّ الیتیم؛ و لایحض على طعام المسکین». یکى از نشانه‌هاى تکذیب دین این است که انسان در مقابل فقر فقیران و محرومان بى‌تفاوت باشد و احساس مسؤولیت نکند.
خطبه‌هاى نماز عید فطر 15/9/81
مردم به دنبال عدالت و رفع شکاف طبقاتى و رفع فقر بودند. این هم یکى از ارزش‌هایى بود که مردم دنبالش بودند. این مقوله‌ى دیگرى غیر از عدالت است. در جامعه، کسى یا مجموعه‌اى در اوج غنا و برخوردارى؛ اما یک عده‌ى دیگر از اولیات زندگى محروم. این چیزى است که هرکسى از آن مشمئز مى‌شود و آن را نمى‌پسندد. مردم به دنبال رفع شکاف طبقاتى و نزدیک کردن فاصله‌ها بودند. ما مثل کمونیست‌ها ادعا نمى‌کردیم که همه بیایند نان‌خور دولت شوند و ما به همه حقوق مساوى بدهیم؛ نه. اما شکاف طبقاتى به این صورت و با این عمق، براى مردم و انقلابیون مسلمان و براى رهبر آن‌ها قابل قبول نبود.
خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 23/2/79
مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت‌خواهى است. این، پایه‌ى مشروعیت ماست. الان درباره‌ى مشروعیت حرف‌هاى زیادى زده مى‌شود، بنده هم از این حرف‌ها بلدم؛ اما حقیقت قضیه این است که اگر ما دنبال عدالت نباشیم، حقیقتاً من که این‌جا نشسته‌ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛ یعنى هرچه اختیار دارم و هرچه تصرف کنم، تصرف نامشروع خواهد بود؛ دیگران هم همین‌طور. ما براى عدالت و رفع تبعیض آمده‌ایم. ما آمده‌ایم جامعه را از مواهب الهى خودش- که مهم‌ترین مواهب الهى در عدالت وجود دارد- و همچنین مواهب اخلاقى و معنوى برخوردار کنیم. البته معناى این حرف این نیست که ما از زندگى دنیایى مردم غفلت کنیم.
دیدار با اعضاى هیأت دولت 5/6/82
محیط زیست مطلوب
نگاه اسلام به طبیعت و محیط- اعم از جان‌دار و بی‌جان- عاطفى، اخلاقى، معنوى و هدایت‌گرانه است و برخوردارى از مواهب طبیعى نیز بر پایه‌ى اصولى متین، عادلانه، حکیمانه، متوازن و سازنده استوار گردیده است. هدف متعالى اسلام برخوردار ساختن همه‌ى نسل‌ها از نعمت‌هاى الهى و ایجاد جامعه‌اى سالم و به‌دور از فاصله‌ى طبقاتى و مستعد براى رشد و شکوفائى است و الزمات شرعى براى حفظ تعادل و توازن در استفاده از مواهب طبیعى با پرهیز از زیاده‌روى و مقید به عدم اضرار به غیر فراهم آورده است.
پیام به مناسبت برگزارى همایش حقوق محیط زیست ایران 20/3/82
براى ما مسأله‌ى محیط زیست یا حفظ منابع طبیعى، مسأله‌اى تجملاتى و درجه‌ى دو نیست؛ یک مسأله‌ى حیاتى است. در تلاش ما براى توسعه‌ى کشور، اولویت باید در این بخش باشد. تکیه هم باید روى این بخش باشد. حتى گرایش به صنعت باید با توجه به این بخش باشد تا کشور بتواند استفاده کند؛ تا ما که کشورى هستیم به‌طور طبیعى از طبیعت خوب و مناسب برخوردار- به‌هرحال امکانات اقلیمى هست و آنچه تخریب شده است، به‌دست بشر تخریب شده است- بتوانیم از این امکانات استفاده کرده و آن‌ها را زیاد کنیم و نگذاریم آن منابع از بین برود.
