تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۱۱۴

کمیل اسماعیلی
 از مباحثی که گذشت می‌توان نتیجه گرفت که تکثیر نسل هر چند فی‌نفسه مستحب است اما مقیّدات و مختصاتی دارد که باید آن‌ها را در نظر گرفت و احکام ثانوی را نیز باید مورد لحاظ قرار داد و همچنین از موارد تزاحم آن با برخی احکام دیگر غافل ماند. بنابراین می‌توان گفت که تکثیر موالید در همه شرایط و به طور مطلق مطلوب نیست و در عمل به این حکم، باید محدودیت‌ها را نیز در نظر گرفت.
باید توجه داشت که برای تحویل دادن فرزندانی شایسته و صالح به جامعه، توجه به محدودیت‌ها و لحاظ جوانب و شرایط مختلف گریز ناپذیر است چنانچه توجه به روح و حقیقت تعالیم اسلام نیز نشان می‌دهد، آنچه مایه مباهات و افتخار پیامبر(ص) است، کثرت مسلمانانی صالح و شایسته است که پایبند به اصول و ارزش‌های انسانی و دینی باشند، نه فقط سیاهی لشکر مسلمانان و کثرت عددى، چنانچه امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «کونو لنا زیناً و لا تکونوا علینا شیناً» مایه زینت ما باشید نه مایه ننگ و عار ما. معلوم می‌شود صرف مسلمان بودن و شهادتین را بر زبان جاری ساختن، مایه مباهات اولیاء دین نیست. علاوه بر آن باید آداب مسلمان بودن را رعایت نمود. چنانچه اشاراتی که در برخی روایات به تکثیر فرزندانی رفته است که زمین را از تسبیح و تهلیل آکنده سازند، مؤید همین مطلب است و بدون تردید پدید آوردن فرزندانی که مؤدب به آداب دینی و مزیّن به ارزش‌ها و کمالات انسانی باشند، خود مستلزم آمادگى، مراقبت، محدودیت و رعایت آدابی خاص از سوی والدین، پیش از تولد تا رسیدن فرزند به سن رشد و کمال است و اینها همه محدودیت‌هایی را از لحاظ کمّی در زادآوری ایجاب می‌کند که شاید توجه به همین واقعیت موجب شده که پیامبر(ص) از خداوند فرزندانی را در حدّ کفاف طلب نمایند.
خاتمه
از مطالبی که گذشت می‌توان نتیجه گرفت که اسلام گرچه به تکثیر موالید توصیه و ترغیب نموده است؛ اما شواهد فراوان نشان می‌دهد که تنها تکثیر عددی منظور نیست. فزونی کمّی و کیفی هر دو باید مورد لحاظ قرار گیرد؛ به عبارت دیگر آنچه پیامبر اسلام‌(ص) به آن توصیه نمودند، تکثیر فرزندان شایسته و نیکو است و بدون شک توجه به کیفیت و ابعاد روحی و جسمی فرزندان، موجب محدودیت‌هایی در تولید مثل خواهد شد. اگر نشانه‌های اطمینان بخشی وجود داشته باشد که وجود فرزندان زیاد موجب در حرج قرار گرفتن والدین و نابسامانی زندگی آنان یا بازماندن از امور معنوی به خاطر اشتغال بیش از حد به امور فرزندان می‌شود، کثرت فرزندان رجحانی نخواهد داشت. بنابراین توجه به کثرت عددی به معنای عدم جواز اعمال هر‌گونه کنترل و محدودیت نیست. البته صرف کمّیت و کثرت عددی در ایجاد اقتدار و عظمت برای مسلمانان در مقابل پیروان سایر ادیان دنیا مؤثر است چرا که تا دهه‌های اخیر، رهبران سیاسی نیز عامه مردم همواره جمعیت زیاد را نشانه ثروت و قدرت می‌دانستند؛ اما تعبیراتی از قبیل «لأباهی بکم الأمم غداً و یا«لأباهی بکم یوم‌القیامه» نشان می‌دهد که آنچه مورد مباهات پیامبر است فزونی مسلمانان در جهان آخرت است، جهانی که در آن سریره‌ها آشکار و هویت واقعی انسان‌ها برملا می‌‌گردد نه فزونی در دنیا که معیار آن آمار و ارقام و ملاک‌های ظاهری است.
