تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۱۹۳
گزارش تحلیلی «شرق» از روابط ایران و عربستان

گروه سیاسی، ارشاد علیجانی: از زمانی که کشوری با شمشیرهای قبیله «سعود» با کمک «سلفی‌ها» به نام عربستان سعودی ساخته و پرداخته شد، ریاض را که پایتخت خواند خود را رقیب تهران می‌دانست. تا پیش از آنکه آمریکایی‌ها نفت را در میان صحراهای شمال غربی این کشور پیدا کنند این رقابت بیشتر شبیه یک طنز بود، حتی بعد از آن نیز در دنیای عرب کسی چندان شیوخ میلیاردر ریاض را جدی نمی‌گرفت چون همه در تب و تاب «ناصر» مصری بودند، اما روزگار گویی روی خوش خود را به محافظه‌کاران آل‌سعود نشان داد و نه از وراث «ناصر» در مصر آبی برای اعراب منطقه گرم شد و نه قذافی لیبی آنقدر هوشمند بود که کسی جرات کند روی او حساب باز کند و سران الجزایر نیز چندان تمایلی برای رهبری اعراب از خود نشان ندادند.
این‌گونه شد که کاخ پادشاهی ریاض که ظاهرش حتی با 20 سال پیش از آن نیز دیگر غیرقابل مقایسه است به «رم» دنیای اعراب تبدیل شد و همه راه‌ها به آن ختم می‌شود، تا رقابت ریاض با تهران در منطقه دیگر جدی باشد؛ به خصوص پس از انقلاب که ایران برای کسب استقلال خود دست از وابستگی از آمریکا برداشت و عربستان خود را تنها معشوقه واشنگتن در خاورمیانه یافت و رقابت ایران و ریاض در منطقه ادامه یافت ولی در سپهر دیپلماتیک دنیای پس از 11 سپتامبر و حمله آمریکا به عراق و افغانستان رقابت دو قدرت منطقه ـ ایران و عربستان ـ وارد مرحله جدیدی شد.
یکی از مناطقی که عربستان همواره سعی کرده نفوذ ایران را کاهش دهد، عراق بوده است که پس از سقوط صدام و سهیم شدن اکثریت جمعیت شیعیان در قدرت این کشور، عربستان احساس کرد همان‌گونه که در دوران صدام رابطه‌ای با بغداد نداشت در دوران جدید نیز بغداد رفاقت با تهران را به شدت به نزدیکی به ریاض ترجیح می‌دهد تا جایی که عربستان هنوز در عراق سفارتخانه ندارد.
در همین راستا ریاض همواره سعی کرده است تغییری در این معادله ایجاد کند و برخی در ایران معتقدند علت عدم تشکیل دولت جدید در عراق پس از انتخابات جدید موش‌دوانی ریاض در بغداد است و اکنون که زمان عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از منطقه نزدیک‌تر شده نگرانی فرزندان سعود بیشتر نیز شده و این در حالی است که انتخابات‌های پیاپی در عراق نیز بیشتر مایه نگرانی ریاض است چرا که همواره شیعیان عراق که به ایران نزدیک هستند یا حداقل تهران را بی‌تردید به ریاض ترجیح می‌دهند در انتخابات‌های پیاپی پیروز می‌شوند.
رویترز در تحلیلی به نقل از «تیدور کاراسیک» از متخصصان مرکز خاورمیانه دوبی در این مورد نوشته است: «اکنون که خروج آمریکایی‌ها نزدیک شده است سعودی‌ها می‌خواهند مطمئن شوند که ایرانی‌ها دستاوردی استراتژیک، سیاسی یا تاکتیکی نداشته باشند.» رویترز همچنین ادامه داده است: «متخصصان معتقدند عربستان نشان داده خواهان این است که بازیگر فعال‌تری در همسایه شمالی خود باشد.» اما شاید آمریکایی‌ها هم‌ چندان مایل به فعال‌تر شدن عربستان در عراق نباشند چرا که هرجا عربستان نفوذ پیدا کرده، بلاانفصال القاعده در آنجا نفوذ پیدا کرده است و حتی خود ریاض نیز بر این موضوع واقف است. رویترز در این مورد نوشته است: «طبق اعلام رسانه‌های عراقی، مقامات عربستانی و عراقی توافقات امنیتی دوطرفه‌ای به امضا رسانده‌اند؛ ریاض نگران نفوذ القاعده در عراق است. ریاض نگران است مرز دورافتاده 812 کیلومتری بین دو کشور به محلی برای اعزام نیروهای القاعده به عراق تبدیل شود.»