سخنان در دیدار وزیر و مسئولان جهاد سازندگى در هفته‌ى منابع طبیعى 14/12/77
شیوه‌هاى ناصحیح و غیر عادلانه در تعامل با طبیعت و آلوده ساختن محیط زیست در کشورمان نشان‌دهنده‌ی فقدان آگاهی‌هاى زیست‌محیطى و ضعف ‌ساز و کارهاى قانونى در صیانت از محیط زیست و جلوگیرى از آلوده ساختن آن است. براى از بین بردند این نقیصه‌ى بزرگ و اساسى باید آگاهى افراد نسبت به مسائل زیست محیطى افزایش یابد و مدیریت‌هاى کلان در ایجاد ساختار مناسب همراه با الزامات قانونى براى رعایت حقوق عمومى تلاش کنند و انگیزه‌ها و حساسیت‌ها را براى مقابله با آلاینده‌ها بالا ببرند.
پیام به مناسبت برگزارى همایش حقوق محیط زیست ایران 20/3/82
روحیه تعاون و سازگاری اجتماعی
روح همکارى و همیارى در میان ملت ما- که سنت قدیمى و دستور عالى اسلام است- چیز بسیار ارزشمندى است؛ آن را حفظ کنید و به‌خصوص در ایام عید و ایام ماه مبارک رمضان، آن را بیشتر اهمیت بدهید. روحیه‌ى مردم‌دوستى، روحیه‌ى ایثار و از خودگذشتگى، براى دیگران فکر کردن و کار کردن، روحیه‌اى است که ملت ما را به نتایج و غایات این حرکت خواهد رسانید.
پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال نو 1/1/70
از لحاظ ساخت و ارتباطات اجتماعى مردم در زمینه‌ى اقتصاد و بقیه‌ى موارد، ارتباط مردم با یکدیگر، باید ارتباطات سالم، قوى و نشان‌دهنده‌ى پیشرفت و شکوفایى باشد؛ باید استعدادها در آن جامعه بشکفد. همه‌ى انسان‌ها بتوانند در آن با توان خداداده‌ى خود در پیشبرد اهداف زندگى، به یکدیگر کمک و با هم همکارى کنند.
دیدار با مردم شاهرود 20/8/85
{مردم باید} وحدت و یگانگى و همدلى میان خود را هم یک اصل مسلم و تخلف‌ناپذیر بدانند. بدانید این ملتى که اراده و ایمان خود را معیار کار خود قرار داده و به کار گرفته است، این ملتى که هویت خود را شناخته و به آن تکیه کرده است، سرنوشت او جز عزت و سربلندى و اقتدار روزافزون، چیز دیگرى نیست. در راه رسیدن به این قله‌ى پرشکوه، باید همه با هم همکارى کنند؛ همه به یکدیگر نیروى بیشتر بدمند: «و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر».
دیدار با نظامیان 20/8/85
مفتخر به ایرانی بودن
ما ایرانى هستیم و باید ایرانى بمانیم. ما مسلمانیم و باید مسلمان باشیم. آن‌ها بیشتر از ما علم دارند؛ خوب، ما مى‌رویم علمشان را یاد مى‌گیریم؛ چرا باید عادات و فرهنگ و رفتار و آداب معاشرت آن‌ها را یاد بگیریم؛ این چه منطق غلطى است؟ چون آن‌ها به دلیلى باید چیزى به نام کراوات دور گردنشان ببندند- که البته ما نمى‌گوییم شما چرا کراوات مى‌بندید؛ کراوات مال آن‌هاست- آیا ما هم باید از آن‌ها تقلید کنیم؟ منطق ما براى این‌کار چیست؟ چرا ما لباس و رفتار و آداب معاشرت و حرف زدن و حتى لهجه‌ى آن‌ها را تقلید کنیم؟ من گاهى مى‌بینم در تلویزیون گزارشگر ما از فلان نقطه‌ى دنیا دارد به زبان فارسى گزارش مى‌دهد و مطلب مربوط به ایران است اما زبان فارسى را طورى حرف مى‌زند مثل این‌که یک انگلیسى دارد به زبان فارسى حرف مى‌زند! این، ضعف نفس و احساس حقارت است؛ چرا من باید به‌خاطر ایرانى بودنم احساس حقارت کنم؟ من به زبان خودم افتخار مى‌کنم؛ من به فرهنگ خودم افتخار مى‌کنم؛ من به وطن و کشور و گذشته‌ى خودم افتخار مى‌کنم؛ چرا باید از آن‌ها تقلید کنم؟ براى تقلید از آن‌ها دلیلى ندارم.
