تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۱۴۹۹۱۱

محمدجعفر بهداد
سالنامه روزنامه شرق در 216 صفحه منتشر شد و سرمقاله آن به قلم سردبیر این روزنامه، تحت نام «برخاستن راست از دنده چپ» به موضوع آرایش نیروهای سیاسی در سال 1384 اختصاص یافت.
تلاش شرق در این نوشتار، جااندازی تقسیم بندی «چپ- راست» در دنیای سیاست به عنوان یک اصل تغییرناپذیر، پایدار و دموکراتیک است، بی آنکه به تجربه ناکامی های ناشی از دامن زدن به این تقسیم بندی اشاره ای شده باشد.
هراس از اینکه اندیشه و مسلک اصولگرایی به عنوان گفتمان و باور مسلط تبدیل شود، در سطر سطر این نوشته موج می زند، چه آنکه نویسنده اصرار دارد از اصولگرایی جز با هدف معرفی آن به عنوان یک موجود خیالی و ناپایدار نام نبرد و یا اصولگرایی را مترادف عقب ماندگی و دردسرآفرینی معرفی کند.
تمام سعی «برخاستن راست از دنده چپ» این بوده است که به مخاطب بفهماند- بلکه از مخاطب خواهش کند- مبادا «محمود احمدی نژاد» را اصولگرا بداند، بلکه نهمین رئیس جمهور ایران همچون بقیه چپگراهای دنیا (کمونیست ها و...)، یک «چپ» است که...
سرمقاله نویس سالنامه وابسته به یک جریان سیاسی- نفتی در جای جای مطلب خود آنقدر از تاریخچه کمونیسم و مارکسیسم قرض کرده تا شاید بتواند شباهت هایی میان آنها و اصولگرایان جعل کرده و نتیجه بگیرد احمدی نژاد، مورالس، چاوز، کاسترو و حتی چه گوارا هیچ فرقی با هم ندارند و طرفداران آنها نیز یک مشت آدم های دمدمی مزاج، احساسی، ظاهرگرا و شعارزده هستند.
شگردی که در نوشتار مورد بحث به کار رفته این است که ابتدا عوام گرایی و فریبکاری و عقل گریزی مارکسیسم را مورد تحقیر و تمسخر قرار می دهد، آنگاه اصولگرایان را در دایره همین چپ ها تعریف می کند تا مخاطب را به شورش ذهنی علیه اصولگرایان ترغیب نماید.
سیاستمداران بعضا نفت خوار در نوشتار مورد نقد، هرچه که پیش تر می روند غضب خود را نسبت به منتخب ملت ایران در نهمین انتخاب ریاست جمهوری آشکارتر ساختند، چنانچه در فراز پایانی سرمقاله سالنامه شرق، احمدی نژاد را عوام گرا و قدرت طلب معرفی می کند. مطالعه بفرمایید: «... سیاست احمدی نژاد پس از به قدرت رسیدن نیز تداوم همین وضع است، چرا که برای پوپولیست ها هرگز انتخابات تمام نمی شود و هر روز در معرض انتخاب قرار دارند. سفرهای مکرر استانی، دیدار مستقیم با مردم، سخن گفتن به لحن و لهجه آنها، نپوشیدن هرگونه لباس رسمی، همه روش های هوشمندانه ای برای در قدرت ماندن است.»
نویسنده در سطور پایانی، با «چپ جدید» خواندن اصولگراها، این جریان اصیل دینی و انقلابی را «روح بی جان» می خواند و بدین ترتیب اوج ادب و تحمل سیاسی(!) مشرب فکری خود را به نمایش می گذارد.
همه کسانی که از یک جریان نفتی در کشور باخبرند به خوبی این نکته را دریافته اند که پیروزی اصولگرایان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، بزرگترین خطر را متوجه مناسبات سودآور تجاری آنها در داخل و خارج کرده است.
اصولگراها با برداشتن نخستین گام ها در جهت محدود کردن رانت خوارها، وارد نبردی اعلام نشده با «کلوپ سیاسی- نفتی» شده اند که به تعبیر دکتر احمدی نژاد در «منطقه ممنوعه» زیست می کنند و هرگونه تلاش دیگران برای مبارزه با فساد و ویژه خواری، حیات آنها را به مخاطره می اندازد. در این صورت پیچیدن مقداری ناسزاهای سیاسی در زرورق سرمقاله، کمترین جیغی است که می توانند به اعتراض بکشند.
جالب است بدانید جناح نفت بی هویت ترین جریان است. نه چپ و نه راست است، بلکه اگر منافعش ایجاب کند گاهی راست لیبرال و گاهی چپ لیبرال خواهد شد.
نفتی ها برای صیانت از خزانه خود، مجبورند در هر زمانی از دنده یکدیگر برخیزند.