تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۱۴۹۲۹۵
دفاع موشکی آمریکا برای روس‌‌ها به چه معناست؟

عبدالحسین مشفق
بیستمین سالگرد فروپاشی دیوار برلین گذشت، ‌اما آیا واقعاً جنگ سرد به پایان رسیده و اثر تاریخی متعلق به گذشته‌ای نه چندان دور محسوب می‌شود؟ ممکن است اتحاد جماهیر شوروی دیگر وجود نداشته و مدت‌ها از انحلال پیمان ورشو گذشته باشد، اما جنگ سرد تبعات بسیاری –مانند درگیری در شبه‌جزیره کره، ناتو و مساله دفاع موشکی- داشته است. طی چند سال گذشته رابطه ناتو با روسیه پرتنش بوده و در قالب عباراتی توصیف می‌‌شود که یادآور دوران جنگ سرد است. یکی از دلایل شروع مجدد تنش‌های جنگ سرد پروژه سپر دفاع موشکی آمریکا در قاره اروپا بوده است. روس‌ها دائماً‌ و بدون پرده‌پوشی اذعان کرده‌اند که حفظ سپر دفاع موشکی بیش از هر چیز دیگری، خطری برای آنها محسوب می‌شود.
ایده سپر دفاع موشکی چیز جدیدی نیست. طی دوران جنگ سرد رونالد ریگان این ایده را به مثابه بخشی از یک استراتژی گسترده برای به کار گرفتن موشک‌ها، تسهیلات فنی و پایگاه‌های نظامی در اقصی نقاط جهان و فضا –که باعث شد این پروژه جنگ ستارگان نامیده شود- مطرح کرد. پنتاگون از زمان آغاز این پروژه میلیاردها دلار صرف تحقیقات و مطالعه درباره آن کرده است. با اینکه آمریکا ادعا کرده هدف ایجاد سپر دفاع موشکی حفاظت از آمریکا و اروپا در برابر خطر فرضی حملات موشک‌های بالستیک ایران و کره شمالی است، روسیه این پروژه را تهدیدی جدی برای امنیت خود در نظر می‌گیرد. مسکو توجیه‌های فعلی برای لزوم به کارگیری سپر موشکی را دستاویزهایی برای نزدیک‌تر شدن به روسیه می‌داند.
اما علت ادعاها و نگرانی‌های روسیه چیست؟ خصومت این کشور علیه برنامه آمریکا ریشه در اهداف استراتژیک طولانی مدت آمریکا دارد. این اهداف دربرگیرنده دکترین نظامی سلطه کامل، سیاست حمله هسته‌ای غافلگیرانه و اکنون شامل مفهوم تفوق هسته‌ای نیز می‌شود و گسترش ناتو به درون مرزهای روسیه – به‌رغم تضمین‌های ناتو که از مرزهای آلمان فراتر نخواهد رفت - است.
از زمان جنگ سرد تاکنون سیاست‌های هسته‌ای آمریکا اساساً تغییر کرده است. در سال 2001 در (Nuclear Posture Review) NPR آمریکا اذعان کرد روسیه یکی از اهداف حملات هسته‌ای احتمالی ارتش آمریکاست. خلاصه مفاد NPR سال 2001 به صورت ذیل است:
«طی جنگ سرد، روسیه مهم‌ترین تهدید هسته‌ای برای آمریکا بود. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دیگر این کشور هدف اصلی برنامه‌ریزی تسلیحات هسته‌ای آمریکا نبود. با این حال روسیه همچنان تنها کشوری است که با توجه به اندازه زرادخانه هسته‌ای خود می‌تواند آمریکا را نابود کند. وانگهی، ‌عدم اطمینان نسبت به مسیر آتی سیاست خارجی روسیه باعث شده است آمریکا نیروی احتیاط هسته‌ای قوی را حفظ کند. از این رو روسیه همچنان در فهرست اهداف احتمالی حملات هسته‌ای آمریکا قرار دارد. علاوه بر این NPR شش کشور دیگر را نیز به عنوان اهداف احتمالی ذکر کرده است: کره شمالی، ایران، عراق، سوریه، لبنان و چین. این فهرست بازتاب برنامه‌ریزی دولت‌های پیشین است.»
روسیه از آن جهت که تقریباً‌ تنها کشوری است که می‌تواند از نظر نظامی آمریکا را به چالش بطلبد در فهرست اهداف پنتاگون قرار دارد، اما این تنها علت تنش و نگرانی مسکو نیست. در سال 2001 آمریکا اعلام کرد به طور یک‌جانبه از پیمان ضد‌موشک‌های بالستیک (ABM) –که تعداد سیستم‌های موشکی بالستیک روسیه و آمریکا را از نظر قانونی محدود می‌کرد - خارج می‌شود. این حرکت یکی از توصیه‌های دیک چنی و گروه مشاوران نومحافظه‌کاری به نام پروژه‌ای برای قرن نوین آمریکا (PNAC) گزارشی با عنوان «بازسازی سیستم‌های دفاعی آمریکا: استراتژی‌ها، نیروها و منابع برای قرنی نوین» بود. در اسناد PNAC که سپتامبر 2000 منتشر شد، آمده است که آمریکا باید «برای دفاع از سرزمین خود و متحدان این کشور و ایجاد پایگاه قدرت مستحکمی به منظور گسترش قدرت آمریکا در جهان سیستم‌های دفاع موشکی جهانی طراحی و از آنها استفاده کند.»