دیدار با جوانان، معلمان و دانشجویان دانشگاه‌هاى استان همدان 17/4/83
شما هرجا نگاه مى‌کنید، تبلیغات قوم‌گرایى و مبالغه در این مسأله را مشاهده مى‌کنید. اگر کاوش کنید، دست دشمن را در آن‌جا خواهید دید. دشمن این را مى‌خواست؛ اما غافل بود که ملت ایران پیش از همه چیز، ایرانى است. ترک و فارس و کرد و عرب و بقیه‌ى اقوام ایرانى، افتخار مى‌کنند که فرزند «ایران اسلامى» هستند که پرچم اسلام را در دنیا بر افراشته است.
سخنرانی در جمع مردم ارومیه 27/6/75
جنبش نرم‌افزاری و تولید علم
بنده چند سالى است که مسأله‌ى نهضت نرم‌افزارى را در محیط علمى کشور مطرح کرده‌ام. این، یعنى چه؟ یعنى ما نباید به فراگیرى قانع باشیم؛ باید هدف تحقیق و آموزش ما تولید علم باشد؛ یعنى رسیدن به آن‌جایى که نوآوری‌هاى علمى در فضاى موجود بشرى، از آن‌جا شروع مى‌شود. ما از لحاظ استعداد، نسبت به کسانى که دانش را در دنیا تولید کردند، گسترش دادند، پیش بردند و بر اساس دانش، فن‌اوری‌هاى پیچیده را به‌وجود آوردند، کمبود نداریم. البته تولید علم به معناى این نیست که ما ترجمه و فراگیرى را نفى کنیم؛ نه، آن هم لازم است، بلکه من مى‌گویم در ترجمه و فراگیرى نباید توقف کرد.
دیدار با جمعى از استادان دانشگاه‌هاى سراسر کشور 8/8/82
تولید علم- یعنى شکستن مرزهاى علم و پیشرفت کردن- با تحصیل علم و تبحر در علم تفاوت دارد؛ ما اولى را نیاز داریم. نه این‌که به دومى نیاز نیست، اما دومى کافى نیست. این‌که نوشته و تحقیق و فرآورده‌ى ذهن دانشمندان در زمینه‌ى علوم مختلف- چه علوم انسانى، چه علوم تجربى- بیاید و خوب دانسته شود و همین‌ها محور تشخیص و معرفت‌ نهایى انسان شود، چیز مطلوبى نیست. ما مى‌بینیم که در زمینه‌هاى مختلف، تحقیق و پژوهش و رسیدن به نظریه در دنیاى مادى و دنیاى غرب، مبناى قابل قبول و مورد اعتمادى نبوده؛ به‌خصوص در زمینه‌ى علوم انسانى، که در علوم تجربى و در فناورى هم اثر خودش را نشان مى‌دهد. نگاه اسلام به انسان، به علم، به زندگى بشر، به عالم طبیعت و به عالم وجود، نگاهى است که معرفت نوینى را در اختیار انسان مى‌گذارد.
سخنرانی در دیدار اساتید دانشگاه‌ها 26/9/83
یک ملت، با اقتدار علمى است که مى‌تواند سخن خود را به گوش همه‌ى افراد دنیا برساند؛ با اقتدار علمى است که مى‌تواند سیاست برتر و دست والا را در دنیاى سیاسى حائز شود. اقتصاد هم به دنبال این‌ها به دست مى‌آید؛ پول تابع توانایى‌هاست. امروز این‌طورى است؛ علم را مى‌شود به پول تبدیل کرد و از لحاظ اقتصادى هم قوى شد. این، جایگاه علم است.
دیدار با اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)29/10/84
نباید ما در مسئله‌ى علم، واگن خودمان را به لوکوموتیو غرب ببندیم. البته اگر این وابستگى ایجاد بشود، یک پیشرفت‌هایى پیدا خواهد شد؛ در این شکى نیست؛ لیکن دنباله‌روى، نداشتن ابتکار، زیر دست بودن معنوى، لازمه‌ى قطعى این چنین پیشروى‌اى است؛ و این جایز نیست. بنابراین، ما باید علم را خودمان تولید کنیم و آن را بجوشانیم. هر پله‌اى از پله‌ها که انسان در مدارج علم بالا برود، او را آماده می‌کند براى برداشتن گام بعدى و رفتن به یک پله‌ى بالاتر. این حرکت را بایستى ما از خودمان، در درون خودمان، با استفاده‌ى از منابع فکرى و ذخائر میراث فرهنگى خودمان ادامه بدهیم و داشته باشیم.
