تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۲۶۴
افروغ در گفت‌وگو با ایسنا:

این محقق و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) هم‌چنین درباره تعریف درست «سیاستمدار» با بیان این‌ که «این تعریف تا حدی به زمینه‌های فرهنگی و تاریخی جامعه‌ای که قرار است سیاستمدار در آن تعریف شود، برمی‌گردد» گفت:« سیاستمدار کسی است که سیاست را می‌شناسد، و قدرت و بزرگترین مظهر آن در شرایط کنونی، یعنی قدرت دولتی به همراه مبانی، مولفه‌ها، اجزا و شیوه‌های دستیابی به آن را درک و به گونه‌ای تلاش می‌کند بر این قدرت تاثیرگذار باشد؛ خواه غیرمستقیم از طریق آگاهی‌بخشی و وارد آوردن فشار بر فضای فعل و انفعالات قدرت رسمی و خواه به شکل مستقیم؛ یعنی به گونه‌ای برای ورود به قدرت دولتی گام بردارد و نقشی در دایره تصمیم‌گیری سیاسی ایفا کند.»
وی با اشاره به این‌که «در این بین نباید از قدرت عدم تصمیم‌گیری غافل شد» منظور خود را اینگونه توضیح داد:« ممکن است سیاستمدار را بیشتر دایرمدار عرصه تصمیم‌گیری تعریف کنیم که وقتی به قدرت تصمیم‌گیری رسید، سعی کند از ابزارهای عدم تصمیم‌گیری هم استفاده کند و برای تحکیم قدرت خود به هژمونی و ابزارهای استیلای فرهنگی متمسک شود، ولی قدرت دیگری نیز وجود دارد که می‌توان از آن به عنوان قدرت عدم تصمیم‌گیری یاد کرد. این قدرت پیش از آن‌که به توان تصمیم‌گیری تعریف شود، به اعتبار آن تعریف می‌شود. بسیاری افراد هستند که شاید نشود به آن‌ها سیاستمدار به معنای متعارف آن گفت، ولی به گونه‌ای در سیاست ما اثرگذارند و "گروه‌های منزلت" نوعا این‌چنین هستند.»
این استاد دانشگاه با بیان این‌که «با کمی تسامح می‌توان تقریبا تمام کسانی را که به موضع‌گیری سیاسی خود اشراف یا به دلالت‌های این موضع‌گیری‌ها توجه دارند، سیاستمدار شناخت» تصریح کرد:« کسانی که متوجه دلالت‌های سیاسی موضع‌گیری‌های خود هستند و می‌کوشند پی‌گیر این دلالت‌ها باشند، به نوعی سیاستمدار محسوب می‌شوند و هرچه پی‌گیری بیشتری درباره دلالت‌های مواضع خود داشته باشند، بیشتر می‌شود آن‌ها را به عنوان سیاستمدار شناخت.»
وی افزود:« از نظر من مفری از سیاست و موضع‌گیری سیاسی نیست، ولی این مساله شدت و ضعف‌هایی دارد؛ بدین ترتیب سیاستمدار کسی است که مبانی، اجزاء و ارکان قدرت به ویژه قدرت دولتی عصر و جامعه خود را می‌شناسد و می‌کوشد بر این مولفه‌ها و جایگاه‌ها اثرگذار باشد.»
افروغ درعین حال معتقد است که در شرایط کنونی، ابهام و عدم شفافیت وجود دارد و «آشفتگی» ایجاد شده است؛ به طوری که نمی‌توان به طور شفاف داوری کرد که حال و روز سیاستمدار و غیرسیاستمدار ما چیست.
وی افزود:« فضای کنونی ما به گونه‌ای است که معلوم نیست چه کسی سیاستمدار است و چه کسی سیاستمدار نیست، فضای مبهمی ایجاد شده که با توجه به این‌که همه چیز سیاسی شده، می‌شود گفت همه هم سیاستمدار هستند و هم سیاستمدار نیستند، من این حالت را با دوام نمی‌دانم و از عواقب آن نگران هستم.»
وی ادامه داد: « در جامعه‌ای که پیچیدگی و عدم شفافیت، حاکم می‌شود، ممکن است عده‌ای که مبانی و ارکان آن را نمی‌شناسند و مبانی نظری سیاست متناظر با جامعه ما را خوب درک نکرده‌اند، هم‌چنین درک صحیحی از انقلاب اسلامی ندارند و بازی قدرت و رقابت را خوب نمی‌شناسند، از این آشفته‌بازار استفاده کنند، خط و ربط لازم را بدهند و بر آشفتگی و تبعات آن که می‌تواند بی‌اعتمادی و سست‌کردن بنیان‌های نظام باشد، بیفزایند.»
