نویسنده: دیوید اچ شین ( David H. Shinn)
برگردان: جاوید قربان اوغلى
برخی منتقدان بر این باورند که چین یک قدرت استعمارى جدید است که به سادگی از آفریقا به عنوان یک منبع مواد خام به ویژه نفت سوء استفاده مى کند...ترجمه ای از جاوید قربان اوغلی، سفیر سابق ایران در الجزایر.
سال گذشته دو استاد دانشگاه چین در مقاله اى که در بررسى اقتصادی شرق دور منتشر شد ،نوشتند: "امنیت انرژی به طور فزاینده نقش مهمی را در روابط چین- آمریکا و تشدید اصطکاک در مورد مسائل منطقه ای بازى مى کند". برای مثال ، آنان اختلافات سیاسى بین ایالات متحده و چین در مورد سودان کرده اند. با وجود اینکه سودان یکی از منابع نفت خام برای ایالات متحده نبوده و چین نیز علیرغم سرمایه گذاری های قابل توجه در بخش انرژی در سودان، تنها حدود 7 درصد از واردات نفت خام خود را از سودان تامین مى کند.در حالیکه سیاست ایالات متحده آمریکا تلاش برای منزوی کردن و یا مجازات کشورهایی مانند سودان است، چین به این نتیجه رسیده است که این کشورها براى امنیت انرژی و رشد سریع اقتصاد آن کشور مهم است.
دو دانشگاهی چینی استدلال می کنند که مشروعیت حزب کمونیست چین در گرو تداوم رشد قوی و پایدار اقتصادی این کشور است. در عین حال، یک مقام ارشد ایالات متحده هشدار داد که روابط پکن با "کشورهاى مزاحم" پیامدهایی براى ایالات متحده در پى داشته باشد. کشورهای مزاحم بزعم ایالات متحده آمریکا مقدار قابل توجهی نفت به چین صادر مى کنند که احتمالا به ادامه تنش بین ایالات متحده و چین منجر خواهد شد. نه تنها هیچ دلیل موجهى براى تضاد آمریکا و چین در سیاست انرژی در آفریقا وجود ندارد بلکه فرصت هایی برای همکاری این دو کشور در توسعه و امنیت ذخایر نفت وجود دارد. این به نفع هر دو- ایالات متحده آمریکا و چین - است که به منظور توسعه منابع امن نفت خام و قیمت مناسب بین المللی به منظور واردات و مصرف نفت خام همکارى کنند.
ایالات متحده، بزرگ ترین و چین دومین مصرف کننده نفت در جهان است. چین روزانه 7 میلیون بشکه و ایالات متحده روزانه حدود 20 میلیون بشکه نفت مصرف مى کنند. با توجه به پروژه های بین المللی انرژی که مورد تقاضای چین است پیش بینى مى شودمیزان مصرف این کشور در سال 2011 از 9 میلیون بشکه در روز تجاوز کند.
چین متکی به زغال سنگ موجود در این کشور برای بسیاری از نیازهای انرژی خود است. نفت و گاز تنها حدود 20 درصد از نیاز انرژی این کشور و نفت وارداتی کمتر از 10 درصد از مصرف انرژی چین را شامل مى شود. با وجود این باید در نظر داشت که این کشور تا کنون بیشترین تقاضای انرژی در سطح جهان در طول دو دهه گذشته را به خود اختصاص داده است. در برخی از صنایع به دلیل بازده کم زغال سنگ و اثرات منفی زیست محیطی نفت جایگزین زغال سنگ شده است. افزایش تقاضای چین برای نفت و گاز سریعتر از تقاضای این کشور را برای ذغال سنگ است.
ایالات متحده بزرگترین واردکننده نفت و چین سومین واردکننده نفت پس از ایالات متحده و ژاپن در جهان است. بر اساس مصرف سرانه ، سهم واردات نفت چین فقط در حدود یک بیستم واردات ایالات متحده است. در حالیکه چین با 1.3 میلیارد نفر جمعیت - یک پنجم جمعیت جهان - ، مایل به کاهش سرانه مصرف در کلیه زمینه هاست با وجود این، مصرف نفت در چین در حال از رشدى سریع تر از آن ایالات متحده برخوردار است. جمعیت وسیع چین و اقتصاد به سرعت در حال گسترش آن از جمله دلایلى هستند که منجر به افزایش رقابت این کشور برای دسترسی به نفت کشورهای مختلف، از جمله ایالات متحده است. افزایش مصرف چین همچنین در افزایش قیمت نفت خام مؤثراست.
