حسن سلامی
هدف آشکار امام خمینی از ابتدا، حاکمیت ملت، تاسیس نظام جمهوری به جای نظام سلطنتی، اجرای مفاهیم ، قوانین و برنامههای پیشرو اسلام به ویژه آزادی سیاسی و عدالت اجتماعی بود. او برای تحقق این هدف، مبارزه ای مبتنی بر اراده و توانایی ملت آغاز کرد و مبارزه را یک وظیفه اجتماعی میدانست.
راهبرد یا استراتژی امام در مبارزه سیاسی و فرهنگی اش، هدف قرار دادن همزمان استبداد داخلی و استعمار خارجی بود. در بعد داخلی، اساس مشروعیت نظام سلطنتی پهلوی را زیر سوال برد و خواستار تغییر این نظام از طریق آگاهی عمومی، قیام مردمیو تشکیل دولت اسلامی– ملی بود. وی مینویسد:
" باید این کشور همه چیزش عوض شود تا روی اصلاح به خودش ببیند و گر نه فاتحه آن را باید خواند... این زمامداران بی خرد باید عوض شوند تا کشور عوض شود و گر نه از این، روزگارهای بدتری خواهید دید... من چاره در این میبینم که این دولت مستبد به جرم تخلف از احکام اسلام و تجاوز به قانون اساسی کنار رود و دولتی که پایبند به احکام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد بیاید" (1).
امام خمینی، شاه و سلطان را به عنوان نماد استبداد و نظام سلطنتی، عامل بدبختی ملت میدانست از این رو حمله اش را متوجه شخص او میکرد و میگفت: "آن که روبروی ما قرار دارد و طرف خطاب وحساب ما میباشد شخص شاه است که در مرز مرگ و زندگی قرار گرفته ... و مخالفت و مبارزه با او از وظایف حتمیه و فردیه ما میباشد..." (2).
در بعد خارجی، امام، بیگانگان بخصوص انگلیس، شوروی، آمریکا و اسراییل را عامل دیگر بدبختی ملت و صحنه گردان تحولات اجتماعی و سیاسی ایران میدانست و نوک حمله و اعتراضش به سوی اینان بود که استقلال کشورمان را نقض کرده بودند.
راهبرد یا استراتژی دیگر امام، ارتباط نزدیک او با نمایندگان مردم، روشنفکران و روحانیون پیشرو، مشورت با آنان برای تصمیم گیری، همفکری و منسجم و تشکیلاتی عمل کردن بود. برای نمونه، در نخستین سالگرد قیام مردمی15 خرداد 1342 امام پیشنهاد کرد روحانیون و دانشگاهیان در سراسر کشور نشستهای هفتگی و ماهانه منظم داشته باشند و حرکت ملت را همراهی کنند و به وظیفه آگاهی بخشی ادامه دهند.
پس از تبعید و استقرار امام در نجف نیز، جمع زیادی از علاقه مندان به وی خود را به این شهر رساندند و یا ارتباط برقرار کردند و رفته رفته کانون انقلابیون معتقد به هدف و استراتژی امام در نجف تشکیل شد. (3) این کانون مسوولیت رساندن پیامهای امام به مردم برای پیشبرد نهضت فکری و سیاسی ملت ایران را به عهده گرفت.
نکته مهم و اساسی در استراتژی مبارزاتی امام این بود که وی به ایده "هدف وسیله را توجیه میکند" اعتقاد نداشت. برای مثال میگفت: من به هیچ عنوان اجازه ترور افراد را صادر نمیکنم. ترور در اسلام نیست. ما به دنبال تحقق یک حکومت براساس موازین انسانی و معیارهای دین اسلام میباشیم و نمیتوانیم در این مسیر از روشهای غیراسلامیبهره بگیریم (4).
هدف و راهبردی که امام به دنبال تحقق آن بود به وجود آمدن جنبش فراگیر ملی برای استقرار نظام سیاسی مبتنی بر رای ، آزادی و آگاهی مردم بود و مردمیبودن نظام، محور حرکت و مبارزات او بود. "مردم محوری" در نظر وعمل امام به وی جایگاهی والاتر از دیگر رهبران فکری و سیاسی تاریخ ایران داده است. او از آغاز مبارزه، به مردم و آگاهی آنان به عنوان عامل پیروزی در بحرانها و در مقاطع مختلف تکیه کرد زیرا آگاه به قدرت عظیم تودههای مردمیو پایان ناپذیر بودن این قدرت بود:
" ...بزرگ ترین کاری که از ما ساخته است بیدار کردن مردم است، آن وقت خواهید دید که دارای چه نیروی عظیمیخواهیم بود که زوال ناپذیر است و توپ و تانک هم حریف آن نمیشود" (5 )
همیشه (روح) تو ای عیسی صبا خوش باد – که جان (مردم) دل خسته زنده شد به دمت