افروغ در ادامه با تاکید بر این‌ که « در پس هر سیاستمداری باید عقلانیتی مشهود باشد» گفت: « وقتی با یک آشفته‌بازار روبه‌رو شویم، عقلانیت کمرنگ می‌شود و در فضایی که عقلانیت وجود نداشته باشد، نمی‌توانیم به دنبال اخلاق و عدالت هم بگردیم و نمی‌شود عاقبت خوشی هم ترسیم کرد.»
این استاد دانشگاه به وضعیت فعلی جامعه اشاره کرد و با بیان این اعتقاد که «امروز شرایطی در کشور حاکم شده که به راحتی نمی‌شود سره را از ناسره جدا کرد و عده‌ای هم که می‌توانند این کار را انجام دهند، متاسفانه یا احساس امنیت لازم را نمی‌کنند یا احساس می‌کنند حرف آن‌ها خریدار ندارد، در نتیجه سکوت اختیار می‌کنند»، افزود:« در نتیجه در این آشفته‌بازار عده‌ای که زمینه را برای تاخت‌وتاز خود مستعد می‌بینند، با لطایف‌الحیلی سوار بر موج سیاست می‌شوند و به نحوی سوفسطایی‌مسلک به مسائل می‌نگرند؛ ویژگی سوفسطاییان این بوده است که خود را متخصص همه چیز می‌دانستند، ولی درهیچ چیز تخصص نداشتند.»
وی ادامه داد:« میدان‌دار‌شدن چنین افرادی موجب می‌شود از عقلانیت لازم دور شویم و فرد نخبه از ورود به صحنه باز بماند، یا خود را محروم کند و یا امنیت خاطر نداشته باشد. متاسفانه امروز ما در چنین فضایی قرار گرفته‌ایم؛ فضایی که با انواع و اقسام انگ‌ها و تهمت‌ها عجین شده و برخی از همان ملاک‌ها و معیارهایی که اساس وحدت‌بخشی رجال سیاسی، نظام و مردم ما بوده، امروز به ابزارهای افترا و تهمت‌زنی تبدیل شده است؛ به گونه‌ای که گویی هرکس زر و زور و تزویر بیشتری دارد، می کوشد اراده خود را که ممکن است چندان هم معقول، اخلاقی و عادلانه نباشد، به نام سیاست‌ورزی صحیح به بقیه تحمیل کند.»
وی با بیان این‌ که «باید برای شرایط پیش‌آمده، چاره‌ای اندیشید» خاطرنشان کرد:« اگر کسی معتقد باشد نباید برای این شرایط فکری کرد، چراکه این وضعیت هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی ندارد، من او را به اندیشه‌های سیاسی امام(ره)، لایه‌های فلسفی و حکمی این انقلاب و موضع‌گیری‌های 30 سال اخیر که موجب قوام و دوام جمهوری اسلامی شده است، ارجاع می‌دهم؛ زیرا نمی‌شود کشور را به صورت یکسویه اداره کرد و همه باید بتوانند حرف‌هایشان را بزنند.»
افروغ با بیان این که «قرار است عرصه سیاست ما با عرصه سیاست در غرب تفاوت‌هایی داشته باشد»، اظهار کرد:« قرار نیست درعرصه سیاست‌ورزی ما، ماکیاولیسم جایگاهی داشته باشد و قدرت دولتی یا حکومتی هدف تلقی شود؛ بلکه قرار است این‌ها ابزار باشند.»
این نماینده سابق مجلس با اشاره به این ‌که «ما قرار است سیاست اخلاقی، دینی، انسانی و الهی را دنبال کنیم» یادآور شد:« این سیاست ملزوماتی دارد که باید به آن توجه شود. این سیاست‌ورزی نسبتی با مبانی انقلاب اسلامی و مبانی ارزشی ما دارد و در بهترین حالت، سیاست یا قدرت دولتی در نظام ما تقدم رتبی دارد و تقدم ارزشی ندارد؛ یعنی مقدمه‌ای است برای رسیدن به یک ذی‌المقدمه که آن ذی‌المقدمه اصالت بیشتری دارد و در قالب اخلاق و معنویت و معرفت‌الله تعریف می‌شود، اما متاسفانه ما توسط برخی اصاحب قدرت دچار نوعی سیاست‌ورزی شده‌ایم که این معنا را برنمی‌تابند و به گونه‌ای این ارزش‌ها را ابزار حفظ آن تقدم رتبی کرده‌اند.»