آمریکا پس از کناره‌گیری یک‌جانبه از پیمان ABM اعلام کرد تغییراتی در دکترین نظامی خود خواهد داد، تغییراتی که نخستین بار به واسطه NPR نمایان و پس از آن با دکترین عملیات‌های هسته‌ای مشترک (DJNO) و سپس CONPLAN-8022-02 که استفاده حملات هسته‌ای تهاجمی را به عنوان حمله پیشگیرانه و جنگ متعارف (جنگی که با استفاده از سلاح‌های نظامی متعارف بین دو یا چند کشور طی نبردی آشکار صورت می‌گیرد) امکان‌پذیر ساخت - دنبال شد.
از نظر روس‌ها هدف پروژه سپر موشکی تثبیت برتری هسته‌ای آمریکاست. با فعال شدن این سپر روسیه نخواهد توانست در برابر حمله آمریکا واکنش نشان دهد و زرادخانه هسته‌ای این کشور علناً بلااستفاده و بی‌فایده خواهد بود. به عبارت دیگر آمریکا با حذف خظر واکنش هسته‌ای روسیه، خطر «نابودی متقابل حتمی» (MAD) که طی جنگ سرد وجود داشت را از بین خواهد برد. همچنین امکان حملات تلافی‌جویانه روسیه در برابر حمله نخست هسته‌ای آمریکا را نیز از این کشور خواهد گرفت. طی جنگ سرد بسیاری احتمال حمله تلافی‌جویانه هسته‌ای یا «حمله دوم» و نابودی متقابل حتمی را عواملی می‌دانستند که از آغاز جنگ هسته‌ای بین روسیه و آمریکا جلوگیری کرد. اما برتری هسته‌ای این توازن را بر هم زده و توانایی روسیه برای تلافی‌جویی را مختل می‌کند و روسیه معتقد است این مساله این کشور و متحدانش را در برابر حملات احتمالی آمریکا و ناتو آسیب‌پذیر می‌سازد.
با اینکه جنگ سرد پایان گرفته، ناتو هنوز پابرجاست. گسترش نفوذ این سازمان در شرق و تغییر عملکردش از یک پیمان سابقاً دفاعی به سازمانی مداخله‌گر باعث نگرانی روسیه شده است. ماهیت استراتژیک دفاع موشکی آمریکا که توازن هسته‌ای بین روسیه و آمریکا را بر هم می‌زند به واسطه وجود ناتو تقویت شده است. مسکو از ویژگی‌های نظامی تهاجمی که ناتو پس از پایان جنگ سرد یافته است –و این سازمان را از مداخله در یوگسلاوی به جنگ در افغانستان و ماموریت‌های امنیتی و آموزشی در خاورمیانه و آفریقا سوق داد- احساس خطر می‌کند. به همین خاطر تعجب‌آور نیست که ولادیمیر پوتین سخنرانی انتقادآمیز و تند و تیزی درباره امنیت جهان ایراد کرد. طی این سخنرانی پوتین آمریکا را به تلاش برای ایجاد جهانی تک‌قطبی از طریق توان نظامی متهم کرد:
«ما امروز شاهد استفاده مهارنشده نیروی نظامی در روابط بین‌المللی هستیم. نیرویی که جهان را به ورطه‌ای از درگیری‌های مداوم فرو برده است. در نتیجه توان کافی برای یافتن راه‌حل جامعی برای هیچ یک از این درگیری‌ها نداریم. یافتن راه‌حل سیاسی نیز تقریباً‌ غیرممکن شده است.»
پوتین همچنین گسترش ناتو را خطری علیه روسیه دانست:
«فکر می‌کنم واضح است که گسترش ناتو هیچ ارتباطی به مدرنیزه کردن یا سازمان یا تضمین امنیت اروپا ندارد. بلکه بالعکس، ‌تحریک جدی است که میزان اعتماد متقابل را کاهش می‌دهد و ما حق داریم بپرسیم این توسعه علیه چه کسی انجام می‌شود؟ تضمین‌هایی که همکاران غربی ما پس از انحلال پیمان ورشو دادند، چه شد؟ آن وعده‌ها و وعیدها چه شدند؟ هیچ کس حتی آنها را به یاد نیز نمی‌آورد. اما من می‌خواهم آنچه گفته شد را به شما یادآوری کنم. روز 17 ماه می 1990 آقای وئرنر دبیر کل ناتو در بروکسل گفت: «این حقیقت که ما آماده نیستیم نیروی نظامی در مرزهای آلمان مستقر کنیم، باعث امنیت خاطر روسیه می‌شود. این تضمین‌ها و وعده‌ها چه شد؟
سیاستمداران روسی به راستی نگران جنگی قریب‌الوقوع هستند. آنها معتقدند روسیه همزمان در حال محاصره شدن توسط ناتو، شمار روزافزونی از پایگاه‌های نظامی و سرانجام، موشک‌های آمریکایی است.