دیدار جمعى از برجستگان و نخبگان علمى و اساتید دانشگاه‌ها 3/7/87
الهام‌بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام
امروز دنیاى اسلام احساس مى‌کند به یکپارچگى احتیاج دارد. سران اسلامى باید همت کنند. ما در جمهورى اسلامى وظیفه‌ى سنگینى بر دوش داریم. امروز چشم دنیاى اسلام به ملت ایران است. هر حادثه‌اى که در ایران به‌وجود آید- اعم از حوادث مثبت یا منفى- ملت‌هاى مسلمان به سوى آن گردن مى‌کشند و با دقت آن را مورد مطالعه قرار مى‌دهند؛ از آنچه نشانه‌ى پیروزى و موفقیت ملت ایران است، عمیقاً شادمان و از آنچه از آن احساس خطر شود، به‌شدت نگران مى‌شوند. این امروز تقریباً در همه‌جاى دنیاى اسلام- به‌خصوص میان قشرهاى آگاه و روشنفکر- عمومى است.
خطبه‌هاى نماز عید فطر 15/9/81
اصول عزت، حکمت و مصلحت
عزت و حکمت و مصلحت، یک مثلث الزامى براى چارچوب ارتباطات بین‌المللى ماست. عزت: «الاسلام یعلو و لایعلى علیه»، «لن یجعل الله للکافرین على‌المؤمنین سبیلاً». ما نمى‌خواهیم عزتمان را با تکیه بر نژاد و ناسیونالیسم و حرف‌هایى که متأسفانه همه‌ى دنیا با تکیه به آن‌ها دور خودشان یک حصار مى‌کشند، ثابت کنیم... نه! ما براى خودمان، عزت را بر اساس اعتقاد و ایمان توحیدى- که خاصیت و شاخصه‌ى تفکر اسلامى است- و دل بستن به خدا و محبت به بندگان و خلایق الهى و لزوم خدمت به آن‌ها قایلیم. هر ملتى ذخیره‌اى دارد. ملت ما هم ذخایر خیلى فراوانى دارد؛ ذخایر فرهنگى، پرونده‌ى بسیار درخشان در صحنه‌ى علم جهانى، در صحنه‌ى سیاست جهانى، در صحنه‌هاى گوناگون. ما بناى فخرفروشى نداریم. اگر خوبى، براى خودت هستى؛ اگر پولدارى، براى خودت هستى؛ اگر قدرتمندى، براى خودت هستى؛ ارتباطاتت با ما، ارتباطات و علایق انسان با انسان است. بنابراین، عزت یعنى تحمیل هیچ‌کس را قبول نکردن.
حکمت، یعنى حکیمانه و سنجیده کار کردن. هیچ‌گونه نسنجیدگى را نباید در اظهارات دیپلماتیک و هرآنچه که مربوط به سیاست خارجى و ارتباطات جهانى است، راه داد. همه‌چیز باید سنجیده باشد. آدم نباید هرچه به دهانش آمد، بگوید. باید ملاحظه کنیم که آیا این سخن با موازین منطق و خرد منطبق است، یا منطبق نیست. اگر منطبق نیست، آن را کنترل کنیم. باید حکیمانه برخورد کنیم. فقط در حرف زدن نیست؛ در معاشرت‌ها و برخوردها هم باید حکیمانه برخورد کرد. البته حکمت، به معناى نگفتن نیست. بعضى مى‌گویند حالا که حرف نسنجیده نباید زد، پس چرا باید حرف زد؟! گویى که هیچ‌ کار سنجیده نمى‌شود کرد! نه، اگر گفتیم ما باید حکیمانه کار کنیم، معنایش این نیست که پس کار نکنیم، تماس نگیریم، حرکت نکنیم، حرف نزنیم، مبادا غیرحکیمانه درآید!
مراد، مصلحت شخص من و شما نیست، که اگر ما این اقدام را کردیم، ممکن است برایمان گران تمام بشود. نه، گران هم که تمام بشود، مگر ما که هستیم؟ اگر کارى به مصلحت کشور و به مصلحت انقلاب است، ولى به مصلحت شخص من نیست، گو مباش؛ چه اهمیتى دارد؟ مصلحت، یعنى مصلحت انقلاب، و این مصلحت همه‌جانبه است؛ یعنى از رفتار شخصى ما شروع مى‌شود.
سخنرانی در دیدار با مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و کارداران جمهورى اسلامى ایران 18/4/70