ترجمه: محمود فاضلیبیرجندی
اتفاقی که به تازگی در انگلستان افتاد و محافظهکاران با ائتلاف با لیبرال دموکراتها توانستند زمام قدرت را به دست گیرند به یک معنا پایان بخش عصری بود که از سال 1979 با انتخاب مارگارت تاچر به نخستوزیری انگلستان آغاز شده بود. البته از این پس انگلستان همان نقش و جایگاه پیشین را در نظام سرمایهداری جهانی خواهد داشت، اما در داخل کشور، درهای سیاست بر پاشنه جدیدی خواهد چرخید، در تشریح این وضع میتوان گفت که عبور از عصر رهبری حزب کارگر و پا نهادن به دوره مدیریت سیاسی ائتلاف جدید، نویدبخش ظهور دولت مترقیتری برای انگلستان است. این دولت را با ملاحظه مواضع زیر میتوان در قیاس با پیشینیانش دارای موضع چپ شمرد:
سختگیری با بانکداران
توجه بیشتر به فقرا
اتخاذ سیاستهای دموکرات تر
پایان دادن به حملات حزب کارگر به آزادیها
اروپایی کردن سیاستهای دولت انگلستان
اتخاذ سیاستهای سبز
دولت ائتلافی جدید در نظر دارد 200 کرسی از کرسیهای نمایندگان مجلس اعیان را تصاحب کند تا اکثریت را در آنجا هم در اختیار داشته باشد.
دیوید کامرون و معاون او در نخستین مصاحبه خود با رسانهها اعلام کردند که راه متفاوت، اما روشنی برای اداره امور در پیش گرفتهاند.
اینها تحولاتی است که در کشور انگلستان در حال وقوع است. در انگلستانی که طبقه سیاسی یا حاکمه بهصورت ویژهای، مصمم و دارای انعطاف است.
مطابق پیمان ائتلاف، مقرر شدهاست که برای تعیین شیوه برگزاری انتخابات و اصلاح مجلس اعیان به آرای عمومی مراجعه شود. این به معنای دگرگون شدن قلب سیاست انگلستان است که سالها تحت تاثیر حزب کارگر بود.
نباید از نظر دور داشت که نیل به این دگرگونیها یا تحولات، مستلزم مجاهدتهای عظیمی است.
پایان تاچریسم
ستون یا محور اصلی رویدادهای اخیر انگلستان پایان سلطه تاچر یا پایان دورهای است که با مارگارت تاچر آغاز شد و تا انتخابات اخیر ادامه یافت. اکنون دیگر قطبی دیدن امور به شیوه تاچر، حبابی است که ترکیده است. کامرون نماینده انتقال انگلستان از راه و رسم «توری» به مسیر وسنت «ویگ» است. [منظور نویسنده دوجریان عمده سیاسی انگلستان است که در تاریخ معاصر انگلستان به نام توری و ویگ شناخته شده و بیانگر دو رویه متفاوت و رقیب در عرصه سیاست آن کشورند.] از سال 1979 که تاچر به قدرت رسید، انگلستان به یکی از نقطههای عطف در سیاست و حکومت رسیده بود. بلر و براون هم در دوران زمامداری خود ثابت کردند که فرزندان مکتب تاچرند. آن دو کوشیدند بر زخمهایی مرهم نهند که از سیاستهای تاچر بر پیکر اجتماع انگلستان وارد شده بود، اما در عرصه عمل و واقعیت، از عمده انجام این مهم برنیامدند. آنها مسیری را پیمودند که تاچر در آن پا نهاده بود و می خواست ملت انگلیس را اعتلا و عظمت بخشد: «تقویت جهانیسازی و تقویت سرمایهداری با گستردن جایگاه شهر لندن تا به حدی که از موقعیت آن در دوره تاچر نیز فراتر رود». این امر با ورود انگلستان به جنگ ها علیرغم محدودیتهای قانونی، ادامه یافت.
آن دو البته نتوانستند به تاچریسم صورتی انسانی بخشند که فاقد آن بود.