نکته قابل توجه این است که جواز کنترل موالید از زاویه فردی و خانوادگی به معنای توصیه تعداد خاصی فرزند برای همه خانواده‌ها نیست، چرا که شرایط، توانایی‌ها و امکانات خانواده‌ها با یکدیگر متفاوت است و ممکن است خانواده‌ای از عهده پرورش یک یا دو فرزند هم به دشواری برآید درحالی که خانواده دیگری فرزندان متعدد را بتواند به خوبی پرورش دهد و تربیت کند. لذا هر خانواده می‌بایست بر اساس موقعیت و شرایط خود، نسبت به تعداد موالید و فاصله آن‌ها تصمیم بگیرد. البته در این زمینه باید همه ابعاد و جوانب را در نظر بگیرد و معایب و مزایای پر جمعیت بودن خانواده را مدّ نظر قرار دهد و به طور صحیح آسیب‌شناسی کند؛ زیرا همان‌گونه که پر جمعیت بودن خانواده دشواری‌ها و محدودیت‌هایی را در خانواده به وجود می‌آورد، کم‌جمعیت بودن خانواده و اکتفا نمودن به یک یا دو فرزند نیز خانواده را از مزایا و امکاناتی محروم می‌کند. به عنوان نمونه در خانواده‌های پر جمعیت و پر اولاد، فرزندان مستقل‌تر بار می‌آیند و اعتماد به نفس بیشتری دارند،‌ بیشتر خطر می‌کنند و از عهده کارهای مشکل‌تری برمی‌آیند، در حالی‌که در خانواده‌های کم اولاد،‌ فرزندان محافظه‌کارتر و وابسته‌ترند،‌ این تفاوت به علت آن است که در خانواده‌های پر اولاد،‌ پدر و مادر آزادی بیشتری به فرزندان می‌دهند و فرزندان سرد و گرم روزگار را می‌چشند و تجربه بیشتری کسب می‌کنند. فرهنگ فداکاری و شهادت طلبی در این نوع خانواده‌ها قوی‌تر است.نکته دیگر این است که در خانواده‌های پر اولاد، غالباً بسیاری از زحمت‌ها و هزینه‌ها بین فرزندان سرشکن می‌شود،‌ علاوه بر آن فرزندان بزرگ‌تر، غالباً پدر و مادر را در انجام امور مربوط به فرزندان کوچک‌تر یاری می‌دهند. کودکان همبازی یکدیگر بوده و یکدیگر را سرگرم می‌نمایند، در حالی که در خانواده‌های کوچک، پدر و مادر علاوه بر ایفای نقش مربوط به خود، ناچارند همبازی فرزندشان باشند و اوقات قابل توجهی را برای سرگرم کردن کودک و انجام امور مختلف او صرف نمایند. آنچه گذشت تنها مربوط به دیدگاه اسلام در زمینه کنترل موالید از ناحیه فردی و خانوادگی بود.
بدون تردید گاه ضرورت‌ها و شرایط ویژه اجتماعی و اقتصادی کشورها، ایجاب می‌کند که حکومت‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی را در جهت کنترل جمعیت اتخاذ نمایند و به طور موقت تا زمانی که شرایط ویژه و ضرورت‌ها حاکمند، به توصیه‌ها و اعمال سیاست‌های خاص ادامه دهند. اما پیروی از سیاست‌های جهانی و توصیه و ترغیب مداوم و هنجارسازی نسبت به داشتن فرزند کم این خطر را به دنبال دارد که کشور را در آینده با رشد منفی جمعیت رو به رو سازد،‌ پدیده‌ای که اکنون بسیاری از کشورهای غربی از آن رنج می‌برند و اتخاذ سیاست‌های تشویقی برای داشتن فرزند بیشتر، چندان مؤثر نیفتاده است. البته کم فرزند بودن خانواده‌ها در کشورهای غربی عمدتاً حاصل و پیامد طبیعی صنعتی شدن و مدرنیته است نه توصیه و برنامه‌ریزی دولتمردان؛ اگر به هر دلیل پدیده‌ای شکل هنجار به خود گرفت و به فرهنگ عمومی تبدیل شد، تغییر وضعیت و مبارزه با آن بسیار مشکل است. خصوصاً‌ که تغییر نگرش به اندازه خانواده و تقاضا برای داشتن یک خانواده کوچک در خانواده‌های مرفّه، عمدتاً متأثر از توجه به تفنّن، پرداختن به علایق شخصی و دست‌یابی به آزادی بیشتر است. بنابراین می‌بایست سیاست‌های جمعیتی کشور بر اساس کارشناسی دقیق و مستقل از راهبردهای جهانی و بر اساس مصالح کشور تا زمانی که ضرورت اقتضا می‌کند پیگیری شود.
باید توجه داشت، هر چند مشکلات ناشی از افزایش جمعیت در کشور،‌ تا حدودی ناشی از توزیع نامناسب جمعیت و تراکم جمعیت در شهرها و عدم بهره‌برداری صحیح از منابع است؛ با برنامه‌ریزی صحیح احتمال خارج شدن کشور از برخی از تنگناهای موجود وجود دارد؛ اما تا زمانی که چنین تلاش‌هایی به ثمر ننشسته توجه به واقعیات موجود اقتضا می‌کند که سیاست‌های جمعیتی تا رسیدن کشور به مرز تعادل ادامه یابد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است.