تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۳۰۳۹
نویسنده: یونس شکرخواه اشاره: مکتوب زیر پیاده شده جلسه میزگرد دکتر یونس شکرخواه در رادیو گفت‎وگو می‎باشد. دکتر یونس شکرخواه از متخصصان به‎نام دانش ارتباطات می‎باشد و در حال حاضر مشغول تدریس در دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‎ها و دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران می‎باشد.در این میزگرد مدل‎ها و اهداف تولدهای رسانه‎ای به‎خصوص کمپانی BBC مورد بررسی قرار گرفت. شایان ذکر است متن زیر به رؤیت دکتر شکرخواه رسیده و ایشان نیز اصلاحاتی به آن افزوده‎اند.

راه اندازی این شبکه اتفاقی بسیار حرفه ای است و طبیعی است که چنین سازمان بزرگ رسانه ای بخواهد مجموعه‎ای جدید را به مجموعه های خود اضافه کند. چراکه این سازمان یکی از قدیمی ترین و شاید بزرگترین سازمان‎های رسانه ای دنیاست. راه اندازی این شبکه می تواند در کنترل خود دولت انگلیس باشد. بودجه سال جاری بخش جهانی بی‎بی‎سی (BBC World Service) 265 میلیون پوند است که این رقم بسیار بالایی است که برای رادیو؛ تلویزیون و سرویس آنلاین بی بی سی هزینه می شود؛ منتهی این هزینه همین‎گونه در اختیار بی‎بی‎سی قرار نمی‎گیرد.بی بی سی تحت منشور سلطنتی موسوم به رویال چارتر در سال 1923 متولده شده که از دهه پنجاه می تواند هر ده سال یکبار آپدیت شود و سپس بر اساس توافق نامه ای که در سال 2007 بین بی بی سی و وزارت فرهنگ، رسانه ها و ورزش انگلیس تنطیم شد؛ رویال چارتر به صورت یک «منشور – توافق نامه» در آمد که همان رویال چارتر را عملیاتی تر کرد
اختیار عملیاتی سازی «منشور – توافق نامه» به بی بی سی تراست (BBC TRUST)واگذار شده که نهاد تصیم ساز 12 عضوی حاکم بر بی بی سی است و خطوط استراتژیک آنرا تعیین می کند و مجری این خطوط هم هیات اجرایی 16 نفره بی بی سی است (Executive Board) که باید پاسخگوی بی بی سی تراست در نحوه اجرای کار باشد. امااین بی بی سی تراست است که توافقنامه ای با FCO دارد که اداره خارجی و کامنولث بریتانیا (British Foreign & Commonwealth Office) است.اداره خارجی و کامنولث مسئول ارتقای منافع ماورای بحار دولت انگلیس است و گرانت پارلمانی از طریق همین FCO به بخش جهانی بی‎بی‎سی داده می شود و این هم بر اساس یک قرارداد پخش (Broadcasting Agreement)و یک تفاهم نامه مالی صورت می گیرد که بین بی بی سی تراست و اداره خارجی و کامنولث به امضا رسیده است. اعضای بی بی سی تراست هم به توصیه وزرا و با انتصاب ملکه کار می کنند. بنابراین بودجه سنگین بی بی سی برای گردش کار؛ بسیار زیاد است و دقیقا با نظارت هزینه می شود. اما درباره این‎که آیا مخاطب به یک رسانه نیاز دارد، من معتقدم که این یک ارتباط دو سویه است و در حقیقت اگر در مواردی مثل بی بی سی؛ رسانه ها را در بستر اقتصاد سیاسی قرار دهید به بسیاری از پاسخ‎ها دست می یابید. اما این را هم بگویم که مالک هیچ ماهواره یا شبکه جهانی رفراندوم برگزار نمی کند که آیا برای مخاطبان برنامه پخش کند یا نه. به جای رفراندوم، نظرسنجی انجام می دهند و در نظرسنجی هم از مخاطب نمی‎پرسند که آیا تمایل دارد برایش کانال ماهواره ای راه‎اندازی کنند یا نه؛ بلکه در واقع می‎سنجند که ببینند چقدر نیاز به منابع خبری وجود دارد و پس از آن، نسبت به رقیبان موجود در بازار چه ممیزیه هایی را می‎توانند داشته باشد واعمال کنند.من به موضوع تولد یک رسانه از زاویه فرصت یا تهدید نگاه نمی کنم. از منظر ارتباطی نگاه می کنم و اینکه رسانه ای قصد دارد یک کار جدید را ایجاد کند؛ به‎خصوص اگر آن رسانه بودجه ای معادل 265 میلیون پوند در اختیار داشته باشد که گفتم نوعی گرانت پارلمانی است.
از منظر اقتصاد سیاسی این موضوع کاملا به سیاست های دولت ها گره می‎خورد تا در امتداد سیاست خارجی خود به انگاره‎سازی در دنیا بپردازند.