آیا اصلاً‌ وقوع جنگی بین روسیه، آمریکا و ناتو قابل تصور هست؟ جنگ بین گرجستان و روسیه و کوه‌های قفقاز در سال 2008 حاکی از وجود چنین احتمالی است. سران روسیه جنگ گرجستان و این کشور را جنگ نیابتی نامیده‌اند و اذعان کرده‌اند از نظر آنها ساکاشویلی رئیس‌جمهور گرجستان نماینده منافع آمریکا در اتحاد جماهیر شوروی سابق است. بنابراین مسکو گرجستان را نماینده آمریکا در نظر می‌گیرد. هنگامی که طی جنگ روسیه-گرجستان آمریکا اعلام کرد ناحیه قفقاز ناحیه‌ای مهم برای منافع استراتژیکی آمریکا به شمار می‌رود، شک‌های روسیه تایید شد و تصادفی نیست که گرجستان یکی از کشورهای به سرعت در حال نظامی شدن و بزرگ‌ترین دریافت‌کننده کمک‌های نظامی آمریکاست. مهم‌ترین مساله درباره جنگ بین روسیه و گرجستان بر سر اوستیای جنوبی آن است که روسیه اعلام کرد حتی اگر گرجستان یکی از اعضای ناتو بودنیز رویه خود را تغییر نمی‌داد. این نکته به تنهایی نشانگر آن است که خطر وقوع جنگ بین آمریکا و روسیه دیگر صرفاً‌ یک توهم نیست.
بنابراین آیا هنگامی که در سال 2009 دولت اوباما توقف برنامه‌های دفاع موشکی آمریکا و اروپای شرقی را اعلام کرد، تغییری در رابطه آمریکا و روسیه به وجود آمد؟ بیانیه باراک اوباما در روز 17 سپتامبر مبنی بر اینکه آمریکا از مولفه‌های سپر موشکی که نزدیک به مرز روسیه در جمهوری چک و لهستان واقع شده‌اند صرفنظر می‌کند، گمراه‌کننده است. کمی بعد از سخنرانی اوباما، آمریکا دو ماهواره دفاع موشکی آزمایشی را از کیپ کاناورال فلوریدا به فضا پرتاب کرد. در حقیقت بیانیه اوباما درباره صرفنظر کردن از برنامه سپر موشکی، بلکه درباره ایجاد سپر موشکی گسترده‌تر و موثرتری تحت لوای برنامه‌های اصلاح‌شده‌ای بود که شامل استفاده از امکانات دریایی روی عرضه کشتی‌های مجهز به سامانه AEGIS نیز می‌شود. در حقیقت این سپر موشکی در حال گسترش در اروپا و فراتر از آن، از ترکیه و مدیترانه به سوی دریای بالتیک نیز هست.
پاسخ یکی از مقامات لهستان به برنامه‌های بازبینی و اصلاح شده اوباما صحت ترس‌ها و نگرانی‌های روسیه را اثبات می‌کند. اسلاومیر نوواک که یکی از مشاوران ارشد دونالد تاسک نخست‌وزیر لهستان است کمی بعد از سخنرانی اوباما در مصاحبه‌ای در تلویزیون TVPINFOگفت: «ما هیچ‌وقت واقعاً نگران حمله موشک‌های دوربرد از سوی ایران نبودیم.»
بنابراین آیا ایمن ساختن لهستان – و همچنین کشورهای دیگر- در برابر خطر حمله موشکی ایران دلیل واقعی ایجاد سپر موشکی بود؟ روس‌ها معتقدند چنین نیست. از نظر روسیه شکی نیست که سیاستمداران آمریکایی برنامه دفاع موشکی جهانی را نه به منظور مقابله با خطر حملات ایران و کره‌شمالی، بلکه به گفته خود PNAC به منظور «ایجاد پایگاه قدرت مستحکمی در جهت گسترش قدرت آمریکا در جهان» به کار گرفته است. بنابراین آیا واقعاً جنگ سرد به پایان رسیده است؟ پاسخ این سوال را شاید بتوان در آمادگی‌های نظامی مشترک روسیه و بلاروس و مانورهای دوجانبه‌ای که آنها برای آماده ساختن ارتش خود در برابر حملات زمینی، دریایی و هوایی ناتو انجام می‌دهند، یافت.