نشان به آن نشان که افغانستان در سال‌های پایان دهه 80 میلادی تنها چند صباحی به محل نفوذ شیوخ عربستانی تبدیل شد و همین کافی بود که همسایه شرقی ایران به یکی از لانه‌های مستحکم القاعده و شیوخ سلفی تبدیل شود و از قضا این کشور نیز از مناطقی است که تهران و ریاض در آن رقیب هم هستند، حداقل عربستان چنین فکر می‌کند؛ اما در اینجا می‌توان گفت سعودی‌ها بازی را سه بر هیچ از تهران باخته‌اند چرا که حوزه نفوذ آنها در افغانستان در میان نیروهای طالبان و تندروهای سلفی است که آمریکا 9 سال است سعی می‌کند ریشه آنها را بخشکاند و در این مسیر حتی به ریاض فشار وارد می‌کند تا دست از حمایت طالبان و القاعده بردارد. از سوی دیگر افغانستان به علت قرابت فرهنگی و همسانی زبانی با ملت «پارس» حیاط خلوت تهران به شمار می‌آید. شاید به این دلیل است ملک عبدالله که تا همین پنج سال پیش ولیعهد بود، تمام تلاش خود را می‌کند تا بتواند در دیگر زمین‌های بازی مچ تهران را بخواباند. یکی از مناطقی که ریاض به شدت سعی دارد این کار را در آن انجام دهد، لبنان و سرزمین‌های اشغالی است. بسیاری از کارشناسان منطقه سفر اخیر ملک عبدالله به سوریه و دیدار با بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه و سپس سفر این دو رهبر رقیب عرب به لبنان و دیدار با سعد حریری نخست‌وزیر لبنان را در این راستا قابل توجیه می‌دانند.
بثینه شعبان وزیر مشاور ریاست جمهوری سوریه در امور سیاسی و رسانه‌ها پس از ورود «عبدالله» به دمشق به خبرنگاران گفت: «سفر ملک عبدالله به سوریه به منظور ادامه رایزنی و هماهنگی میان دمشق و ریاض درباره مسائل منطقه به ویژه اوضاع لبنان صورت گرفته است.» اما تلاش ملک عبدالله برای به دست آوردن نفوذ از دست رفته در «عروس خاورمیانه» و زورآزمایی با ایران در آن زمین نیز از سکانس اول خود با اما و اگرهای بسیار مواجه است. ملک عبدالله که کشورش در زمان پادشاهی برادر ناتنی خود در لبنان وضع بهتری داشت، مجبور بود با بشار اسد به بیروت وارد شود، و کسی نیست در دنیا که از «عهد اخوت» تهران و دمشق خبر نداشته باشد. «عهدی» که حتی هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا نیز در سفر چند ماه پیش نتوانست با قول اغواگرایانه لغو تحریم‌های آمریکا علیه سوریه، آن را بشکند.
ابزاری که عربستان در لبنان در دست دارد گروه 14 مارس است که رهبری آن را سعد حریری در دست دارد اما ایران نیز در مقابل روابط بسیار مناسبی با حزب‌الله دارد.
گروه حزب‌الله لبنان قهرمان مقاومت لبنان است و از این سو بسیار بین مردم لبنان و نه تنها شیعیان طرفدار دارد چرا که اعراب تا پیش از شکست دادن اسرائیل در جنگ 33 روزه اگر می‌خواستند پیروزی خود را بر دشمنان‌شان به یاد بیاورند تنها می‌توانستند به فائق آمدن مردم الجزیره بر استعمار فرانسه اشاره کنند چرا که در تمامی جنگ‌های خود با اسرائیل شکست خورده بودند تا اینکه حزب‌الله لبنان به رهبری سیدحسن نصرالله اسرائیل را زمینگیر کرد. دیگر آنکه دولت لبنان به لطف و مرحمت قطعنامه‌هایی که سازمان ملل به تصویب رسانده و معاهدات نظامی این کشور با کشورهایی همچون فرانسه، اسرائیل و آمریکا ارتشی بسیار ضعیف و تجهیزات جنگی‌ای در حد «هیچ» دارد که این مساله نقش حزب‌الله لبنان را هم در مسائل داخلی و هم در بعد دفاع از تمامیت ارضی لبنان در برابر رژیم صهیونیستی پررنگ‌تر می‌کند کمااینکه تهران نیز به شدت در پی آن است که روابط خود را با حزب حاکم لبنان بهبود بخشد. سفر آتی رئیس‌جمهور ایران به لبنان پس از ماه رمضان و همچنین سفر تنظیم شده حریری به ایران در این رابطه است و البته تلاش تهران بی‌فایده نیز نبوده است چرا که لبنان از کشورهایی بود که در شورای امنیت سازمان ملل به دور جدید تحریم‌ها علیه تهران رای مثبت نداد. به نظر می‌رسد ریاض در این زمین بازی نیز در بهترین حالت، با تهران مساوی است.
حال عربستان در سرزمین‌های اشغالی هم بهتر از دیگر مناطق نیست. ریاض سعی کرده است در آن منطقه به کشورهایی همچون مصر، اردن و بازیگرانی مثل جنبش فتح فلسطین نزدیک و نزدیک‌تر شود. همزمان ریاض کوشید با کاهش تنش‌های داخلی فلسطین و لبنان، قدرت عمل ایران را کاهش دهد. در چارچوب همین سیاست بود که پیمان مکه در فوریه سال 2007 میان حماس و الفتح امضا شد و این دو با تشکیل یک دولت وحدت ملی در فلسطین موافقت کردند.
