اهانت آشکار روزنامههای پر تیراژ دانمارکی "یولند پستن" و "مگزینز" نروژی و "دی ولت" آلمانی و چند رسانه دیگر در اروپا نسبت به پیامبر بزرگ اسلام میرود تا تقابل خطرناکی میان اسلام و غرب ایجاد کند. پدیده توهین به مقدسات اسلام اگر چه در رسانههای غربی بارها اتفاق افتاده که نمونه آن کتاب نفرتانگیر "آیات شیطانی" سلمان رشدی بوده است، اما توهین اخیر روزنامههای کشورهای اسکاندیناوی نسبت به پیامبر اسلام تاکنون سابقه نداشته است. این اقدامات همزمان، به طور قطع تصادفی و اتفاقی نیست، بلکه در چارچوب یک برنامه وسیع سازمان یافتهای است که در راستای به چالش کشاندن جهان اسلام صورت میگیرد. بررسی تحلیلی فرآیند اینگونه حوادث که در طول 5 سال گذشته در جهان رخداده نشان میدهد که نومحافظهکاران آمریکا و لابی صهیونیستی در یک طرح مشترک و سازمان یافته تلاش میکنند تا افکار عمومی غرب و آمریکا را به سمت مرزبندی میان تمدن اسلام و مسیحیت هدایت کنند. این تهاجم پس از انفجارات لندن و مادرید شکل جدیتری به خود گرفت، به گونهای که مسلمانان مقیم آمریکا و اروپا به شدت تحت فشار قرار گرفتند و حملات گستردهای به مساجد مسلمانان در آمریکا و اروپا صورت گرفت. متاسفانه بنیادگرایان مسیحی نیز تحت تاثیر اینگونه تبلیغات به سمت برخورد خشونتآمیز با مسلمانان حرکت کردند که در راستای آن موج اسلامستیزی در غرب تشدید شد. این اقدامات، مقوله گفتوگوی اسلام و مسیحیت را که مسلمانان آن را مطرح کردند، به شدت تحت تاثیر قرار داد، زیرا رهبران کشورهای اسلامی احساس کردند که بنیادگرایان مسیحیت که از سوی صهیونیستها بمباران تبلیغاتی میشوند، تمایلی به برقراری تعامل منطقی و معقول با جهان اسلام ندارند. علت است امر این است که نزدیکی دو تمدن اسلام و مسیحیت قطعا به حذف تدریجی صهیونیستهای تندرو که مایل به همزیستی دوستانه میان پیروان این دو تمدن نیستند منجر میشود. لذا در فرایند کوشش برای تقابل اسلام و مسیحیت میتوان به روشنی نقش صهسیونیستها که تاثیرگذاری فراوانی بر رسانههای کشورهای اسکاندیناوی دارند، جستجو کرد. اگر چه اسلام و مسیحیت هر یک دارای عقاید نسبتا متفاوتی هستند، اما شان نزول کتابهای آسمانی و ظهور پیامبران الهی صرفا برای نجات بشریت از جهل و فساد بوده و در این خصوص میان اسلام و مسیحیت هیچگونه اختلافی وجود ندارد. امروز به همان اندازه که جهان غرب از تروریسم رنج میبرد، ملتهای اسلامی نیز قربانی تفکرات منحرف گروههای افراطی هستند که فهم صحیح از دین ندارند و با این تلقیها و کج فهمیها تلاش میکنند تا عقاید خود را بر دیگران تحمیل کنند. لذا اگر کشورهای اسکاندیناوی سریعا درصدد دلجویی و پوزش صادقانه از یکونیم میلیارد مسلمان بر نیایند مسلما در آینده، جهان شاهد مرزبندی خطرناکی میان غرب و شرق خواهد بود که پیامدهای سیاسی و اقتصادی این مرزبندی بیش از همه متوجه کشورهای غربی خواهد شد. اقتصاد کشورهای اسکاندیناوی مبتنی بر صادرات مواد غذایی به کشورهای اسلامی است و اگر مسلمانان کالاهای کشورهای غربی را به طور جدی تحریم کنند مسلما این کشورها در آینده با بحرانهای اقتصادی شدیدی مواجه خواهند شد که برای ملتهای غربی قابل تحمل نیست.