تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۴۹۶

اعظم دوست محمدی
گروه سیاسی

جهان‌گرایی (Globalism) و یا جهانی شدن (Globalization) مسائل مهمی است که در سالهای اخیر موضوع بحث محافل گوناگون بین المللی بوده است. اکثر صاحب نظران و اندیشمندان براین باورند که «جهانی شدن» ناشی از پیشرفتهای بنیادین در زمینه ارتباطات تکنولوژی، حمل و نقل، و سایر مواردی است که دسترسی بیشتر انسانها به افکار و محصولات یکدیگر را فراهم ساخته است.
در چنین شرایطی هیچ یک از کشورهای موجود در نظام بین المللی قادر نخواهد بود بطور مطلق خود را از تاثیرات و پیامدهای «گلوبالیزم» دور نگه دارند. افکار و عقاید به راحتی در دورترین نقاط دنیا انتشار می یابند و براندیشه های دیگران تاثیر گذارده و از آنها تاثیر می پذیرند. مرزهای جغرافیایی کارکرد سابق خود را در این زمینه از دست داده اند. ازاین رو شرایط برای شکل گیری فرهنگی جهانی شدن بیش از پیش مهیا شده است.
با این حال نمی بایست از ذکر یک نکته با اهمیت غفلت کرد، و آن اینکه انتظار برای شکل گیری یک فرهنگ جهانی کاملا یکدست و واحد انتظار بیهوده و غیر قابل تحققی است. حتی در بسیاری از کشورها هنوز یک فرهنگ واحدملی به وجود نیامده است. شکل گرفتن یک فرهنگ جهانی تمام عیار ناممکن است. ما انسانهایی هستیم که نگرشهای مختص به خود داریم و دریافت کننده منفعل پیامهای جهانی نیستیم و در نتیجه تمایزات را با قوت حفظ خواهیم کرد.
از سوی دیگر با نگاهی به خصوصیات و ویژگی های فرهنگی اقوام و ملتهای مختلف درمی یابیم که فرهنگ به مقدار زیادی به قومیت و زبان بستگی دارد. بنابر این، فرهنگ جهانی به معنای خاص کلمه نمی تواند وجود داشته باشد. چون یک قومیت جهانی و یک زبان جهانی نداریم.
همچنین این تصور که روند جهانی شدن فرهنگ به حاکمیت سلطه فرهنگ غربی خواهد انجامید نیز بیهوده است. البته این حقیقت قابل انکار نیست که این کشورها به واسطه بهره مندی از توان اقتصادی و تکنولوژیک برتر، در فرآیند جهانی شدن بازیگرانی فعال و موثر محسوب می شوند. اما ذکر این نکته بنیادین حائز اهمیت است که هر فرهنگی هراندازه که شکوه و عظمت داشته باشد نمی تواند فرهنگهای دیگر رااز صحنه هستی پاک کند.
بنابر این، چنین تصوری که فرهنگی خاص (مثلا غربی ) بتواند حاکمیت مطلق داشته باشند دست نیافتنی است. تا هنگامی که آدمها و مکانها با هم تفاوت دارند و تاریخ و تجربه آنها از هم جداست، فرهنگ نیز گوناگون خواهد بود. فرهنگ بیش از آن که به نظم جهانی وابسته باشد، به انسان مربوط است و انسانها با یکدیگر تفاوت دارند، بنابر این چاره ای جز پذیرش چندگونگی فرهنگی نیست.
باهمه اینها جهانی سازی به عنوان پدیده ای جدید و نو از راه می رسد و این پدیده نو آثاری بر فرهنگ خواهد گذاشت. انسان نمی تواند اسیر یا محصول فرآیند فرهنگ خود باشد، زیرا به گونه ای آسان و بی سابقه از فرهنگهای دیگر آگاه می شود و این معادله ای نوین است.
در چنین شرایطی راه کار مطلوب برای کشور ما آن است که با اتخاذ رویکردی واقع بینانه ضمن پذیرش جنبه های مثبت جهانی شدن، از طریق تقویت فرهنگ غنی و کهن و مذهبی و ملی خود به بی اثرسازی وجوه منفی این پدیده همت گماریم. در تحقق این هدف، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از نقش و جایگاهی برجسته وممتاز برخوردار است.