وی با بیان این اعتقاد ‌که « متاسفانه امروز هدف وسیله و وسیله هدف شده است» از آنچه آن را « ابزار قرارگرفتن ارزش‌ها، اخلاقیات و معنویات در دست عده‌ای برای حفظ قدرت به هر قیمتی» خواند انتقاد کرد و افزود:« آن‌چه در حال حاضر به چشم می‌آید، شتاب‌زدگی، رفتار احساسی و هیجانی، انگ و برچسب‌زدن و یک فضای سرشار از تهمت است که نه با رفتار عقلانی سازگار است و نه با سیاستی که در جمهوری اسلامی تعریف شده و قرار است در جهت ارزش‌ها باشد.»
وی هم‌چنین با اشاره به وظیفه اصلی یک سیاستمدار واقعی اظهار کرد:« فضایی که امروز در آن قرار داریم تا حدی معلول کنش، اعمال، رفتار و سیاست‌ورزی گذشته سیاستمداران ما بوده است؛ یعنی کسانی که باید در عرصه قدرت دولتی خوب سیاست‌ورزی می‌کردند، خوب عمل نکردند و خودشان متوجه این مساله نبودند، یا این‌که در مقطعی نوعی ماکیاولیسم را کلید زدند که نسبتا سکولار بوده و امروز به واکنش آن تبدیل شده و به نظر من سر از نوعی ماکیاولیسم مذهبی درآورده است.»
وی افزود: « متاسفانه وقتی به رفتار سیاست‌مداران در گذشته نگاه می‌کنم متوجه برخی بی‌اخلاقی‌ها و عدم توجه به عقلانیت و توجه به نقش ابزاری حکومت می‌شوم؛ یعنی گروه‌های سیاسی ما در گذشته و در شرایط کنونی اشتباهاتی داشته‌اند و یک ارتباط زنجیره‌ای بین شرایط فعلی و گذشته وجود دارد که باید آسیب‌شناسی شود.»
افروغ با تاکید بر این‌که «کشوری سربلند است و می‌تواند آینده سالم و بانشاطی را برای خود رقم بزند که از اشتباهاتش عبرت بگیرد» تصریح کرد:« ما باید اجازه دهیم این عبرت‌گیری رخ دهد. به قول معروف، جلوی ضرر را از هر کجا بگیریم، نفع است و ما باید جلوی ضرر بیشتر را بگیریم.»
وی در عین حال با بیان این که «اگر واقعا باید از اشتباهات خود عبرت بگیریم، باید بستر لازم فراهم شود»، اظهار کرد:« یکی از ضروری‌ترین گام‌هایی که باید در شرایط فعلی برداشته شود و همه به ضرورت آن واقف هستند، این است که افراد، نخبگان و چهره‌های سیاسی تاثیرگذاری که التزامی به مبانی نظام دارند، بتوانند در یک عرصه مناسب حرف‌های خود را بزنند و مشکلات و مسائل را بیان کنند تا ریشه‌یابی و راه ‌حلی برای آن‌ها ارائه شود؛ این یک امر ضروری است و سیاستمداران و اصحاب قدرت حاکم باید نسبت به آن اهتمام ورزند و بستر لازم را فراهم کنند.»
وی با بیان این‌که «حتی کسانی که می‌گویند با مساله‌ای به نام افتراق ملی روبرو نیستیم تلویحا تایید می‌کنند چنین مشکلی داریم و ضرورتی به نام وحدت ملی وجود دارد» بر فراهم‌کردن بستر مناسب برای شنیدن حرف‌های همه گروه‌ها از سوی سیاستمداران تاکید کرد و گفت:« اگر بنا به دلایلی صاحبان قدرت فعلی تن به این کار ندهند، نخبگان مدنی و اجتماعی ما باید این وظیفه را بر دوش خود احساس کنند. علما و حوزه‌های علمیه ما باید متوجه این معنا شوند که جمهوری اسلامی دلالت سیاسی ارزش‌های تاریخی و آرمان‌های متعالی آن‌هاست و نمی‌توانند بی‌تفاوت از کنار آن رد شوند؛ پس بهتر است بستر را فراهم کنند تا شاید بتوانیم از شرایط فعلی به سلامت عبور کنیم و مسیر برای نظارت بیشتر و ایفای نقش نظریه‌پردازی از سوی نخبگان هموار شود.»
