فریده شریفی
با وجود آنکه ادعا می شود باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا قادر است بار دیگر مذاکرات سازش را به مسیر اصلی خود باز گرداند و به منازعه 130 ساله فلسطینی ها و اسرائیلی ها پایان دهد لیکن بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران سیاسی منطقه معتقدند صلح تحمیلی هرگز کمکی به حل مسئله نخواهد کرد و این طرح به ظاهر ساده در عین حال بسیار خطرناک است و به جای اینکه بحران اعراب و اسرائیل را پایان بخشد زخم کهنه بی عدالتی را عمیق تر می کند. با نگاهی گذرا به سابقه 19 ساله روند سازش می توان دریافت که قطار از ریل خارج شده مذاکرات سازش همچنان در دورترین نقطه خود، حتی نسبت به اهداف از پیش تعیین شده قرار دارد و هرگز به مسیر اصلی خود باز نمی گردد.
رژیم اشغالگر قدس در بیش از 60 سال اشغالگری ثابت کرده که هیچ احترامی برای قوانین بین المللی و انسانیت قائل نیست و برای تحقق اهداف شوم خود دست به هر کاری می زند، با این وجود بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی روابط مستحکمی با این رژیم دارند.
از سال 1948 که رژیم صهیونیستی با حمایت غرب بخشی از فلسطین را اشغال کرد کشورهای عربی و اسلامی به واسطه حمایت ها و رایزنی های غرب به ویژه آمریکا، روابط نزدیکی با این رژیم برقرار کردند و همین مسئله سرآغازی بود برای جنایات وحشیانه صهیونیست ها در سرزمین های اشغالی.
امروز به جرأت می توان گفت، روندی که برخی از کشورهای عربی به آن دل بسته اند باتوجه به رویکردی که صهیونیست ها در پیش گرفته اند و صد البته مورد حمایت پیدا و پنهان دولت آمریکا قرار دارد هرگز راه به جایی نخواهد برد و اهداف و خواسته های فلسطینیان که مهمترین آن ها بازگشت به سرزمین اصلی شان است را محقق نخواهد کرد.
البته بحث ملت های عربی از حکومت ها جداست، زیرا ملت های عرب همواره مسئله فلسطین را در اولویت خود قرار می دهند و بارها و بارها در مسائل و مشکلات فلسطینیان از جمله جنگ 22 روزه ثابت کرده اند که یاور و پشتیبان اصلی ملت فلسطین هستند، ولی این حکومت های محافظه کار عرب هستند که بدون توجه به احساسات ملت های خود، به دنبال کسب رضایت سران غرب و صهیونیستی هستند.
در شرایط حاضر مسئله از سرگیری مذاکرات تبدیل به یک بازی سیاسی جهت گمراه کردن افکار عمومی شده و تا زمانی که رژیم اشغالگر قدس از اقدامات غیرانسانی خود در سرزمین های اشغالی بر ندارد مذاکرات فایده ای ندارد.
نگاهی کلی به روند مذاکرات سازش طی 19 سال گذشته نشان می دهد که صهیونیست ها از زمانی که پشت میز مذاکره با طرف سازشکار فلسطینی قرار گرفتند بر دامنه اقدامات تجاوزکارانه خود افزوده اند، ساخته شدن دیوار حائل که فلسطینی ها را از یکدیگر جدا می کند و آن ها را تحت کنترل بیشتر صهیونیست ها قرار می دهد. اخراج فلسطینی ها از خانه و کاشانه هایشان و مهاجرت اجباری آنان و متقابلا اسکان یهودیان، حمله به مسجد الاقصی و دیگر مقدسات اسلامی، تخریب مزارع و منازل فلسطینی ها از جمله سیاست های رژیم صهیونیستی برای حذف فلسطینی ها و کوچاندن آن ها به مناطق دیگر است.
