سید مجید زواری
با تحولات اخیر پرونده هستهای و گزارش فعالیتهای هستهای ایران به شورای امنیت، پس از سه سال فراز و فرود در حال حاضر جدال میان ایران و غرب در مورد این موضوع وارد مرحله جدید و حساسی شده است که هرگونه بیاحتیاطی طرفین بازی، عواقب جبرانناپذیری را به بار خواهد آورد.
به هر حال پرونده هستهای ایران از وین به نیویورک منتقل شده و این موضوع در شورای امنیت بررسی خواهد شد که ریاست آن بر عهده یک جنگطلب مشهور آمریکایی به نام جان بولتن میباشد.
البته اشاره به جان بولتن و شورای امنیت، القای ترس نیست بلکه اشاره به حساسیت موضوعی است که مسوولان کشور برای دفاع از منافع و حقوق ملت ایران باید در نظر داشته باشند.
قبل از چیز لازم است به تفاوت دو مفهوم «گزارش»و «ارجاع» به شورای امنیت اشاره شود تا از هرگونه سوء تفاهمی در این مورد جلوگیری شود. طبق اساسنامه آژانس «گزارش به شورای امنیت» با مفهوم «ارجاع» کاملاً تفاوت دارد و «گزارش» به عنوان یکی از موارد عادی و طبیعی مندرج در اساسنامه آژانس است.
آنچه که در مورد پرونده هستهای ایران اتفاق افتاد به هیچ وجه معنای ارجاع (refer) پرونده به شورای امنیت نیست، بلکه به معنای مطلع نگه داشتن این شورا از فعالیتهای آژانس در قبال پرونده میباشد و پرونده ایران به هیچ وجه از آژانس بینالمللی انرژی اتمی خارج نشده و سیر حقوقی خود را طی میکند.
در حال حاضر با توجه به شرایط فعلی پرونده هستهای ایران و افزایش تهدیدها و فشارها بر ایران چند نکته باید مورد توجه مسوولین کشور قرار گیرد. در این که انرژی هستهای حق مسلم ماست، شکی نیست ولی آنچه مسلم است باید در این مورد منافع بلند مدت نظام در نظر گرفته شود و این دقیقاً همان چیزی است که مقام معظم رهبری نیز در روزهای گذشته بر آن تاکید داشتند: «پایداری همراه با حفظ هوشیاری کامل».
برای کاهش فشارها میتوان مذاکرات با طرفین اروپایی و یا احتمالاً مذاکره با کشورهای دیگر مورد توجه قرار گیرد، طرح روسیه رانیز همزمان میتوان در نظر داشت ولی قبل از هر چیز باید به طرفین غربی و دیگران تفهیم کرد که تهدید ایران به نفع هیچ کس نیست. کمترین تاثیر تهدید ایران، افزایش قیمت نفت میباشد که بیش از همه اروپا، چین و دیگر کشورهایی که اقتصادهای رو به رشد دارند را متضرر خواهد کرد.
باید به این کشورها تفهیم کرد که رأی آنها در شورای امنیت، تعیینکننده ادامه و یا قطع منافع آنها در ایران میباشد. روسها به دنبال تعیین ویژه در پروژههای هستهای ایران هستند، چینیها علاوه بر روابط گسترده تجاری با ایران، قسمت عمده نفت مورد نیاز خود را از ایران تأمین میکنند. اروپائیها نیز روابط تجاری نسبتاً خوبی با ایران دارند و هند نیز خواهان تأمین انرژی مورد نیاز خود از طریق ایران است.
باید به این کشورها تفهیم کرد که ادامه این روابط، ارتباط مستقیمی با رأی آنها در شورای امنیت دارد.
همچنین ایران سرمایههای قابل توجهی در بانکهای اروپایی دارد که با خروج آنها از بانکهای این کشورها، اقتصاد شکننده اروپا، احتمالاً با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد.
باید به طرفهای متخاصم تفهیم کرد که هرگونه تهدید نظامی علیه ایران منجر به ناامنی و تهدید کل منطقه می شود و ایران با استفاده از ابزارهایی که در اختیار دارد از جمله نفت، تنگه هرمز، نفوذ گسترده در عراق، حماس و حزبالله و... میتواند به شدت منافع غرب را به خطر بیندازد.
از سوی دیگر برخی کارشناسان مسائل استراتژیک معتقدند اتحاد چین، روسیه، هند و ایران میتواند به عنوان یک قطب جدید در مقابل آمریکا مطرح شود. با توجه به ویژگیهای این کشورها از لحاظ وسعت، جمعیت منابع عظیم انرژی، تنوع مناطق نفوذ از آسیای جنوب شرقی تا اروپا و همچنین منطقه استراتژیک خاورمیانه، تشکیل یک اتحاد شرقی تا حدود زیادی میتواند فضای مانور را برای سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا محدود کند. باید به این کشورها تفهیم کرد که منافع تشکیل این اتحاد به مراتب بیشتر از اطاعت از سیاستهای آمریکا در جهان میباشد.
از سوی دیگر اگر به نوع آرایی که به ایران داده شد توجه کنیم متوجه میشویم آرای ممتنع و منفی اغلب از سوی کشورهایی داده شده است که به دنبال دستیابی به فناوری هستهای میباشند.
از سوی دیگر میتوان طرفین غربی را تهدید کرد که هرگونه اقدامی علیه ایران منجر به صدور فناوری هستهای به این کشورها میشود و از طرف دیگر با رایزنی با کشورهایی که به دنبال دانش هستهای هستند، حمایت آنها را در مورد پرونده هستهای ایران بدست آورد.
به هرحال خود غربیها هم میدانند که هرگونه اقدامی علیه ایران چه عواقب ناگواری برای آنها به بار خواهد آورد و به گفته خود آنها ایران با کشورهای دیگر بسیار متفاوت است و باید در برخورد با این کشور بسیار محتاط بود. در همین زمینه مجله بریتانیایی اکونومیست طرح روی جلد این هفته خود را به کاریکاتوری از جورج بوش اختصاص داده بود که روی بمب اتمی نشسته بود و صحنهای از فیلم معروف استرنجلاو را به خاطر میآورد که خلبان بمبافکن B52 آمریکایی پس از آنکه سرانجام موفق میشود نقص فنی هواپیمای خود را رفع کند و بمب اتمی را برای فرو افتادن بر خاک شوروی رها سازد خود نیز درحالی که فریاد میزند و کلاه گاوچرانیاش را تکان میدهد سوار بر بمب، نخستین قربانی جنگ جهانی سوم میشود.
همین موضوع به صورتی دیگر توسط علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی مطرح شده است. آقای لاریجانی در گفتوگو با شبکه 2 فرانسه در پاسخ به سوالی در مورد تهدیدات آمریکا علیه ایران گفت: کسانی که چنین تهدیداتی را به کار میگیرند وسایل اجرای آن را ندارند و این بیش از آنکه قدرتشان را به اثبات برساند ناتوانیشان را ثابت میکند.
در پایان این نکته قابل توجه است که پرونده هستهای ایران فقط یک بهانه است و در حقیقت آمریکا میخواهد با سوءاستفاده و بزرگنمایی فعالیتهای هستهای ایران، با ما تصفیه حساب کند ولی در صورت پایداری و مقاومت، در نهایت ایران و ملت بزرگ آن برنده نهایی خواهند بود که توانستهاند با پیروزی در مقابل اراده جهانی به نمادی از شجاعت و قدرت در بین مسلمانان و دیگر آزادیخواهان جهان تبدیل شوند.