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد:« اگر در گذشته نخبگان فکری، علما و روشنفکران حقیقت‌گرای ما ادای وظیفه کرده بودند و به نقادی، نظارت و نظریه‌پردازی عنایت بیشتری می‌کردند و دلالت سیاسی مواضع خود را با دقت بیشتری دنبال می‌کردند، شاید امروز این حال و روز را نداشتیم، ولی متاسفانه در برابر این فاصله‌گیری‌هایی که در طول سال‌ها توسط صاحبان قدرت رسمی صورت گرفت، یا سکوت و یا توجیه، تقدیس و تطهیر دیدیم و برخی مواقع هم نقدهایی می‌دیدیم که از جنس انقلاب اسلامی نبود. آن سکوت‌ها و تطهیر موجب شد متاسفانه این شرایط با شدت و قدرت بیشتری پیش برود و امروز شاهد چنین جریان و فضایی باشیم.»
افروغ با بیان این‌که « فضای امروز به هیچ وجه زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست» افزود: « تمام شعارهای ما که ملاک و ساز و کار وحدت ما بوده امروز ابزار افتراق و انشقاق ما شده است. یک روز مساله مبارزه با آمریکا اساس وحدت ما بود، ولی متاسفانه امروز عده‌ای دیگری را متهم می‌کنند به این‌که شما مخالف آمریکا نیستید و فقط ما مخالف آمریکا هستیم و این اتهام با واقعیت منطبق نیست. متاسفانه تهمت‌هایی به افرادی زده می‌شود که سابقه مبارزاتی درخشانی دارند و آن‌ها را به همنوایی و همراهی با آمریکا متهم می‌کنند، آن هم بدون این‌که هیچ سند محکمه‌پسندی نشان دهند؛ در حالی که "خوش بود گر محک تجربه آید به میان، تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد."»
وی گفت:« امروز آن نظام‌هایی که به طور مبنایی ماکیاولیسم را برای خود تئوریزه کرده‌اند به این معنا رسیده‌اند که با بی‌اخلاقی‌ها در فضای سیاسی برخورد کنند، ولی ما که به صورت مبنایی ماکیاولیسم را برنمی‌تابیم، متاسفانه در برابر جو سنگین بی‌اخلاقی، بداخلاقی، تهمت، افترا، دروغ و حرف‌های بی‌سند سکوت می‌کنیم و متاسفانه مدعی‌العموم اینجا وارد عمل نمی‌شود.»
وی با تاکید بر این‌که « انقلاب، مدعی‌العموم می‌خواهد» افزود:« انقلاب، اخلاق، فرهنگ و سیاست‌ورزی صحیح و متناسب با جمهوری اسلامی مدعی‌العموم می‌خواهد، ولی متاسفانه ما مدعی‌العموم نمی‌بینیم و این شبهه ایجاد می‌شود که مدعی‌العموم فقط به یک عرصه خاص از ابعاد مختلف انقلاب اسلامی تعلق پیدا کرده است که البته آن هم مساله جداگانه‌ای است که ببینیم آیا واقعا در همین عرصه هم به درستی ادای وظیفه کرده و آیا از رفتارها و برخوردهای جناحی به دور بوده است یا خیر؟»
افروغ در ادامه به تفاوت سیاست‌ورزی صحیح و سیاست‌بازی نیز اشاره کرد و گفت:« کسانی که با سیاست‌ورزی اخلاقی، عقلایی و دینی آشنا نیستند و قاعده بازی را یا فهم نکرده‌اند یا بر هم می‌زنند و با تمسک به رفتارهای ناصحیح و ناموجه، خلط هدف و وسیله می‌کنند، سیاست‌ورزی صحیح نمی‌کنند. سیاست و به ویژه قدرت رسمی در بهترین حالت خود یک ابزار است و کسانی که این را هدف و ارزش‌های متعالی را وسیله می‌پندارند، مصداق سیاست‌بازان حرفه‌ای و دورویانی هستند که لباس سیاست‌ورز صحیح را به تن می‌کنند و به شدت باید با آن‌ها برخورد شود.»
وی در ادامه با انتقاد از آماده‌شدن فضا برای فرصت‌طلبان و عوام‌فریبان و بیان این که در چنین فضایی، عده‌ای جمهوری اسلامی را نقض غرض و از آن علیه خودش استفاده می‌کنند، گفت:« یعنی عده‌ای با استفاده از ارزش‌های متعالی می‌کوشند با ارزش‌گرایان واقعی مقابله کنند و سیطره خود را تحکیم ببخشند.»
