تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۷۹۲
نگاهی به زمینه‌ها و پیامدهای پایان جنگ
رضا شهیدی اشاره: شب 27 تیرماه، کوثری بچه های لشگر را در حسینیه حاج همت پادگان دوکوهه جمع کرد تا با آنها صحبت کند. برخی رویدادها مثل از دست دادن فاو ذهن بچه ها را مشغول کرده بود. بچه ها سوالاتی داشتند که چرا نیروهای خودمان را در شمال غربی گذاشتیم و در جنوب ضعیف عمل کردیم. کوثری گفت هرچه بوده دستور بوده و ما هم عمل کردیم. ازاین به بعد هم آماده هستیم تا در هرکجا بخواهند با دشمن مقابله کنیم. آن شب روحیه بچه ها خوب بود. چند شب قبل چند عملیات در منطقه دشت عباس و شلمچه و شمال فکه انجام داده بودند و پیروز میدان بودند. هیچ کس نمی دانست فردا چه روزی است. ظهر روز 27 تیر ماه 1367 بعد از اقامه نماز و صرف ناهار، بچه ها همانطور که مشغول استراحت بودند، گوششان به رادیو بود تا اخبار ساعت دو پخش شود. «ما مسلح به الله اکبریم، بر صف دشمنان حمله می بریم...» اولین خبر مانند پتکی بود که بر سر شاخه ای شمعدانی فرود آید. خبر کوتاه بود؛ ایران با ارسال نامه ای به دکوئیار، دبیر کل سازمان ملل رسماً قطعنامه 598 را پذیرفته است. در آن موقع در دوکوهه جز زار زدن و گریه چیزی نبود. فرمانده لشگر هم نتوانست مقاومت کند و گریه کرد. گریه بچه ها از این بود که نکند حضرت امام در تنگنا این قطعنامه را پذیرفته باشد. تنها حال و روز پادگان دوکوهه اینگونه نبود. هر کس در هر جای جبهه -از شمال غرب گرفته تا آبی خلیج فارس- چنین حال خرابی داشت.

شورای امنیت سازمان ملل متحد در مجموع 10 قطعنامه و 10 بیانیه درمورد جنگ عراق علیه ایران صادر کرد. اولین آنها یک روز پس از آغاز جنگ و آخرینش هم 5 سال پس از پایان جنگ صادر شد.
پیش از بررسی قطعنامه ای که منجر به آتش بس شد، نگاهی به قطعنامه های قبلی این شورا می اندازیم.
اولین واکنش:
تایید ضمنی تجاوز
شورای امنیت نخستین قطعنامه خود را به شماره 479 با نام بررسی وضعیت میان ایران و عراق صادر کرد. در این قطعنامه به وجود تهدید علیه صلح نقض صلح وقوع تجاوز و نقض تمامیت ارضی ایران اشاره ای نشده بود. این توصیه نه برقراری آتش بس یا بازگشت به مرزهای بین المللی بلکه خودداری از توسل بیشتر به زور را از دو طرف خواسته بود. در واقع این قطعنامه آگاهانه از تجاوز و حمله عراق به مرزهای جمهوری اسلامی ایران و تحمیل جنگ و وضعیت اسفبار مردم جنوب غرب کشور که نتیجه حمله عراق به اهداف غیر نظامی و افراد غیر مسلح بود چشم پوشید.
قطعنامه479 که در 5 بند تقسیم شده بود شروع کننده جنگ را معرفی و اعلام نکرده و در آن از تجاوز، تعیین متجاوز و تنبیه متجاوز سخنی به میان نیاورده بود. این قطعنامه بیشتر حالت توصیه داشت تا تصمیم قاطع و لذا جمهوری اسلامی ایران از پذیرش آن خودداری کرد.