اما میانجیگری عربستان سعودی برای نزدیک کردن حماس و الفتح، زمینه‌ساز یک بحران تازه میان ریاض و واشنگتن شد. دولت آمریکا در انگیزه‌های ضدایرانی عربستان سهیم بود، اما انزوای حماس را می‌طلبید و به همین دلیل طرح‌های رهبری عربستان سعودی را مدفون کرد. اما ایران این بازی را نیز فعلاً در ضربات پنالتی برده است. زمانی که اسرائیل با چراغ سبز آمریکا و عربستان به غزه حمله کرد، ریاض منتظر ماند تا حماس طرفدار ایران در غزه زمینگیر شود اما افکار عمومی عرب را از دست داد و حماس نیز از قدرت کنار نماند و مردم غزه که دیگر به حماس همچون حزب‌الله لبنان به چشم قهرمانان مقاومت نگاه می‌کردند به دیده غضب به سران عربستان می‌نگریستند. عربستان در آن زمان هم واشنگتن را باخت هم پایتخت‌های اسلامی را از دست داد.
دیگر منطقه‌ای که عربستان بر این گمان است که تحت نفوذ ایران قرار دارد، یمن است. شیعیان حوثی یمن در چند کیلومتری هم‌مذهبان عربستانی خود در جنوب شرقی شبه جزیره عربستان قرار دارند و جمعیت و قدرت نظامی این دو، عربستان را که وضعیت داخلی مشوشی نیز دارد نگران‌تر کرده است. با اینکه مقامات ایرانی بارها و بارها دخالت و حمایت از شیعیان حوثی را تکذیب کرده‌اند اما ریاض به شدت ادعا می‌کند ایران با حمایت از گروه الحوثی سعی در تحت فشار قرار دادن عربستان سعودی دارد. با توجه به اینکه ایران در آن منطقه «منفعت استراتژیک» ندارد، عربستان در این قسمت از مرز خود نیز با گروهی طرف است که طرفدار ایران است؛ ایرانی که چیزی برای از دست دادن در آن منطقه ندارد. اما عربستان از سوی دیگر نفوذ غیرقابل انکاری در کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس دارد و در اکثر سواحل جنوبی خلیج‌فارس و البته کشورهایی مانند اردن دست برتر را نسبت به ایران دارد، هر چند روابط کشورهایی مانند قطر و عمان نیز با تهران اگر به گرمای ظهر تابستان نباشد اما بعدازظهر یک روز بهاری است.
اما روابط ریاض ـ واشنگتن ماجرای دیگری است. شاید بیشترین دلخوشی ریاض به حمایت واشنگتن از این پایتخت باشد. روابط ریاض و واشنگتن خود داستانی است که ماجرایی دوصدمن است. آمریکا بزرگ‌ترین شریک تجاری عربستان است؛ بزرگ‌ترین تامین‌کننده تجهیزات نظامی این کشور و بزرگ‌ترین خریدار نفت شاهزادگان سعودی. از همین رو است که بسیاری از کارشناسان مسائل بین‌المللی بزرگ‌ترین نگرانی کنونی ملک عبدالله و اطرافیانش را بهبود روابط تهران ـ واشنگتن می‌دانند که می‌تواند به راحتی به ماه عسل واشنگتن ـ ریاض پایان دهد و تند شدن لحن ریاض در برابر تهران در سال‌های اخیر به بهانه برنامه هسته‌ای ایران را از همین حیث بررسی می‌کنند. اما ایران و عربستان در فضای مجازی هم کارزاری حسابی دارند. شبکه العربیه متعلق به خانواده پادشاهی عربستان است؛ شبکه‌ای که به گاف‌های رسانه‌ای‌اش در مورد پوشش اخبار ایران معروف شده است.
این شبکه به علت عدم رویکرد حرفه‌ای خود نتوانسته است نفوذ پیدا کند و در عرصه رسانه‌های عرب‌زبان نیز با آنچنان رقبای قدری مانند الجزیره و چندین شبکه عرب‌زبان که متعلق به ایران هستند یا طرفدار ایران به شمار می‌آیند مواجه است که ضریب نفوذی قابل صرف نظر برایش باقی مانده است و البته در این میان واکنش‌های دستگاه دیپلماسی تهران در برابر عربستان نیز خود قابل توجه است چرا که با وجود اظهارنظرهای تند و غیردیپلماتیک سران عرب پیرامون ایران، تهران رویکردی نصیحت‌پیشه نسبت به ریاض اتخاذ کرده است و این موضع کج‌دار و مریز که به نظر بهترین شیوه برخورد با سیاست‌های عربستان به نظر می‌رسد منحصر به دولت‌های نهم و دهم نیست.