وی در تشریح سخنانش به عنوان نمونه به بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی اشاره کرد و افزود:« یکی از شعارهای انقلاب اسلامی مبارزه با مفاسد اقتصادی بود ، ولی می‌بینیم همین بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی گاهی اوقات ابزاری می‌شود برای نادیده انگاشتن ثروت‌های کلان و رانت‌جویی‌های گسترده و مقابله با ثروت‌های بسیار محدود و مشروع عده‌ای خاص یا این‌که همین ارزش‌ها مستمسکی برای تهمت زدن بدون ارائه هیچ سند و مدرکی می‌شود.»
این پژوهشگر مسائل اجتماعی با بیان این‌که « این نوع رفتار با نوع سیاست‌ورزی مورد نظر امام(ره) سازگار نیست» یادآور شد:« یکی از بحث‌های امام(ره) این بود که خیلی‌ها می‌گویند نباید وارد سیاست شد؛ چراکه سیاست زشت است و موجب انحراف می‌شود، ولی امام(ره) فرمود این سیاست‌ورزی با نوع سیاست‌ورزی ما مخالفت دارد. سیاست‌ورزی ما اخلاقی، انسانی و الهی است؛ بنابراین ما باید درجای جای عرصه سیاست شاهد تراوش اخلاق و معنویت باشیم. ما نمی‌توانیم با اباحه‌گری، مدعی سیاست‌ورزی صحیح باشیم.»
وی تصریح کرد: «در کنار تمام محاسن، خوبی‌ها و زیبایی‌های انقلاب اسلامی، متاسفانه امروز زمینه و بستر به گونه‌ای فراهم شده که متملقان و عوام‌فریبان بتوانند جولان بدهند.»
وی « توجه مدعی‌العموم به وظیفه ذاتی خود» را یکی از راه‌های برون‌رفت از شرایط فعلی عنوان کرد و درباره راه ‌حل دیگر فضای فعلی گفت: « باید بستری در شرایط فعلی فراهم شود که چهره‌های مختلف سیاسی، غیرسیاسی و نخبگان جامعه بتوانند مساله‌شناسی کنند و مشکلات ریشه‌یابی شود تا راه حل‌هایی هم تعریف شود؛ چراکه این ضرورت حیاتی امروز ماست که اگر امروز به آن رسیدیم سریع‌تر می‌توانیم از معضلات خارج شویم؛ ولی اگر این کار را انجام ندادیم و تعلل کردیم، مشکلات جدی‌تری به سراغ ما خواهد آمد.»
وی در ادامه از عملکرد صداوسیما انتقاد کرد و افزود:« آن زمانی که صداوسیما به ویژه سیما رسالت ملی خود را فراموش می‌کرد من به عنوان رییس کمیسیون فرهنگی بارها هشدار دادم که این رسانه ملی است و متعلق به گروهی خاص نیست؛ پس این رسانه را در اختیار هژمونی خاص قرار ندهید و بیایید نقش و رسالت تاریخی خود را ایفا کنید، ولی متاسفانه توجهی نشد.»
افروغ در پایان اظهار کرد:« در مبارزات انتخاباتی مجلس هشتم باز هم صداوسیما یکسویه عمل کرد و ما همان موقع موضع گرفتیم؛ چراکه من امروز را دیده بودم. در انتخابات ریاست‌جمهوری هم شاهد مطرح شدن برخی مباحث در مناظره‌ها بودیم که متاسفانه اخلاقی، مستند و محکمه‌پسند نبود؛ ولی تمام این‌ها قابل پیش‌بینی بود و ما نباید از ریشه‌های چنین رخدادی غافل شویم. دائم به اصل حادثه پس از انتخابات ارجاع می‌دهند ولی هیچ توجه نمی‌کنند چه عوامل و ریشه‌هایی موجب چنین واکنشی شد. من برحسب وظیفه دینی، مسلمانی و روشنفکری خود احساس خطر می‌کنم که اگر امروز این اصلاح را انجام ندهیم، مشکلات و مصائب بیشتری به سراغ ما می‌آید. ما نباید آن‌قدر لاپوشانی کنیم و مسائل را نبینیم؛ چراکه جامعه رشدیافته جامعه‌ای است که با صدای بلند و شهامت عیب‌های خود را فریاد می‌زند و در جهت رفع آن‌ها اقدام لازم را انجام می‌دهد.»