21 ماه سکوت
شورای امنیت پس از نخستین قطعنامه خود در حالی که عراق در صدد تحکیم مواضع بدست آمده بود برای مدتی طولانی (21 ماه و 15 روز) سکوت کرد اما در پی انجام عملیات های ثامن الائمه طریق القدس فتح المبین و بیت المقدس که به شکست حصر آبادان آزادسازی بستان آزادسازی مناطق وسیعی از غرب شوش و دزفول و بالاخره آزادسازی خرمشهر انجامید بار دیگر بر آن شد تا سکوت خود را بشکند بنابراین بر اساس پیشنهاد اردن قطعنامه 514 را به تصویب رساند. در مقدمه این قطعنامه شورا نگرانی خود را از طولانی شدن درگیری بین دو کشور و کشته شدن انسانهای بی گناه آسیب رسیدن به اماکن و تاسیسات و در خطر بودن صلح و امنیت جهانی ابراز کرد و خواستار آتش بس سریع و عقب نشینی نیروهای دو طرف به مرزهای شناخته شده بین المللی از طریق اعزام نیروهای حافظ صلح و ناظران سازمان ملل به منطقه شد بدون آنکه به حضور عراق در خاک ایران اشاره ای بکند. بند دیگری از این قطعنامه از دیگر عضو سازمان ملل درخواست می کرد از هرگونه اقدامی که به تداوم یا تشدید جنگ بینجامد خودداری کنند. این درخواست در حالی عنوان می شد که اعضای دایم شورای امنیت از حامیان اصلی دولت عراق و ادامه جنگ بودند.
توصیه‌های تکراری
12 مهر 1362 سومین قطعنامه صادر شد. در فاصله بین قطعنامه 514 و 522 نیروهای ایران دو عملیات بزرگ را اجرا کردند. نخستین عملیات با نام رمضان دو روز پس از تصویب قطعنامه 514 و دومین آن با نام مسلم بن عقیل در تاریخ نهم مهر سال 1361 به اجرا در آمدند. ویژگی این عملیات ها عبور از مرزها با هدف تنبیه متجاوز و تسلط بر بخشی از خاک عراق بود. به دنبال این تحولات عراق و برخی از کشورهای عرب تلاش های دیپلماتیک گسترده را در سازمان ملل آغاز کردند.
عنوان قطعنامه 522 نیز مانند قطعنامه های قبل وضعیت مابین ایران و عراق بود و مانند دو قطعنامه قبلی توصیه بود تا تصمیم. با توجه به اینکه در شکل، متن و محتوای قطعنامه 522 تفاوت چندانی با قطعنامه 514 نداشت و با عنایت به اینکه تحولات عمده و مهمی نیز در جبهه های جنگ بوجود نیامده بود، مشخصا قطعنامه 522 فقط پاسخی به فشار عراق و طرفدارانش در شورای امنیت بود و شورا تحت تاثیر آن ناگزیر به صدور قطعنامه ای شد که تکرار قطعنامه پیشین بود و لذا این قطعنامه نیز از طرف ایران پذیرفته نشد.قطعنامه بعدی 540 بود که درباره جنگ شهرها صادر شد، بدون آنکه به تجاوز عراق علیه مردم غیرنظامی ایران اشاره ای شود. این قطعنامه نهم آبان 1362 صادر شد.
این در حالی بود که عراق به دنبال حملات متعدد به اهداف غیر نظامی در جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 13 و 17 بهمن ماه سال1362 رسما اعتراف کرد که شهرهای دزفول، اندیمشک، اهواز، باختران، ایلام، آبادان، شوش، رامهرمز، مسجد سلیمان، بندر امام خمینی و بهبهان را هدف حملات هوایی و موشکی قرار داده است.
552، 582 و 588 قطعنامه های بعدی سازمان ملل بودند که درباره این جنگ صادر شد. این قطعنامه ها عمدتاً به جنگ نفتکش ها در خلیج فارس و حملات شیمیایی اشاره داشتند اما مانند موارد قبلی جانبدارانه و در حمایت از رژیم بعث صادر شده بودند.
امام راحل در پیام خود به حجاج بیت الله الحرام در سال 1366 در این باره فرمودند : »دنیا از آغاز جنگ تاکنون درتمام مراحل دفاعی ما هیچ گاه با زبان عدالت و با بی طرفی با ما سخن نگفته است.»