در واقع طرح صلح جدید بسیار گمراه کننده و فریبکارانه است و نه تنها حقوق ملت فلسطین در نظر گرفته نمی شود بلکه آنچنان امتیازاتی برای رژیم صهیونیستی دارد که نهایتاً یک بخشش بی سابقه صورت می گیرد و 78 درصد فلسطین به رژیم صهیونیستی واگذار می شود تا اسرائیل به وجود آید. رژیم صهیونیستی تنها با این هدف به پای میز مذاکره با طرف فلسطینی آمده که بخش بیشتر کرانه باختری به رژیم صهیونیستی واگذار شود، این رژیم راضی نمی شود که بیش از 22 درصد از سرزمین هایی که میان رود اردن و دریای مدیترانه قرار دارد و به صورت تاریخی تحت تسلط فلسطینیان قرار داشته به آنها واگذار شود.
در واقع رژیم صهیونیستی با افزایش شهرک سازی و تصرف عدوانی کرانه باختری که با همه قوانین بین المللی در تعارض است به خواسته خود نزدیک می شود. موضوع تعویض مناطق هم که در طرح صلح جدید گنجانده شده و قرار است عوض سرزمین های واگذار شده از سوی دولت فلسطین به رژیم صهیونیستی تحویل داده شود بسیار شرم آور و وقیحانه است زیرا مطابق این طرح بیش از نیم میلیون شهرک نشین صهیونیست در بیت المقدس که قلب فلسطین محسوب می شود سکنی داده می شوند و سرزمین هایی که رژیم صهیونیستی باید به عنوان جبران اراضی تصرفی به دولت فلسطینی بدهد مناطق خشک و بی آب و علفی است که از مراکز تجمع مردم بسیار دور هستند.
در این طرح همچنین از حق بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین های خود صحبتی به میان نیامده است.
در طرح جدید آمریکا نه تنها تجاوزهای صورت گرفته به حقوق اساسی آوارگان محکوم نشده بلکه به رژیم صهیونیستی این اجازه را می دهد که شهروندان فلسطینی را که در سرزمین های اشغالی زندگی می کنند هر وقت که بخواهند اخراج کنند به عبارت بهتر در این طرح دور جدیدی از پاکسازی قومی به چشم می خورد.
به همین دلیل این طرح به هیچ وجه پاسخگوی امیدها و حقوق مردم فلسطین نیست و هرگز آزادی و کرامت را برای آنها به ارمغان نخواهد آورد.
از سوی دیگر اوباما نمی تواند با تجویز چنین نسخه هایی درد ساکنان این مناطق اشغالی را درمان کند، هر چند که به ظاهر شعارهای عوام فریبانه ارائه می کند. این نوع طرح ها تاکنون بسیار پیشنهاد شده و نمونه آن اولین بار در نشست کمپ دیوید در سال 2000 میلادی پیشنهاد شد که در عمل با استقبال طرف فلسطینی و اسرائیلی روبه رو نشد و باز هم به آینده موکول شد. در واقع راه حل کشور فلسطینی در کنار کشور صهیونیستی اکنون به خواب و خیال تبدیل شده چرا که رژیم نژادپرست اسرائیل به هیچ وجه نمی تواند وجود یک کشور مستقل و با هویت فلسطینی را در کنار خود تحمل کند. به همین دلیل است که مذاکرات سازش هر بار مانند دفعات گذشته با شکست روبه رو می شود و نتیجه ای به بار نخواهد آورد.
شاید به همین دلیل است که تنها یک روز پس از آغاز مذاکرات غیرمستقیم میان تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی با میانجیگری آمریکا، «صائب عریقات» مذاکره کننده ارشد تشکیلات خودگردان ضمن اعتراف به شکست زودهنگام مذاکرات و رو دست خوردن طرف فلسطینی از آمریکا فاش کرد که آمریکا از پاسخگویی به آنها طفره می رود.
عریقات که خیلی زود به این نتیجه رسید از آمریکا رو دست خورده و تضمین های این کشور فریب و دروغی بیش نبوده اعتراف کرد که آمریکا به ابهامات تشکیلات خودگردان در مورد اقدامات رژیم صهیونیستی برای توسعه شهرک سازی ها پاسخ نمی دهد.