از 1994 به بعد واردات نفت خام چین سالانه حدود 13 درصد افزایش یافته است.در سال 2006 واردات نفت 47 درصد از کل مصرف نفت چین را شامل مى شد، در حالی که این رقم براى ایالات متحده آمریکا حدود 60 درصد است.
با این نرخ رشد مصرف نفت، تا سال 2015چین نیازمند واردات حدود دو سوم از کل نیاز خود است، در حالی که رشد واردات ایالات متحده کمى بیش از 60 درصد از کل نیازهای این کشور خواهد بود. چین به منظور رفع نیاز مصرف رو به رشد خود به واردات نفت در صدد متنوع کردن تامین کنندگان و تشویق شرکت های ملی نفت خود را به سرمایه گذاری در آفریقا، خاورمیانه، و دیگر مناطق دنیاست. چین به دنبال سیاست های طولانی مدت امنیت انرژی است در حالیکه روش شرکتهای غربی تاکید بر سود کوتاه مدت است.
نقش نفت در آفریقا
در مقایسه با خاور میانه که تقریبا 62 درصد از ذخایر شناخته شده نفت جهان را در خود جای داده است ، آفریقا با 53 کشور تنها 9 درصد از ذخایر نفت خام شناخته شده جهان را دارا هستند. اما منابع افریقا تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده و به نظر می رسد در آینده جایگاه مهمى در اکتشافات نفت و گاز جهان را به خود اختصاص دهد. IHS انرژى به عنوان یک شرکت مشاور در نفت و گاز معتقد است که تا سال 2010 سهم آفریقا در تولید هیدروکربن مورد نیاز جهان به 30 درصد افزایش خواهد یافت. یک مطالعه وزارت انرژی ایالات متحده آمریکا نشان مى دهد رشد تولید نفت آفریقا بین سال های 2002 و 2025، 91 درصد افزایش خواهد یافت. ضمن اینکه نفت آفریقا با ویژگى کیفیت بالا و سولفور کم به ویژه براى پالایشگاه ها از مطلوبیت بیشترى برخوردار است. اگر چه در مقایسه با خاورمیانه به عنوان منبع تامین نفت خام،آفریقا از اهمیت بسیار کمترى برخوردار بوده و نقش حاشیه ای دارد ولى این قاره براى ایالات متحده و چین از جایگاه ویژه اى برخوردار است.ذخایر شناخته شده نفت در لیبی با 39 میلیارد بشکه و نیجریه با 36 میلیارد بشکه به اندازه دو برابر ذخایر اثبات شده چین و کمتر از دو برابر حجم ذخایر آمریکا است. چین در حال حاضر تقریبا یک سوم از نفت وارداتی خود را از آفریقا تامین مى کند این در حالى است که در سال 2004 تنها یک چهارم از نفت وارداتى این کشور از آفریقا تامین مى شد.
حدود دو سوم از صادرات آفریقا به چین را نفت تشکیل می دهد. 22 درصد از واردات نفت خام ایالات متحده در سال 2006 از آفریقا تامین مى شد. این رقم در مقایسه با سال 2004 که تنها 15درصد نفت آمریکا از آفریقا تامین مى شد، نمایانگر کاهش وابستگى آمریکا به نفت خاورمیانه میانه وافزایش واردات از آفریقا تا میزان دو بر ابر از سال 2002 است . هر دو کشور، چین و ایالات متحده، در صدد افزایش درصد واردات خود را از آفریقا هستند. در حالی که واردات چین از خاورمیانه طى سال های اخیر حدود 50 درصد کاهش یافته است، اما پیش بینی مى شود هر دو کشور واردات خود از این منطقه را نیز افزایش دهند با این وجود چین تمایلی به وابستگى انحصارى بیش از حد را به نفت خاور میانه ندارد. چین همچنین فاقد ظرفیت پالایشگاهى برای نفت خام سنگین خاورمیانه است.