دیوید کامرون باید اوضاع حزبی و سیاستهای ملی، هر دو را از نو سامان دهد. به این جهت میتوان گفت که انگلستان دوباره به منزلگاهی شبیه به سال 1979 رسیده است که نقطه عطف دیگری در تاریخ سیاسی آن کشور خواهد بود.
یکی از نتایج انتخابات اخیر انگلستان، احراز شکست راست افراطی در آن کشور بود. در میانه نبرد سهمگین دو سیاست «توری»ها و «ویگ»ها این راست افراطی بود که شکست اساسی خورد. توریها بهطور سنتی معتقد به تقویت داخلی مملکت، حال آن که ویگها در پی اعمال سیاستهای جهانی و استعماری هستند. حال معلوم شده که ویگها سیاستهای جهانی را کنار نهاده و سیادت انگلستان در اروپا را وجهه همت خویش قرار دادهاند. راستهای افراطی با آن که در هر زاویهای از عرصه سیاست انگلستان به صورت پراکنده حضور دارند، اما جایگاه عمده آنان حزب توری است و پس از شکست اخیر، دشوارترین مسیر را برای باز یافتن جایگاهی در عرصه سیاسی، پیشرو دارند.
جایگزین تاچریسم؟
اندیشه و مرام سیاسی معروف به تاچریسم، دیگر از دستگاه حاکمه انگلستان رخت بر بست. اینک این پرسش به اذهان متبادر میشودکه دولت جدید، انگلستان را به چه سمت و سویی هدایت خواهد کرد؟
تجدید سازمان دولت، مهمترین امر پیشروی ائتلاف جدید است. کامرون، خود محافظه کاری است طرفدار قانون اساسی که میخواهد وضع موجود را تجدید و از نو بنا کند، اما تغییر ندهد. دیگر جناح حاضر در ائتلاف هم معتقد است که انگلستان نظام سیاسی فرسودهای دارد و خواهان دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی برای جانشینی وضع موجود است.
یکی از وظایف جنبی در امر بازسازی دولت انگلستان، تجدید اعتماد مردم به نظام سیاسی است. در تحقق این امر باید از هزینههای دولت کاسته شده، دستگاه قانونگذاری (پارلمان) اصلاح و این نکته عملی شود که اوضاع مملکتی تحت کنترل است و سیاستمداران همواره در خدمت مردم هستند، نه اربابان آنها.
کامرون همین مطلب را به این صورت بیان کرد:
«من از همگان خواستارم که به اتفاق، جامعهای را بسازیم با بنیاد خانوادگی قویتر و با نظامی سیاسی که مورد اعتماد بیشتر مردم باشد تا با اعتماد به آن رجوع کنند.»
جامعه مورد نظر کامرون نه جامعهای است که در آن نظام ارباب ـ رعیت برقرار باشد و نه شباهتی به جوامع مشابه آن داشته باشد. خواست او در جامعه دموکراتیک محقق خواهد شد و جامعه دموکراتیک به قانون اساسی دموکراتیک نیاز دارد.
دراین جا مشخص میشود که «نظام سیاسی فرسوده» مورد اشاره اعضای ائتلاف، باید از نو ساخته شود. مطابق یکی از مفاد پیمان ائتلاف، دولت جدید متعهد است قدرت سیاسی را به نحوی سازمان دهد که قوه مقننه مرجع نهایی امور باشد.
به این ترتیب قانون بر تمامی شئون حکمفرما خواهد شد و خواستهای ملت مبنی بر دستیابی به جامعهای دموکراتیک، بیش از گذشته به تحقق خواهد رسید، تاچریسم در مدت استیلای خود بر انگلستان نظامی سیاسی را شکل داده بود که رفتارهایی از آن ناشی میشد که موافق خواست مردم نبود. شرکت انگلستان در حمله ائتلاف تحت فرماندهی آمریکا به عراق یکی از آن رفتارها بود.
چنانچه دولت ائتلافی جدید انگلستان بتواند از عهده چرخش سیاسی برآید و گذر از تاچریسم را تحقق بخشد، دموکراسی انگلیس، منزلگاه دیگری به دست آورده است.