قطعنامه روی خون
برخی تغییر و تحولات در صحنه جنگ، منجر به تصویب قطعنامه 598 در 29 تیرماه سال 1366 شد. این قطعنامه فی البداهه شروع نشد. عملیات کربلای چهار با ناکامی مواجه شد. ریگان شکست خورده در حادثه مک فارلین خوشحال بود و صدام جشن بزرگ حصادالاکبر (دروی بزرگ) برپا کرد، اما در حالی که همه طرفهای مقابل مست پیروزی بودند، ایران با عملیات کربلای پنج قفل شرق بصره را گشود و از لابه لای سیم های خاردار، مین و کانال خود را به جایی رساند که هتل شرایتون بصره که به مقر موقت صدام حسین تبدیل شده بود نیز از تیررس رزمندگان ناامن گردید.
سرلشکر وفیق السامرائی در کتاب ویرانی دروازه شرقی می گوید که در کربلای 5، صدام شخصاً به بصره آمده بود تا صحنه را از نزدیک مدیریت کند و میگوید در هتل شرایتون بصره بودیم و سفیر گلوله های شما تا اینجا می رسید.
قطعنامه 598 زمانی کلید خورد که نیروهای ایرانی در غرب کانال ماهی نزدیک تنومه و بصره بودند. مجامع بین المللی چون منافعشان را در خطر می دیدند از همان زمان به فکر این مطلب افتادند که خواسته های ایران را در قطعنامه بگنجانند تا ایران دست از عملیات بردارد. عملیات های والفجر 8 در سال 64 و کربلای 5 در سال65 باعث شد که تمام ابرقدرت ها بطور قطع الیقین باورشان بشود که ایران قدرت لازم را دارد تا بتواند حق خودش را بگیرد.
قطعنامه 598 بدون شک دربرگیرنده تمام خواسته های ایران نبود اما نسبت به موارد قبلی بسیار واقع بینانه تر بود و می توانست حداقل ها را تامین کند. حملات گسترده شیمیایی، ورود مستقیم قدرت های استکباری به صحنه نبرد و جدی شدن تحریم های همه جانبه علیه ایران و محتوای قطعنامه 598 از جمله مواردی بود که منجر به پذیرش آن از سوی ایران شد.
تحلیلی از آیت الله خامنه‌ای
چهار روز پس از پذیرش قطعنامه، آیت الله خامنه ای اولین نماز جمعه پس از این حادثه را امامت فرمودند و در دومین خطبه این نماز جمعه تاریخی، تحلیل مشروح و مبسوطی از مسائل مربوط به قطغنامه 598 ارائه فرمودند.
ایشان در این خطبه با تحلیل مفصل صلح حدیبیه آن را یک پیروزی بزرگ خوانده و لزوم اطاعت از ولی امر مسلمین در هر شرایطی را گوشزد کردند.
ایشان در بخشی از این خطبه فرمودند: «دلبستگی رهبر و امت دنباله روی او به اسلام و مسلمین به مصالح اسلامی آن وقتی که مصلحت اسلام ایجاب می کند ناگهان یک موضعی را در پیش می گیرد که علی الظاهر با موضع گذشته او 180 درجه اختلاف جهت دارد چون اسلام این را می خواهد. چون مصلحت انقلاب و کشور و ملت این را ایجاد می کند یعنی فانی شدن در مصالح اسلام و مسلمین.
این برگشت از شعارهای اصولی ما به هیچ وچه نیست. دشمن نمی تواند در اینجا ما را متهم کند که ما از اصول خودمان برگشته ایم. حاشا و کلا! انقلاب اسلامی و رهبری عظیم الشان و مسوولین این انقلاب و این نظام با ذره ذره وجود خودشان و با لحظه لحظه عمر خودشان از اصول انقلاب اسلامی و از روح آشتی ناپذیری این انقلاب در مقابل ابرقدرت ها و مستکبران عالم حراست و دفاع خواهند کرد.