برخی منتقدان بر این باورند که چین یک قدرت استعمارى جدید است که به سادگی از آفریقا به عنوان یک منبع مواد خام به ویژه نفت سوئ استفاده مى کند. درست است که نفت آفریقا، مواد معدنی، و چوب این قاره براى اقتصاد چین مهم است و تقریبا تمام صادرات این مواد آفریقا به چین می باشد. اما اگر این توجیه قابل قبولى باشد استدلال مشابه می تواند برای ایالات متحده، اروپا و ژاپن نیز در نظرگرفته شود. در سال 2006 چین تنها خریدار 9 درصد از صادرات نفت خام آفریقا بود در حالی که ایالات متحده درهمان زمان 33 درصد و اروپا 36 درصد از نفت صادراتى آفریقا را مى خریدند. در سال 2006 چهار کشور تامین کننده عمده آفریقایی نفت چین به ترتیب اهمیت آنگولا، کنگو برازاویل، گینه و سودان بودند. در همان زمان نیجریه، آنگولا، الجزایر و گابن چهار کشور اصلى صادر کننده نفت آفریقا به ایالات متحده محسوب مى شدند.
سه کشور عمده نفتى آفریقا
سه کشور آنگولا، سودان و گینه استوایی نمایانگر موفقیت ها و چالش های دیپلماسی نفتی چین در آفریقا مى باشند. آنگولا مهم ترین منبع فریقایى تامین نفت خام چین از آغاز قرن بیست و یکم بوده است، در حالی که سودان تا سال گذشته دومین تامین کننده آفریقایی نفت چین بود. چین زمانى وارد صنعت نفت آنگولا شد که شرکت های عمده نفتی غرب قبلا با اکتشاف نفت در این کشور باعث رونق صادرات نفت آنگولا شده بودند. چین همراه با شرکای بین المللی، صنعت نفت در حال نزع سودان در منطقه درگیری جان دوباره اى بخشید. اگرچه چین سرمایه گذاری بسیار کمتری در بخش نفت در گینه استوایى داشت ولى اکنون این کشور به یکى از تامین کنندگان مهم نفت خام چین تبدیل شده است.
چین در صنعت نفت آنگولا سرمایه گذاری سنگینى کرده است زیرا علاوه بر ثبات سیاسی پایدار، تولید نفت این کشور در سال های اخیر به شدت افزایش یافته است. اگر چه برخی از ناظران معتقدند سرمایه گذاری های چین در آنگولا تهدیدی برای منافع غرب است ولى باید در نظرداشت که هنوز ا بزرگ ترین سرمایه گذاران صنعت نفت در آنگولا شرکت های غربی هستند.. ChevronTexaco و Exxon Mobil هر یک به تنهایى با تولید حدود 500،000 بشکه در روز از نفت آنگولا به همراه بى پى ( BP )و توتال ( (Totalکه پروژه های بزرگی را در این کشور در دست انجام دارند بزرگترین شرکت هاى نفتى فعال در صعنت نفت آنگولا هستند. به نظر نمى رسد دخالت چین در صعنت نفت آنگولا نشانه اى از تنزل منافع ایالات متحده در امنیت انرژی را در پى داشته باشد کما اینکه هیچ اختلاف قابل ملاحظه در خط مشی سیاسی ایالات متحده و چین در آنگولا وجود ندارد و به نظر نمی رسد هیچ یک از دو کشور علاقه مندبه مداخله جدی در وضعیت سیاسی داخلی آنگولاو ثبات سیاسی این کشور باشند. برای چین شگفت آور است که علیرغم گزارش وزارت امور خارجه در سال 2006 در مورد وضعیت حقوق بشر در آنگولا که در آن گزارش به "ضعف حقوق بشر در این کشور با وجود پیشرفت در برخی از موارد "اشاره شده بود هیچ اقدامى از سوى وزارت امور خارجه امریکا براى بهبود این وضعیت صورت نگرفت.
در سال 2006 سودان چهارمین تامین کننده نفت چین در آفریقا بود، اما سودان به خاطر سرمایه گذاری 4 میلیارد دلارى چین در بخش نفت این کشور از اهمیت زیادى براى چین برخوردار است. شرکت ملی نفت چین (CNPC) در سال 1996 وارد سودان شد و همراه با دیگرشرکتهاى نفتى جهان، اکتشاف در حوزه های نفتی را که پیشتر از طرف شرکت شورون به دلیل جنگ داخلی رها شده بود آغاز کرد. عملیات NPC ، همچنین افزایش اکتشافات نفتی و رساندن تولید به 500،000 بشکه در روز در سال 2006 را در پى داشت. انتظار می رود امسال تولید این کشور به 750،000 بشکه در روز برسد.