بنابراین، فرصت‎ها و تهدیدها به فرصت و تهدیدی که دولت ها با آن مواجه هستند برمی گردد؛ اما در مورد بی‎بی‎سی واقعا یک مورد استثنایی در جهان است که در حقیقت سالانه چیزی بیش از 60 هزار ساعت برنامه پخش می کند. این اتفاق کمی نیست؛ اما چرا می‎گویم استثنایی، چون چهار نظام رسانه ای در جهان وجود دارد.بر نظام رسانه ای اول توتالیتریسم حاکم بوده و عمر آن‎هم سپری شده و دیگر نمونه خارجی ندارد.
در مدل دوم که مدل روسیه یا شوروی سابق بوده و رسما رسانه ها را آژانس های فکری طبقه کارگر قلمداد می کرده و با همان گرایش هم به مخاطبان سرویس می‎داده در حقیقت تکلیف همه چیز قبل از پخش مشخص می‎شده است.
مدل سوم که به مدل لیبرال معروف است و مدل اروپایی هاست، تفاو ت هایی با دو نظام قبلی دارد که در مرحله خصوصی سازی و پذیرفتن بحث خصوصی سازی رسانه‎ها مطرح بود و در واقع در این مدل پذیرفته شد که بخش خصوصی می تواند خارج از سپهر دولت ها به سپهر رسانه ای خودش شکل بدهد و سرویس بدهد. امادل سوم هم باز مدل فرانسه و انگلیس به صورت استثنا باقی ماند. به خصوص فرانسه که از جهت اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه مصوب 1789 و تعریفی که از آزادی بیان در بند یازدهم داشت می‎گفت که شما آزاد هستید مشروط بر آن که در برابر مسوولیت قانونی خود نیز پایبندی نشان دهید.اما مدل چهارم، مدل مسئولیت اجتماعی است؛ مدل رسانه های آمریکا که با کمیسیون فدرال ارتباطات آمریکا یا همان FCC راهبری می شود. کمیسیون فدرال ارتباطات آمریکا سیاست‎های کلان ارتباطی را تعیین می‎کند. اساسا رسانه ها در آمریکا قانون ویژه ای ندارند و تحت حقوق عمومی عمل می کنند.
استثنایی بودن نظام رسانه ای انگلیس عمدتا به خاطر موضوع نوع حضور دولت این کشور در نظام رسانه ای آن است که موضوعی بسیار جدی است و روند اداره بی بی سی به خوبی این استثنا بودن را نشان می دهد.از دیگر سو در علم ارتباطات یکی از مهم ترین ماژول های چرخه ارتباط؛ منبع است و بی‎بی‎سی تکیه عمده ای بر روی منبع پیام دارد و به همین سبب است که الان به 32 زبان دنیا برنامه پخش می کند. اضافه شدن زبان تازه به فهرست پخش بی بی سی هم در چهارچوب اختیارات اداره خارجی و کامنولث است که در واقع اداره تبلور حضور دیپلماتیک جهانی بریتانیاست. تلویزیون فارسی بی بی سی هم با تصویب همین اداره خارجی و کامنولث فعالیت خود را با بودجه 15 میلیون پوندی آغاز کرد.به هر صورت در دنیای امروز یک واقعیت رسانه ای وجود دارد و آن جنگ ذهنیت‎ها برای تغییر عینیت‎ها‎ست و این اساس جنگ رسانه ای امروز است.در حقیقت باید این قاعده بازی را پذیرفت و اصلا جز این نیست که جهان امروز در یک سپهر رسانه ای بسیار سیال قرار گرفته که هر لحظه جغرافیا و توپولوژی آن تغییر می‎ کند و مخاطبان باید برای چنین شرایطی خود را آماده کنند.
در همین حال در ارتباطات دیدگاهی وجود دارد که معتقد است رسانه ها فقط ناقل تغییرات هستند و نه عامل تغییرات؛ این همان دیدگاهی است که متکی به اقتصاد سیاسی است.
اما دیدگاه دومی هم هست که اعتقاد دارد رسانه عامل تغییرات است و دیدگاه فرهنگی سومی که جهان رسانه ای را با تعامل می خواهد. اما در مورد بی بی سی بهترین رویه همان بررسی رهنمودها و اسنادی است که بی‎بی‎سی رسما آن ها را اعلام کرده است و این اسناد بسیار گویاتر از این حرف هاست.
این مسیر تاریخی ادامه خواهد داشت و رسانه‎ها درواقع به ابزارهای تصویر‎سازی تبدیل شده‎اند و این روند یک روند دو سویه و چند سویه است و راه بقا در این فضا چیزی جز دو فاکتور نیست. اولین فاکتور سعی و تلاش برای ارتقای سواد رسانه ای و نوع و میزان مصرف رسانه ای است؛ درست مثل این‎که افراد در غذای خود مراقب چربی و شیرینی و غیره هستند، باید بتوانند سفره و رژیم رسانه‎ای خود را هم درست انتخاب کنند و فاکتور دوم این است که هرچقدر در چرخش و گردش پیام ها و اطلاعات فضای سهل‎تری داشته باشید، امکان تأثیر‎گذاری بیرونی بر شما به‎شدت پایین می‎آید.