تا این ساعت عراق نسبت به این قضیه صادقانه برخورد نکرده است. این را دنیا باید بفهمد، ما داریم این را اعلام می کنیم. بهانه جویی و بهانه گیری کرده است. این بهانه جویی و بهانه گیری عراق اگر چه ممکن است کار را به تاخیر بیندازد یا موجب شود که اصلا مساله آتش بسی پیش نیاید و روند جنگ ادامه پیدا کند اما در عین حال یک فایده بزرگ وجود دارد و آن افشا شدن چهره جنگ افروز جنگ طلب متجاوز خبیث رژیم صدام حسین است.
ما از اول می گفتیم که طبیعت رژیم عراق و این بعثی های عفلقی که بر سر کار هستند طبیعت آتش افروز و جنگ طلب است. الان در همین چند روزه چند تا بهانه را اینها مطرح کردند، یکی از بهانه این است که گفته ما آتش بس نمی خواهیم، ما صلح می خواهیم. این را هم اعلام کردند، هم به آقای معمر قذافی گفته که او دیشب تلفنی به من اطلاع داد که صدام حسین می گوید ما آتش بس نمی خواهیم، ما صلح می خواهیم.
بنده به او گفتم که هر صلحی اگر بخواهد انجام بگیرد با آتش بس شروع خواهد شد. صلح بدون آتش بس که معنی ندارد. اگر او نمی خواست بهانه جویی بکند و آتش بس را عقب بیندازد این حرف یک حرف غیر منطقی و غلط و غیر قابل قبولی است.بعضی از این عناصر فرصت طلب و بد دل که هیچ وقت با انقلاب و با اسلام آشتی نکردند آنها از این فرصت ها خیلی استفاده می کنند برای سمپاشی، اینها کسانی هستند که از اول با جنگ مخالف بودند، حالا مومنین حزب الله و رزمندگان و پاکباختگان صادق عاشق را مورد خطاب قرار می دهند و می گویند شما دیدید حالا رسیدید به آن حرف ما، این بسیار ابلهانه است. این مثل این است که کسانی که در جنگ احد خیانت کردند و در جنگ احزاب با پیغمبر در میدان جنگ شرکت نکردند، اینها بیایند در صلح حدیبیه بگویند دیدید که ما آنجا نیامدیم حق با ما بود. این قضیه غیر از آن قضیه است.
آن کسانی که در این چند ساله در بزرگترین حماسه تاریخ این ملت شرکت نکردند تا ابد سرشکسته هستند.»
خوی درنده صدام
همانطور که مسئولین نظام پیش بینی می کردند، پذیرش قطعنامه نقشه صدام مبنی بر معرفی کردن ایران به عنوان جنگ طلب برملا کرد. صدام که گمان می کرد این موضوع حاکی از ضعف ایران است، حمله ای سراسری و گسترده را آغاز کردو حتی به نزدیکی خرمشهر رسید. اما مردم با خروشی سراسری و حتی پرشورتر از گذشته به جبهه رفته و حمله ارتش بعث را دفع کردند.
شهید احمد کاظمی طی سخنانی که به فاصله اندکی پس از پذیرش قطعنامه ایراد شده، وضعیت صحنه و وظیفه رزمندگان دلباخته را اینگونه تشریح می کند: » بعد از اینکه جمهوری اسلامی قطعنامه 598 را قبول کرد، وقتی اینها دیدند که ما قطعنامه را قبول کرده ایم و در وضعیتی هستیم که اکثر جبهه هایمان سقوط کرده اند و یا خودمان آنها را تخلیه کرده ایم، دستور هجوم سراسری دادند. مثلاً ما جبهه حلبچه، ماووت، سلیمانیه و حاج عمران را به اختیار خودمان تخلیه کرده بودیم، حتی همین منطقه عملیات رمضان را به اختیار خودمان تخلیه کرده بودیم، اینها که چنین وضعیتی را دیدند، به همه ارتش ها و تیپ هایی که در سرتاسر مرز داشتند دستور هجوم سراسری دادند، که ظاهراً از پذیرش قطعنامه سه چهار روز گذشته بود که اینها شروع به حمله کردند و در جنوب، سپاه سوم یک حمله گسترده ای را شروع کرد.