سودان در حال حاضر به دلیل جنگ داخلى و سابقه بد در زمینه حقوق بشر به موضوع اصلى در روابط آمریکا و چین تبدیل شده است. چین یکی از مهم ترین تامین کنندگان تجهیزات نظامی سودان است و خارطوم به راحتی با استفاده از درآمد حاصل از نفت می تواند خریدهاى خود از چین را انجام دهد. سودان این تسلیحات را علیه نیروهای جنوب سودان که مورد حمایت واشنگتن –هرچند به صورت غیر علنى- است، استفاده مى کند، این معضل بین شمال و جنوب سودان در سال 2005 با وساطت آمریکا و حمایت چین با امضاء توافقنامه صلح به پایان رسید. در واقع، چین با اعزام پرسنل خود به عملیات حافظ صلح سازمان ملل متحد که به منظور اجرای توافق نامه صلح شمال جنوب مستقر شده اند کمک مى کند.
از سال 2003، بحران دارفور به یک مسئله در روابط آمریکا و چین تبدیل شده است. ایالات متحده همچنان به اعمال فشار بر سودان برای پایان دادن به جنگ ادامه مى دهد در حالی که چین، حداقل تا همین اواخر تمایلی به استفاده از اهرم نفوذ خود در سودان نداشته است. هو جینتائو رئیس جمهور چین در ماه فوریه با عمر حسن البشیر رئیس جمهور سودان در خارطوم ملاقات کرد. گزارشات حاکى از آن است که او از البشیر خواسته است که با صلح بانان سازمان ملل متحد و اتحادیه آفریقا براى تحقق صلح در این کشور همکارى نماید. با این حال، رییس جمهور چین اعلام کرد که بدهی های سودان را خواهد بخشید وى همچنین وعده داد کاخ ریاست جمهوری البشیر را بسازد. ایالات متحده از سیگنال های متناقض چین به سودان از زمان سفر فوریه رییس جمهور انتقاد می کند. با این حال، به نظر می رسد تشدید فشار چین به سودان باعث شده است تا سودان اجازه ورود صلح بانان سازمان ملل به دارفور را صادر نماید. با وجود این ، سودان به عنوان یک مسئله متنازع فیه در روابط چین - آمریکا باقی مانده است و نفت نقشی حیاتی در این مساله بازى مى کند.
از سال 1999 به بعد، گینه استوایی سومین یا چهارمین تامین کننده بزرگ نفت خام چین از آفریقا بوده است. رشد تجارت بین چین و گینه از زمان گزارش وزارت امور خارجه آمریکا در موضوع حقوق بشر در گینه استوایی در سال 2000 که در آن "ازوضعیت حقوق بشر در این کشور انتقاد و بر نقض مداوم آن تاکید شده است" ادامه دارد. در سال 2006، صادرات نفت گینه استوایی به چین به بیش از 2.5 میلیارد دلار بالغ گردید. گزارش وزارت امور خارجه همچنان از "وضعیت حقوق بشر در گینه وتعهد دولت به اغماض و چشم پوشی از نقض جدی آن در این کشور" انتقاد کرده است. هنگامی که وزیر امور خارجه چین در سال 2007 از گینه استوایی بازدید مى کرد او چین را به عنوان یک شریک مهم برای همکارى با گینه استوایی های توصیف از این کشور به عنوان "بهترین دوست"نام برد.
گینه استوایی همچنین از تامین کنندگان اصلی نفت ایالات متحده امریکاست. حدود 20 شرکت امریکایى بر تولید نفت این کشور تسلط دارند. اگر چه روابط شخصی بین رهبران ایالات متحده و گینه استوایى از حرارت روابط رهبران گینه و چین برخوردار نیست، رئیس جمهور گینه آقاى Obiang در سال 2004 از واشنگتن بازدید و با کالین پاول وزیر امور خارجه سابق ملاقات کرد. در سفر مجدد آقاى Obiang رئیس جمهور به واشنگتن در سال 2006 وزیر امور خارجه،کاندولیزا رایس از او به عنوان یک "دوست خوب " استقبال کرد. پسر رئیس جمهور گینه به یک گزارشگر گفت "ایالات متحده، مانند چین باید مراقب باشد که در مسائل داخلی گینه وارد نشود". ایالات متحده از روابط چین با گینه استوایی انتقاد نکرده است.
