علیجمشیدی: تغییر و تحول در یک جامعه، از حرکت به سوی تعالی گرفته تا پس رفت و عقب ماندگی در درجه اول بستگی تام به منابع انسانی آن جامعه دارد و از کمیت و کیفیت آن تبعیت میکند. وجود افرادی متعهد و متخصص در یک جامعه موجب پیشرفت و تعالی است و عدم وجود این 2 عنصر اساسی در میان نیروهای کاری جامعه، نهتنها از سیر صعودی و سرعت حرکت میکاهد بلکه در بسیاری اوقات سبب ایجاد تزلزل در جامعه میشود و حتی به فروپاشی آن میانجامد.
دانشگاه، رکن اصلی تحول و تغییر
بیشک وجود منابع انسانی با کیفیت مطلوب، در گرو وجود نهادهای آموزشی مناسبی است که با اهداف و مبانی تثبیت شده در آن جامعه هماهنگ بوده و زمینه پرورش استعدادهای گوناگون را فراهم میآورد. در کشور ما علاوه بر مدارس و دیگر نهادهای آموزشی، دانشگاه بهعنوان رکن اصلی تغییر و تحول در سرعت بخشیدن به حرکت جامعه نقشی اساسی را ایفا میکند تا جایی که بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) دانشگاه را مبدا تحولات نامیدند. 1- از طرفی دانشگاه محفل ظهور و بروز افکار و عقاید پیش برنده جامعه و خاستگاه اولیه جنبشهای اجتماعی و سیاسی است که شکلگیری جنبشهای دانشجویی مسلمان در دهههای قبل و بعد از انقلاب اسلامی و پیشتازی دانشجویان پیرو خط امام (ره) در جریان انقلاب اسلامی گواه صادقی بر این ادعاست. 2- از طرف دیگر دانشگاه بهعنوان کانون و مرکز اصلی تولید علم در یک جامعه محسوب میشود چه آنکه بروز و ظهور تخصصهای علمی مانند پزشکی و هستهای و فناوری و مدیریت علمی و آکادمیک در حوزههای کشاورزی، صنعت و... بهعنوان اصلیترین رهاورد دانشگاه است. از این رو تقویت بعد اسلامی که به زعم حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله) باید در دانشگاههای کشور محقق شود یکی از بایستههای اصلی فراروی دانشجویان و استادان کشور است که از ابتدا مورد غضب و دشمنی مخالفان جمهوری اسلامی قرار گرفته است.
سکولاریسم، زنگ خطری برای دانشگاه
اما باید متذکر شد که آفتی بزرگ در دانشگاهها بویژه در میان استادان دانشگاهی کشور به چشم میآید که نهتنها در حال وارد کردن ضربهای سخت به بدنه دانشگاه و استادان دانشگاه است، بلکه تهدیدکننده آینده جامعه و میهن اسلامیمان نیز به حساب میآید. وجود انگارههای سکولاریسمی در دانشگاه و استادان آن، همان آفتی است که از آن به عنوان تهدیدی جدی برای آینده کشور یاد میشود. سکولاریسم در دانشگاه اسلامی، ضدیتی اساسی با مبانی و اعتقادات دانشجویان دارد و پیامدهای ناگواری را رقم میزند.
از این پیامدها همین بس که دینزدگی در دانشگاهها و در میان دانشجویان موجب فاصله گرفتن اصلیترین نهاد توسعه و پیشرفت کشور از منابع و محکمات اسلامی خواهد شد و جامعه را از رسیدن به اهداف والای خود بازمیدارد و سرانجامی چون جوامع دوران طاغوت را برای کشور رقم خواهد زد.
آغاز دانشگاه بر شالوده سکولاریسم
در آغاز تاسیس دانشگاه تهران در زمان طاغوت که برگرفته از تجربههای مدرسه افلاطونیها و دانشگاه گیلام بود، میرزاملکمخان به عنوان روشنفکری دانشآموخته! (که خود فردی سکولار و به معنای واقعی فرنگی و خودفروخته بود)، هنگام افتتاح دانشگاه تهران قیچی به دست ایستاد و عنوان کرد که تاسیس دانشگاه تهران برای صیقل دادن عقل و روح مردم ایران است... و این سخن چیزی نبود جز اعلام شکل گرفتن پایههای دانشگاه برمبنای سکولاریسم و دینگریزی. دانشگاهها در زمان طاغوت سراسر بستری برای حضور لیبرالها، مارکسیستها، سکولارها و... بودند و مسلماً خروجی آنها اکثراً افرادی با همین گرایشها و اعتقادات بودند. هرچند ادامه این روند با وقوع انقلاب اسلامی و سپس انقلاب فرهنگی تا حدودی متوقف شد ولی با شروع دوران موسوم به دوم خرداد و با بروز شرایط خاصی که منبعث از غرب و گفتمان غربی بود، مجدداً سکولارها راهی به دانشگاهها یافتند و دوباره فضای دانشگاهها را به سوی دینگریزی پیش بردند، لذا هماکنون و پس از گذشت سالها از آن دوران هنوز نشانههای سکولاریسم در دانشگاهها مشاهده میشود. بسیاری از ناهنجاریهای پدید آمده در فضای کنونی دانشگاهها نتیجه همین سکولاریسم ترویجی اصلاحطلبان است و در مصداقی مشخص کمرنگی حجاب و پوشش اسلامی را به دنبال داشته است. حضور افردی که در این فضا و در کنار این انگارهها پرورش یافتهاند، در هر جایگاهی، خود تهدیدی قابل توجه است که باید برای جلوگیری از وقوع آن اقدامی عاجل کرد.
ریشههای سکولاریسم باید خشکانده شود
با نظر بر خطر آموزههای سکولاریستی در دانشگاه که در گروهها و انجمنهای مختلف دانشگاهی در حال ریشه دواندن است و نیز با توجه به بایستههای دینی و قانونی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اسلامی شدن دانشگاه، باید ریشهها و پیامدهای این گفتمان غربی از دانشگاه زدوده شود. بهرغم آنکه در دولت اصلاحات پلهای انتقال این مفاهیم در دانشگاه به آسانی مهیا شد اما در فضای کنونی و کنار رفتن پردههای فتنه و دشمنان نظام، دانشجویان آگاه و با بصیرت در همراهی مسؤولان نظام جمهوری اسلامی باید برای از بین بردن مظاهر این مفسده غربی از محتوای دانشگاه قدم در راه همت و کار مضاعف بگذارند. در ابتدا باید به اقداماتی مبادرت کرد که بتواند از وارد شدن منابع علوم انسانی غربی و ترجمانی در گروههای آموزشی و هیاتهای ممیزی جلوگیری کند، از اینرو مسؤولان و متصدیان امر آموزش و پرورش بویژه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری باید با نظارت هرچه تمامتر بر متون درسی و دانشگاهی بویژه رفرنسهای پایاننامهها و رسالههای دانشگاهی از عادی شدن ترویج عقاید غربی و بهرهگیری از آنان جلوگیری کند. از طرف دیگر وجود استادان سکولار یکی از از اصلیترین عوامل بسترساز سکولاریسم در دانشگاههاست، لذا بازنگری در ساز و کار گزینش استادان و اهتمام ویژه مسؤولان مربوطه در این امر ضروری به نظر میرسد. ناگفته نماند که خود دانشجویان و استادان ارزشی دانشگاه باید بهعنوان ناظران و مطالبهگران ارزشهای اسلامی، آینه تمامنمای مبارزه با سکولاریسم در دانشگاهها باشند.