در غرب حمله بزرگی شد که ارتش عراق تقریباً تا سر پل ذهاب آمد. در ضمن از منافقین هم استفاده کردند و این طرح را داشتند که به تهران بیایند! به خیال اینکه ما سلاح هایمان را از دست داده ایم و نیروهایمان هم روحیه خودشان را از دست داده اند و توان نداریم ولی خداوند کمک کرد و قبل از اینکه در غرب، آن اتفاقات به آن شکل بیفتد، دشمن در جنوب با آن تهاجم گسترده ای که کرده بود، شکست خورد! من خودم به یقین رسیدم، روز اول که عراقی ها حمله کردند، با حجم نیرویی که از عراقی ها می دیدم، تصور نمی کردم که قصد اینها خرمشهر باشد، به حسینیه سر زدم یک افسری را به اسارت گرفته بودند، با او صحبت کردم و پرسیدم که هدف شما چیست؟ گفت که «یک گردان ما دیروز منهدم شده، امروز چند تیپ دیگر به ما اضافه شده و در نهایت قصد ما تصرف خرمشهر است» که الحمدالله رزمندگان اسلام محکم ایستاده اند و دشمن شکست خیلی خوبی خورد و تعداد زیادی تانک و نفربرش را از دست داد و به مرز خودش عقب نشینی کرد و این نقطه جدیدی شد چون اینها می خواستند سه چهار روز ببینند که چه کار باید کنند، بایستی دنبال قطعنامه و آتش بس بروند یا اینکه در این وضعیت مناسب، یک جاپایی، یک سر پلی، یک خرمشهری، یک آبادانی، یک منطقه استراتژی مهمی از ما بگیرند و بگویند که ما سه چهار شرط هم داریم، اگر شما دیگر حال جنگیدن ندارید و می خواهید صلح کنید و به نتیجه رسیده اید که قطعنامه598 به اجرا در بیاید، ما به چند امتیاز هم نیاز داریم که باید به ما بدهید! ولی الحمد الله خداوند کمک کرد و در آن وضعیت، رزمندگان اسلام به پیروزی رسیدند.
الان وضعیت نامعلومی در جبهه خودمان داریم، صحبت، حرف و مسائل زیاد است. انقلاب اسلامی تصمیمی گرفته است و چون امر ولایت است ما مطیع آن هستیم، اگر به ما امر کنند که نجنگید، نمی جنگیم، اگر امر کنند که در جبهه بمانید، می مانیم و اگر امر کنند که سر قله بایستید یا در آفتاب تا ظهر بمانید، می مانیم. هر چه امام بفرمایند، انجام می دهیم. الان ما باید خیلی حواسمان را جمع کنیم که در اطاعت از اماممان یک وقت خدای نکرده سستی و کوتاهی نکنیم.»
بغض‌ها را در سینه حفظ کنید!
پذیرش قطعنامه دو واکنش مختلف را در بر داشت. در حالی که بچه های جبهه و جنگ را غمی جانسوز فرا گرفته بود، حضرت امام با انتشار پیامی نشان دادند ایشان از آرمان های خود عقب ننشسته و انقلابی ها باید خود را برای نبردهای سخت تری آماده کنند.
«عزیزانم! شما می دانید که تلاش کرده ام که راحتی خود را بر رضایت حق و راحتی شما مقدم ندارم. خداوندا! تو می دانی که ما سر سازش با کفر نداریم. خداوندا! تو می دانی که استکبار و آمریکای جهانخوار گل های باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا! در جهان ظلم و ستم و بیداد همه تکیه گاه ما تویی و ما تنهای تنهاییم و غیر از تو کسی را نمی شناسیم و غیر از تو نخواسته ایم که کسی را بشناسیم، ما را یاری کن که تو بهترین یاری کنندگانی.
خداوندا! تلخی این روزها را به شیرینی فرج حضرت بقیه الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و رسیدن به خودت جبران فرما.
فرزندان انقلابی ام! ای کسانی که لحظه ای حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید! شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم که به شما سخت می گذرد ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم که شهادت شیرین تر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان این گونه نیست؟ ولی تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست.
و تاکید می کنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من می باشند. آن ها را از این تصمیمی که گرفته اند شماتت نکنید که برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است که ان شاء الله خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضایت خود فرماید.»