ایالات متحده ، چین ، و نفت آفریقا: مسابقه یا همکاری؟
ایالات متحده و چین در حال حاضر به شدت به واردات نفت خام آفریقا وابستگی دارند، و شواهد حاکی از افزایش واردات نفت این دو کشور از آفریقا در سال های آینده است. در کشورهایی مانند آنگولا و گینه استوایی، چین و ایالات متحده، برای تامین نفت با یکدیگر رقابت مى کنند. در دراز مدت، ثبات سیاسی، حکومت خوب، کاهش موارد نقض حقوق بشر وکاهش فساد به نفع چین و ایالات متحده در تضمین امنیت انرژی است. چین برای دستیابی به ثبات سیاسی واهداف دیگر تمایلى به دخالت در امور داخلی کشورهای دیگرندارد. ایالات متحده به صورت گزینشى برای دستیابى به حکومت خوب، احترام به حقوق بشر، و کاهش فساد به کشورهاى آفریقایى فشار مى آورد. در شرایط کنونى ایالات متحده و چین که منافع متداخل در آفریقا دارند ثبات سیاسی هترین فرصت را برای همکاری آنان فراهم مى کند.
به گفته معاون دستیار وزیر امور خارجه در امور آفریقا گزارش کمیته روابط خارجى کنگره آمریکا در سال 2005 سیاست نفتى چین در آفریقا را به عنوان "یک تهدید براى آمریکا" تلقى نمى کند. وی اضافه کرد که تلاش های دیگران براى دستیابى به انرژی در آفریقا می تواند در جهت پیشبرد اهداف ایالات متحده در آفریقا در افزایش رفاه و ثبات ارزیابى شود. یک گزارش وزارت انرژی در سال 2006 چنین نتیجه گیرى کرده است که تلاش هاى چین براى دستیابى به انرژی آفریقا فی نفسه تهدیدى براى منافع امنیت ملی ایالات متحده نبوده، بلکه مى تواند خدمتى برای افزایش تامین منابع نفتی جهان باشد. ریچارد لوگر رهبر اکثریت کمیته روابط خارجی مجلس سنا در اوایل سال 2006 تاکید نمود که برای واشنگتن گسترش همکاری های انرژی با چین بسیار مهم مى باشد.
سخنگوی وزارت خارجه چین در سال 2006 موضع مشابهى را بیان کرده و تاکید کرد: "در زمینه انرژی ، چین و ایالات متحده هستند رقیب یکدیگر نیستند." سخنگو اضافه کرد که "چین در این زمینه آماده همکارى با ایالات متحده و دیگر کشورهاى جهان بر اساس برابری و منافع متقابل است". در سال 2006 نایب رئیس چین در کمیسیون توسعه ملی و اصلاحات استدلال کرد که ایالات متحده و چین نیازمند "مقابله با ذهنیت جنگ سرد "و همکاری با یکدیگر به منظور تضمین عرضه پایدار نفت جهان و قیمت ها هستند.
برخی از مقامات ایالات متحده معتقدند که تلاش های چین برای کنترل منابع انرژی در آفریقا و جاهای دیگر می تواند به محروم کردن شرکت های نفتی امریکایى و تضعیف سیاست خارجی ایالات متحده منجر شود. همچنانکه برخى از مقامات چینی همان شیوه استدلال را در مورد فعالیت های شرکت های آمریکایی دارند. اما منطق و احساسات غالب در هر دو کشور معتقد است فضاى همکاری در حوزه نفت بین دوکشور بیشتر از رقابت است. واشنگتن و پکن می توانند با نگاه به مشارکت در اکتشاف و توسعه منابع نفت در آفریقا همکارى هاى خود را افزایش دهند. آنها همچنین می توانند در جهت بهبود ثبات سیاسی و امنیت عرضه نفت همکارى کنند. واشنگتن باید با هدف کسب حمایت چین از حکمرانى خوب، شفافیت بیشتر، فساد کمتر و بهبود شیوه های اجرای حقوق بشر در آفریقا بی سر و صدا با پکن به مشورت پردازد. مهمتر آنکه، امریکا باید با نزدیکى به کشورهای آفریقایی با سوابق نسبتا خوب در زمینه حقوق بشر و حکومت داری خوب مى تواند این استدلال خود را به چین عرضه کند..