وی تاکید کرد که آمریکا به طرف فلسطینی تعهد داده که اسرائیل سیاست شهرک سازی را برای مدت دو سال متوقف می کند ولی رژیم صهیونیستی به طور قاطع و صریح اعلام کرد که هرگز روند توسعه شهرک های صهیونیست نشین را متوقف نخواهد کرد.
از سوی دیگر، حزب صهیونیستی «بیت یهودی» و برخی از نمایندگان حزب تندرو لیکود، کابینه بنیامین نتانیاهو را تهدید کردند که اگر این رژیم به خواسته آمریکا و تشکیلات خودگردان مبنی بر توقف شهرک سازی پاسخ مثبت دهد نتانیاهو و کابینه اش را سرنگون خواهند کرد.
یکی از افراد نزدیک به کابینه نتانیاهو در تأیید موضع نخست وزیر اسرائیل اظهار داشت که سیاست شهرک سازی در قدس هیچگاه تغییر نخواهد کرد.
در واقع ائتلاف حاکم بر اسرائیل به رهبری نتانیاهو آمادگی پذیرش کمترین خواسته های مذاکره کنندگان فلسطینی را ندارد و غیر از این حقیقت هر چه که بگویند و متعهد شوند دروغ و فریبی بیش نیست.
البته نتانیاهو سال گذشته میلادی برای خروج گفت وگوها از بن بست از راه حل دو کشور مستقل پشتیبانی کرد اما با افزودن شرایط بسیار، آن توافق را در عمل به تعهدی بی معنی تبدیل کرد.
وی پایتختی قدس شریف، بازگشت پناهندگان فلسطینی، کنترل کامل مرزها توسط دولت فلسطین و برچیدن شهرک های غیرقانونی یهودی نشین را نپذیرفت و تشکیل هر نوع دولت فلسطینی در غرب رود اردن را عملا مردود و غیرممکن اعلام کرد.
به عبارت دیگر رژیم صهیونیستی هر بار خود را مشتاق و علاقه مند به صلح نشان می دهد ولی با فریب طرف فلسطینی در پای میز مذاکره خواسته های خود را محقق می سازد و حتی از دادن امتیازات بی ارزش هم به فلسطینی ها خودداری می کند.
رفت وآمد مقامات آمریکایی به منطقه و میانجیگری این کشور برای مذاکرات صلح هم در واقع سرپوشی برای تداوم جنایات رژیم صهیونیستی و بازیچه قرار دادن ملت فلسطین است.
سیاست کاملا فریبکارانه آمریکا را در اظهارات یک مسئول آمریکایی می توان دریافت که اعلام کرد، توقف سیاست شهرک سازی و عدم ساخت و ساز فقط مختص پروژه «رامات شلومو» است و مربوط به بخش قدس شرقی نخواهد شد.
پروژه رامات شلومو شامل ساخت وساز یک هزار و 600 واحد مسکونی در شهرک شلومو است که طرف فلسطینی در مذاکرات بن بست کشیده شده سال 2008 میلادی نیز به خاطر همین مسئله گفت وگوها را ترک و آن را ادامه نداد. در هر صورت به اقدامات اسرائیل نمی توان خوشبین بود تا زمانی که رژیم اشغالگر قدس از اقدامات غیرانسانی خود در سرزمین های اشغالی از جمله توهین به مقدسات، تخریب منازل، کوچاندن اجباری ساکنان کرانه باختری، محاصره نوارغزه و ادامه شهرک سازی ها دست برندارد از سرگیری مذاکرات فایده ای ندارد.
هدف مذاکرات صلح باید تاسیس دولت بادوام فلسطین براساس مرزبندی صلح موقت سال 1949 به پایتختی قدس شریف باشد. کنترل فلسطینیان بر مرزهای زمینی، هوایی و دریایی، ایجاد یک راه ارتباطی میان کرانه باختری و نوارغزه و نیز بازگرداندن 700 هزار آواره فلسطینی نیز باید در مذاکرات مورد توجه قرار بگیرد.
همچنین سران عرب هم باید به خود بیایند و با پیوستن به صفوف مقاومت بتوانند جلوی توطئه های صهیونیست ها را بگیرند و آرامش را به سرزمین های اشغالی برگردانند.